در ۱۶ اردیبهشت ۱۲۹۰، ادیبی گرانمایه، ذبیحالله صفا، زاده و ادیبی دیگر، بدیعالزمان فروزانفر، (۱۳۴۹) درمیگذرد؛ اما این تاریخ (۱۳۸۳)، درگذشت سرایندهی معاصر، حسین منزوی، هم است. غزلسرایی که نشان داد غزل، کهنه نیست و غزلیدن، کهنگی نیست. منزوی را میتوان نمونهی نقضی دانست برای کسانی که موسیقی ایرانی را کهنه میدانند و در پی آناناند که به صورتبندی و فرمها بتازند و میخواهند از قبَلِ این فُرمتازی، محتوای تازهای بیافرینند. او زنجانی بود و به ترکی آذری هم شعر میسرود. منظومهی «حیدربابایه سلامِ» شهریار را بهسبک نیمایی ترجمیده است. عشق، هویت اصلی سرودههای اوست. خوانندگان بزرگی مانند استاد شجریان و علیرضا افتخاری و محمد نوری شعرهای او را خواندهاند. آخرین اثر خواندهشده از منزوی، تکآهنگ «هوای زمزمههایت» از همایون شجریان است، بهآهنگسازیِ غلامرضا صادقی، که دو اثر دیگر با همایون شجریان و اثری هم با محمد اصفهانی دارد. بخش دوم این ترانه، شعرش از
سایه است (
شعر تصنیف). اجرای همایون در بیت نخست، بهویژه روی «زمزمههایت»، را بسیار خوب و نِکو میدانم. کوششی بود برای تزریق زمزمهی «زمزمههایت».
@REsearchers
قدر لطافت ها
از اوست
هله