مردم برای نماز جماعت در صحن مسجد الاقصی حاضر می شوند هلی کوپتری نظر مردم را به خود جلب می کند از هلی کوپتر دو نظامی قد بلند با صورت پوشیده و یک مرد با قدی متوسط با لباسی سیاه و بلند پیاده می شوند ان مرد رهبر ایران و ان دو نظامی از سرداران نیروی هوایی و نیروی زمینی ایران هستند برخی رهبران و مجاهدین فلسطینی و مصری به استقبال رهبر ایران می ایند با ورود رهبر ایران یک خودرو نظامی وارد صحن می شود و از ان مردی با دستان بسته و صورت پوشیده تحویل نظامیان همراه رهبر ایران می شوند ان اسیر نخست وزیر اسرائیل است رهبر ایران به همراه مردم به نماز می ایستد و ان دو نظامی مامور محافظت از نخست وزیر چموش اسرائیل می شوند نماز تمام می شود و رهبر ایران به همراه مردم و رهبران اسلامی در مقابل نخست وزیر اسرائیل ناهار می خورد رهبر ایران از دو بطری نوشیدنی سرخ و بی رنگ می نوشد نخست وزیر اسرائیل فریاد می زند ببینید رهبر ایران شراب می خورد رهبر ایران چیزی نمی گوید مردم هم ساکت هستند و جرات پرسش ندارند رهبر ایران می پرسد : خانواده این مرد کجا هستندد نظامیان مصری خانواده نخست وزیر اسرائیل را می اورند رهبر ایران از نخست وزیر اسرائیل می پرسد: طلا دوست داری ؟ نحست وزیر اسرائیل می گوید : همه دوست دارند رهبر ایران به کودکانی که به نماز ایستاده بودند اشاره می کند و انها را فرا می خواند رهبر ایران می پرسد: اهل کدام شهرید کودکان به ترتیب پاسخ می دهند : الخلیل بیت المقدس رام الله غزه
رهبر ایران می گوید : هر کدام از شما که این مرد را نزد من شقاعت کند من از خونش می گذرم وبا طلای بسیار به غرب تحویل می دهم
کودکان فریاد می زنند : کلا هرگز او را نمی بخشیم او پدر و مادر ما را کشت خواهران برادران ما را کشت و خانه هایمان را وزیران کرد
رهبر ایران به ان دو نظامی همراه اشاره می کند ان ها دو دست نخست وزیر اسرائیل را می گیرند و پای خود را بر روی پای او می گذارند تا تکان نخورد
رهبر ایران به یکی از همراهانش اشاره می کند دو نفر ظرفی می اورنئد
رهبر ایران به نخست وزیر اسرائیل می گوید من تو را با طلای بسیار به غرب تحویل می دهم
انگاه ان دو نفر قیفی بر دهان نحست وزیر اسرائیل فرو می کنند و به دستور رهبر ایران طلای مذاب به حلق ان شریر می ریزند کودکان فریاد می زنند تکبیر می گویند و اشک شوق می ریزند مردم با انها همراهی می کنند و تکبیر می گویند
رهبر ایران در رو به ان شریر می کند و ایه قران را می خواند
برخی رهبران و مجاهدین فلسطینی و مصری به استقبال رهبر ایران می ایند با ورود رهبر ایران یک خودرو نظامی وارد صحن می شود و از ان مردی با دستان بسته و صورت پوشیده تحویل نظامیان همراه رهبر ایران می شوند ان اسیر نخست وزیر اسرائیل است رهبر ایران به همراه مردم به نماز می ایستد و ان دو نظامی مامور محافظت از نخست وزیر چموش اسرائیل می شوند
نماز تمام می شود و رهبر ایران به همراه مردم و رهبران اسلامی در مقابل نخست وزیر اسرائیل ناهار می خورد رهبر ایران از دو بطری نوشیدنی سرخ و بی رنگ می نوشد نخست وزیر اسرائیل فریاد می زند ببینید رهبر ایران شراب می خورد رهبر ایران چیزی نمی گوید مردم هم ساکت هستند و جرات پرسش ندارند
رهبر ایران می پرسد :
خانواده این مرد کجا هستندد
نظامیان مصری خانواده نخست وزیر اسرائیل را می اورند
رهبر ایران از نخست وزیر اسرائیل می پرسد:
طلا دوست داری ؟
نحست وزیر اسرائیل می گوید :
همه دوست دارند
رهبر ایران به کودکانی که به نماز ایستاده بودند اشاره می کند و انها را فرا می خواند
رهبر ایران می پرسد:
اهل کدام شهرید
کودکان به ترتیب پاسخ می دهند :
الخلیل
بیت المقدس
رام الله
غزه
رهبر ایران می گوید :
هر کدام از شما که این مرد را نزد من شقاعت کند من از خونش می گذرم وبا طلای بسیار به غرب تحویل می دهم
کودکان فریاد می زنند :
کلا هرگز او را نمی بخشیم او پدر و مادر ما را کشت خواهران برادران ما را کشت و خانه هایمان را وزیران کرد
رهبر ایران به ان دو نظامی همراه اشاره می کند ان ها دو دست نخست وزیر اسرائیل را می گیرند و پای خود را بر روی پای او می گذارند تا تکان نخورد
رهبر ایران به یکی از همراهانش اشاره می کند دو نفر ظرفی می اورنئد
رهبر ایران به نخست وزیر اسرائیل می گوید من تو را با طلای بسیار به غرب تحویل می دهم
انگاه ان دو نفر قیفی بر دهان نحست وزیر اسرائیل فرو می کنند و به دستور رهبر ایران طلای مذاب به حلق ان شریر می ریزند کودکان فریاد می زنند تکبیر می گویند و اشک شوق می ریزند مردم با انها همراهی می کنند و تکبیر می گویند
رهبر ایران در رو به ان شریر می کند و ایه قران را می خواند
یعلمون الذین ظلموا ای ینقلب منقلبون