انقلاب‌ها را عمدتا نارضایتی از وضع موجود و امید به آینده می‌آفریند. در واقع اگر حداقلی از امید به آینده در میان نباشد انسان‌ها دست به انقلاب نمی‌زنند. آدم‌ها بر این باورند که هم‌اکنون در «وضعیت نامطلوب موجود» به سر می‌بریم اما این همه ماجرا نیست و یک «وضعیت مطلوب ناموجود» در میان است که انقلاب می‌تواند آن ناموجود را موجود کند و وضعیت بهتری بیافریند.
•
اگر این «امید» در میان نباشد انقلابی هم در کار نخواهد بود و در واقع انقلاب همان‌ اندازه که زاده‌ی نارضایتی است همان اندازه هم زاده‌ی امید است.
•
از این‌جا است که حکومت تمامیت‌خواه مستقر همه تلاش خود را می‌کند تا این امید را بکُشد.
این‌که جمهوری‌اسلامی مدام سوریه‌ای‌شدن ایران و یا تجزیه کشور را سرنوشت محتوم و مختوم برافتادن خود نشان می‌دهد دقیقا برای این است که ما امیدی به وضعیت مطلوب پساجمهوری‌اسلامی نداشته باشیم.
•
وقتی این امید در مردم بمیرد، مردم به همان «وضعیت نامطلوب موجود» خو می‌گیرند و توانایی و حتا حس اخلاقی عبور از دیکتاتوری را از دست می‌دهند.
•
واسلاو هاول در «خطابه‌ی سال نو» در سال ۱۹۹۰ می‌گوید: «ما به نظام تمامیت‌‌خواه خو گرفته ایم و آن را به عنوان واقعیتی تغییرناپذیر پذیرفته‌ایم و به این ترتیب به استمرار و تداوم آن کمک می‌کنیم.»
•
از این‌جا می‌خواهم بگویم که چرا جمهوری‌اسلامی علاقه‌مند است که مخالفان و معترضان به خشونت مبادرت بورزند.
همان‌طور که آمد مردم معترض برای دگرگونی و انقلاب باید به آینده امیدوار باشند. ترس از آینده‌ آفتی است که معترضان را به خانه و تحمل وضع موجود می‌کشاند.
•
از طرف دیگر مردمان بسیاری آن اندازه شجاعت ندارند که وقتی خیابان صحنه‌ی درگیری‌های خشونت‌بار است از جان مایه بگذارند و در خیابان‌ بمانند. از این‌رو حکومت با آتش‌زدن و شکستن شیشه‌ی خودروها و ایجاد خشونت تلاش می‌کنند که نشان بدهند کشور در نبود آن‌ها سوریه خواهد شد و جنگ همه علیه همه در خواهد گرفت. صد البته دوری از خشونت مغایرتی با دفاع مشروع ندارد.
•
در این نوشته خشونت‌پرهیزی به هیچ وجه امری اخلاقی نیست بلکه از منظری فایده‌گرایانه به آن نگاه می‌شود به این معنا که اگر خشونت منجر به انقلاب و برافتادن حکومت بشود و پس از آن هم کاری کند که قلدران و اراذل و نیروهای غیردموکرات بر سرنوشت مردم چیره نشوند هیچ مشکلی با خشونت نخواهد داشت اما تجربه نشان داده که عموما چنین نیست.
•
#اعتراضات_سراسری #iranprotests
#مبارزه_بی_خشونت #خشونت_پرهیزی
.
- مطلب فوق از اینستاگرام بهزاد مهرانی برداشته شده است.
.
نظر شما چیست؟

@Tavaana_TavaanaTech

1 comment

Master Trainer
سه فاز براندازی جمهوری اسلامی چیستند؟
شش دانگ حواستان جمع باشد و به دام طرح پالرمو و کودتای سپاه پاسداران نیفتید


فاز نخست براندازی:
در عمل و با کمترین ریسک، قدرت اتحاد و همبستگی تان را یه یکدیگر نشان دادن و بدینگونه ترس را از خود و از دیگر براندازان دور کردن.

تاکتیک های فاز نخست چه می توانند باشند؟
- خاموش کردن ماشین هایتان در خیابانهای اصلی شهرهایتان و ایجاد ترافیکی سنگین، یک راه از نافرمانی های مدنی می باشد.

- تحریم خیابانها و مکانهای بسیار حساس شهرهایتان و نرفتن به آنجا، یک راه دیگر از نافرمانی های مدنی می باشد.

- خرید نکردن از بازارهای اصلی شهرهایتان و بایکوت آنها، یک راه از نافرمانی های مدنی می باشد.

- بکار گرفتن ورزشگاهها بعنوان تریبون براندازی

- راهپیمایی های میلیونی و مسالمت آمیز بسوی سفارتخانه های حامی جمهوری اسلامی و اعتراض به سیاست این کشورها.

اگر شما به این پنج پیشنهاد کم خطر اما بسیار موثر بالایی عمل کنید و با چشمان خود، قدرت اتحاد و همبستگی تان را ببینید، وارد فاز دوم می شویم.

فاز دوم براندازی:
براه انداختن موج میلیونی. نرفتن به مدارس و دبیرستانها، نرفتن به دانشگاهها. با راه افتادن این موج میلیونی، کارگران، کشاورزان، کارمندان و بازنشستگان دیگر احساس تنهایی نخواهند کرد، قوت قلب خواهند گرفت و وارد میدان اعتصابات سرتاسری خواهند شد. دست در دست با بچه های دبستانی، دبیرستانی و دانشگاهی. دست در دست با بچه ها و فرزندان خودشان.

فاز سوم براندازی:
براه انداختن فاز نخست و دوم، به نیروهای انتظامی و ارتش نشان می دهند که مردم راه برگشت ناپذیری را برای خود برگزیده اند. و این همان قوت قلبی خواهد بود که نیروهای مسلح مردمی به آن نیاز دارند.

آغاز و انجام فاز نخست و دوم = کاتالیزاتور برای پیوستن نیروهای انتظامی و ارتش به ملت.


تنها در هنگام نیاز و در هنگام بخطر افتادن جانتان، از خود و از هم میهنان برانداز تا پای جان پدافند (دفاع) کنید اما داوطلبانه دست به خشونت نزنید. به آتش سوزی پمپ بنزین ها و سوزاندن لاستیک ها نپردازید. و به آسیب دارایی هایی همگانی، مغازه ها و بانک ها نپردازید.