🔴 گزارشی از نحوه دستگیری و قتل جوان ۲۲ ساله "امیر حسين حاتمی" به دست ماموران زندان بزرگ تهران
این گزارش بدین جهت مهم است زیرا قبل از اینکه رئیس زندان و عوامل خاطی بتوانند برای اين جوان بی گناه مثل زندانی های دیگری که ماموران انتظامی یا زندان به قتل رساندند، پرونده سازی کنند، باید در مورد نحوه دستگیری و قتل وی روشنگری شود.
این جوان شهرستانی نه سیاسی بوده، نه جزو اراذل و نه مجرم. امیر حسين حاتمی بخاطر بیکاری و فقر مطلقی که در شهرستان سیروان استان ایلام مثل همه استانهای مرزی وجود دارد، برای کار به تهران آمده بود که بخاطر یک درگیری ساده و بخاطر یک دیه ناچیز که شاید نیازی به زندانی شدن هم نداشت به زندان افتاد!
هفته پیش مامورین زندان به دلیلی که تا کنون رئیس زندان هیچ توضیحی به خانواده و وکیل پرونده نداده به شدت او را با ضربات باتوم و لگد مورد ضرب و شتم قرار میدهند که همان روز خود این جوان قبل از مرگش با خانواده اش تماس گرفته و میگوید به علت ضرب و شتم ماموران دنده هایش شکسته اند و به سرش ضربه وارد شده و حالش وخیم است و از پدرش میخواهد که بیاید و او را از زندان به بیمارستان انتقال داده و او را آزاد کند!
پدر امیرحسین بهمراه نزدیکان بعد از دو روز به زندان در تهران مراجعه می کنند و با کمال نا باوری به آنها میگویند: چنین زندانی انجا وجود ندارد و بعد از تحصن و مشاجره، زندانبانان با توهین به آنها می گویند، پسرشان بعد از درگیری با یک زندانی "محکوم به اعدام" به قتل رسیده و به سردخانه انتقالش داده اند و برای تحویل گرفتن جنازه اقدام کنند!
این داستان سازی تکراری برای از سرپوش گذاشتن روی اصل جنایت در حالی است که خود زندانی قبل از مرگش تماس گرفته و گفته تا حد مرگ شکنجه شده و درخواست مداوا و کمک کرده است....
از سازمانهای حقوق بشری تقاضا می شود برای حمایت از زندانیان بی گناه و برای کمک و حمایت از خانواده داغدار این جوان دست بکار شده و جمهوری اسلامی را بخاطر جنایاتش محکوم کنند، زیرا به قوه قضاییه جمهوری اسلامی هیچگونه اعتمادی نیست و نمی توان امید داشت که قوه قضاییه در اینمورد شفاف سازی کرده و مجرمان را به سزای اعمالشان برساند.
t.me/sepehrazadi/111895 t.me/sepehrazadi/111893@SepehrAzadi
تمام کسانیکه سکوت میکنند شریک جرم این جنایات هستند.
بنی آدم اعضای یک پیکرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
مرگ بر خامنه ای و مزدوران جنایتکارش
پاینده ایران و مبارزان آزادیخواهش
الان وقتشه اگه ملت پاشن بریزن بیرون .
یک روز یه برادر و خواهر توخیابون چرخ میزدن
یک دفعه خواهر رو به برادرش کرد گفت دادش این مرتیکه اذیتم کرد دادش رفت جلو مردو گرفت و چند بار بهش گفت
خیلی بدی ،تو خیلی بدی بد،بد،
خواهرش رو کرد به داداش گفت ولش کن کشتیش
جریان حقوق بشرم اینطور میگه شما خیلی بدین
چرا کشتینش دیگه اینکار نکن خوب افرین