آنان که برای بهبود توده و کشور بسیار کوشیده و بهرهای نیافتهاند باید بدانند که دشواری در شیوهی انجام کارشان نیست بلکه در خود راهیست که برگزیدهاند. اصلاحات سرمایه میخواهد و آموزاکهای پاکدینی درست همان سرمایهایست که کشور به آن نیاز دارد. اساسًا کوشندگان سیاسی به این سرمایهی بیهمتا ، به پاکدینی ، بیپروایی بسیار کردهاند.
تودهی ایرانی نیز بهای گزافی برای این بیپروایی پرداخته است.اکنون باید دست از ستیزگی و خودسریها کشید و به مطالعهی جدی آن پرداخت.
کتابها و نوشتههای کسروی در اینترنت در دسترس گزاشته شده و همچون گذشته نیست که یافتن آنها دشوار یا ناشدنی باشد. دیگر خود را به ناشنیدن و نادیدن زدن و در برابر چنان بررسیهای دانشمندانهای بخاموشی گراییدن دورهاش سپری گردیده.
ـ از میان کسانی که ایران آشفتهحال را بررسی کرده بر بیماری او «تشخیص» گزاردهاند ، کسروی جداست.
زیرا تشخیصش با ازآِن دیگران بیکباره جداست. دیگران سیاست بیگانگان و پادشاهان ناشایا را مسئول بیماری و دردهای او نشان میدادند.برخی نیز دست بروی معلول گزارده اقتصاد و نداری را علت میدانستند.
کسروی یگانه کسی بود که ریشهی درد را «درونی» و آن را برخاسته از اندیشههای زیانمند و پراکنده دانست.
بیشتر آن کسان شیفتهی غرب و در این زمینه دنبالهرو تئوریهای ایشان بوده از خود پژوهشی نکرده بودند.و چون در جامعهشناسی اروپاییای که در آن دوره چیره میبود ، سرچشمهی تحولات ، اقتصاد و شیوهی تولید و ابزارهای آن نشان داده میشد اینان به تشخیص کسروی و راه چارهای که نشان میدهد سردی نشان داده آن را با صفاتی همچون «روبنایی» ، «غیر اساسی» یا «موضوعات فرعی» میخواندند.
امروز میتوان گفت دیگر تشخیصها شکست خورده و بطلانشان روشن گردیده. دانسته شده که آن صفات بیش از هر چیز شایستهی تشخیص خودشان بوده. زیرا رفته رفته کسان بیشتری در بررسیهاشان ریشهی دردها را درونی دانسته و بر این نکته پا فشردهاند که چاره جز آن نیست که مردم از این حال بیرون آیند ودیگر گردند.
چون بررسیهای اخیر تأیید نتیجهگیریهای کسروی میباشد همین دلیل است که دانستن اندیشههای او به هر ایرانی حقیقتپرستی که میخواهد به ماهیت و ریشهی گرفتاریهای کشورش پی برد لازم و واجبست.....
تودهی ایرانی نیز بهای گزافی برای این بیپروایی پرداخته است.اکنون باید دست از ستیزگی و خودسریها کشید و به مطالعهی جدی آن پرداخت.
کتابها و نوشتههای کسروی در اینترنت در دسترس گزاشته شده و همچون گذشته نیست که یافتن آنها دشوار یا ناشدنی باشد. دیگر خود را به ناشنیدن و نادیدن زدن و در برابر چنان بررسیهای دانشمندانهای بخاموشی گراییدن دورهاش سپری گردیده.
ـ از میان کسانی که ایران آشفتهحال را بررسی کرده بر بیماری او «تشخیص» گزاردهاند ، کسروی جداست.
زیرا تشخیصش با ازآِن دیگران بیکباره جداست. دیگران سیاست بیگانگان و پادشاهان ناشایا را مسئول بیماری و دردهای او نشان میدادند.برخی نیز دست بروی معلول گزارده اقتصاد و نداری را علت میدانستند.
کسروی یگانه کسی بود که ریشهی درد را «درونی» و آن را برخاسته از اندیشههای زیانمند و پراکنده دانست.
بیشتر آن کسان شیفتهی غرب و در این زمینه دنبالهرو تئوریهای ایشان بوده از خود پژوهشی نکرده بودند.و چون در جامعهشناسی اروپاییای که در آن دوره چیره میبود ، سرچشمهی تحولات ، اقتصاد و شیوهی تولید و ابزارهای آن نشان داده میشد اینان به تشخیص کسروی و راه چارهای که نشان میدهد سردی نشان داده آن را با صفاتی همچون «روبنایی» ، «غیر اساسی» یا «موضوعات فرعی» میخواندند.
امروز میتوان گفت دیگر تشخیصها شکست خورده و بطلانشان روشن گردیده. دانسته شده که آن صفات
بیش از هر چیز شایستهی تشخیص خودشان بوده. زیرا رفته رفته کسان بیشتری در بررسیهاشان ریشهی دردها را درونی دانسته و بر این نکته پا فشردهاند که چاره جز آن نیست که مردم از این حال بیرون آیند ودیگر گردند.
چون بررسیهای اخیر تأیید نتیجهگیریهای کسروی میباشد همین دلیل است که دانستن اندیشههای او به هر ایرانی حقیقتپرستی که میخواهد به ماهیت و ریشهی گرفتاریهای کشورش پی برد لازم و واجبست.....
🔸کانال پاکدینی (کانال اصلی احمد کسروی) :
Https://t.me/pakdini
🔸کانال کتابخانهی پاکدینی (کتابهای احمد کسروی و یاران او) (همچنین برخی کتابها را صوتی کرده در کانال گزاشتهایم) :
T.me/kasravi_ahmad
🔸پیام به ما :
T.me/PakdiniHambastegibot