🔴 گاهی از این که یک کار علمی ما مورد رفرنس قرار می گیرد خوشحال می شویم. اما اگر شما کاری انجام بدهید که مشکوک به بداخلاقی پژوهشی باشد، و آن کار در وبسایت ها و یا مقالات مورد اشاره قرار بگیرد چه احساسی خواهید داشت؟
🔴 یک پدیده ی مشکوک به بداخلاقی پژوهشی در ایران، در یکی از مقالات علمی مورد رفرنس قرار گرفته است.
از همراهان کانال، مقاله ای را برای من فرستاده اند که در یک مجله ی با دسترسی باز (بدون نمایه های معروفی مثل پابمد) و در 2019 منتشر شده ،
و به مفاهیم self-plagiarism و از جمله بداخلاقی پژوهشی salami-slicing پرداخته است.
در این مقاله برای بدخلاقی salami-slicing از یک مثال ایرانی استفاده شده است که در آن مجله ی Archives of Iranian Medicine یک مطالعه را گویی 33 بار منتشر کرده است!
در این مقاله آمده است که مطالعه ی مورد نظر، یک مطالعه اپیدمیولوژیک با موضوع بررسی سلامت روان ایرانیان بوده که در سال 2015 انجام شده است. در مارس 2017 یکبار نتایج مطالعه درمجله به صورت کلی منتشر شده است. سپس در نوامبر همان سال، 31 مقاله از این مطالعه به تعداد استان های ایران در یک روز منتشر (در شماره تکمیلی) شده است که داده ها، جمعیت، روش کار و... یکسانی داشته اند. در واقع محققین در این مقالات داده های کلی را 31 تکه (31 مقاله) کرده اند. به نظر می رسد که نشر این مقالات در این مجله بواسطه ارتباط برخی نویسنده های مقاله با مجله بوده است به این صورت که نام سردبیر مجله در تمام مقالات به عنوان حامی پروژه آورده شده است.
دفت داریم که این همه ی داستان نبوده و قائم مقام محترم معاونت تحقیقات وزارت بهداشت، در تمام مقالات به عنوان نویسنده حضور داشته اند. ایشان کمک سردبیر مجله ی منتشر کننده مقالات هم هستند. پروژه هم با حمایت مالی معاونت تحقیقات انجام شده بوده و در مجله ای منتشر شده که معاونت تحقیقات خودشان سردبیر مجله بوده اند. موضوع نیز فقط به سالامی ختم نمی شود چرا که برخی مقالات حتی در قسمت بحث خود (و نه فقط در مواد و روشها) مشابهت متنی کامل داشته اند. یا مثلا تمام 31 مقاله، مقاله اولیه را مورد استناد قرار داده بوده اند و آن را به مقاله پراستناد تبدیل کرده بوده اند.
✔️ در جایی دیگر در یک پادکست، برای توضیح پدیده ی غیر اخلاقی salami-slicing ، از مقالات منتشر شده در شماره تکمیلی نوامبر 2017 مجله AIM به عنوان بهترین مثال برای salami-slicing یاد می شود.
✔️ قسمتی از پست قبلی من در این مورد: یک لحظه تصور کنید چه اتفاقی افتاده است؟ به بهانه ایشوی تکمیلی و ایجاد سندی استانی، 31 بار یک روش کار تکرار شده است. یعنی شما یک کار ملی در استان های مختلف ایران انجام داده باشید و بعد بیاید 31 بار روش آن کار را تعریف کنید و فقط اعداد آن را عوض کنید. (بگذریم که در برخی مقالات برای جلوگیری از تکرار روش کار به مقاله چند سال قبل خود و یا دیگران رفرنس می دهند) متن مقدمه، نتایج و بحث مقالات در خیلی جاها همپوشانی دارد و 31 بار یک سری رفرنس تکرار شده اند. و بعد داده های مهم این مقالات در مقاله ای دیگر تکرار شده است. در کل گفته می شود در بعضی شرایط شاید اگر مجبور شویم اشکالی ندارد قسمت هایی از روش کار دو مقاله مشابهت داشته باشد ولی این که مقدمه، نتایج و حتی بحث شبیه هم باشند فکر نمی کنم کار درستی باشد. جدای از این که به جای این همه تکرار می شد همه مقالات را در یک مقاله جامع خلاصه کرد.
هر چند مقاله سال قبل منتشر شده ، اما شاید افراد درگیر در این موضوع بتوانند به مقاله مربوطه لتر بزنند و یا بیانیه ای در مجله ی خود منتشر کنند و در مورد این پدیده از خود رفع اتهام کنند.
لینک مقاله
لینک وبسایت منتشر کننده موضوع
لینک پادکستلینک مقالات در مجله ی AIM
فکر کنم سال ۲۰۱۷ بود که ایران بیانیه رسمی رو از سوی رییس جمهور برای قانون مبارزه با بداخلاقیهای پژوهشی منتشر کرد
بنظر شما، با این حجم بزرگ گزارشات رسمی از اختلاسهای مالی، سواستفاده از مقام و اعمال نفوذ در هرجایی که ممکن هست، نهادینه شدن دروغ و ریاکاری حتی در بالاترین سطح تصمیمکیری و هزار و یکجوربداخلاقی و عدم پایبندی به اصول انسانی و غیره، که مجاری خبری رسمی اطلاعرسانی میشود، «چرا باید انتظار داشت» افراددرگیر در این موضوع باید به خودشان زحمت پیگیری و یا انتشار بیانیه برای روشن شدن موضوع، رفع اتهام ویا عذرخواهی بدهند؟
اینچنین انتظاری بر اساس مقایسه اینگونه اتفاقات در جوامع پیشرفته دنیا هست اما براستی، از منظر پایبندیبه قانون و اصول اخلاقی (در هر موضوعی) ما در کدام پله در مقایسه با دیگر جوامع دنیا قرار داریم؟
آنچه که روز بروز بیشتر اشکار میشه این هست که امروز قبح اینجور بدخلاقیها و قانون شکنی در جامعهیکنونی ما از بین رفته و سطح توقع مردم برای تشخیص عمل خلاف از غیر خلاف بسیار بسیار پایین آمده.
متاسفانه من پاسخی از سوی مسئولین مربوطه ندیده ام تا به حال
ممنون از نکته ظریفی که اینجا فرمودید، به نظر میرسه علت این که در بعضی موارد هر چه ادم در مورد بداخلاقی ها داد میزنه و کسی صدای آدم رو نمیشنوه به خاطر همین نکنه ای باشه که شما فرمودید اینجا
ممنون از کامنت شما. بله بعضی مواقع می توان روش کار مشابه را صحیح دانست. اما نه این که ۳۱ بار یک روش کار تکرار شود. جدای از آن مشابهت متنی فقط مربوط به روش کار نبوده و در بخش های دیگر از جمله بحث مقاله هم مشابهت وجود داشته است.
قانون پيشگيري و مقابله با تقلب در تهيه آثار علمي در جلسه علنی مورخ 1396/05/31 مجلس شورای اسلامی تصویب و طی نامه شماره 73902 مورخ 1396/06/19 از سوی رییس جمهور ابلاغ گردید. نسخه ابلاغی این قانون را از طریق لینک زیر مشاهده نمایید
http://dotic.ir/print/435
البته دکتر ملک زاده نویسنده این مقالات نیستند
http://www.aimjournal.ir/Archive/20/13
مثلا دو استان را انتخاب کنید و بررسی بفرمایید
در مورد دیسکاشن، می توانید به عنوان مثال مقاله اذربایجان غربی و اردبیل را مقایسه کنید
یا اینکه انالیز های استانی رو به عنوان ساپلیمنت مقاله اصلی میذاشتن