«و انسان، دشواری وظیفه است.» این جمله‌ای بود که در همه‌ی پروفایل‌هایش می‌نوشت. هرگز در مواضع سیاسی و اقتصادی هم‌سو نبودیم. او به جامعه‌ی آرمانی سوسیالیستی باور داشت و من خلافش بودم. و اتفاقاً برای همین‌ اختلاف‌نظر بود که با یک‌دیگر آشنا و دوست شدیم؛ آن هم چه دوستی‌ای! بیش‌از ۱۰ سال! ژرف و پر از خاطره و سفَر و فرازونشیب. پر از گیلان، پر از چای، پر از مادرم، پر از پدربزرگم، پر از کرمانشاه، پر از زبان و موسیقی کردی، پر از گیلکی، پر از کرمانشاه و خاطرات عجیبش میان ما، پر از تهران و گیلان. محمدِ عزیزم، رفیق نابِ دیرینم، مهربان‌رفیقم، خوش‌خنده‌ی شوخم، ای رفیق چپ‌اندیشی که در رفاقت راست‌ترین بودی، این چه رفتنی بود عزیزدلم؟! این‌گونه ناگهانی و دردناک آخر؟! قرار بود پس‌از سال‌گرد مادرم به خانه‌‌ات، که تازه در آن مستقر شده بودی، بیایم. اما روزگار را ببین! همان خانه، گازش نشت می‌کند و تو مهربان‌رفیق جانانه‌ام را در آتشِ انفجارش می‌سوزاند و از جهان می‌گیرد. من چه‌گونه تاب بیاورم تخیل سوختنت در انفجار را؟ این عکس را در آخرین سفرت به لاهیجان، ۳ ماه و ۲۰ روز پیش، گرفته بودیم. خوش‌حال بودی، و من با این لب‌خندت فقط می‌گریم.

6 comments

انشالله روحشون در آرامش باشه ...غمگین بودم ...غمگین تر شدم ...
fatemeh
There is nothing in this world constant but inconstancy..
سلام. بسیار متاسف شدم از خبر از دست دادن ناگهانی دوست و رفیق نزدیکتان.
چه می توان گفت در مرگ جوانی که هنوز سهمش از زندگی را نگرفته..غم و درد جانکاهی است .. امیدوارم روحشان قرین شادی باشد
خداوند به دل عزیزانش و به دل شما آرامش عطا کند
سلام، وقتی عکس دونفره شما را در اینستاگرام دیدم خوشحال شدم، گمان کردم شب عید قرار هست از شادی و دوستی بخوانم، صدحیف از رفیق؛ و روزگاری که اندکی شادی را هم تاب ...نیاوردصبر بر این روزها سخت هست براتون صبر میخواهم از خدا
اي واي !!!
چرا اينجوري شده ، چرا اينهمه غم ريخته رومون .... واقعا متاسفم ، براتون صبر ارزو ميكنم ....
آنقدر زیبا نوشته‌اید که اشکم در آمد، برایتان صبر و آرامش آرزومندم
tasliat migam .zendegi kheili bimani shodeeee