معامله‌ی بازنده‌ی داریوش



زوزه‌های تازه‌ی این بزهکار اجتماعی و تبهکار فرهنگی، چیز شگفتی نیست. در ۵۷ی‌ها چند چیز مانند نفرت از ایران و تاریخش، فکر روستایی و مانند این‌ها مشترک است و یکی از این اشتراک‌ها هم در دروغ‌گویی، شیادی و کلاه‌برداری این گجستکان است.

۴۰ سال تمام، تروریست‌های جنایت‌کاری چون گلسرخی، جزنی، سلطان‌پور، پویان، شریف‌واقفی، تقی روزبه و ... را با نام "قهرمان" جا می‌زدند، از جنایت سیاهکل، حماسه می‌سراییدند و هر پتیاره‌ی مزدوری که سر در آخور انیرانی داشت و مزدور ارباب روسی،‌ چینی، کوبایی و هر ورژنی از کمونیسم بود را جای شاعر و نویسنده و روشن‌فکر قالب مردم کردند.

در این همه ابتذال و دریای دروغ، جعل، تحریف و توحش فکری، عملی و فرهنگی، چه جای شگفتی که یک مفنگی بی‌سواد، دزد و کلاه‌بردار و کسی که عرضه‌ی گرفتن یک گواهينامه‌ی رانندگی را نداشته و شهروندی بی‌گناه را زیر گرفته، پیشینه‌ی مجازات قانونی‌اش را "مبارزه‌ی سیاسی" جا بزند و ۴۰ سال تمام از زندان ساختگی‌اش، خاطره سرهم کند (رجوع به تصاویر).

این‌که مفنگی شیاد، سر پیری تازه یاد "نه شیخ، نه شاه" افتاده، چند دلیل روشن دارد که یکی از آن‌ها همین انگیزه‌ی شخصی‌ست. رنسانس ایران و جنبش باز پس‌گیری تاریخ از دست چپ و ۵۷ی، تک‌تک‌شان را به وحشت انداخته که نوبت آن‌ها هم می‌رسد تا پرونده‌ی اعمال‌شان گشوده و بر مردم معلوم می‌شود، به راستی چکاره بوده‌اند! به قول ایرانی، ماه پشت ابر نمی‌ماند و پس از چند دهه کاسبی با نام‌ها و عناوین جعلی و ساختگی، بسیار سخت و پرهزینه است برملا شدن حقیقت.

تمام دلیل اما این نیست. از قدیم گفته‌اند که از سوراخ اعتیاد همه چیز رد می‌شود، مال و خانه و پول و خانواده و حتا شرف. زندگی در خارج خرج دارد و دیگر هم نمی‌شود با آن حنجره‌ی از کارافتاده، گوش مردم ایران را برید، پس بهترین کار یافتن منبع درآمدی‌ست برای از گرسنگی نمردن و چه کسی دست به نقدتر از رفقای جنایت‌کار قدیمی‌اش در سازمان تروریستی مجاهدین.

این‌که این بیچاره‌مردمِ پتیاره، ناگهان کنسرت‌هایش را تبدیل به سخنرانی سیاسی کرده و شعار مشهور تروریست‌ها را سر می‌دهد، برای دو زار پول یامفت آکله‌مریم است.

و البته این معامله‌ای‌ست بازنده؛ در فردای ایران، شاید اگر پوزش صادقانه‌ای در کار بود و اعتراف به اشتباه، محکمه‌ی عمومی، پرونده‌ی گذشته‌اش را می‌بخشید اما این هم‌راهی و همکاری با تروریست‌ها امری نیست که با صد آب توبه هم پاک شود.

تکلیف آن‌ها که روشن است و حساب‌شان در آن قیامتِ ایران بازِ باز، برای داریوش اما بهترین دوا، مرگ است، هرچه زودتر بهتر، تا بیش‌ از این غرق فاضلاب نشده‌ و پیش از آن روز نیکو که ترازو، رای ملت شود!

✍ ساسان اقایی

https://t.me/OmidIranAzad/145601

1 comment

با درود . آخه من نمیدانم زمین و اسمان به هم دوخته شده که این نیم وجبی موفنگی کثیف توده ایی بیاد برای مردم کشور ایران خط و مش بده . آخه این نصف ادم کارتن خواب گرتی چی میفهمه . این بهتره بره همان سر آشغالها وللان بشه و روی کارتون ها بخوابه تا اینکه اون دهن کثیفشو باز و عرعر کنه