وقتی قدهایمان برابر نیست؛ دربارهی تبعیض مثبت و انگارههای نادرست پیرامون آن✍🏻 روح الله طالبی توتی
پژوهشگر مطالعات جنسیت و زنان
🔸 محمدجواد ظریف به عنوان مسئول شورای راهبری دولت چهاردهم، در یک برنامهی تلویزیونی از تبعیض مثبت به نفع زنان، جوانان و اقلیتهای دینی و مذهبی در انتخاب نامزدهای کابینهی دولت سخن گفته و این سخنان، مخالفتهایی را برانگیخته است. جدا از انتقاداتی که به دلیل مخالفت با او یا رئیس جمهور منتخب و اصل دولت جدید مطرح میشود، عدهای تبعیض مثبت را با شایستهسالاری در تعارض دیدهاند و از این رو، به آن انتقاد دارند.
🔹فارغ از اینکه آقای ظریف دقیقا چه گفته و اساساً ساز و کار این تبعیض مثبت در دولت جدید چگونه خواهد بود، پرسش اینجاست که تبعیض مثبت چیست و دقیقا چه کارکردی در راستای عدالتمحوری و شایستهسالاری ایفا میکند؟
🔸 چند سال پیش و در جریان اوج گرفتن اعتراض زنان سینماگر به خشونتهای جنسی و جنسیتی و شکلگیری جنبش «من هم» در سینمای ایران، ترانه علیدوستی که در یک برنامهی اینترنتی دربارهی اقدامات شکلگرفته در این باره سخن میگفت، تمثیل روشنی از تبعیض مثبت ارائه داد.
🔹 فرض کنید ما دیواری داریم به ارتفاع یک متر و هفتاد سانت. دو نفر یکی با قد دومتر و دیگری با قد یک متر و پنجاه پشت این دیوار هستند. اگر شما بخواهید اقدامی بیندیشید که هر دونفر بتوانند آنسوی دیوار را ببینند و وقایع در جریان ورای آن را برای شما بازگو کنند، چهکار میکنید؟ طبیعتا فرد بلندقد مشکلی نخواهد داشت و این فرد کوتاهتر است که به چهارپایهای نیاز دارد تا صرفا بتواند آنسوی دیوار را ببیند، بیتوجه به اینکه کدام یک وقایع را صحیحتر بازگو میکنند.
🔸 زنان، جوانان، اقلیتهای دینی و مذهبی و تمام گروههای غیراکثریت، شبیه فردی هستند که قد کوتاهتری دارد. نه به دلیل قانون یا سیاستهای رسمی، بلکه گاهی به دلیل عرفهای موجود در جامعه که اتفاقا مورد پسند قانون و شرع و عقل هم نیست، در فضای کلان زیست اجتماعی کوتاهقد نگاه داشته شدهاند. مسئله این نیست که آنها مورد ظلم واقع شدهاند یا نه، مسئله این واقعیت است که آنها به دلایل گوناگونی از فرصتهای برابر بهرهمند نبودهاند و امکان بروز استعدادهایشان را نداشتهاند.
🔹 کاری که تبعیض مثبت انجام میدهد، گذاشتن چهارپایه زیر پای فردی است که به هر دلیلی، امکان بهکارگیری استعدادش فراهم نیست. اما اینکه او تا چه میزان صلاحیت قرار گرفتن در این جایگاه را دارد یا تا چه اندازه میتواند مفید واقع شود، امری پسینی است و ارتباطی به مرحلهی انتخاب ندارد.
🔸 شکی نیست که هیچ کس به دلیل زن بودن یا غیرشیعه بودن یا جوان بودن نباید در جایگاهی قرار بگیرد که شایستهی او نیست. اما وقتی به علل گوناگون، افراد به دلیل زن بودن یا غیرشیعه بودن یا جوان بودن امکان بروز شایستگیهایشان را نداشتهاند، تبعیض مثبت یک اقدام روا در جهت رعایت عدالت است. زیرا یکی از اصول اولیهی شایستهسالاری، امکان برابر شایستگان برای حضور در جایگاهی است که شایستهی آن هستند.
پ.ن: ممکن است کسی در این ادعای کلی که این گروههای غیراکثریت از فرصت برابر برای بروز شایستگیهایشان بهرهمند نبودهاند، خدشه وارد کند. دستکم در مورد زنان حاضرم با استناد به مراجع معتبر ثابت کنم که دلایل بسیاری وجود دارد که باعث میشود زنان به حاشیه رانده شده و کوتاهقد انگاشته شوند.
@tadaeeat@kherad_jensi
تبعیض مثبت یک مفهوم حقوق بشری و حمایتی است در ایران هم در چارچوب های مختلف وجود داشته که نمونه و مصداق بارز آن ، سهمیه بندی های منطقه ای در کنکور است ، اما تبعیض مثبت در وهله نخست باید در چارچوب توسعه اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی باشد و نه امتیاز دهی سیاسی و سهمیه بندی قومیتی در کابینه، سالهاست در ایالات متحده آمریکا تبعیض مثبت وجود دارد ولی هیچ گاه در هیات دولت های ایالات متحده ، برای اقوام و گروههای جمعیتی گوناگون سهمیه خاصی در ترکیب کابینه و وزیران نظر گرفته نشده است، در وهله بعدی تبعیض مثبت باید مبنای منطقه ای و جغرافیایی و یا پایگاه اقتصادی داشته باشد یعنی مشمول مردم یک منطقه و یا اقشار کم برخوردار تر باشد ولی تبعیض مثبت بر مبنای تعلق قومی و مذهبی توجیه چندانی ندارد ، در یک کلام خیلی خوب و مناسب است که در هیات دولت ایران و کلا در همگی مناصب ، وزرا و مقامات ارشد از اهل سنت و اقوام گوناگون ایرانی داشته باشیم ، اما نه به دلیل تعلق مذهبی و قومی آنان بلکه براساس شایسته سالاری و تخصص گرایی ، اگر ده یا بیست وزیر سنی هم در کابینه داشته باشیم نه تنها اشکالی ندارد بلکه بسیار خوب است اما به شرطی که آنان شایسته ترین افراد برای این مناصب باشند ولی اگر یک سهمیه خاص از کابینه را به یک گروه جمعیتی اختصاص بدهیم ، این به معنای ایجاد سهمیه بندی قومیتی در دولت است که فاجعه ای برای وحدت ملی ایران است ، این که بگوییم لابی کردیم تا یک کرد و یا سنی مذهب در شورای راهبری انتقال دولت باشد یعنی کاری به شایسته سالاری نداریم و یک سهمیه مشخص برای اهل سنت و کردها و بلوچ ها در دولت در نظر گرفته ایم و هیات دولت و ساختار قدرت در ایران را براساس گروههای جمعیتی قومی و مذهبی تقسیم بندی کردیم ، چنین رویکردی جدای از این که مغایر با وحدت ملی و حقوق شهروندی و جنبش ترقی خواهی و آزادیخواهی دویست ساله ملت ایران و ارزش های ملی برآمده از مشروطیت و پس از آن است ، مقدمه ای برای تقسیم قدرت براساس تعلقات قومی و مذهبی است . به عبارتی دیگر الان ما با پدیده سهمیه بندی قومیتی کابینه مواجه هستیم ، امری که سابقه آن در لبنان و افغانستان و کشورهایی از این قبیل وجود داشته ، یا باید این پدیده را در نطفه خفه کرد و از بین برد و یا مانند غولی خواهد بود که از شیشه بیرون میآید و دیگر قابل جمع کردن نیست .
https://t.me/bahmanighajar