زهرا عباسی همسر محسن حججی در گفتگویی طولانی با ایسنا نکاتی را درباره همسر سابقش گفته است. او که زمانی کوتاه پس از کشتهشدن محسن حججی ازدواج کرد از جمله گفته است که وقتی خبر اسارت حججی را شنید آرزو کرد او زودتر کشته شود: «این که اسیر شده من را اذیت میکرد.۷۰ هزار ختم سوره حمد گرفتم که آقا محسن شهید شود».
او در بخشی دیگر از گفتگو گفته است: « با خودم خیلی تمرین کرده بودم که همسرم اگر شهید بشود چه کار باید کنم؟ ساعتها برای شهادتشان دعا میکردم و بعد میرفتم جلوی آینه و به خودم میگفتم گریه نکن و آرام باش. خودت میخواستی و آرزویش بود. این طوری به خودم آرامش میدادم».
او درباره قبر محسن حججی هم میگوید: «گاهی که با آقا محسن می رفتیم نزدیک مزار شهدا، قبرهایی را که کنده بودند همیشه میگفتم که مثل پرتگاه میماند. آقا محسن داخل قبر رفته بودند. وقتی داخل قبر آقا محسن شدم. متوجه شدم قبرشان شبیه آن قبرها نبود. آرامش خاصی در قبرشان حس می شد. واقعا قبرشان حسینیه بود».
او همچنین به صورت تلویحی میگوید که حججی در ابتدا برای رفتن تردید داشت: «کتابهایی مرتبط با تانک را که مخصوص کارش بود بیشتر مطالعه میکرد. تحقیق میکردند. بسیار زیاد دقت میکرد که اگر خواست اعزام شود نتواند ایراد بگیرند. سال ۹۴ بعد از کلی خواهش و اصرار و نذر و اینکه چله بگیریم قسمت شد که برای اولین مرتبه به سوریه اعزام شود».
در بخشی دیگر از گفتگو آمده است: «محسن با اصرار به سپاه رفت. میگفتم آقا محسن اگر شما برید سپاه و آنجا شاغل بشین، زودتر به هدفتان میرسید؟ ایشان اوایل قبول نمیکرد. میگفت: «این مسیر سخت است،مأموریت دارد ، تنهایی دارد»... من خودم قبول کردم و گفتم: «خیلی بهتر میتوانی به آن هدف برسی. هر جایی که اسم اسلام باشد باید بروی. هر جایی که اسم مظلوم باشد باید برویم.این یک وظیفه انسانی است».
زهرا عباسی اکنون با همسر دوم خود و پسری چهار و نیم ساله زندگی میکند که از ازدواج اول به دنیا آمده است.
#محسن_حججی #جمهوری_اسلامی #سپاه_پاسداران #خامنه_ای
@Tavaana_TavaanaTech
واسه یه تیکه زمین همدیگرو میکشن بعد اسم شهید رو خودشون میذارن
انسان موجود دروغها و فریبهاس