از اینستاگرام فریبا یعقوبی
"شاید که نه، قطعا میگویید که من یک منفیگرای صرف هستم و بلد نیستم خوبیها را ببینم! مثلا بلد نیستم شب یلدای به این زیبایی را ببینم. بلد نیستم کنار خروار خروار انار و هندوانه و آجیل و کیک و ... در حالی که لباس سکسیام را با انار یا هندوانه ست کردهام با لبهای غنچه کرده عکس بگیرم، رویش آهنگ «تو شب یلدای منی» بگذارم و انتشار دهم و سیل قربان صدقههای دوست و آشنا و حتی غریبه را جلب کنم و شب هم با حس خود داف پنداری مزمنی که اینجور مواقع عود میکند سر بر بالین بگذارم و تا صبح با لبخندی حاکی از رضایت که روی لبم نقش بسته کپهی مرگم را بگذارم! کاملا درست میگویید من حقیقتا نمیتوانم مغزم را، وجدانم را، چیزهایی که به واسطهی آنها از دیگر موجودات متمایز میشم را بندازم دور و لحظهای از یاد فرهاد ۱۴ ساله منفک شوم! فرهادی که بی تیشه، با دست خالی به تراش کوهی اقدام کرد که او را بلعید! فرهادی که نه برای شیرین کردنِ کام که برای سیر کردن شکم گرسنهی خانوادهش تن به این دشواری داده بود، فرهادی که تن سردش امروز به عنوان نماد غیرتِ از دست رفتهی ما روی دستها تشییع شد و هیچ بر ما اثر نکرد چرا که هنوز به تخمه شکستن و شوخی با افزایش قیمت بنزین مشغولیم ..."
.
.
.
نظر شما در مورد این نوشته چیست؟
#یلدا_مبارک
#کولبر
#کردستان
#غم_نان
#نیمه_پر_لیوان
#تو_لیوان_من_شاشیدن
.
.
موسیقی متن: #حسین_علیزاده
طراحی و موشن: فریبا یعقوبی
@Tavaana_TavaanaTech
یكی آنكه بهمین حال كه هستید باشید :
این اندیشههای پراكنده همچنان در مغزها باشد.
از شعر و شاعری دست برندارید ،
كتابهای سراپا زیان زمان مغول را پیاپی چاپ كرده بیرون ریزید ،
چهارده مذهب همچنانكه هست باشد،
اخلاق پست بحال خود بماند ، از هركسی زور دیدید گردن گزارید و همه بخاموشی گرایید ، و اگر او رفت بیكبار زبان بزشتگویی باز كنید ، ...
پیاپی حزبها سازید ، و دسته ها ببندید ، و در راه خودنمایی و هوسبازی از گراییدن به بیگانگان هم خودداری ننمایید.
یك جمله بگویم : تغییری در اندیشه و رفتار و كردار خود ندهید.
این یك راه است و میتوانید آن را پیش گیرید.
ولی در این صورت حالتان همین خواهد بود كه هست.
گرفتار صد بدبختی خواهید بود ، لگدمال بیگانگان خواهید گردید.
اختیار زندگانی را در دست خود نخواهید داشت.
✴️ یك جمله بگویم : این درماندگی و زبونی پایدار خواهد ماند و بلكه روز بروز سختتر گردیده كمكم نوبت نابودی خواهد رسید.
یك راه دیگر آنست كه این حقایق را كه ما یاد میكنیم و یكایك روشن میگردانیم بپذیرید و هر كسی در سهم خود بكار بندد و زشتیها را از خود دور گرداند و یك تبدیلی در اندیشهها و خویها و رفتارها پدید آید و زندگانی رنگ نوینی گیرد.
یك راه هم اینست.
اختیار با شماست كه كدام یكی از اینها را بپذیرید و پیش گیرید.
✴️اگر بخواهید با همین حال بازمانید چنانكه گفتم گرفتاریهاتان همین خواهد بود كه هست ، و شما باید باینها رضایت دهید و بیهوده بگله و ناله نپردازید زیرا این گرفتاریها یك حادثهی تصادفی ، یا نتیجهی قضا و قدر نیست بلكه نتیجهی قطعی همان حال و رفتاریست كه دارید ، و میخواهید دست برندارید.
✴️یك بیچارگی كه من در شما میبینم آنست كه نمیخواهید نیك بشوید ولی میخواهید از روزگار نیكی بینید.
✴️میخواهید در این آلودگیها بمانید و هیچ كم نكنید. ولی نتیجهی آنها را كه زبونی و زیردستیست درنیابید.
✴️در اینجاست كه باید گفت : معنی زندگی را نمیدانید.
✴️در اینجاست كه باید گفت : یك دسته كودكان چهل ساله و پنجاه سالهاید.
این كار كودكانست كه دست بآتش دراز میكنند و چون سوزانید بگریه میافتند. در جلو كندوی عسل ببازی پردازند و چون زنبورها بیرون ریختند و سر و روی ایشان را خستند بناله و فریاد برخیزند.
✴️شما بخودتان بسیار مغرورید.
✴️من چون میآزمایم میبینم این غرور و نادانی شما از اندازه گذشته.
زیرا امروز در حال آنكه از هر باره خوار و زبون میباشید و در توی بدبختی و درماندگی فرورفتهاید باز حال خود را درك نمیكنید.
✴️ شما هر یكی خود را دانشمند میشمارید هر سخنی بمیان آید میگویید : « مگر ما این را نمیدانستیم؟» ولی من چون میآزمایم میبینم ، شما چیزهای بسیار روشنی را نمیدانید.
✴️ شما از داستان «علت و معلول» ناآگاهید و این نمیدانید كه در این جهان هر چیزی از یك علتی برمیخیزد و تا آن علت از میان نرود بحال خود خواهد ماند.
✴️ این نمیدانید كه هر گرفتاری یا بیماری كه برای كسی یا تودهای رخ میدهد از یك علتی برخاسته كه باید آن را جست و شناخت و بچاره پرداخت.
این چراغ برق بالای سر ما اگر اكنون خاموش گردد شاید كسانی آن را تصادفی شمارند و بسخنان گلهآمیزی پردازند ولی یك اهل فن آن را جز نتیجهی یك علتی نخواهد شمرد و اینست جستجوی آن علت را كرده و بدست آورده و چاره خواهد كرد.
✴️این یك قاعدهی بزرگ همگانیست و بهمه چیز جاریست. ولی شما آن را نمیدانید و اعتنا ندارید.
✴️بجای آنكه آلودگیها را از خود دور گردانید و بگرفتاریها از راهش چاره كنید تنها بگله و ناله بس میكنید ، و یا بیخردانه امیدوارید كه ایران یك طلسمی دارد و كسی آن را از دست شما نتواند گرفت.
شما از نادانی و بیچارگی هم زبونی و هم بدبختی را میكشید و هم بیهوده ناله و فریاد میكنید كه این خود زیان دیگری میباشد.
✴️شما به هر چیزی از آلودگیهای خود نام فریبندهی دیگری میگزارید.
✴️ شعرهای بیهوده سرودن ، و افسانههای بیخردانه بافتن را «ادبیات» مینامید ،
✴️كهنهبافندگیهای یونان و روم را «فلسفه» میخوانید ،
✴️ به بدآموزیهای خانهبرانداز صوفیگری «عرفان» نام میدهید ،
✴️ آشفتن مغزهای جوانان را «آموزش و پرورش» یاد میكنید ،
✴️ گمراهیهای پراكنده و كشاكشهای بیهودهی قرنهای گذشته را «مذهب» میشمارید ...
بدینسان به هر یكی از آلودگیهای خود عنوان دیگری میدهید و ما هر یكی را كه دنبال میكنیم بهایهوی و ایستادگی میپردازید و با اینحال نیكی از جهان میخواهید. دوباره میگویم : این خود نشان درماندگی شماست.
✴️ دوباره میگویم : شما یا چنانكه هستید باشید و تن باین خواری و زبونی دهید و یا اگر رهایی میخواهید این حقایق را از ما بپذیرید و هر كسی تكانی بخود دهید و هر كسی این آلودگیها را از خود دور گردانید.
(پرچم روزانه ش 102)
👇👇
t.me/pakdini
کتابخانهی کسروی
کتابها ، مهنامهها و روزنامههای او و یارانش
https://t.me/kasravi_ahmad