دکتر سروش یکی از تأثیرگذارترین متفکران در تحولات اندیشگانی من در سالهای دور بود. استادی خوشسخن و خوشقلم، با بیانی رسا و شمرده و دارای انضباط فکری و درعینِحال سخنور. سخنرانیها و شرح او بر مولانا، پر از نکتههای نغز و نکو و سودمند است. امروز یکم اردیبهشت است و بزرگداشت
سعدی. دکتر سروش در این فیلم کوتاه، اشارهای دارد به یکی از شعرهای بوستان سعدی و دیدار احتمالی سعدی با مولوی. دربارهی دیدار سعدی با مولوی، که هر دو در سدهی هفتم میزیستند، حکایت و داستان بسیار است. در
مناقبالعارفین افلاکی و
روضاتالجنّات، بهنقل از
عجایبالبُلدان، هم اشارههایی شدهاست؛ اما اثبات قطعی آن مشکل است. نمیخواهم از روی علاقه به این بزرگان، بر دیدار میان آنان تأکید کنم. البته اعتراف میکنم که خیلی میتوانست لذتبخش و جالب باشد که این بزرگان با یکدیگر آشنا بوده و دیدار میداشتهاند و روایت آن دیدارها به ما میرسیدهاست. ثابت کردنش دشوار است؛ اما میتوانیم توسنِ خیال خود را کمی بهدست بیان شیوا و جذابْ و حافظهی خوبِ دکتر سروش بدهیم و از رهگذر این خیال، از گفتوگوی میان سعدی و مولوی لذت ببریم.
#سعدی
#مولوی
@REsearchers
دکتر سروش جایی دیگه از یک غزل سعدی میگه که احتمالاً طعنهای به غزل معروف «بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست...» مولاناست:
از جان برون نیامده جانانت آرزوست
زنار نابریده و ایمانت آرزوست
...
سعدی
سلام. بله، این غزل و چندین غزل دیگر را هم یک جورهایی برخی به مولانا مربوط میدانند.