🔸دیدگاه: این پایان ایران است
🔹متن یادداشت ساسان آقایی در پاسخ به ابهامها، شبههافکنیها و مالهکشیها دربارهی قرارداد ۲۵ ساله با چین
🔻قرارداد ۲۵ ساله ایران و چین، در ظاهر قراردادیست مانند هر تفاهمنامهی دیگری میان کشورها اما طرف ایرانی یا میداند و پای رشوهی هنگفتی در میان است یا اساسن تصوری ندارد که تفاهمنامهی کنونی با چین، چگونه تبدیل به یک قرارداد فروش کشور خواهد شد. بدون حب و بغض، من، قرارداد با چین را “خطرناکترین قرارداد تمام تاریخ ایران” توصیف میکنم که در بلندمدت به نابودی نام، پرچم، هویت، سرزمین و حاکمیت ملی ایران خواهد انجامید. چرایش را در این یادداشت بلند خواهید یافت و اگر میخواهید بدانید ماجرا از چه قرار است، یادداشت را تا آخر دنبال کنید.
🔻از متن قرارداد آغاز کنیم که میگویند چیزی در آن نه واگذار شده، نه فروخته شده. چیزی که فعلن از متن این قرارداد سری و محرمانه در دسترس است، یک تفاهمنامهی زیرساختی و بنیادی برای همکاریهای گستردهی ایران و چین، تقریبن در تمام حوزههاست. براساس بندهای این توافق که آن را «برنامهی همکاریهای جامع (۲۵ ساله) ایران چین» نامیدهاند، ایران و چین در هر حوزهای که فکرش را میکنید، قرار است همکاری داشته باشند؛ از خط راهآهن و جاده تا پتروشیمی و زیرساختهای مخابراتی وارتباطی تا تقویت شبکههای شناسایی و کنترل شهروندان. براساس همین متن، هیچ حوزهای نیست که از دسترس چینیها ایمن باشد و معنی «همکاری» هم روشن و مبرهن است؛ حضور، سرمایهگذاری و شراکت چین در تمامی بخشهای کشور؛ یک مجوز ورود بدون محدودیت، آزاد و یکطرفه! این سند که به امضای رسمی دو طرف رسیده، بدون آنکه اشاره به فروش یا واگذاری چیزی کند، در عمل تمامی کشور را زیر سیطرهی چین میبرد و آن را روی یک کلک حقوقی شستهرفته سوار کردهاند که پشت پردهای بسیار بزرگتر و خطرناکی دارد، آن کلک حقوقی چیست؟
🔻اگر دقت کنید، امضای یک معاهدهی بینالمللی با تمامی ضوابطش، چیزیست شبیه «برنامهی جامع اقدام مشترک» یا همان برجام که باید با ترسیم دقیق چارچوب، جزییات توافق، مرزهای آن و بند به بند محورهای فنی، واو به واو روشن باشد و براساس قانون اساسی کنونی و البته روال حقوقی در بیشتر کشورها، در نهایت در مجلس به تصویب برساند و چنین معاهدهای نمیتواند مخفیانه و محرمانه، تنها میان دو نمایندهی حکومتی امضا شود. برای آنکه کسی نفهمد که دارند ایران را میفروشند یا شاید هم واقعن طرف ایرانی نمیداند (چون همینقدر بیسواد و احمق هم میتوانند باشند؛ نمونهی اعلایش، ظریف) از یک حقهی حقوقی بهره بردهاند؛ امضای یک تفاهمنامهی «همکاری جامع» که بین دولتها رایج است و نیازی به انتشار عمومی و طرح در مجلس ندارد. اما خطر این «سند همکاری» در کجاست؟
🔻سند موجود بدون اشاره به هیچ جزییاتی و ساختن یک شاهراه برای چین، زیربنای کار و توافق انجامشده را قانونی کرده تا در ذیل آن بتوان هزاران صفحه سند همکاری و تفاهم-نامهی فنی برای هر بخش به وجود آورد و به شکل تفکیکی، تمام کشور در اختیار چینِ درنده و مهاجم و تبهکار قرار گیرد. به این ترتیب از این پس، چین در هر زمان و در هر کجای ایران، در هر حوزهای که بخواهد میتواند با رجوع به «برنامهی همکاری-های جامع» طرح و پروژهی جدیدی را پیریزی کند و برای اجرای آن تنها نیاز به یک سند همکاری یا تفاهمنامهی فنی دارد که جزییات پروژه را شرح دهد که آن هم با کمی دستودلبازی در نشستهای سطح کارشناسی به دست میآید و سدراهشان نمیشود. بر همین مبنا باید انتظار داشت در سالهای آتی، صدها شرکت چینی در هر بخش از کشور، یک امپراتوری کوچک برای خودشان بسازند و صاحب خاک و مال و بعد ناموس و بعدترش قانون و دست آخر احتمالن جان ایرانیها شوند؛ زنجیرهای هماهنگ از پازلهای کوچک که آرام و آرام و مرموز کنار هم جفت میشوند تا در نهایت یک روز چشم باز میکنید و میبینید تصویر بزرگی که از به هم پیوستن کمپانیهای کوچک چین به وجود آمده، ایجاد یک مستعمرهی چینیست که برای ۲۵۰۰ سال، پادشاهی ایران/پرشیا نام داشت.
@PN_KFP