This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
همه میدانیم که شجریان منتقد حکومت بود، اما منتقدی نجیب و شریف بود

عبدالکریم سروش در مقدمه جلسه ۱۰۱ شرح مثنوی ضمن تسلیت درگذشت استاد محمدرضاشجریان به جایگاه او در سپهر فرهنگی، ادبی، اجتماعی و هنری پرداخت و با بیان این شعر فواد کرمانی که:
بعد از وفات تربت ما در زمین مجوی
در سینه‌های مردم عارف مزار ماست
از او به عنوان نماینده فرهنگ و ادب ایران یاد کرد که ادبیات و نوای قرون اعصار کهن را به درون دل‌ها برد

سروش در ادامه از برگزاری بی‌مسئله، اما پرشور مراسم و همراهی دولت برای برگزاری مناسب شان و جایگاه استاد شجریان و دفن پیکر آن مرحوم در جایی که وصیت کرده بود(مزار فردوسی) اشاره کرد و از فرهنگستان‌های هنر، زبان و ادب فارسی و علوم انتقاد کرد که چرا در حد یک تسلیت رسمی هم به چنین واقعه مهمی واکنش نشان ندادند.
او مسئولین این نهادها را مورد پرسش قرار داد که چرا برای لجظاتی و برای حفظ میز و پستشان از انجام چنین وظیفه فرهنگی تن می‌زنند.
او همچنین از یکی از رسانه‌ها که به استاد لقب وطن فروش داد انتقاد کرد و آن را رسانه‌ای فرهنگ‌کش نامید که به تمامی اهالی فرهنگ و هنر توهین روا می‌دارد.

#فرهیختگان، ندای آگاهی

6 comments

از شما که عنوان فرهیختگان رو برای خودتون انتخاب کرید توقع نداشتم رسانه اش چنین اخبار سخیفی رو منتشر کنه

چرا یک آواز خوان صرف را با شخصیت های بزرگ زبان و ادبیات با شاعران با نویسندگان با فیلسوفان با ادیبان و متخصثین زبان با متفکرین و نظریه پردازان همسنگ دانسته اید که حالا بابت عدم موضع گیری یک سازمانی فرهنگستانی موضع گرفتید

این گونه توقعات و طرز فکری که میگه "یا با مایید یا علیه ما" تداعی کننده فاشیزم است و انجماد تفکر را به دنبال دارد و به بازتولید استبداد می انجامد.

آیا هیچ تفکر نمی کنید که اشعار زندگی بخش و آری گوی حافظ و مولانا که همسنگ تفکرات نیچه فیلسوف آلمانی می باشد، اصلا با سبک آوازخوانی سنتی حزن آور و ملال آور شجریان هیچ نسبتی ندارد و بیان فلسفه حافظ با موسیقی شجریان، در واقع تنزل دادن حافظ و دور کردن اون اشعار از معنای خودشون هست؟
A Hsnzdh
از شما که عنوان فرهیختگان رو برای خودتون انتخاب کرید توقع نداشتم رسانه اش چنین اخبار سخیفی رو منتشر کنه چرا یک آواز خوان صرف را با شخصیت های بزرگ زبان و ادبیات با شاعران با نویسندگان با فیلسوفان با ادیبان و متخصثین زبان با متفکرین و نظریه پردازان همسنگ دانسته اید که حالا بابت عدم موضع گیری یک سازمانی فرهنگستانی موضع گرفتید این گونه توقعات و طرز فکری که میگه "یا با مایید یا علیه ما" تداعی کننده فاشیزم است و انجماد تفکر را به دنبال دارد و به بازتولید استبداد می انجامد. آیا هیچ تفکر نمی کنید که اشعار زندگی بخش و آری گوی حافظ و مولانا که همسنگ تفکرات نیچه فیلسوف آلمانی می باشد، اصلا با سبک آوازخوانی سنتی حزن آور و ملال آور شجریان هیچ نسبتی ندارد و بیان فلسفه حافظ با موسیقی شجریان، در واقع تنزل دادن حافظ و دور کردن اون اشعار از معنای خودشون هست؟
برایتان سمن بویان را تجویز می‌کنم شاید به راه راست هدایت شدید.


این‌که شما صدای شجریان را دوست ندارید بی‌شک از کج‌سلیقه‌گی شماست اما من اصراری بر درمانتان ندارم.

اما این‌که شجریان را در حد یک آوازخوان ساده معرفی کنید یا از بی‌سوادی شماست یا غرض
بهترین آواز خوان هم اگر بود به ظن شما در نهایت آواز خوان بود نه یک انسان صاحب فکر و اندیشه متعالی نه یک زبان شناس نه یک ادیب نه یک شاعر نه حتی یک نوآور حوزه موسیقی
به نظر میرسد شما به جای بیان نظر شخصی خودتان برآنید تا سلایق خود را به دیگران تحمیل کنید و هر که نپذیرد به کج سلیقگی و بی سوادی و غیره متهم کنید.
این تحمل ناپذیری و تاختن به همدیگر آینده مبهمی رو پیش روی جامعه میزاره
اینجا بهتر بود رفتار مردم مورد تحلیل جامعه شناسانه قرار بگیره تا این که خود شجریان سوژه باشه
مردمی که اکثرشون هم میانه ای با موسیقی سننی ندارن ولی از طرف دیگه سرمایه های اجتماعی و فصل مشترک خودشون رو بر باد رفته میبینن و هر پدیده ای مستمسک گردهماییشون میشه تا شاید هویت جمعی رو بتونن بازیابی کنن.
اما مشکل اینجاست که شجریان مستمسک خوبی نیست چرا که فقط طیف خاصی از مردم رو میتونه دور خودش جمع کنه و بنابراین مطرح شدنش به عنوان نماد ملی در رسانه ها حتی مبتونه مشکل آفرین باشه و افراد شرکت کننده تصور کنن نماینده کاملی از فرهنگ و هویت ایران هستند وچنانچه بار سیاسی به خودش بگیره این به نوبه خود تکثر آرا و تونع فرهنگی ایران رو تهدید میکنه
.
A Hsnzdh
از شما که عنوان فرهیختگان رو برای خودتون انتخاب کرید توقع نداشتم رسانه اش چنین اخبار سخیفی رو منتشر کنه چرا یک آواز خوان صرف را با شخصیت های بزرگ زبان و ادبیات با شاعران با نویسندگان با فیلسوفان با ادیبان و متخصثین زبان با متفکرین و نظریه پردازان همسنگ دانسته اید که حالا بابت عدم موضع گیری یک سازمانی فرهنگستانی موضع گرفتید این گونه توقعات و طرز فکری که میگه "یا با مایید یا علیه ما" تداعی کننده فاشیزم است و انجماد تفکر را به دنبال دارد و به بازتولید استبداد می انجامد. آیا هیچ تفکر نمی کنید که اشعار زندگی بخش و آری گوی حافظ و مولانا که همسنگ تفکرات نیچه فیلسوف آلمانی می باشد، اصلا با سبک آوازخوانی سنتی حزن آور و ملال آور شجریان هیچ نسبتی ندارد و بیان فلسفه حافظ با موسیقی شجریان، در واقع تنزل دادن حافظ و دور کردن اون اشعار از معنای خودشون هست؟
فردای این روزهای تلخ ، آیندگان ،ایران را با شجریان خواهند شناخت نه با اسلام و یا هر پسوند و پیشوند دیگر...
در باب پدیده ی شجریان و نمایشگری او این جملات نیچه را یادآور می شوم:

در جهان بهترین چیزها را نیز ارجی نیست تا آنکه نخست کسی آنها را به نمایش گذارد. مردم این نمایشگران را «مردانِ بزرگ» می‌خوانند.
مردم از بزرگی، یعنی از آفرینندگی، چیزی چندان نمی‌دانند. اما کششی‌ست ایشان را به نمایشگران و بازیگرانِ چیزهایِ بزرگ.
جهان گِردِ پایه گذارانِ ارزش‌هایِ نو می‌گردد: با گردشی ناپیدا. امّا مردم و نام گردِ نمایشگران می‌گردند: چنین است «راه و رسمِ جهان.»
نمایشگر را جانی‌ست؛ اما جانی نه چندان با وجدان. ایمان او همواره به چیزی‌ست که بیش از همه دیگران را وادار به ایمان آوردن به آن می‌کند - ایمان به خویشتنِ خویش!
فردا او را ایمانی تازه است و پس فردا ایمانی تازه‌تر. او، همچون مردم، حسّی تند دارد و حال و هوایی گردنده.
در نظرش وارونه کردن یعنی دلیل آوردن و عقلِ مردم را دزدیدن، یعنی باوراندن. و خون نزدِ او بهین حُجّت است.
حقیقتی راکه جز به گوش‌های تیز راه نیابد، دروغ می‌خواند و یاوه. همانا که او تنها به خدایانی ایمان دارد که در جهان غوغا برپا می‌کنند!
پُر است بازار از دلقکانِ باوقار. و ملت از مردانِ بزرگِ خویش بر خویش می بالد! اینان برای او خداوندگارانِ این دَم اند. 
امّا دَم بر ایشان زور می‌آورد و آنان بر تو زور می‌آورند و از تو نیز «آری» یا «نه» می‌طلبند. وای بر تو که می خواهی کُرسی ات را میانِ «باد» و «مَباد» بگذاری!
 ای عاشق حقیقت، بر این مطلق‌خواهانِ زورآور رشک مَوَرز! شاهباز حقیقت هرگز بر ساعِدِ هیچ مطلق‌خواه ننشسته است.