🔴 تجاوز_روح_الله_خمينى شهوتران
به_دختر_۴_ساله از زبان یار نزدیک او
در کتاب «لله ثم للتاريخ» كه نويسنده آن علامه سيد حسين موسوی از علماى نجف و از شاگردان برجسته آيت الله خوئى است خاطره اى را نوشته است از زمانى كه روح الله خمينى در عراق ساكن بود و ايشان در مسافرتها به همراه وى بود.
اين آخوند شيعه عراقى چنین نوشته است:
《وقتی خمینی در عراق بود، ما با او رفت و آمد داشتیم، و از او چیزهایی فرا می گرفتیم، و ارتباط ما کم کم بيشتر شد تا جائى که من يكى از معتمدين وى شدم، یک بار دعوتی از یکی از شهرها براى آيت الله خمينى فرستاده شد، آن شهر در غرب واقع شده بود، که تقریبا تا آنجا با ماشین یک ساعت و نیم راه بود، ايشان از من خواست تا با او همسفر شوم، و با او به آن شهر بروم.
به آنجا که رفتیم از ما استقبال زيادى کردند و ما را بی نهایت مورد تکریم قرار دادند.
در این مدت نزد قبیله ای از شیعیان آنجا بودیم که عزمشان را جزم کرده و عهد بسته بودند تا در آن مناطق تشیع را نشر بدهند و همیشه یک تصویر به یاد ماندنی از ما را که در خانه شان گرفته بودیم حفظ می کردند.
وقتی مدت سفر تمام شد و از آنجا برگشتیم در راه بازگشت و عبور ما از بغداد، امام خواست تا مقداری استراحت کند و خستگی سفر بر طرف شود.
دستور داد تا به منطقه عطیفیه برویم چرا که در آنجا یک مرد ایرانی الأصل شيعه ساکن بود که به او سید صاحب می گفتند و سيد صاحب و خمينى با همدیگر آشنایی زیادی داشتند.
سید صاحب با آمدن ما خوشحال شد و برای ما غذای فاخری آماده کرد و بعضی از بستگانش را هم خبر داد تا در جلسه حاضر شوند و منزلش برای خوش آمد گویی به ما شلوغ شد.
ايشان از ما درخواست کرد تا شب را در منزلش بمانیم، امام نيز موافقت کرد. هنگام شام هم که شد برای ما شام آورد و جمعیت حاضر دست امام را می بوسیدند و از او سؤال می پرسیدند و او هم به آنها پاسخ می داد.
وقتی هنگام خواب فرا رسید و جمعیت اهالی محل هر کس به خانه اش برگشت، خمینی چشمش به دختر بچه ۴ یا ۵ ساله صاحب خانه افتاد که بسیار زیبا و دلربا بود.
امام از سید صاحب خواست تا اين دختر خردسال را برايش بیاورد كه او را صیغه نماید و از او لذّت ببرد. پدرش با خوشحالی زیاد قبول کرد و خمینی، شب را با هم آغوشی آن دختر بچه به سر برد و ما تا صبح صدای گریه و جیغ و فریاد آن دختر بچه را از اتاق كنارى (اتاقى كه خمينى در آن با دختر بچه خلوت كرده بود)می شنیدیم
بالاخره آن شب تمام شد و وقتی صبح شد و برای خوردن صبحانه نشسته بودیم، خمینی به من نگاهی کرد و در صورت من نشانه هایی از عدم رضایت از کار دیشبش را می دید که چگونه از یک دختر بچه کوچک لذّت جویی کرده بود در حالی که در خانه دختران جوان بالغ و رشیدی وجود داشت و این امکان برایش وجود داشت تا یکی از آنها را صیغه کند و لذت بجوید ولی او يك دختر بچه را انتخاب كرد.
خمينى به من گفت : سید حسین درباره صیغه کردن و لذت بردن از دختر بچه خردسال چه می گویی و نظرت چیست؟
به او گفتم: سید، سخن سخن توست و کار تو درست است، تو مجتهدی برای مثل من ممکن نیست که چیزی بگویم جز آنچه را شما صلاح می بینید و نظر می دهید و معلوم است که برای من امکان اعتراض وجود ندارد》.
کتاب «لله ثم للتاريخ»، نوشته سيد حسين موسوی، صفحه ۳۵-۳۶ باب متعه»، چاپ نجف، نسخه اصلی محفوظ در کتابخانه مرکزی حرم امام رضا موجود است.
👈 آخر و عاقبت انقلاب چنین جانوری میشود
تجاوز به دختر ۱۷ ماهه
@SepehrAzadi
دلفین ها پرواز میکنند
ادمین چرا اینقدر کوس میگی آخه
یه حرفی بزن حداقل آدم به عقلت شک نکنه
حتی بلد نیستی خوب دروغ بگی
همیشه از همان زمان که به ایران آمد و من کودکی بیش نبودم از این بی شرم متنفر بودم
اینجا آدرسشو داده راست یا دروغشو تحقیق کنید همش که نباید منتظر اطلاعات آماده باشین
این مرد دیوانە نەبرای ایران کە برای جهان خطرناک است
در سال 56 اونجوری کە میگن،یکی دوبار چاپ شد،ودر بین دانشجویان توزیع شد
کەالبتەهمون موقع گفتن کارساواک است وبرای تخریب چهرە خمینی
چاپهای بعدی رو خواندم پر است از این مزخرفات
فکر نمیکنم چاپهای دهەشصت وپنجاە الان گیر بیاد
ادمین جان خیلی خری
حداقل یه دروغی بنویس باورمون بشه
از شما ادمین عزیز تشکر کنم
ممنون بابت زحمتهای شبانه روزی شما درجهت تنویر افکار مردم ایران
دم شما گرم 👍👍👍👍👍👍
زن خودش و طرفدارانش را گاییدم🤬🤬🤬