............................
👤..............................
انسان مابین وجود و گزاره قرار دارد. وجود را به گزاره و گزاره را به وجود تبدیل میکند. به عبارت دیگر ما مدام در حال تبدیل روابط به یکدیگر هستیم.
رابطهی گزارهای
↔️ رابطهی وجودی
معنای گزارهای
↔️ معنای وجودی
و این فرایندی است که هر روزه در زندگی ما اتفاق میافتد. نحوی که این فرایند انجام میشود تفاوت میان افراد را متعین میسازد. گروهی با تقلید گزاره را به وجود درونی خود تبدیل میکنند و به همان نحو میخواهند وجود خود را با تقلید به دیگران بقبولانند. حالتهای منطقی زیادی ممکن است میان این دو اتفاق بیفتد که در اینجا از آنها درمیگذریم ولی آنچه که این نوشته بیان میدارد این است که بهترین راه عقلانیت نقاد است. با عقلانیت نقاد ما میتوانیم به نوعی زندگی معنایی دست یابیم. با توجه به محتوای اندیشه عقلانیت نقاد میتوان گفت که حتی اصل 《این همانی》 نیز یک حدس است که هنوز ابطال نشده است. از اینرو هرچند ما به این اصل ایمان نداریم ولی به این معنا هم نیست که آن را دور خواهیم انداخت. زندگی معنایی نقادانه یا انتقادی نیز بدین شیوه است. یعنی ما بدون اینکه به هرهری مسلکی سقوط کنیم و نتوانیم از هیچ معنایی دفاع کنیم و یا از هر معنایی دفاع کنیم، فقط از معانیای دفاع میکنیم که هنوز ابطال نشدهاند و فقط این معانی هستند که موقتا شایستگی پذیرش دارند و به محض اینکه معنایی جدید یافت شود دست از آنها برمیداریم و این با عبارتی دیگر یعنی نسبیت بدون نسبیگرایی.
🔷 #امید_نادری
@PhilosophyCafe ♨️