من پیوسته درحالِ برچسب خوردنم. از مذهبی بودن گرفته، وقتی مثلاً از زبان عربی و موسیقی قرآنی می‌نویسم و یا سخنی از نهج‌البلاغه را شاهد می‌گیرم؛ تا حکومتی بودن، وقتی از ایران و فرهنگ ایرانی دفاع می‌کنم و از جنگ‌افروزی‌های غرب می‌نویسم. من همیشه دنبال الگویی بوده‌ام که دچار ملالِ تکرار و یک‌دست‌شدگی نباشد. من درعینِ این‌که آدمی سنتی جلوه می‌کنم، اصلاً سنتی نیستم. برخی سنّت را تماماً برابر با اُمّلیّت و عقب‌افتادگی می‌دانند. فرق است میان سنت و اصالت. تضادی نیست میان مدرن بودن و هویت‌مندی. من بیش‌تر دومی‌ بوده‌ام. ممکن است برخی بگویند که اصالت و هویت کاملاً وابسته به تصادف است و آدمی جغرافیایش را برنمی‌گزیند؛ بلکه ناخواسته به آن وارد می‌شود. آری. درست است؛ اما شما حتی اگر به جغرافیای دیگری هم وارد شوید، با چیزهایی طرفید که مشخصه‌های آن‌جاست. حتی اگر جایی باشد که به چیزی پای‌بند نباشد، آن ناپای‌بندی به همه چیز، می‌شود هویتِ آن‌جا. اصالت و هویت لزوماً از ارزش‌گذاری و برتری سخن نمی‌گوید، بلکه سخن از «تفاوت‌ها» می‌زند، که می‌تواند خوب یا بد باشد، و ما بدونِ درک این تفاوت‌ها راه به جایی نخواهیم برد.
‌
@REsearchers
‌

2 comments

به نظرم نكته كليدي همان هست كه به خوبي اشاره كردي ، درك تفاوت ها . كه واقعا بدون ان ره به حايي نميبريم و كار در مخافل روشنفكري وطني به جايي مي رسد كه اگر مشروب نخوري ميشوي حكومتي !!
A.V
به نظرم نكته كليدي همان هست كه به خوبي اشاره كردي ، درك تفاوت ها . كه واقعا بدون ان ره به حايي نميبريم و كار در مخافل روشنفكري وطني به جايي مي رسد كه اگر مشروب نخوري ميشوي حكومتي !!
شاید باورتان نشود، ولی واقعاً من به‌خاطرِ مشروب نخوردن متهم شدم که آدمی مذهبی هستم. یعنی اگر دلیل پزشکی نداشته باشم، اگر مشروب نخورم، پس مذهبی‌ام!