هر جهان‌بینی که در آن جانبی با عنوان یا در نسبتِ با «جانب حق» تعریف شود، حذفی است. در واقع چنین است که خود را حق و نقطهٔ پرگار عالم می‌شمرد و همهٔ آنچه جز خود اوست را باطل در نظر می‌گیرد. جهان‌بینی اسلام، جهان‌بینی حذفی است. همین رویکرد، اسلام را تبدیل به یک تهدید جهانی می‌کند. جهان‌بینی خودحق‌پندار، سامانهٔ اخلاقی ثابتی ندارد. در واقع امر اخلاقی در آن جوری تعریف می‌شود که جانب حق، صاحب مزایای بیشتری است. چنین می‌شود که مثلا مسلمانان مجازند علیه حکومت جائرِ غیر مُسلم بشورند، اما غیر مسلمانان اگر علیه حکومت جائر مسلم بشورند محاربند و مشمول مجازات مرگ. همین می‌شود که احمد زیدآبادی برای الهه هیکس حق فحاشی قائل می‌شود ولی همان را برای جوان خشمگین سرخورده و تحقیر شده، مذموم می‌داند. از همین دیدگاه، اصلاح‌طلبان نمی‌توانند و هرگز نمی‌توانستند آلترناتیوی برای جمهوری اسلامی باشند، چون آنها از نظر جهان‌بینی، خود جمهوری اسلامی‌اند. پایان یافتن اصلاح‌طلبان با تودهنی تحقیرآمیز و محکم مردم، صرفاً یک رفتار تاکتیکی کوتاه‌مدت برای حذف موقت از عرصهٔ سیاست نیست؛ آنها تمام شده‌اند چون محتوای آن‌ها فاسد شده است و دیگر خریداری ندارد. آنها دیگر هرگز به عرصه باز نخواهند گشت مگر با حمق و سفاهتی دسته‌جمعی که بسیار بعیدست.

عجیب زاده

1 comment

همان که فرمودید:

ورای مجرّدات، دوگانهٔ «شر و خیر» وجود ندارد. آنچه در دنیای واقع مجال یافتن می‌دارد، «شر و غیر» است.

‏در صف شر نباشید.

ajibzade

نیم‌نگاهی هم به اینجا👇 بیاندازید

https://t.me/AliMokhtaari/199