فیلمی از تجمعات ایرانیان حامی جنگ در خارج از کشور در پیامرسانهای داخلی دست بدست میشود که در آن به انگلیسی از تجمعکنندگان میپرسند به نظر آنان «کشته شدن این تعداد کودک تا امروز در حمله نظامی آمریکا واسرائیل به ایران ارزشش را داشت؟» و آنها با چهرههای هیجانزده میگویند:«صددرصد».
***
کسی نوشته بود در تجمع ایرانیان مخالف جنگ در یکی از کشورهای اروپایی فردی از کشورمیزبان از او پرسیده «چرا مخالف جنگی؟» و وقتی او از خسارتها و کشتهشدن کودکان دبستانی گفته، آن فرد پاسخ داده «خب دوباره بچه میسازید. عوضش به آزادی و دموکراسی میرسید»
***
یکی از دوستانم تعریف میکرد صبحِ اولین روز حمله نظامی، خواهرش به او زنگ زده و گفته به مدرسه دخترش برود و بچه را بیاورد چون زانوهای خودش از اضطراب قفل شده و حتی نمیتواندروی پا بایستد. میگفت تا به مدرسه برسد و ماهرخ را در آغوش بگیرد مثل آدمیکه در باتلاقی پر از گل قدم بردارد وزن بدن خودش را بر زمین میکشیده و وقتی بچه را بغل کرده انگار زمین رهایش کرده باشد.
هیوم دربخش اخلاق
رساله درباره طبیعت بشر به این مسئله، یعنی اهمیت «منظر» افراد در قضاوت اخلاقی، اشاره میکند و این واقعیت که دوری و نزدیکی ما به وقایع و پیوندهای احساسی ما با دیگر انسانها بر قضاوتهای ما موثرند.
مثلا اگر از همان حامیان جنگ میپرسیدند آیا ارزشش را دارد که فرزند خودشان، همین دختر یا پسر کوچکی که در چمنهای محوطه تجمع بازی میکند، در این جنگ کشته شود؟ احتمالا با همان هیجان که درباره «کودکان میناب»، تکرار نمیکردند «صددرصد».
همانگونه که بنا به گفته شاهدان عینی موضع جنگطلبان داخلی هم اغلب تحت تاثیر موقعیت جغرافیاییشان در ایران و میزان حملات متغییر است.
گذشتن از «منظر جزئی» افرادِ مشخص مثل دایی ماهرخ و رسیدن به دیدگاهی «کلی و انتزاعی» مثل آن آقایِ غربیِ معتقد به صدور آزادی و دموکراسی از راه جنگ و تجاوز، یکی از دغدغههای برخی فیلسوفان اخلاق کلاسیک بود. برخی از این فیلسوفان میخواستند با بیاثر کردن عواطف، «سوگیریها» را«اصلاح» کنند، و دلیلی هم نداریم برای اینکه خیال کنیم مانند اغلب سیاستمداران یا رسانهها نیات شومی در سر داشتهاند.
در دنیای معاصر ولی، فیلسوفان اخلاق درمورد میزان اعتبار اصول کلی تردید کردهاند: بواسطه تجربیات تلخ بشر از «اصلاح» و هم شک درباره ادعای بیطرفی عقلِ سرد، ایستاده در فاصله دورو ایمن.
انواع پژوهشهای عصبشناختی، روانشناختی، اجتماعی و فلسفی نشان دادهاند نه اصول کلی آنقدرها که ادعا میکنند بیطرف و جهانشمول هستند و نه عواطف آنقدر که ادعا میشود کور و گمراهکننده.
از قضادر جهانی انسانی، اراده بر پرورش عواطف مثبت در آدمیان میتواند به کمک عقلی بیاید که «کور-شفقت» و «بیپروا» است و بهراحتی ابزار توجیه قساوت میشود.
عواطف زبان مشترک همه انسانها هستند. میتوانند «قضاوتهای ارزشی» ما را عمیقتر کنند و وجدانها را بیدارتر. تا بچههای هیچ کجای دنیا فقط عددهای «قابل جایگزین» نباشند:
هنا دهقانی، زهرا بهرامی، آتنا چملینژاد، فاطمه درازهی، فاطمه سالاری، رضا جمشیان، اریا بهادری، علی اصغر زارعی، احمد سلطانی، حامد پریتقینژاد، مهدیس نظری، امیرقاسم زائی، آراد احمدیزاده، سامان کریمزاده، فاطمه شهدادی، نادیا شهمیری، پرهام رنبری، محمود غلامیانی، فاطمه رهدار، امیر حسین رسولی، زهرا بهروزی، محمدحسام رئیسی، آتنا رئیسی، بنیامین جنگجو، محمدصدرا زارعیپور، مریم پازرک، لینا محمدی، ماندانا سالاری، سارا شایسته، ضحی پسند، اسرا ذاکری، سلمافرازی، فاطمه طاهریفرد، زهرا انصاریفرد، فاطمه فدوی حکمی، محمد زاری کوهستکی، اطهره زارعی، علیرضا زارعی، محمدرضا شهسواری، سمیرا بسارده، احسان سالمینیا، فاطمهزهراکریمی، زینب بهرامی، محمد شهدوستی پور، رضا بارانی، آتنا احمد زاده، خدیجه درویشی،رقیه کریمی، رضا رنجبر، مرضیه بصیری، محمد مهدی چگینینیایی، محمد کیان بهرامی، علیاکبرقربانی پاک، حنانه مهدیخواه، فرشته سنگرزاده، محمدعلیقربانی، پارسا مختارینسب و...
در کنار بیش از صدو شصت دانشآموز کشتهشده در حوادث دیماه در سراسر کشور
در کنار سیوچهار دانشآموز کشته شده در جنگ دوازدهروزه خردادماه
که زندگی کوتاهشان در تاریکی سال 1404 گم شد.
#مریم_نصر
🖤Ellinne