یکی از مغالطههایی که طرفداران حجاب اجباری میکنند این است که حجاب در ایران قانونی مثل سایر قوانین است، مثل قوانین راهنمایی و رانندگی و یا ممنوعیت سیگار کشیدن در کوپه قطار!
این فرد روحانی که مرتضی رجایی نام دارد در توئیتری که در ایران فیلتر است، میگوید اگر اینطور است که قانون حجاب اجباری را رعایت نمیکنند او هم میتواند در کوپه سیگار بکشد و کسی حق شکایت ندارد.
نظر شما در این مورد چیست؟ آیا اگر رزا پارکس به تبعیض نژادی اعتراض نمیکرد و تن به قانون ناعادلانه میداد، بهتر بود؟ آیا قانونی که در تناقض با یک حق طبیعی است عادلانه است و نباید به آن اعتراض کرد؟!
مرتبط:
رزا پارکس اینبار تسلیم نمیشود
http://bit.ly/1zJa9REنامه مارتین لوترکینگ از زندان بیرمنگام
goo.gl/y9eQsn@Tavaana_TavaanaTech
اما قانون چنين حقى را ندارد و چنين قانونى فراتر از دايره اختيارات قانونى است.
شما مى توانيد در فضاى باز با رعايت اصول ايمنى حتى در برابر من سيگار بكشيد. سيگارى كه براى بدن شما هم ضرر دارد. ولى حق نداريد دود سيگار را بخورد من بدهيد.
كسى كه حجاب ندارد حق ندارد در فضاى شخصى تو اگر دوست ندارى تردد كند ولى در هر فضاى ديگرى حق دارد از اختيار خود سود ببرد و تو حق ندارى مانع وى شوى.
اين كه تو آسيب مى بينى اتفاقاً تجاوز تو به حقوق فرد بى حجاب است. اين كه تو نمى توانى شهوت خود را كنترل كنى نشان از بيمارى روحى تو دارد و تو بايد درمان شوى.
جامعه ما بيمار است. هم از نظر ظرفيت بخش اندكى از افراد و هم از نظر دانايي
ايرانيانى كه تصور مى كنند كه فضاى جنسى فضاى گسسته اى است در حاليكه چنين نيست و اين فضاى گسترده طبيعى ترين حالت جامعه است كه سابقه فرهنگى جامعه بخصوص در بخشى كه نمود آن انديشه هاى عرفانى است مانع از درك آن است.
من سروده اى در اين مضمون دارم و آغازش اين است:
عشق از نياز آمد
عشق تا نماز پيوييد
عشق يك نگاه بود
كه در عكس تو نشست
عشق يك صدا بود
كه قلبى لرزاند
عشق يك شميم بود
كه باد آورد
از كه ندانستم
و ادامه دارد
اگر كسى با منطق آزار توسط بى حجاب قانون بنويسد بر اساس درك من از گسترده بود حس جنسى بايد براى باد و نسيم هم قانون بنويسد.
اين نگاه هاى ارتجاعى را نبايد مطرح كرد و فقط بايد از آن متنفر بود.
مردم عادى بطور حسى و با تجربه و دانايى خود اين حس گسترده جنسى را پذيرفته اند و بى توجه به محدوديت ها آرام زندگى مى كنند.
ما رهبانى نيستيم.