رفقا قراره به زودی روی خطاها و Trap های رایج کوفاندرها ی استارتاپی در اکوسیستم استارتاپ فارسی حرف بزنیم در IGTV اول این که دوست داریم برنامه اش مونولوگ نباشه و همه تعامل داشته باشید در برنامه و بشه یک جاهایی ما فقط مجری باشیم و خودتون بیاید بالا و گپ و گفت کنید .
دوم اینکه به نظرتون چه خطاهایی رایجه در اکوسیستم ، یه سری هاش رو ما آوردیم ، شما هم کامل کنید لطفاً و نظر بدین :
🔵نحوه انتخاب شریک کاری (انتخاب، نامزدی، ازدواج) (کیارش عباس زاده فاندر زودفود)
🔵نداشتن درآمد مستقل جهت گذران امور اولیه زندگی فاندر ها مخصوصا اوایل کار (علی محمودی فاندر فیتون)
🔵نداشتن آمادگی روانی برای رهبری
🔵عدم عقد قرارداد بین کوفاندرها در شروع کار (پیشنهاد محسن خانی فاندر آپلا )
🔵عدم هماهنگی اهداف کلان کوفاندر ها(پیشنهاد امیرمحبعلی فاندر پیگیر )
🔵عدم سواد و هوش مالی (پیشنهاد محسن سرمست فاندر تندتک و سلوکس)
🔵انتخاب زمان و مرحله اشتباه برای جذب سرمایه (پیشنهاد امیرمحبعلی فاندر پیگیر)
🔵ناهماهنگی در چشم انداز کوفاندرها یا شفاف نبودن چشم انداز (مهدی تلخابی فاندر چمدون)
🔵نامشخص بودن مرز مسئولیت ها و اختیارات هر فاندر(مهدی تلخابی فاندر چمدون)
🔵عدم ترسیم نقاط برای pivot (جناب واحدی کوفاندر لوجیکو)
🔵نداشتن مارکت ریسرچ درست ( علی فریدونی فاندر پیگیر )
🔵نداشتن bplan شفاف
🔵تیم ورک ضعیف
🔵انتخاب کوفاندر و Seed Investor های اشتباه (محمدحسین حسینی فاندر وکبیتی)
🔵عدم توانایی در جذب سرمایه
🔵عدم توانایی در جذب نیرو انسانی مناسب
🔵عدم انتخاب معماری مناسب با اسکیل پروژه
🔵انجام Pivot مکرر و گیج کننده(علی محمودی فاندر فیتون)

توجه داشته باشید که برای کامنت دادن حتما باید تلگرام تون آپدیت باشه ، یا در گروه باشگاه تندتکی ها به ما فیدبک بدید
ممنون از همه تون

#تندتک
@tondTech

27 comments

Show 9 more comments
عدم سواد و هوش مالی
عدم ترسیم نقاط برای pivot
Pivot مکرر و گیج کننده
بازی خوردن از سرمایه گذار نماها
درگیر حمایت دولتی شدن
درامد نداشتن فاندر ها مخصوصا اوایل کار
اون نفرات اول تیم چطور منظور هم دیگه رو بفهمن. شاید میشه همون تیم ورک ولی موضوع مهمیه به نظرم
چند تا چیز تا حالا خیلی به من ضربه زده.
اولیش تمرکز شدید روی امور فنی بدون توجه به بازار بوده. این موضوع باعث شده برنامه کاملی رو داشته باشم که کسی نمیخواستش. بعد از فاز اول ورودمون به بازار مجبور شدیم کلا برنامه مون رو عوض کنیم.
مورد دوم که خیلی ازش ضربه خوردم استخدام نیرویی بوده که از لحاظ فنی به نظرم خیلی قوی بوده ولی از لحاظ اخلاقی اصلأ باهاش اوکی نبودم. کاملاً پدرم دراومد. بعد از رفتن این نیرو از تیم تازه کارهامون شروع به جلو رفتن کردند.
مورد سوم هم که ازش ضربه خوردم گیر دادن بیش از حد به کاری بوده که باید ولش میکردم. یه جایی معلوم بود یه چیزی به نتیجه نمی‌رسه ولی ادامه اش دادم و بعد از شش ماه مجبور شدم بذارمش کنار. میتونست شش ماه در عمرم صرفه جویی بشه.
هزینه‌ی بالای فعالیت در برخی از حوزه‌ها و نبود سرمایه‌گذاران مناسب
نادیده گرفتن نقش منابع انسانی و انتخاب آشنایان و دوستان در شروع کار
میل شدید کوفاندر‌ها به مدیرعامل شدن بدون داشتن دانش کافی و مدیریتی
عجله برای جلب سرمایه و بزرگ شدن بدون اینکه آزمون و خطای کافی داشته باشند