داعش از کجا برخاست (۲)؟
"دهه 1990 بهترین دوران برای روحانیون شیعه و سنی عراق بود که از کمک های مالی سخاوتمندانه دولتی بهره مند می شدند. در سال 1992 و در مراسم جشن سالروز تاسیس حزب بعث ، 283 روحانی مسلمان و چند رهبر دینی مسیحی با اهدای املاک مسکونی و زمین مورد تقدیر قرار گرفتند.
دانشگاه مطالعات اسلامی صدام"که در 1989با هدف مقابله با تفکرات سلفی در جامعه عراق تاسیس شده بود، در دهه 1990 با حمایت دولت به یکی از بهترین دانشگاه های علوم انسانی عراق بدل شد و"دانشگاه نخبگان" حساب می شد. طنز ماجرا این که یکی از دانشجویان مقطع ارشد اینجا،ابراهیم البدری جوان (خلیفه البغدادی بعدی) بود.
صدام اما در مورد روحانیان شیعه عراق، سیاست احتیاط و تشویق را همزمان در پیش گرفت . حرم های نجف و کربلا که در خیزش 1991 آسیب دیده بودند تعمیر شده و گسترش یافتند، روحانیون شیعه به کارمندی دولت درآمدند و حقوق های مناسب دریافت می کردند و در عین حال موظف به تایید دولت بودند.
جامعه عراق آبستن اقدامات عجیب و غافلگیرکننده تری بود: به موجب فرمان شماره 59 مجلس فرماندهی انقلابی حزب در تاریخ 4 ژوئن 1994 ، شریعت اسلامی نقش بزرگی در قوانین جزایی عراق یافت: حالا دزدی در بار اول مجازاتش قطع دست از مچ بود و تکرارش قطع پای چپ را هم به دنبال می آورد.
جالب آن که این کمیته بعدا برای جبران یک دردسر ناچار شد بند دیگری هم اضافه کند: برای تشخیص معلولان جنگی که "قهرمان ملی" بودند ، از دزدان، علاوه بر قطع پای چپ، باید روی پیشانی دزدان داغ یا خالکوبی قرار می گرفت.
عمده بعثی های کهنه کار و روشنفکران عراق با وحشت نظاره گر این روند بودند، اما در برابر اراده صدام خود را ناتوان می دیدند. برخی با این توجیه که این کارها نه به نفع اسلام گرایان، که برای کنترل و جلوگیری از گسترش نفوذ آنان است خود را دلگرم می کردند.
جیسون بورک، خبرنگار گاردین، در دسامبر 1999 سر صحبت با نعیم شطری، کتاب فروش قدیمی محله الرشید بغداد چنین می شنید: " روزگاری کتاب های ادبی کلاسیک غربی این جا خریدار فراوان داشت، خصوصا بین دانشجوها ، حالا کسی دست بهشان نمی برد. آثار سارتر و همینگوی و شکسپیر خاک می خورند ... در عوض کتاب های مذهبی خیلی زود فروش می روند . الان دیگر کسی این ها را نمی خواند، همه به فکر روز قیامت هستند".
اما این در برابر رخدادهای ترسناک آینده چیزی نبود، فدائیان صدام حالا زنان متهم به "فحشا" را گردن می زدند و جنازه ها برای "عبرت" گاه روزها در معرض دید می ماند.
کم کم سرو کله چیزی پیدا شد که در تاریخ عراق سابقه نداشت: حمله مردان ریش دراز به مشروب فروشی ها و شکستن ویدئو و تلویزیون در وسط شهرها.وضع آنقدر وخیم شد که دستگاه استخبارات ناچار شد عملیات گسترده ای برای بازداشت این افراد و تعطیلی برخی مساجد و معلق کردن ائمه آن ها از خطبه انجام دهد.
نگرانی کم کم به سطح بالای حزب رسید. عدی، پسر ارشد صدام در حالی که از برخی جنبه های "جنبش ایمان" مانند قتل دختران و زنان به جرم "فحشا" لذت می برد، با نگرانی به کلیت قضیه می نگریست و نسبت به ادامه روند به پدرش هشدار می داد. روزنامه "بابل" که در مالکیت او بود در سال 1994 نسبت به تبدیل "بغداد هارون الرشید"به یک شهر شبیه شهرهای عربستان سعودی و "بازگشت برقع و نقاب" و رواج مکتب "وهابی" در عراق هشدار داد. "آن ها در حال شستشوی مغزی جوانان و حتی پیرسالان ما هستند".
دولت بعث تا مارس 2003 سیاست کجدار و مریز اسلامیزه کردن جامعه عراق در عین تلاش برای کنترل اسلام گرایان را ادامه داد. اما "حمله صلیبی" ایالات متحده و متحدانش در بهار 2003 خط پایانی بر این داستان بود. کم نبودند حتی افسرانی که که مامور مراقبت از اسلامگرایان بودند و با سقوط صدام به آغوش اندیشه همان مظنونان قبلی خود غلتیدند. نسل پرورش یافته و بالغ شده در دهه 1990 به زودی علیه "صلیبیان و روافض" دست به کار می شد.
امثال سمیر الخلیفاوی (حجی بکر)، عبدالرحمن المصطفی (ابوعلی الانباری)، محمد یوسف عثمان (ابوعبدالعزیز القطری)، عدنان البیلاوی، فاضل حیالی ، در دو دهه بعدی نشان دادند از دل جامعه سنی مذهبان عراق که زمانی نه چندان دور نشانی از سلفی گری جهادی بر خود نداشت، چه هیولای مخوفی برخاسته است، گذشته چراغ راه آینده است. اگر می خواهیم حال جوامع را ببینیم ، بررسی دقیق و علمی گذشته آنان یکی از الزامات مسیر است".
از قرار شر خلیفه داعش کم شده است، ولی خاک خاورمیانه برای کشت موجودات شبیه او بسیار حاصلخیز است. معلوم نیست کشته شدن البغدادی اوضاع را بهتر کند، باید نشست و دید، والله اعلم.
http://bit.ly/36bpfquکانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel