در باب یک توهم؛ سیستم سلامت در کشور خلق های ستم دیده!
در حکومت های اقتدارگرایی مثل کوبا به دلایل مشخص روی دو حوزه بهداشت و درمان و آموزش سرمایه گذاری زیادی می کنند، در کوبا حدود ۱۱ درصد از تولید ناخالص داخلی و ۰.۸ درصد از جمعیت را پزشکان تشکیل می دهند. می دانیم که بزرگ شدن بی قاعده در یک بخش معنایش کوچک ماندن بخش های دیگر است، برای همین غریب نیست کمبود دستمال توالت مشکل همیشگی این کشور سرآمد! در پزشکی است!
خیلی ها از پیشرفته بودن سیستم سلامت کوبا می گویند و یکی نمی پرسد چطور کشوری نه چندان ثروتمند می تواند در حوزه ای پیچیده و پرخرج سرآمد باشد؟ چطور از پس هزینه های تحقیق و توسعه میلیارد دلاری برمی اید؟ با نیاز ابداع فناوری های پیشرفته و همکاری های گسترده فراملی و سازماندهی ساختار پیچیده سلامت چه می کند؟
اینجا هم مثل بقیه موارد در حکومت پیشوای ضدامپریالیست فقید، شلوغ کاری و هیاهو حرف آخر را می زند، به هر بهانه ای دولت خلقی کوبا گَنگ های پروپاگاندای خود را به این طرف و آن طرف می فرستد که همگان از حسن نیت و آمادگی سیستم سلامت کوبا شگفت زده شوند! کافی است شلوغ کاری کوبایی ها در همین غائله کرونا را به یاد آورید.
بد نیست بدانیم سیستم کوبا دو لایه دارد، یکی برای به اصطلاح توریسم پزشکی که خارجی ها دلار و ارز می دهند و خدمات خوبی عمدتا در حوزه عمل های زیبایی می گیرند و دیگری برای مردم عادی که همیشه با مشکلاتی مثل کیفیت پایین خدمات و نبود ملزومات اولیه روبه روست. کترین هرشفلد که ۹ ماهی را در کوبا و به تحقیق روی سیستم سلامت آن کشور گذرانده از نارضایتی گسترده مردم عادی از خدمات درمانی می گوید و اینکه خدمات خوب مال از ما بهتران است و کار آنقدر خراب است که پرستاران داروها را از بیمارستان ها می دزدند تا آن را در بازار سیاه بفروشند!
شخصا یک معیار ساده برای تشخیص اعتبار ادعاها در مورد پیشرفته بودن کشورها دارم آن هم طولانی بودن صف گرفتن ویزا و اقامت در آن کشور است و می بینیم که تندوتیز ترین حامیان خلق های ستم دیده هم ترجیح می دهند در آمریکا و اروپای غربی به مبارزات خود ادامه دهند تا در کوبا از ان همه دستاورد! به رایگان بهره مند باشند، والله اعلم.
https://bit.ly/3dxOOpbhttps://bit.ly/3bB2RJ7کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
کاش قبل از اینکه قلدری کنیم ورزش کنیم قوی بشیم.
در باب سیستم درمان بعد از قضیه کرونا سیستم بهداشت درمان همه کشور ها بهتر خواهد شد .به شخصه اعلام میکنم بهترین شرایط درمان رو در ایران داشتیم البته تحریم ها از نظر وسایل به ما فشار زیادی وارد کرد اما در باب نیروی انسانی چیزی که الان داریم رو ده ساله دیگه نخواهیم داشت و عمدتا به خاطر سیاست های سهمیه بندی اشتباه😐
و اینکه آموزش پزشکی به خاطر ورود تعداد زیاد دانشجو به شدت کیفیت قبل خودش رو از دست میده
اینجا دوستانی هستند که قواعد بازار آزاد را همچون وحی منزل در همه ی شرایط جاری و ساری فرض می گرفتند
ما می گفتیم منافع تعیین کننده س و اگر شرایط عوض شود سیاست ها هم عوض می شود. دوستان می گفتند به بهانه "برهه حساس کنونی" نمیشه قواعد مقدس بازار آزاد را نفی کرد.
تو همین چند هفته همه اهالی کره زمین دیدند هر انچه در کتاب ها نوشته شده بود در باب تقدیس بازار ازاد در همین "برهه حساس کنونی" همه ش پنبه شد. همه انگاره ها فرو ریخت.
مردم دیدند بجز چین کشورهای دموکراتیک هم ارتش می اورند توی خیابان
دیدند که بجز کشورهای اقتدارگرا، کشورهای دموکراتیک هم قرنطینه می کنند.
دیدند اگر مجنونی مثل ترامپ دو سه هفته در برابر محدودیت ها و قرنطینه مقاومت کند درگیر بالاترین آمار ابتلا در سراسر جهان خواهد شد.
دیدند همه مردم خواهان رفتارهای اقتدارگرایانه شدند که فقط از دولت ها ساخته است.
دیدند مکرون با اعلام قرنطینه 20 درصد محبوبیتش افزایش یافت!
دیدند امریکا و المان و فرانسه. هر کدام با بسته های 2 هزار میلیاردی و 150 میلیارد یوریی و ... امدن و تق سیستم بازار آزادر را زدند و مداخله کردند!
دیدن که سیستم بازار آزاد جعبه جادو نیست
دیدند که امریکا شرکتهایی رو مجبور کرد کالایی که دولت می خواهد تولید کنند
دیدن کنترل قیمت ها در اروپا و امریکا اتفاق افتاد.
دیدن صادرات اقلام مورد نیاز داخلی ممنوع شد درهمه کشورها
دیدند بحث خودکفایی دوباره مهم شد!
دیدن نرسیدن به سیستم تامین اجتماعی و بیمارستان های دولتی چقدر مهم بوده!
دیدن اگر دولت دخالت نکند شرکت های خصوصی ده ها میلیون بیکار رو به جامعه هدیه خواهند داد. بسته های حمایتی امریکا با شرط حفظ زورکی نیروی کار تا ماه سپتامبر به شرکت های کوچک تعلق خواهد گرفت.
دیدند که تحریم ها ناجوانمردانه است و شامل حال خودشون میشه و برخلاف سیستم رقابتی بازار ازاد بوده اما لام تا کام کلامی در این باره نگفتند.
دیدند چین تا این لحظه بهترین عملکرد را به نمایش گذاشته و امریکا بدترین عملکرد را اما باز هم سعی کردند توصیف واقعیت را تغییر دهند.
دیدند که منافع ملی از همه چیز مهمتره . هر کشور بر اساس منافع خودش عمل می کنه اما اینها فکر کردن بشریت تعهدی به قواعد بازار ازاد داره.
خیر.. قواعد بازار ازاد در جایی و تا جایی ارزشمند است که کار کند و مناقع شما رو تامین کنند. انچه اصله منافعه. نه قواعد.
دیدن شوخی شوخی دولت ها در همه جا باز هم بزرگتر شدند و متوجه شدند همیشه در زندگی واقعی برهه های حساسی ایجاد می شود که عقل بشر ناچارمی شود قد و قواره دولت را بزرگتر بگیرد. هر چند بعدا مزاحمش خواهد شد. اما این شر لازم اگر نباشد در برهه های حساس بشر بسیار بیشتر اسیب می بیند. ایده های بی دولتی مال دوران پیشاتمدنی بود.
خلاصه اینکه اگر قلدری را حق طبیعی موجود قوی بگیریم پس دیگه ادا و اصول حقوق بشر و دموکراسی و این جور ابزارهای فشار رنگ می بازه. پس انقدر خودمان را از زاویه نگاه انها نبینیم. با چشم خودمان ببینیم.
انقدر انها رو بالا نبریم. ما هم مردمانیم!
انهایی که ما رو تحریم می کنند تنها امیدشون اینه که کشور فرو بپاشه و این بچه قلدر این محله هم زمین بخوره.
خوب منافع ما این نیست که خودمان زمین بخوریم.
پس چه لزومی داره برای منافع انها دست بزنیم؟
شما به من بگویید این سیستم بازار ازاد - که من هم خوبی ها و ارزش های بسیاری در ان می بینم. اما برایش تقدس قائل نیستم - مگر در خلا می خواهد رخ بنماید؟ مگر در عالم واقعیت این تئوری ها محک نمی خورد؟
شما می خواهید همه نیکی های عالم را ببندید به دمب تجارت ازاد. و دانسته یا ندانسته ان روی سکه را نمی بینید.
اگر ارتش و زور و قلدری و استعمار و تحریم نباشد این سیستم بازار آزاد هیچ درخششی نمی تواند داشته باشد.
این یک چالش است که پیشرفت های غرب فقط تابع این سیستم اقتصادی ست یا به کمک بمب و زور و استعمار پیشرفت حاصل شده.
من می خواستم ان نیمه گفته نشده را یاداوری کنم که همه ش بازار ازاد نیست. خود شما بهتر می دانید که تا وقتی تجارت جهانی به سود انهاست همه را مجبور می کردند تعرفه ها را بردارند.
همین که دیدند چین دارد از این موقعیت بالا می اید زدن زیر میز - کافه را به هم زدند- و از تعرفه به عنوان ابزار زور گویی بهره گرفتند.
می بینید که با همین کار رشد اقتصادی شان افزایش یافت!
پس اگر به قواعد بازار ازاد تعهد می داشتند باید می پذیرفتند چین جای انها را به طور کامل در تجارت بگیرد. با بر هم زدن قاعده می توانند همچنان صدر نشین باشند.
پس دولت ها خیلی کارها می کنند و متعهد به بازار ازاد نیستند. متعهد به منافعشان هستند
ایران جز میوه جات نیست. اگر در امریکا به کشور امریکا توهین کنید احتمالا با شما برخورد می شود..
چرا فکر می کنید ما بی ارزش هستیم و مجازیم خودمان را تحقیر کنیم؟
که چه شود؟
اقای ترامپ رهبر تجارت جهانی کره زمین ده ها بار در سال گذشته توئیت کرد که انقدر به اقای خالقی و من و 80 میلیون ایرانی دیگر فشار می اورم تا له شوند.
چرا فکر می کنیم انها مجازند که بخواهند ما له شویم و ما حتی حق اعتراض نداریم و در مقابلش خودمان را باید تمسخر کنیم؟
درباره اصول تجارت ازاد. شما بفرمایید. شما که اقتصاددان هستید و خبرهای روز را هم دارید.
داستان تعرفه
مزیت نسبی.
ازادی تجارت و رقابت
گردش نیروی کار.
گردش سرمایه
و کلی قصه دیگر
درباره تحریم
نقض تجارت ازاد نیست؟
اینکه عراق در همسایگی ما باید از امریکا اجازه بگیرد که از ایران برق بخرد یا نه این نقض تجارت ازاد نیست؟
این فشاری که به من و شما می اید چون در نظرات اقتصاددانهای اون وری نیست پس مهم نیست؟
خود شما متوجه نمی شوید که تحریم به زندگی تان لطمه می زند، توهین امیز نیست؟
اینها خیلی چیزهای پنهانی ست؟
درباره تصمیمات سیاسی.
خواستم اینو یادوار بشوم که همه چیز اقتصاد و سود و زیان نیست. همانطوری که می بینید تصمیمات سیاسی که مورد اقبال مردم هست ممکن است با اصول علم اقتصاد هم راستا نباشد. و به احتمال زیاد در درازمدت هم مضر هستند. اما دولت ها ناچارند که بگیرند.
چون اگر نگیرند جامعه فرومی پاشد.
بنگاه های اقتصادی ورشکست می شوند و دزدی و جنایت و بحران پیش می اید.
بسته های نجات هم از سر اجبار دیده می شود و بله موثر است.
اگر نبود که همه دولت ها بهش تن نمی دادند.
چون مجبورند این کارها را بکنند. .
شما کاملا ازاد هستید هر استنباطی داشته باشید.
ده ها فک دادیم خدمت شما.
یکی ش را هم می توانستید پاسخ دهید ضرر نداشت.
ما عرض کردیم کوبا فقط از خودش شکست نخورده. که یک نظام ایدئولوژیک و اشتباهی ست.
از تحریم و بایکوت امریکا هم ضربه خورده
بسیار واضح عرض کردیم این سیستم های داغون را هم اذیت نکنید بگذارید رخ بنمایند و به خاطر اشتباهات خودشان زمین بخورند.
اما وقتی امریکا که نماد نظام سرمایه داری ست اجازه نفس کشیدن به مخالفین خودش را نمی دهد همه ایده های تجارت ازاد و اینها هم مورد تردید قرار می گیرد.
که اگر بازی واقعی و شرافتمندانه بود باز هم غرب به صدر جدول میرفت؟
یا اینکه اینها داور را خریده اند و به پای رقیب گوی اهنی زده اند و بعد که در مسابقه جلو می زنند می گویند ما بهتر بودیم که برنده شدیم.
و این مسابقه مسموم است.
پیام این است.
نظام تجارت جهانی یک ابزار است.
به چشم یک ابزار بهش نگاه کنیم.
قاعده زندگی نیست.
و بعد
خودمان و زندگی مان مهمتر از انها و زندگی شان است.
کتابها را انها نوشته اند. بر اساس نظر و منافع خودشان. لزوما منافعمان مشترک نیست. لزوما هم منافعمان ضد هم نیست.
بفهمیم که نظام تجارت جهانی ابزار است و خودمان و زندگی مان بهتر از خودشان و
زندگی شان است؟ درست است؟
این پیام هم می تواند از ان استخراج شود.