شعری از محمدرضا شفیعی کدکنی که به استاد شجریان تقدیم شده است.
دران زلالِ بیکران
بخوان که از صدای تو سپیده سر برآورد
وطن، زِ نو، جوان شود دمی دگر برآورد
به روی نقشهٔ وطن، صدات چون کند سفر
کویر سبز گردد و سر از خزر برآورد
برون زِ ترس و لرزها گذر کند ز مرزها
بهار بیکرانهای به زیب و فر برآورد
چو موجِ آن ترانهها برآید از کرانهها
جوانههای ارغوان زِ بیشه سر برآورد
بهار جاودانهای که شیوه و شمیم آن
ز صبرِ سبزِ باغِ ما گُلِ ظفر برآورد
سیاهی از وطن رود، سپیدهای جوان دمد
چو آذرخشِ نغمهات زِ شب شرر برآورد
شب ارچه های و هو کند، زِ خویش شستشو کند
در این زلال بیکران دمی اگر برآورد
صدای تُست جادهای که میرود که میرود
به باغ اشتیاق جان وزان سحر برآورد
بخوان که از صدای تو در آسمانِ باغ ما
هزار قمریِ جوان دوباره پَر برآورد
سفیرِ شادی وطن صفیر نغمههای تُست
بخوان که از صدای تو سپیده سر برآورد.
محمدرضا شفیعی کدکنی
طفلی به نام شادی، تهران: ۱۳۹۹، ص ۲۱۸
محمدرضا شفیعی کدکنی، نویسنده و ادیب و شاعر در نوزدهم مهرماه ۱۳۱۸ در کدکن ِ تربت حیدریه در خراسان دیده به جهان گشود.
اشعار شفیعی کدکنی را میتوان در زمرهی شاعران اجتماعی ایران قلمداد کرد. در هر برهه از زمان در اشعار شفیعی میتوان حال و روز جامعهی آن روز را دریافت. عبدالحسین زرینکوب دربارهی اشعار شفیعی کدکنی خطاب به او مینویسد: «...شعر، شعر جوهردار، شعر بینقاب همین است. دست مریزاد دوست عزیز… خرسندم که شعر واقعی عصر ما در صافترین و درخشانترین اشکال خویش است شکفت و این آرزوی دیرینم برآورده شد.
حق آن است که کمتر دیدهام محققی راستین در شعر و شاعری هم پایهای عالی را احراز کند و خرسندم که این استثنا را در وجود آن دوست عزیز کشف کردم… ....»
بیشتر بخوانید:
goo.gl/oqQX8M#محمدرضا_شجریان #محمدرضا_شفیعی_کدکنی
#شجریان #شفیعی_کدکنی
@Tavaana_TavaanaTech
@IranFreedomList @IRAN24Live #Telegram
#ایران_راپس_میگیریم
برانداختن حکومت دستنشانده دینی تروریستی ضدایرانی ضدبشری اشغالگر ایران✊
#سازماندهی #اعتصاب #اعتراض #براندازی