مدیریت چیست؟
سد دز که در دهه 50 تازه به بهرهبرداری رسیده بود و حدود ۳۰۰ هزار هکتار از اراضی زیر سد را با کانالهای آبیاری تحت پوشش قرار داده بود. یکی از این کشتوصنعتها، مارچوبه کاشته بودند. مارچوبه تنی ۵۰۰۰ دلار صادر میشد. آن موقع گندم تنی ۱۵۰ دلار بود. یک تن مارچوبه صادر می شد و بیش از ۳۰ تن گندم وارد می شد. این میشد خودکفایی، نه این که بخواهیم از شیر مرغ تا جان آدمیزاد را در کشور تولید کنیم.
همین چپی ها و پنجاه و هفتی ها که امروز جمهوری طلبی می کنند معترض بودند که چرا در خوزستان در طرحهای بزرگ کشاورزی، مثلاً مارچوبه میکارند که در سبد غذایی ایرانیها جایی ندارد و صادر میشود و چرا نمیگذارید گندم بکارند تا گندم وارد نکنیم... مصرف آب مارچوبه بسیار کمتر از گندم بود و قیمت جهانی آن بیشتر. درواقع با این برنامه دو بار صرفهجویی میکردند: با کاشت مارچوبه، کمتر از کاشت گندم آب مصرف میشده و با صدورِ آن ارزی به دست میآمده که با آن میشده گندم زیادی خریداری کرد.
پس از 57 برای سالها همین میرحسین موسوی به برنامه ای به نام کشاورزی محور توسعه راه انداخت و بعد از او هم دیگران ادامه دادند تا قطرات آخر آبهای زیرزمینی ایران را نیز بیرون بکشند و برای یکی دوسالی جشن خودکفایی تولید گندم بگیرند. اما بعد دوباره وارد کننده گندم شدیم با این تفاوت که دیگر آب هم نداشتیم...!
#بنیادورهرام
@PN_KFP