▪️ اگر شفیعی کدکنی معمار بود…

🖋 محمدفرید مصلح| دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران

این یادداشت با نگاهی به کتاب رستاخیز کلمات از دکتر شفیعی کدکنی نوشته شده؛ به این امید که با خواندن آن از دریچه‌ای دیگر به نقد معماری نظر بیفکنیم. نخستین مواجهۀ من با این کتاب در کلاس نقد معماری دکتر حمیدرضا خوئی بود. از خودم می‌پرسیدم که نسبت این کتاب با نقد معماری چیست و چرا باید برای درک بهتر نقد معماری به نقد ادبی رجوع کنیم؟ دو پاسخ یافتم که متقاعدم کرد تا این کتاب را بخوانم: نخست اینکه تاریخ و قدمت نقد در حوزۀ ادب بسیار طولانی‌تر از معماری است؛ دوم اینکه بر کسی پوشیده نیست که شعر و ادب مهم‌ترین هنر در فرهنگ ایرانی است و در طول تاریخ، بیش‌ترین نقدها متوجه نقد ادبی بوده است.

البته کتاب رستاخیز کلمات کتاب جامعی دربارۀ نقد ادبی نیست، بلکه به تشریح اندیشه‌های ادبی صورت‌گرایان (فرمالیست‌های) روسی می‌پردازد؛ جریانی که به فرم اثر ادبی اولویت می‌دهند. آنچه این کتاب را خواندنی‌تر می‌کند، حرف‌های قیاسی کدکنی است. او گاهی وضعیت ما را با اندیشه‌های این جریان مقایسه و خواننده را شگفت‌زده یا اندوهگین می‌کند. پرسش دیگر این است که چرا کدکنی از بین تمام نحله‌های نقد ادبی به صورت‌گرایان روس توجه کرده؟ به‌نظر من کدکنی گمشده‌ای در اندیشه‌های این جریان یافته. گویا رویکرد صورت‌گرایان روس می‌تواند گره‌ای از مسائل فرهنگی ما را باز کند.

⭕️ ادامۀ مطلب را می‌توانید در Instant View یا در وب‌سایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:

https://telegra.ph/fm5-05-09
http://koubeh.com/fm5

@Koubeh

1 comment

میان نوشته هایی که این روزها از دانشجوها(یا فارغ تحصیلان ) مطالعات معماری میخوانم، یکی از بهترین ها بود. نمیدانم چرا بعضی از مطالعاتی ها این روزها به تحقیر و حتی تمسخر دیگر نه فقط فرم بلکه خود معماری میپردازند. در حالیکه چنین نوشته هایی چه لازم و روشنگرند. ضمنا بنده هم حسن خواندن این کتاب دائما به رابطه آنچه استاد کدکنی میگوید با .
معماری فکر میکردم