- علیه فراموشی
«جایز بل راجح است که به بددینان و بدعتگذاران تهمت زنا و لواط بزنیم تا از میدان به در روند».
محمد مومن از جمله افراد بسیار مورد علاقه آیتلله خامنهای بود و از سال ۱۳۶۲ تا سال ۹۷عضو فقهای شورای نگهبان بود. این در حالی بود که گفته می شود او در ابتدا به رهبری خامنهای نظر مثبتی نداشت. اگرچه بعدها این مسئله را تکذیب کرد.
به گفته «محمد جواد اکبرین»: « بنابر پارهای از روایتها، او در روز انتخاب آیتالله خامنهای به رهبری، موافق این انتخاب نبود اما پس از تعیین رهبری در ۱۵ خرداد ۱۳۶۸، از فقیهانی بود که در کنار محمود هاشمی شاهرودی، جعفر کریمی و چند تن دیگر، به نشستهای فقهی رهبری دعوت شدند؛ نشستهایی که هدفش تربیت و تقویت فقهی رهبر جدید بود. خودش اما ۲۵ سال پس از آن روزها، در بهار ۱۳۹۳، تردید یا مخالفتش در رهبری آیتالله خامنهای را تکذیب کرد و در پاسخ به پرسشی در اینباره گفت: "از قول بنده فقط یک جمله بنویسید تکذیب میکنم"».
محمد مومن همچنین یک بار در گفتگو با برنامه شناسنامه صدا و سیمای جمهوری اسلامی اینگونه روایت میکند: «من جزو پیرهای شورای نگهبان هستم. رفتن من به شورای نگهبان به زور امام خمینی بود و هرچه کردم نشد که نروم. در ۲۵ تیر ۱۳۶۲ اولین بار بود که رفتم و ۳۰ سال است که انجا هستم و هرچه به آیتالله خامنهای اصرار کردم ایشان گفتند باید آنجا باشم».
او استاد فقهی حسن روحانی - ریاست جمهوری اسلامی - نیز بوده است.
عبدالکریم سروش - روشنفکر دینی - پیش از این درباره محمد مومن گفته بود: «فقیهی چون آیتالله محمد مومن، عضو فقهای شورای نگهبان، صریحاً فتوا میدهد که جایز بل راجح است که به بددینان و بدعتگذاران تهمت زنا و لواط بزنیم تا از میدان به در روند و از شرشان آسوده شویم».
او در اسفند ۱۳۹۷ در قم درگذشت. او در دی ماه ۹۷ خونریزی مغزی کرده بود و در بیمارستان شهید بهشتی شهر قم بستری شده بود.
#آیتالله_مومن #محمد_مومن #قم #حوزه_علمیه
@Tavaana_TavaanaTech
اجازه دهید با ذکر اسناد قرآنی و تاریخی این «اخلاق اسلامی!» را بررسی کنیم
اللّهِ «عزیز!» و «حکیم!» در کتابی که برای «هدایت بشریت!» نازل کرده است عموی پیامبرش را نفرین میکند: تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ و زن عموی پیامبرش را چنین به سُخره میگیرد: وَامْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَب فِي جِيدِهَا حَبْلٌ مِنْ مَسَدٍ. این اللّه عدهای را به خر تشبیه میکند: كَمَثَلِ الْحِمارِ، و عدهای را به خرِ وحشی: كَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُسْتَنْفِرَةٌ، در جایی میگوید: أُولَٰئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ، و در جایی دیگر: صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ
در تاریخ طبری، جلد ۳، صفحه ۸۶۸ میخوانیم که قریشیان شکایت نزد ابوطالب میبرند: «ای ابوطالب، تو به سن و شرف و مقام پیش ما ممتازی. از تو خواستیم که برادرزادهات را از ما بازداری و باز نداشتی. به خدا نمیتوانیم دید که پدران ما را ناسزا گوید و عقول ما را سبک شمارد و از خدایان ما عیب گیرد.» آری، پیامبرِ عظیمالشانِ! اسلام پدرانِ مشرکانِ مکه را به باد دشنام میگرفت
دستپروردۀ محمد حتی از دشنامگویی به مادرِ طرف مقابل هم پرهیزی ندارد: «علی به او [معاویه] گفت: ای پسر کسی که از درونش بوی عفن میآید، این امر به تو چه؟ معاویه گفت: ای ابالحسن از این که از مادرم به بدی یاد کنی دست بردار» (شرح نهجالبلاغه، ابن ابی الحدید، جلد ۱، ص۳۹۲)
در همین کتاب شرح نهجالبلاغه، جلد ۱۴، صفحه ۱۴ علی در نامهای ابوموسی اشعری (والی منصوب خودش در کوفه) را چنین خطاب میکند: «... اما بعد، ای بافندهزاده، ای کسی که آلت پدر خویش گزیده ...»
ابن ابی الحدید، معروفترین شارح نهجالبلاغه و از دوستداران علی است. پس با آوردن این روایات قصد و غرضی در کار ندارد
در جریان گفتگوی ولید بن عقبه والی مدینه و حسین بن علی، در خصوص مرگ معاویه و بیعت با یزید آمده است: «ولید ضمن گفتار، نسبت به حسین درشتی کرد، و حسین هم به او ناسزا گفت ... و چون ولید به اندرون رفت، همسرش اسماء دختر عبدالرحمان بن حارث بن هشام به او گفت: آیا به حسین دشنام دادی؟ گفت: او آغاز کرد و مرا دشنام داد، گفت: اگر او دشنامت دهد تو باید او را دشنام دهی؟ و بر فرض که پدرت را هم دشنام دهد، آیا می توانی پدرش را دشنام دهی؟» طبقات الکبری، ابن سعد، جلد ۵، صفحه ٨٢
این روایت نه تنها دشنامگویی حسین را فاش میکند بلکه اخلاقمداری و استدلال درست همسر ولید را نیز نشان میدهد. ای کاش الگوی برخی شیعیان به جای علی و حسین، اسماء دختر عبدالرحمان بود
سید ابوالقاسم خوئی در مصباح الفقاهه، جلد ۱، صفحه ۴۵۸ مینویسد: هر چند دروغ حرام است ولی گاه مصلحت اقتضاء میکند که به آنها [مخالفین شیعیان - چه مشرک و چه اهل سنت] تهمت زده شود و برای مفتضح شدنشان، کارهای زشتی که نکردهاند به آنها نسبت داده شود تا مردم متدین عوام، از آنها فاصله بگیرند و تحت تاثیر آنان واقع نشوند.
آیتالله گلپایگانی در کتاب الدر المنضود، جلد ۲، صفحه ۱۴۸ میگوید: دروغ به اهل سنت و مخالفین شیعه جایز است
آیتالله خمینی، که به اعتقاد عبدالکریم سروش باسوادترین حاکم ایران از زمان هخامنشیان تا کنون بوده، میگوید: غیر از ما شیعیان، دیگران برادرانمان نیستند. حتی اگر مسلمان باشند. و در بیاحترامی کردن (سَبّ، لعن، غیبت و بهتان) به آنها شکی نیست (فلا شبهه فیعدم احترامهم) بلکه این از ضروریات مذهب شیعه است. همانطور که اهل تحقیق گفتهاند که از ضروریات مذهب است. بلکه هر کس به اخبار فراوان موجود در ابواب متفرقه نظر کند در جواز هتکِ حرمت و غیبتکردن آنان هیچ شکی نخواهد کرد مکاسب المحرمه، جلد ۱، صفحه ۲۵۱
در چنین فرهنگ اسلامی-شیعی است که «رهبرِ مسلمینِ جهان!»، در خطبه نماز جمعه (۱۴ خرداد ۱۳۸۹) میگوید: «يکی خوی توحشِ صهيونيستهاست و اين را دنيا بايد بفهمد. صهيونيستها ادعا میکنند که برای بازرسی يا جلوگيری از ورود به غزه، وارد کشتیها شدهاند که البته مثل سگ دروغ می گويند ...». ناگفته نماند که خطبههای نماز جمعه جزء رکعتهای نماز است و در نماز مسلمان با خدای خویش مناجات میکند. به ما چنین گفتهاند! بگذریم
این دست بیادبیها، تهمتها، و دشنامگوییها در جمهوری اسلامی فراوان است: سعید حدادیان، مداح بیت رهبری، مشایی را به عورت احمدینژاد تشبیه میکند. منصور ارضی، مداح اباعبدالله الحسین، مخالفین سیاسی را حرامزاده مینامد. خامنهای غربیها را از نژادهای وحشی میداند. علی زکریایی، دیگر مداح اباعبدالله الحسین، زنان و دختران بیحجاب را به سگ تشبیه میکند و جالب است که این مداح در دفاع از توهینها و دشنامگوییهایِ خود به موارد مشابه در قرآن استناد میکند
!آری! این گندآب از سرچشمه آلوده است
😂😂😂😂😂😂😂