🔺 نسخ تنبیه بدنی زن 🔺

✍نفیسه مرادی

🔸یکی از موارد چالش برانگیز و پر بحث پیرامون روابط زن و شوهر، موضوع «ضرب» زن یا همان «تنبیه بدنی» است که در آیه 34 سوره نسا، بدان اشاره شده است.

🔹در این آیه راهکارهایی به مردی که از نشوز همسر خود می ترسد، ارائه شده است:

اول: فَعِظُوهُنَّ ؛ نصیحت کردن
دوم:وَ اهْجُرُوهُنَّ فىِ الْمَضَاجِعِ؛ دوری کردن از زن در بستر
سوم: وَ اضْرِبُوهُن؛ تنبیه کردن

🔸در روایات چارچوبی برای تنبیه بیان شده و آن زدن زن با چوب مسواک است، بدون اینکه سیاه یا قرمز شود، یا منجر به جراحت و شکستگی گردد که از آن با عنوان «ضرب غیر مبرح» یاد می شود.

🔹 اما سوال این است آیا واقعا تنبیه بدنی زن ناشزه از منظر قرآن، حتی با رعایت تمام شرایط گفته شده در روایات و کتب فقهی، هدف اصلی قرآن بوده و در عصر حاضر مجاز است؟

🔸 قبل از پاسخ به سوال فوق باید به نکته ای توجه شود و آن این است که احکام اسلام دوگونه هستند: تاسیسی و امضایی.

احکام تاسیسی آن دسته از احکامی هستند که «از طرف شارع جعل و صادر شده و سابقه‌اى در عرف و در بين عقلا نداشته‌اند».

اما احکام امضایی «امور اعتبارى هستند كه عرف و عقلا آن‌ها را اعتبار كرده‌اند، همانند ملكيت و زوجيت و ديگر منشآت عقود و ايقاعات. اين امور اعتبارى (اعتبارات قانون) قبل از شريعت هم در جامعه انسانى وجود داشته‌اند و نظام اجتماعى و اقتصادى جامعه مبتنى بر آن‌ها است و شارع مقدس اسلام نيز آن‌ها را امضا و تأييد كرده است»1.

🔹واقعیت آن است که دین هرگز به دنبال تغییر یکباره و دگرگونی سریع شیوه و سبک زندگی انسان ها نبوده، بلکه درصدد اصلاح آن بوده است. لذا برخی از امور عرفی جامعه را امضا نموده است. «احكام امضايى همواره چنين نيست كه به علت مطلوب و پسنديده بودن، مورد امضا و تأييد شارع قرار گرفته باشند، بلكه اين احكام در واقع بر دو قسمند: قسم اول را مى‌توان «احكام امضايى مطلوب» و قسم دوم را «احكام امضايى تحميلى» ناميد. قسم دوم آن‌هايى هستند كه نه به خاطر موجه و مطلوب بودن كه به خاطر رواج و شيوع در عرف و وجود محذورات اجتماعى در مخالفت با آن‌ها، مورد امضا قرار گرفته‌اند و در حقيقت، پذيرش اين دسته از احكام بر شريعت تحميل شده است، در حالى كه قسم اول چنين نيستند، بلكه به خاطر عقلايى، منطقى و موجه بودن مورد تأييد شرع قرار گرفته‌اند... نتيجه اين برداشت اين است كه اگر اين احكام در بستر زمان رواج عرفى خود را از دست بدهند و متروك گردند، بى‌گمان حكم شرع تغيير خواهد يافت».

🔸متاسفانه تنبیه بدنی زنان امر رایجی در میان تمام فرهنگ ها و ملل بوده و هست، و مردان به هر بهانه ای زنان را می زدند و می زنند، با مراجعه به قرآن در می یابیم که اولا تنبیه صرفا به ناشزه بودن زن محدود شده و مرد حق ندارد در شرایط دیگری زن خود را بزند.
ثانیا برای سر به راه نمودن زن ناشزه هم دو راهکار قبل از «ضرب» قرار داده و تنبیه در صورتی بیان شده که دو راه قبلی جواب ندهد.
ثالثا روایات تنبیه را صرفا به «زدن با چوب مسواک» بدون هیچ عارضه ای محدود نموده اند.

🔹همه این ها حاکی از آن است که رویکرد دین «حذف تنبیه بدنی زن» است، اما به دلیل شرایط عرفی حاکم بر عصر نزول این روش تادیبی را به صورت تحمیلی امضا نموده است. همانطور که در گذشته والدین برای تربیت فرزندانشان از زدن و تنبیه ایشان استفاده می کردند، اما امروزه این عمل مذموم و به دور از روش های تربیتی نوین است، لذا «تنبیه بدنی زن» نیز امروزه به شدت مذموم و به دور از عقل جمعی است، و بحث بر سر «ضرب زن ناشزه» توسط شوهر منتفی و به قول آیت الله معرفت دچار «نسخ تمهیدی» شده است.

✅ پیامبر صلی الله علیه و آله:
تعجب می‌کنم از مردی که همسرش را کتک می‌زند در صورتی که خودش در کتک خوردن سزاوارتر از همسرش می‌باشد.2

_______
1.سید مصطفی محقق داماد، قواعد فقه: بخش مدنی (مالکیت - مسئولیت)، تهران: مرکز نشر علوم اسلامی، چاپ سیزدهم، ۱۳۸۵، ص ۶.

2. بحارالأنوار، ج 103، ص 249


@female_Interpretation
@kherad_Jensi

6 comments

سلام. کاش نظرات جدید علامه سید کمال حیدری رو هم در تفسیر این آیات می‌دیدیدو بیان می‌کردید
چرا سعی در سفیدشویی این آیه از قرآن دارید؟ مهم نیست این تنبیه چگونه و در چه ابعادی توصیه شده. مهم اینه که این آیه به طور پیش‌فرض، زن رو موجود دست دوم و ناقص‌العقلی فرض کرده که «موظف» به پیروی از شوهره و در غیر این صورت، سزاوار تنبیه
زدن کسی که برابر با من است هر جور باشد درست نیست چه جوک مانند و خنده دار با چوب مسواک چه جور دیگر مگر دین کامل نیست و برای همه بشر در همه زمان ها نیست پس چرا راهکار قانونی و روان شناسانی ارایه نداده و کتک کاری را پیشنهاد داده نفس کتک کاری مهم است و بیانگر استفاده از زور از سوی کسی که برابر با کس دیگر است غلط است
مردی را می‌شناختیم که مدام همسرش را کتک می‌زد و توجیه‌اش هم این بود که در قرآن آمده واضربوهن، همسرش رو در حد شکستن استخوان کتک زده بود. مسأله این است که کسی که بخواهد به این آیه استناد کند دیگه دنبال چوب مسواک و چی و چی نخواهد بود او با ضرب تمام خواهد زد. اصل این دستور ایراد دارد یعنی صدور مجوز شده در واقع، به قول سعدی که اگر ز باغ رعیت ملک خورد سیبی/ برآورند غلامان او درخت از بیخ
حالا هم کافی است که این وضربوهن حکمش در متن قرآن آمده دیگه کسی اون لحظه عصبانیت نمیاد خط‌کش اندازه بگیره و اون لحظه فقط
خالی کردن عصبانیت است و بس.
گفتید علتش این بوده که در آن زمان زدن زن رواج داشته و قرآن با این کار می‌خواسته این زدن رو محدود کنه و آرام‌آرام رفتارهای ناشایست رو کنار بذاره تا مردم علیه‌ش موضع نگیرن. اینجا سؤالی برام پیش میاد. قرآن به اصل باورهای مردم اون زمان حمله می‌چنه و بت‌پرستی رایج عرب‌ها رو از بین می‌بره. يعنی به چنین باور بزرگی حمله کرده ولی نتونسته در مسئلهٔ کوچک‌تری مثل زدن حکم نفی قطعی صادر کنه؟