داعش از کجا برخاست (۱)؟
این را دوستی نادیده در توییتر نوشته است، کمی طولانی است، ولی خواندن آن برای فهم زمینه های رشد بنیادگرایی عالی است:
"از میانه های دهه 1980، صدام حسین احساس می کرد برای جلب حمایت عمومی، غیر از نیروی ملی گرایی عربی به چیز دیگری هم احتیاج دارد: اسلامگرایی. این در تضاد با سیاست 30 سال گذشته حزب بعث عراق بود که خود را نماینده "دولت ملی دموکراتیک عرب" قلمداد می کرد.
بعدها مشخص شد سنگ بنای سیاست نزدیک شدن به اسلامگرایی و سختگیری کمتر بر احزابی مثل اخوان المسلمین در یکی از جلسات سری "رهبری ملی" (القيادة القومية) حزب بعث عراق در سال 1986 گرفته شد که بعد از تسخیر عراق در سال 2003 به دست سازمان های اطلاعاتی آمریکا افتاد.
دو چهره ای که شدیدا با این سیاست مخالفت کرده و آن را ویرانگر می دانستند، طارق عزیز، تنها عضو مسیحی حلقه مرکزی حزب و برزان تکریتی، برادر ناتنی صدام و رئیس دستگاه اطلاعات عراق بودند.
برزان در این مورد در خاطراتش چنین نوشته بود: "اتحاد با مذهبی ها اشتباه بزرگی است زیرا بنیان بعث و تفکر مدرن نمی تواند با آنان پیوند یابد،من خطر پیوند با اسلامگرایان را به رئیس جمهور گوشزد کرده ام". طارق عزیز نیز معتقد بود بین اسلامگرایان ایرانی و عرب فرقی نیست و از هر دو متنفر بود.
اولین نمود عجیب این سیاست که به شکلی واضح حس شد، اطلاعیه حزب بعث عراق در مورد فوت میشل عفلق، بنیانگذار حزب بعث در ژوئن 1989 بود. در اطلاعیه ادعا شده بود عفلق پیش از مرگ اسلام آورده است. پسر بزرگ عفلق به دیپلمات های خارجی گفت از چنین چیزی بی خبر است.
ناگهان پس از حمله و اشغال کویت، نشانه های بعدی با سرعت بیشتری آشکار شدند: در ژانویه 1991 عبارت "الله اکبر"با دست خط شخص صدام داخل پرچم عراق قرار گرفت و "بانک اسلامی عراق" تاسیس شد.
با شکست سخت و خردکننده عراق از ائتلاف تحت رهبری آمریکا در زمستان 1991 و خارج شدن بخش عمده مناطق کردنشین شمال از تسلط نظام حاکم، وضعیت وخیم اقتصادی و اجتماعی ایجاد شد که حزب بعث را تشویق کرد بیشتر به سمت ترویج ارزش های اسلامی حرکت کند.
چند ماه پس از جنگ، دولت اعلام کرد قصد دارد به فقرا "زکات" بدهد. و سرانجام در تابستان 1993، مرحله اساسی شروع شد: صدام شروع "جنبش ایمان"(الحملة الايمانية)را اعلام کرد. فاز اول با بستن 29 کلوپ شبانه از مجموع 45 تای بغداد و باقی نهادن 5 دیسکو از مجموع دیسکوها شروع شد.
این اماکن هم به مناطق خاصی محدود شدند. مرحله بعد ممنوع کردن "مصرف عمومی" مشروبات الکلی در کل کشور و تعیین مجازات زندان یک ماهه برای نقض آن بود، و سپس تنها غیرمسلمانان اجازه فروش مشروبات یافتند. فروش در شهرهای کربلا و نجف و محله اعظمیه بغداد کلا ممنوع شد. مغازه های مشروب فروشی موظف شدند حداقل 150 متر از مساجد، مدارس و بیمارستان ها فاصله داشته باشند و اسامی عربی داشته باشند. گام بعدی، آموزش عمومی و تحت حمایت دولتی قرآن و حدیث بود که در تاریخ نوین عراق سابقه نداشت.
با تاسیس"مركز صدام لاقراء القران الكريم" ، حفظ و قرائت قرآن در مساجد به یک برنامه تحت الحمایت دولتی بدل شد و وزارت اوقاف عراق وظیفه یافت با چاپ قرآن های جدید و تحت نظر گرفتن مساجد این امر را رواج دهد. دانش آموزان گاه مجبور می شدند روزهای تعطیل را در مساجد بگذرانند.
در آگوست 1992 ، وزارت آموزش و پرورش با دستور صدام موظف شد در گزینش معلمان جدید ، میزان آشنایی آنان با قرآن و مسائل دینی را نیز لحاظ کند. به زودی مشکلات جدیدی پدیدار شدند : والدین بسیاری از کودکان از انتخاب "ابلهانه" آیات موجود در برنامه درسی که شامل "آتش جهنم" می شد گله داشتند. برخی می گفتند فرزندانشان دچار کابوس های شبانه شده اند.
حالا معلمان قرآن با دریافت 100 تا 150 دینار بیشتر ، از همتایانشان در سایر دروس هم حقوق بیشتری دریافت می کردند . کار حتی به دانشگاه ها، سنگر اساسی ایدئولوژی بعث هم کشیده شد:دانش قرآن به بخشی از آزمون ورودی دانشگاه ها اضافه شد.
اعتراض شدید دانشگاه اما فایده ای نداشت. در راس فعالیت ها، عزت ابراهیم الدوری قرار داشت که به نحوی نفر دوم نظام محسوب می شد. الدوری که خود را نزدیک به طریقت صوفی نقشبندی نشان می داد،در راس"پژوهشگاه عالی حوزه قران کریم و سنت شریف نبوی صدام"نظارت بر آموزش دینی اعضای حزب را عهده دار بود.
در حالی که عراق مشکلات مالی فراوانی داشت، مساجد بزرگی در بغداد و سایر نقاط کشوربا بودجه دولتی ساخته می شدند، که برجسته ترینشان مساجد "جامع ام المعارک" و "جامع سیدالرئیس" بودند. ساخت مسجد ام المعارک در منطقه غزالیه بغداد در سال 1993 شروع شد و 8 سال بعد به پایان رسید".
http://bit.ly/36bpfquکانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel