«خیلیها به رضاشاه به چشم برانداز سنتها نگاه میکنند. مردی که خود سنتی بود اما تجدد حاصل پادشاهی او بود. این نگاه چندان اشتباه نیست. البته رضاشاه خود میراثخوار روشنفکران و متفکران و ایراندوستانی بود که از عهد قاجار و سالهای میانی قرن ۱۹ به فکر تعالی و بازسازی ایران افتادند. در واقع رضاشاه خواست روشنفکران ایرانی را عملیاتی کرد.
.
من اما میخواهم از منظری دیگر
رضاشاه را معرفی کنم. رضاشاه در طول تاریخ مخالف هم داشته است و همین الان بعضی از گرایشهای سیاسی او را دوست نمیدارند. اما فکر میکنم از این منظر اگر به رضاشاه نگاه کنیم، هر ایرانی اگر به ایران تعلقخاطر داشته باشد او را دوست خواهد داشت. به جرات میتوان گفت پس از شاه اسماعیل صفوی، نادرشاه افشار و آقامحمدخان قاجار، این رضاشاه پهلوی بود که در سالهای پس از ۱۵۰۰ میلادی، ایران - این سرزمین افسانهای - را از فروپاشی و متلاشیشدن نجات داد و به عنوان ناجی کشور ظاهر شد در حالی که در هر جای ایران ناامنی و أشوب بیداد میکرد.
.
بعضی از تاریخنویسان رضاشاه را با نادرشاه مقایسه کردهاند و این مقایسه غلط هم نیست. هر دوی اینان رعیتزاده بودند و اشرافزاده نبودند. از پایین رشد کردند. هر دوی اینان سختکوش و نظامی بودند و هر دوی اینان مهر ایران به دل داشتند و هر دوی اینان موفق شدند در کشور امنیت ایجاد کنند و یکپارچگی آن را حفظ کنند».
.
این مطلب را یکی از همراهان توانا ارسال کرده است. امروز چهارم مردادماه سالروز درگذشت رضاشاه است. نگاه شما به رضاشاه چگونه است؟
@Tavaana_TavaanaTech
https://kayhan.london/fa/?p=113933
🌐قتل عام لرستان(۱)🌐 «من از همین امروز تمام شماها و الوار را عفو میکنم. آنچه خطا تاکنون از طرف شما سرزده است میبخشم. ولی یک نکته را لازم میدانم به شما بگویم و آن اینستکه اگر یک نفر از شما خیال دزدی و راهزنی نماید، تصور نکنید(فقط) آن یک نفر را معدوم خواهم کرد، بلکه امر خواهم داد تمام الوار را معدوم کنند»
[از سخنرانی رضاشاه در ۱۳۰۷ش در جمع لورها در لرستان.( روزنامه حبل المتین سال سی و هفتم سه شنبه ۷ آذر ۱۳۰۷){تصاویر یک تا سه}]؛
این یک تهدید توخالی نبود. سرلشگر احمد امیراحمدی که دست راست رضاخان در ارتش پهلوی بود، از ۱۳۰۳ تا ۱۳۱۲چنان کشتار و قتل عامی از لورها بعمل آورد که به « قصاب لر » مشهور شد. در این کشتارها که برای اولین بار از هواپیما هم برای بمب اندازی بر روی خرم آباد، بروجرد و نیز چادرهای عشایر لور استفاده میشد، نه فقط مردان تفنگدار لور، بلکه بسیاری از زنان و کودکان بیگناه لور نیز قتل عام شدند. امیراحمدی(عکس ۴) در سخنانی در بروجرد در ۱۳۰۳ اعلام کرد که «نام لر را برخواهد انداخت»{روزنامه ایران،۱۲ جوزای ۱۳۰۳}؛ خود وی سالها بعد در ستایش از عملکرد خود در لورستان به اطرافیانش میگفت در لرستان کاری کرده است که هنوز هم مادران لر وقتی بچه شان گریه میکند، به او میگویند ساکت باش وگرنه امیراحمدی میاید تو را میبرد! امیراحمدی علاوه بر کشتار لورها، دهها هزار گوسفند و بز و گاو و اسب، و نیز جواهرات مردم لور را غارت کرده، به تهران میفرستاد؛ حتی اثاث منازل لورها را هم بار کامیون کرده و میبردند، بنحوی که مناطق لرنشین از حدود ملایر در شمال تا بویراحمد در جنوب دچار فقر و ویرانی کامل شدند.
قمرالملوک وزیری{عکس۵}(اولین زنی که در ایران در میان مردان آواز خواند)، جایی در خاطراتش گفت: بعد از قتل و غارت لرستان، روزی در منزل سرلشگر امیراحمدی جهت آوازخوانی دعوت شده بودم. پس از اجرا، امیراحمدی مرا نزد خود خواند،کنار خود نشاند، دستم را بوسید.بعد دستور داد خورجینی پر از جواهرات آوردند و یک جفت گوشواره درآورد و به من داد. من در خانه متوجه شدم که تکه ای از گوشت نرمه گوش انسان بر روی یکی از گوشواره ها باقی مانده است. نتوانستم آنرا به گوشم بیاویزم. آنها را به زرگری بردم که قیمتش را چهل هزار تومن گفت.فروختم و پولش را بخشیدم.(روزنامه اطلاعات. ۵۴/۴/۱۰ص۲۰)
حکومت وقت، لورهای مغرور را راهزن خطاب کرد تا در جنگ روانی هم آنها را بشکند. در حالیکه با رویکردی انسانی میتوانست با ایشان به گفتکو بنشیند و قطعا سران لورها با کسب امتیازات و اختیاراتی راضی میشدند.اما....ادامه در پست بعد
راستگار ۲۲تیر۱۳۹۸
🌐قتل عام لورستان (۲)🌐
گفته آمد که برای تکمیل شکست لورها باید به هدایت افکار عمومی هم توجه میشد. حکومت پهلوی نوپا اما دارای یاران بسیار در داخل و خارج از کشور بود. به توصیه آنان قرار شد فیلمی با رویکرد تخریب لورها و تطهیر جنایات حکومت و با توجه به اهمیت موضوع، «برای اولین بار در ایران» به شکل ناطق تهیه شود. از آنجا که امکان ساخت فیلم ناطق در ایران هنوز فراهم نبود، در نهایت فیلم با تهیه کنندگی اردشیر ایرانی(عکس ۷)، زرتشتی مقیم هند و کارگردانی عبدالحسین سپنتا(عکس۶) در بمبئی ساخته و در آبان ۱۳۱۲ به اکران عمومی رسید. اردشیر ایرانی در مدرسه هنری بمبئی تحصیل کرده بود؛ مدرسه ای که یک پارسی_هندی مقیم هندوستان بنام جمشید(عکس هشتم) که بعدها اسمش را به Jamsetjee Jejeebhoy تغییر داد، تأسیس کرده بود. جمشید ثروت هنگفتی از محل صدور تریاک به چین اندوخته بود و در این راه با کمپانی هندشرقی همکاری داشت. (عکس۹، نمودار افزایش تقریبا صد برابری صدور تریاک به چین در دوران فعالیت تجاری جمشید.ارقام به تن)
القصه، فیلم دختر لرستان یا دختر لر با اهدافی کاملا سیاسی ساخته و روانه چشم و گوش مردمان ساده دل شد. پوستر تبلیغاتی فیلم(عکس ۱) حاوی توضیحاتی در حد یک بیانیه کاملا سیاسی است که در آن متن طولانی ذیل در دو حاشیه راست و چپ پوستر درج گردیده:« در این فیلم سعی شده است معنی حقیقی عشق، فداکاری، وطن پرستی و وظیفه شناسی، استقامت و شجاعت را که از خصایص «روح ایرانی» است، به دور و نزدیک نشان داده و به شکرانه نعمت امنیت و ترقیات کنونی شمه ای از اوضاع سابق یادآور گردیده، با تغییرات شگفت آور و ترقیات سریع معجزنمای کنونی مقایسه شود»!
بدین ترتیب مقاومت پانزده ساله لورها در برابر قشون رضاشاه که در راستای صلاحدید و حمایت انگلیس، حفظ تمامیت ارضی و یکپارچگی ایران در دستور کارش بود، با گشایش دو جبهه نظامی و تبلیغاتی علیه لورها درهم شکست، تا مورخان و وطندوستان باز بتوانند از همدلی اقوام ایرانی و فرهنگ مشترکشان اسب قلم را در صفحات سپید اوراق بیجان به جولان وادارند، و ذبح انسانها در پای وطن را توجیه و تطهیر کنند.
معاصر لورستان، قیامهای متعددی در نقاط دیگر کشور هم در جریان بود که همگی نه با استفاده از فرهنگ غنی مشترک، بلکه به زور سرنیزه و به مدد قتل و غارتهای بسیار خوابانده شدند.
این تاریخ تکراری سرزمین ما و بسیاری سرزمینهای دیگر در طول اعصار است. تاریخی که هر چند فاتحان نوشته اند، اما نانوشته های آن از لابلای عربده های گوش کر کن فاتحان تاریخ، خوانده و شنیده شده اند.
راستگار ۹۸/۴/۲۳
یک جلاد حیوان بیش نبود
شما نام ننگین خاندان کثیف قاجار را که گند زدن به این مملکت می آورید و
نامی از کریم خان زند نمی آورید خجالت آور است کمی تاریخ مطالعه کنید خوب است گاهی حتی یک نگاه به کتاب های تاریخی بیندازید
التماس تفکر
بدون جهت گیری کورکورانه نگاه کنیم