۲۸ اسفند ۹۸، تنها ۲ روز مانده به سال نو، صدای شیون از خانه‌ای در خیابان ۲۰ متری جانبازان، نبش کوچه گلستان سوم شهرستان «خوی»، شنیده شد. مادری بدن دختر ۱۰ساله‌اش را در آغوش گرفته بود و به سمت بیمارستان می‌دوید.
حسین (قاتل) می‌گوید: «دخترم صدای تلویزیون را خیلی بلند کرده بود. یک لحظه عصبانی شدم و دیگر نتوانستم خودم را کنترل کنم.»

حسین الف، پدر قاتل، اظهار داشته یک لحظه عصبانیت عامل قتل یک دختر ۱۰ساله بوده است، اما وقتی سراغ پیگیری هرچه بیشتر این پرونده برویم، ابعاد دیگری نمود می‌یابد؛ ابعاد دیگری از حقیقت که با گفته‌های این مرد تفاوت‌های زیادی دارد. حسین الف در دادگاه گفت که پیش از این حادثه، از همسایه درباره جرم کارش هم پرسیده و فهمیده بود که اگر دخترش را بکشد، دیگر قصاصی بر گردنش نیست.

پس از ماجرای قتل «رومینا اشرفی» دختر ۱۴ساله اهل روستایی در تالش استان گیلان به دست پدرش و رسانه‌ای شدن این حادثه، مادر حدیث هم سراغ وکیل رفت تا صدای دخترش خاموش نماند.

«رحیمه فیضی»، مادری که تنها فرزندش را از دست داده است، اصلی‌ترین عزادار این ماجرا، برای تعریف داستانی که از سر گذرانده، از سال ۹۵ شروع می‌کند: «دی‌ماه سال ۹۵ بود که شوهر من به همراه یک دختر متواری شد. آنها از چندی پیش با هم در رابطه بودند و بالاخره برای اینکه بتوانند با هم باشند فرار کردند. البته با پیگیری‌های خانواده‌ها هر ۲ نفر پیدا شدند و رابطه‌شان هم قطع شد. حتی بعد از این ماجرا آن‌قدر شوهرم در شرایط بد اجتماعی قرار گرفت که از کارش هم اخراج شد. آن روزها برای اینکه بتواند دوباره سر کارش برگردد از من خواهش کرد که با رئیسش صحبت کنم. من هم زندگی‌ام را دوست داشتم و به خاطر دخترم قبول کردم که این زندگی را ادامه دهم. خودم هم دوباره او را به سر کار برگرداندم.»

او به امید اینکه اوضاع بهتر شود به زندگی‌اش ادامه داد اما چنین نشد: «فکر می‌کردم اوضاع بهتر شده اما هنوز ۲ سال نگذشته بود که متوجه شدم دوباره رابطه‌اش را با آن دختر شروع کرده است. ابتدا همه چیز را انکار می‌کرد و دروغ می‎گفت و سعی در مخفی کردن همه چیز داشت، اما بعد از مدتی رابطه‌اش را علنی کرد..»

رحیمه ۲۳ سال داشته که ازدواج می‌کند. با مردی از فامیل که سه سال هم از او کوچک‌تر بوده. دوست نداشته ازدواج کند، اما پدرش مجبورش می‌کند.
‌
وقتی از رحیمه می‌پرسم که بعد از اینکه متوجه خیانت شوهرت شدی نخواستی جدا شوی، می‌گوید نمی‌خواستم دخترم بی‌پدر شود: «سراغ طلاق نرفتم چون دلم برای دخترم می‌سوخت. نمی‌خواستم او بی‌پدر و بی‌خانواده بزرگ شود. همه تلاشم را کردم تا آن مرد را دوباره به زندگی برگردانم. اما او دیگر مرد زندگی نشد. حتی به شوهرم هم گفته بودم، بگذار این دختر را به سروسامان برسانیم بعد هر کاری که دوست داشتی بکن اما نشد. قصدم محافظت از دخترم بود، اما نمی‌دانستم همین پدر قاتل تنها فرزندمان می‌شود.»
‌
به گفته رحیمه، این مرد همیشه در دعواها تهدید می‌کرد و می‌گفت بالاخره یک روز تو را می‌کشم اما او تصورش را هم نمی‌کرد که برای دخترش هم برنامه‌ای داشته باشد.
تا اینکه حسین الف در دادگاه گفت که پیش از این حادثه، از همسایه درباره جرم کارش هم پرسیده و فهمیده بود که اگر دخترش را بکشد، دیگر قصاصی بر گردنش نیست: «حتماً برای همین هم همیشه می‌گفت اگر تو را بکشم قصاص می‌شوم، اما فهمیده بود که با قتل دخترش قصاصی در انتظارش نیست. یک بار هم دخترم تعریف کرد که با دخترعمه‌اش در خانه بوده که پدرش سراغش می‌رود و خواسته خفه‌اش کند و وقتی دخترم اعتراض می‌کند دستش را برمی‌دارد و می‌گوید، شوخی کردم.
‌
رحیمه حالا دیگر نمی‌خواهد صدای دخترش خاموش بماند: «او می‌دانسته که چون پدر است قانون مجازات سنگینی برایش لحاظ نمی‌کند. گفته دیه می‌دهم و چند سالی هم در زندان می‌مانم، بعد هم با همان دختر زندگی‌ام را می‌کنم. من اشد مجازات و قصاص را برایش می‌خواهم. خواهشاً صدای ما را به گوش مسئولان برسانید. حدیث من هیچ گناهی نداشت. حقش نبود.»
‌
#رومینا_اشرفی
#حدیث
#قتل

@Tavaana_TavaanaTech

7 comments

KY YK
حسین الف قاتل دخترش؛ حسین الف در دادگاه گفت؛ حسین الف تهدید کرد؛ چرا اسم کامل را نمی‌نویسند؟

چون در اخلاق اسلامی حفظ آبرو خیلی مهمه! ای تف به اون اخلاق و اسلام که آبروی یک جنایتکار براش از جان مقتول مهم‌تره. این از این یکی

************************************

مادر میگه نمی‌خواستم دخترم بی‌پدر بزرگ بشه. خود مادر ضعف شخصیت داره، یا وابستگی مالی به شوهر داره، یا به هزار و یک دلیل نمی‌خواد درخواست طلاق بده. ولی دخترش رو بهونه کرده. [رحیمه حالا دیگر نمی‌خواهد صدای دخترش خاموش بماند] دیگه کار از کار گذشت. بنا به این داستانی که تعریف کردین؛ تو یک کشور صاحب قانون؛ اون مادر هم در جنایت شریکه؛ اون رو هم میندازن زندان. تو مملکت اسلامی مادر شده ولی دم

************************************

وقتی شیرین عبادی بشه حقوقدان! و فعال حقوق زنان و کودکان؛ و تو سخنرانی جایزه نوبل بگه «اسلام با حقوق بشر و حقوق زنان مغايرتی ندارد .... » و بجاش از زندان‌های گوانتانامو انتقاد بکنه؛ آنوقت توقع دارید وضع زنان و کودکان بهتر از این باشد!؟
نمیشه در این جور موارد قضاوت کرد چون شرایط رو تا لمس نکنی نمیتونی اظهار قطعی کنی، ولی قطعا در این جنایات هم مردیکه و هم زنیکه مجرم هستند، حالا درصدش رو نمیشه گفت. اون مردک دو روز بند تنبونش بند نمیشده، این خانوم وقتی با چنگ و دندون همچین آدم بی بند و بار و لجنی رو به دندون گرفته بود باید فکر هزینش رو میکرد. مثل اینکه من برم تو دشت و کوه یه گرگ وحشی یا ببر وحشی رو به زور سواری بگیرم انتظار داشته باشم خیلی هم رفیق بشه باهام.
انتظار حمایت قانونی هم یه بحث جداست، ولی بفهمید این فقط انتظاره، حالا که همچین حمایتی نیست به درک! جونمون که ارزشش بیشتره.
طرف اینقد گرگ صفت بوده و آدم کش بوده اونم بچه خودش. آدم اگه عقل درست تو سرش باشه اینجور آدما رو از دور بو میکشه، اونوقت این زنک میگه اشد مجازات میخواد. اون خودش مجرمه. هر شب بقل گرگ میخوابیده، اگه تا الان پاره پاره نکرده بودش از اقبالش بوده.همچنین خانواده دو طرف هم قطعا قشر چایی بخور و صلوات بفرست جامعه بودند. مگر اینکه این رژیم آخوندی اشغالگر از ایران بیرون کنیم تا ایران رو وطن کنیم. تا آخوند کفن نشه. ایران وطن نشه.
هر کی بیاد هر چیز دیگه ای به جز این حکومت کثیف ستمگر رو مقصر کنه، خائن به وطنه.
آدرس اشتباه ندهید. مجازات پدر نکته ای نیست که ما باید بهش توجه کنیم.
این یک اتفاق موردی نیست دیگر، یک اپیدمی تبدیل شده و همچون سرطان ایران مارا در بر گرفته. با استدلال شما باید کم کم تمام جنس های ذکور مملکت را سر ببریم.
اول می آیید حرف از حمایت قانونی از زن در طلاق میزنید بعدش می گویید مجازات قاتل! اصلا گیرم که حمایت هم قانونی شد، کو قانون؟ کو مجری؟ کو پول و سرمایه؟ کی به قانون توجه میکنه؟ رژیم آخوندی قانون بذاره بعدش از جنسی که هزار هزار ساله بهش میگه ضعیفه حمایت کنه؟ زرشک. شما از همونایی نیستید که بعد از ورود به استادیوم برای خودتون کف زدید و به امام روحانی و اسهالات در جمهوری اسلامی سجده کردید؟
حرف شما درست است. استدلالات شما سراسر در یک سیستم قانونی، جزایی، فرهنگی منطبق بر انسانیت جایگاه دارد، البته در برخی مواضع با شما مخالفم، برای مثال مجازات را مبنای فرهنگ سازی یاد کردید یا سرکوب یک فرهنگ را راه مقابله با آن میدانید که بنده به نظرم باید راه دیگری در پیش گرفت و روش شما تاثیر بلند مدت ندارد، گرچه تا زمان سرپا بودن نظام ظلم و جنایت ذکر این مثال ها جک است و فقط خودمان را مسخره کرده ایم.
حرف من اینست در سیستم رژیم اشغالگر جمهوری اسلامی اصلا انسانیت جایگاهی ندارد. خواه زن، مرد، کودک یا اصلا حیوانات. به جز در روایات و قصه ها و داستان های ملاها، حرمت زن ها و مرد ها و کودکان و هر نوع جانداری در وطن من زیر چکمه ستمگرها له شده.
ما نه حقوقدانیم، نه قاضی، نه وکیل و سیاستمدار، اما وقتی عرصه به ملت تنگ می شود همه ما درگیر می شویم و این را حس می کنیم چون که گلوی همه مارا فشرده.
در سیستم حکومتی این رژیم اشغالگر ایران، با اطیمنان صد درصدی، هیچ جایی برای اصلاح و حرف زدن و انتظار به توفیق داشتن وجود نداشته و نخواهد داشت.
وقتی حرف از حقوق زن و حمایت و حق طلاق و استادیوم و چه و چه و هر نوع حقوق بشری... میزنیم این حرف ها زیر پرچم این رژیم، فقط روضه آخوندی است.
ما باید تا روزی که یک حکومت مبتنی بر حقوق بشر در ایران پا بگیرد فقط به یک هدف فکر کنیم، بعد از آن هم برای برقراری کامل حقوق انسانی تمام قد باستیم.
KY YK
یک بار هم دخترم تعریف کرد که با دخترعمه‌اش در خانه بوده که پدرش سراغش می‌رود و خواسته خفه‌اش کند و وقتی دخترم اعتراض می‌کند دستش را برمی‌دارد و می‌گوید، شوخی کردم

منظورم این بخش بود. اگه مادر این حادثه رو تو دادگاه کشوری مثل فرانسه یا آمریکا تعریف کنه، دادگاه اونو مجرم میدونه. جرمِ کمی نیست پدری تهدید کنه یکبار اقدام به خفه کردن دختر بکنه و شما اقدامی نکنی

وگرنه من که صبح تا شب دارم در حمایت از زنان و اصلاح قانون و فرهنگ‌سازی کامنت میذارم