کدام گفتگوی تمدنی؟«۱.گفتگوی فرهنگها در جهان شناختهشده و فراگیر است و نه گفتگوی تمدنها. اولین سیاستمداری که در سازمان ملل به گفتگوی فرهنگها پرداخت، آخرین وزیر خارجه شوروی بود.
.
.برخورد تمدنهای هانتینگتون یک نظریهی توصیفی است و نه یک برنامهی تجویزی برای ایجاد تنش و تخاصم. گفتگوی تمدنها بهخطا در برابر برخورد تمدنها قرار گرفته، ولو آن را برنامهای برای تنشزدایی با غرب و پیوستن به "نظم جهانی" دانست.
.
تنشزدایی با سایر کشورها و پیوستن به نظم جهانی یک مسئله داخلی و البته ساختاری است و نقش سایر کشورها در آن کم است. گفتگوی فرهنگها صلح را با ترویجِ مدارا پیش میگیرد و گفتگوی تمدنها، صلح را با پیوستن به نظمِ جهانی پیش میگیرد و همزمان برای بهبود آن تلاش میکند.
.
بیشتر اندیشمندان بهدرستی گفتگو را مختصِ فرهنگها میدانند و تمدنها را محلِ جولانِ هویتهای تمایزگرا و دیگریستیز. تمدنگراییِ موجود بر تصورِ برتریپنداری استوار است؛ درحالیکه تمدن درحقیقت عینیتیافتگیِ فرهنگ است -که سیال و خودمبیّن است.
.
تاکید بر تمدن به صلح کمک نمیکند اما تاکید بر فرهنگِ کثرتگرایی و مدارا به صلح کمک میکند. طرح ایده گفتگوی تمدنها از سوی سیاستمداران معنادار است و از سوی سیاستمداران ایرانی نیز وقتی معنادار است که بهمعنای پیامی به سایر کشورها برای آمادگی برای گفتگوی سیاسی پیرامون اختلافات و در نتیجه پیوستن به نظمِ جهانی مورد توافق خواهد بود. وگرنه که زمینهی برخورد است و نه صلح.
.
این آمادگی برای گفتگو باید در درون ایران و یک تصمیم سیاسی باشد. هر اقدام فرهنگی در قالب گفتگوی فرهنگها معنادار است و برای همین در عرصه جهانی، گفتگوی فرهنگها شناختهشده و موثر است و نه گفتگوی تمدنها.
.
پس ایدهی ناقص و نیاندیشیده گفتگوی تمدنها هم تنها کارکردش تلاش برای پیوستن به نظم جهانی و تغییر رفتار ج.ا و تبدیل ایران به یک "کشور عادی" است و بدونِ فهم درست از آن هر تلاشی بیهدف و بینتیجه خواهد بود».
.
این مطلبیست از
مجید توکلی - فعال سابق دانشجویی - در نقد ایده گفتوگوی تمدنها که توسط محمد خاتمی - رییسجمهور اسبق جمهوریاسلامی - طرح شده است و دگرباره محل بحث و مناظره شده است.
@Tavaana_TavaanaTech
http://bit.ly/2Ge9nsU
در انتهای این مطلب به نادرست نوشتهاید: این مطلبیست از مجید توکلی ... در نقد ایده گفتوگوی تمدنها که توسط محمد خاتمی ... طرح شده است
ایده گفتگوی تمدنها توسط خاتمی طرح نشده
ناسیونالیسم ایرانی باید ایدئولوژی مبارزاتی و هویت ساز ملی ما باشد که در آن برجسته سازی تاریخ تمدن ما بسیار مهم می باشد با این توضیح که البته جهان گراست نه جهان ستیز، تنگ نظرانه و
شوینیستی