حقیقت تلخی‌ست. اینها که در این هواپیمای اوکراینی کشته شدند جنسی متفاوت از ۱۵۰۰ انسانی دارند که در آبان ماه جان باختند. پشت اینها دولت‌های خارجی‌ قرار دارند. حقوق شهروندی یک انسان غربی با چند سده قدمت ایستاده و نمی‌گذارد به همان بی‌سر و صدایی کشتار آبان، این جنایت ماستمالی شود. اما این تنها تفاوت این دو گروه نیست. اینها دوستان و نزدیکانی دارند که بلدند اعتراض کنند و صدایشان را به زبانهای دیگر هم بگوش برسانند. چیزی که بینوا مردم ماهشهر و مریوان از آن بی‌بهره یا کم‌بهره بودند. اینجاست که جامعه طبقاتی ایران رخ می‌نمایاند و حقیقت‌اش را به ما نشان می‌دهد. مرگ اینها با همذات‌پنداری جریانهایی در اجتماع ایران همراه خواهد شد که در سالهای اخیر در پیدا و پنهان، هم‌پیمان جمهوری‌اسلامی بودند. طبقه‌ای که جمهوری‌اسلامی در همه این سالها تلاش کرده به مدد ظریف‌ها و بهنودها قانع‌شان کند که مسیری که حکومت می‌رود، منطبق با منافع ملی ایران است. بخش‌هایی از این طبقه حالا ممکن است بچرخند و موضعی متفاوت از گذشته بگیرند. حقیقت تلخی‌ست، اما مرگ اینها تبعات گسترده‌تری برای حکومت خواهد داشت تا مرگ آن ۱۵۰۰ نفر. هر دو گروه انسان‌اند، قاتلانش یکی‌ست، سرنوشت‌شان یکی‌ست، اما بهایی که جمهوری‌اسلامی پرداخت می‌کند یکسان نخواهد بود.


Bamdad
____
@ajibzad

1 comment

علی خامنه‌ای
کدوم احمقی عملیات محرمانه منفجر کردن هواپیمای مسافربری را رسانه‌ای کرد؟

مردم ایران دو دسته هستند یا طرفدار نظام یا اشرار. با آمریکا مذاکره میکنم که مردم اشرار ایران از ناراحتی بترکن هر کی اعتراض کند اعدامش میکنیم‌ مردم هیچ غلطی نمیتواند بکند

بسم الله الرحمن الرحیم