هیرکانی سوخت و حاکمیت تماشا کرد؛ فاجعهای که معیشت شمال را خاکستر کرد»آتشسوزی جنگلهای هیرکانی فقط یک حادثه نبود؛ نماد عریانِ بیکفایتی و رهاشدگی کامل شمال کشور بود.
جنگل که سوخت، نهفقط هزاران هکتار از یکی از ارزشمندترین میراث جهانی خاکستر شد، بلکه معیشت مردم هم همراهش سوخت؛ از چوب و گیاهان دارویی گرفته تا عسل، قارچ و گردشگری طبیعتمحور. صدها خانواده که عمرشان را روی این جنگل بنا کرده بودند، یکشبه بیپناه شدند.
کارگاههای چوببری، اقامتگاههای بومگردی، رانندگان محلی، راهنمایان گردشگری و دهها شغل خرد که با سختی دوام آورده بودند، با یک آتش بیپاسخگو فرو ریختند.
جنگل نابود شد، مسیرها بسته شد، گردشگر کم شد و اقتصاد محلی در سکوت کامل تصمیمگیران از نفس افتاد.
کاهش پوشش گیاهی یعنی ضربه مستقیم به دامداری و کشاورزی؛ یعنی فرسایش خاک، یعنی سیلابهای مهارنشدنی، یعنی خشکشدن منابع آب. این فقط بحران محیطزیستی نیست؛ برنامهریزیشدهترین راه برای فقیرترکردن مردم روستا و مجبورکردنشان به مهاجرت است.
بازسازی این جنگلها سالها هزینه میخواهد—هزینهای که همیشه روی کاغذ «تصویب» میشود اما در عمل یا نمیرسد یا دیر میرسد. تازه اگر هم برسد، هیچ تضمینی نیست جنگل به حالت طبیعی خود بازگردد.
و بخش دردناک ماجرا؟
این فاجعه قابلپیشگیری بود، اما مدیریت بحران خواب بود.
هلیکوپتر نرسید، هماهنگی نبود، تجهیزات کم بود، هشدارها نادیده گرفته شد؛ و باز هم مثل همیشه، طبیعت و مردم هزینهٔ بیعملی مسئولان را دادند.
حالا پیامدها روشن است:
خاک فرسوده، سیلابهای آینده، کمبود آب، ازبینرفتن تنوع زیستی، نابودی اقتصاد محلی و سقوط گردشگری.
اینها تصادفی نیست؛ نتیجه سالها بی کفایتی و بی عرضه گی بود .
فاجعه هیرکانی فقط یک آتشسوزی نبود—یک زنگ خطر بود که نشان میدهد بدون تصمیمهای جدی و اراده واقعی، شمال کشور در مسیر یک فروپاشی چندلایه قرار گرفته است.
اگر همین روند ادامه یابد، این حادثه فقط «شروع» زنجیرهای از بحرانهای محیطزیستی، اقتصادی و اجتماعی خواهد بود؛ زنجیرهای که هر بار سنگینتر، گستردهتر و پرهزینهتر میشود—و باز هم این مردم هستند که زیر بارش خرد میشوند.
#اتحاد_ملی_ایران
🤝 🌐 خبرهای بیشتر را از اینجا دنبال کنید
👇@OmidIranAzad