#شاهزاده_رضا_پهلوی گرامی:
امروز که این تصاویر بر صفحات مجازی و غیرمجازی نقش بسته‌اند، امروز که حضور محمدبن‌سلمان در واشنگتن بارقه‌های تازه‌ای از سرمایه‌گذاری و قدرت را برای ایالات متحده و عربستان زنده کرده، ما ایرانیان با آهی سنگین و حسرتی جانکاه به آن می‌نگریم؛ حسرتی برخاسته از دل مردمی گرفتار خشکسالی، فقر، آلودگی هوا، مهاجرت اجباری، فساد ساختاری و هزار بحران دیگر!واقعیتی تلخ و انکارناپذیر است: امیدمان هر روز کم‌نورتر می‌شود.

نفت، شریان تپنده‌ی جهان امروز و جمهوری اسلامی با تکیه بر این سرمایه‌ی فسیلی پایان‌ناپذیر، در عرصه‌ی بین‌المللی به قلدری ایستاده است، در حالی‌که کشورهای عرب حاشیه‌ی خلیج فارس در کنار قدرت‌های غربی هر روز افق‌های تازه‌ای از رفاه و توسعه می‌گشایند. آرامکو قله‌های نفت و گاز را درمی‌نوردد و حاکمان عرب با ثروت بی‌کران خود بر ژئوپلیتیک منطقه فرمان می‌رانند.
اما ما؟
ما مردم ایران در آرزوی یک گذرنامه، در حسرت ویزای ترکیه و ارمنستان، در فکر گریز از جهنمی که بر سرمان آوار شده، دست‌وپا می‌زنیم.

در این سو، اپوزیسیون:
تمام واکنش‌ها و سهم ما از نفت،محدود شده به مقاله های سعید قاسمی‌نژاد برای تحریم نفت ایران یا گلایه هایش از این‌که چرا رژیم هنوز نفت می‌فروشد و از طرفی در FDD میکوشند که SHIP ACT را به سرانجام رسانند بی هیچ سهم یک قطره ای برای منِ صاحب نفت که میگوید:
۷۵ درصد سهم ‎#غرامت_گیت
۲۵ درصد سهم خزانه ی امریکا
و ما مردم ایران،«هیچ»!
و همّت و برنامه‌ریزی‌ها خلاصه شده در دفترچه‌ای که ۱۱۲ روز پیش نوشته شد و حتی نتوانستند به همان وعده‌ی ۴۵ روزه‌اش پایبند بمانند؛ وعده‌ای که امروز در برابر رنج طاقت‌فرسای مردم، سنگین و بی‌اثر جلوه می‌کند،وعده ی زمستان را داده اند،گویی زمان و حوصله ی شان از ارامشی عجیب برامده و انگار که نه انگار مردم در ایران آرزوی رفتن این رژیم را در همین امروز دارند!این در حالیست که خود ملایان هم به ماندن تا زمستان باور ندارند!!!!

شاهزاده گرامی:
اپوزیسیون در خود می‌لرزد و زیر سایه‌ی آنان که به‌نام «ریزش» حالا پر مدعا و طلبکار وارد شدند، از دو دستگی به چندپاره‌گی رسیده است،مبارزه‌ی مدنی، صبوری دموکراتیک، تمرین آینده‌ای دور و مبهم و وعده ی دموکراسی در جنگ و...
همه و همه گویی دریچه‌های امید را یکی‌یکی بسته‌اند،در حالی‌که مخالفان سلطنت، به جای مقابله با جمهوری اسلامی، چنین وانمود می‌کنند که «براندازی رضا پهلوی» واجب‌تر و ضروری‌تر از براندازی جمهوری جنایت و بزه اسلامیست.

بپذیریم که:
این رژیم با بوق ماشین، با شعار، با نپرداختن قبض، با اعتصاب طلای‌فروشان و رانندگان، تکان نخواهد خورد،سال‌هاست که ما همان قورباغه‌ای در آب جوش را زندگی میکنیم،آرام‌آرام به فقر، گرانی، سانسور، اعدام، خودکشی، آلودگی هوا و انواع مرگ‌های بی‌صدا عادت داده شده‌ایم؟

وقت آن رسیده است که بپذیریم این مسیر تا امروز پاسخی نداده است،باید به راهی تازه اندیشید؛ باید شیوه‌ی مبارزه را از پایه بازتعریف کرد؟
در کنار این همه، نزاع‌های بی‌پایان ، مصادره‌کردن رسانه‌ها، گزینشی‌بودن دیدارها و حتی گفتگو با شخص شما و تشتت‌های کوچک و بزرگ، هر روز ما را از خانه دورتر می‌برد،امروز، نه تنها منِ نویسنده، که میلیون ها ایرانیِ درمانده،نگران و حتی مات تر از همیشه‌اند؛ مردمانی که هر روز صدای خودکشی‌ها، انزواها، طردشدن‌ها و فروریختن انسان‌ها را می‌شنویم.

جمهوری اسلامی، در خارج از کشور نیز نسخه‌ای از خود ساخته است و جواد ظریف نیز حتی تشکیل یک «دولت سایه» در دل آمریکا را رقم زده!
کمی انطرف تر ،ورود ریزشی‌های ظاهری، با مدیران و مأموران دیروز که در روزهای ابتدایی باورش ترسناکترین مرحله ی سیاسی یک باورمند به انقلاب بود،دیدن ور دست ظریف و مدیران باورمند به حکومت اسلامی ،همانها که امروز در لباس اپوزیسیون، مأمور چندپاره کردن صف آزادی‌خواهان‌اند،گویی به خواست خود رسیده
و ما...
با حسرت به آسمان نگاه می‌کنیم، به پرواز چند فروند F-35 بر فراز واشنگتن، و به آینده‌ای که اعراب برای خود ساخته‌اند و در مقابل، ما فقط می‌توانیم خاطرات شاهِ فقید را مرور کنیم و بغضی را که در گلویمان همچو غده ای مانده، فرو بدهیم.

شاهزاده رضا پهلوی،
به عنوان یک سرباز مینویسم:
همان‌طور که بارها فرموده‌اید، تنها سرمایه‌ی واقعی ما «خودِ ما مردم» هستیم،ما می‌دانیم که بی‌شماریم؛ می‌دانیم که سزاوار این زندگی نیستیم؛ می‌دانیم که می‌توانیم برخیزیم اگر مسیر، هدف و فرماندهی روشن باشد و میدانیم توانمندتر از این روش های کنونی،این تماشاچی اعراب منطقه ایم!
ما به آینده‌ای روشن‌تر از این سوگند خورده‌ایم.
اما برای رسیدن به آن، نیازمند تصمیمی تازه، رویکردی تازه و جسارتی تازه هستیم.
‎@PahlaviReza
‎#پسرعاقل_نوح

#اتحاد_ملی_ایران 🤝
🌐 خبرهای بیشتر را از اینجا دنبال کنید👇
@OmidIranAzad

1 comment

آقای پسر عاقل نوح. شما چطور ادعا میکنید که سربازید ولی دایما در کار فرمانده دخالت میکنید و اشگال تراشی میکنید ؟بعد وقتی می‌بینید که کارها کند پیش میرود تمام مشکلات و ایرادها رو متوجه فرمانده میکنید و تقصیرها رو به گردن ایشان می اندازید.همین امثال شماهایید که با گرفتن ایرادهای واهی و اشتباه همیشه اب در آسیاب دشمن ریخته اید و کار ایران به اینجا کشیده شده.
دست از سر رضا شاه دوم بردارید و بگذارید کارشان را بکنند.
البته اگر گوش شنوایی دارید