کاظم صدیقی، امام جمعه تهران و از افراد نزدیک به خامنهای میگوید «این دنیا عشرتکده نیست. اینجا تنبلخانه نیست. اینجا رفاهکده نیست. اینجا محل رنج است ؛ گنج بهشت را با رنج دنیا به دست میآوریم»
درباره ملت ایران که کاظم صدیقی نباید نگران باشد؛ چون جمهوری اسلامی دقیقا ایران را برای ملت ایران تبدیل به «محل رنج» کرده است. میماند خود ایشان و دوستانشان و آقازادههایشان.
به عنوان مثال پیشنهاد میشود ایشان به ۵ هزار «آقازاده» اصلاحطلب و اصولگرا که در آمریکا و کانادا مشغول هستند و خوش میگذرانند پیشنهاد بدهند به همین «محل رنج» بیایند تا بتوانند گنج بهشت را بدست بیاورند!
شما چه پیشنهادهای دیگری به ذهنتان میرسد؟
#کاظم_صدیقی #خامنه_ای #جمهوری_اسلامی #فقر #فلاکت
@Tavaana_TavaanaTech
درايران، ما با دو شخصيت متفاوت مذهبي مواجه هستيم... يكي علي بن ابيطالب كه شخصتي تاريخي است و اعمال و گفتار او در تواريخ مرجع اسلامي ثبت است و ديگري "علي مرتضي" كه يك شخصيت مجازي و افسانه اي است و داستانهاي عجيب و بسيار مهيج درباره ي او نقل ميشود كه در مواردي به رستم شاهنامه بيشتر شباهت دارد...
علي مرتضي يا حيدر كرار شخصي است كه:
باز شدن خلخال از پاي يك زن يهودي او را خشمگين ميكند، شبانه براي كودكان يتيم غذا ميبرد، در فقر زندگي ميكند و سنگ بر شكم مي بندد ، زمانيكه دشمنش بر روي او آب دهان مي اندازد از كشتنش صرف نظر ميكند، انتقاد پذير است، دموكرات است، سوسياليست است!! اينترنشنال مي انديشد، رئوف و مهربان است، عاشقانه همسرش را دوست دارد، مردانگي و فتوت در وجود او معنا مي يابد و بسياري از داستانهاي تخيلي ديگر كه از بس براي ايرانيان بازگو شده، ايرانيان بينوا آنرا باور كرده اند و اين شخصيت را قبله ي خود ميدانند و از بام تا شام، نام او ورد زبان است... ميتوان به جرات ادعا كرد كه "علي مرتضي" خداي ايرانيان است و هيچ كس همتاي او نيست... حتي به اصطلاح تحصيل كرده هاي فرنگ رفته مانند شريعتي نيز او را پرستش ميكنند وداستانهاي دل فريبي براي او ساخته و پرداخته اند...
و اما علي بن ابيطالب شخصيتي تاريخي است كه:
در جنگهاي تن به تن بر خلاف رسم جوانمردان و شواليه ها، پاي دشمنانش را هدف قرار ميدهد ، مانند مرحب يهودي در جنگ خيبر و عمربن عبدود در جنگ خندق كه همراه با خدعه او را فريب داد و پايش را قطع كرد.
پيرمردي به نام مغيره و شاعري به نام حويرث بن نقيذ را به جرم مخالفت با محمد به قتل ميرساند
بالغ بر 20 تن از افراد يك قبيله را به جرم سرقت شترهاي محمد چشمهايشان را در مي آورد، دست و پايشان را ميبرد و آنها را در اين حال رها ميكند تا بميرند
700 تن از يهوديان بني قريظه را با كمك زبير در يك روز گردن ميزند.
همسرش فاطمه از بدخويي او چندين بار به پدرش شكايت ميبرد. همچنين از فرط عشق و علاقه به همسر، تنها هفت روز بعد از مرگ فاطمه با امامه كه كودكي بيش نبود ازدواج كرد. و ايشان تا پايان عمر با 9 زن ازدواج كرد و تعداد زيادي كنيز داشت كه در نامه 24 نهج البلاغه در مورد آن كنيزها نيز وصيت كرده است.
علي ثروت بسيار داشت آنچنانكه در وصيتش كه در نامه 24 نهج البلاغه وجود دارد از قريه ها و نخلهاي بيشمار آن سخن به ميان مي آورد. از فرش بهارستان كه به عنوان غنيمت به مدينه ارسال ميشود تكه اي به علي ميرسد كه آنرا به 8000 درهم ميفروشد.
عده اي را به جرم اينكه او را خدا خطاب كرده بودند در آتش ميسوزاند و همچنين دو نفر را كه اتهامشان بت پرستي بوده نيز به فرمان علي در آتش سوزانده ميشوند.
در تواريخ اسلامي از علي نه به عنوان يار محمد بلكه به عنوان غلام محمد ياد ميشود... چرا كه محمد به دليل فقر ابوطالب، علي را به سرپرستي پذيرفته بود و اهل مكه او را غلام محمد خطاب ميكردند.
در زمان محمد هيچگاه مسئوليت مهمي مانند سرداري سپاه به علي واگذار نشد و محمد تنها از او براي كشتن و سر بريدن يا ترور و يا حتي كشتن سگها استفاده ميكرد... جز اين كارها، مسئوليتي كه چشمگير باشد در زمان حيات محمد به علي واگذار نشد.
پس از رسيدن به خلافت نيز از فرط بي سياستي، جنگ داخلي به راه افتاد و اولين مسلمان كشي در زمان خلافت او صورت گرفت...و تا پيش از مرگ، معاويه توانسته بود اكثر ولايات را از كنترل علي خارج كند و در ماههاي آخر، تنها حكومت عراق براي علي باقي مانده بود...
در زمان خلافت علي، بدليل باج و خراج سنگيني كه از ايرانيان گرفته ميشد، قيامهاي بسياري در فارس، آذربايجان، خراسان و سيستان اتفاق افتاد كه همگي آنها با وحشيانه ترين شكل سركوب شدند.
و در نهايت امر، علي آنقدر خون ريخت تا اينكه او را در صبح روز جمعه 17 رمضان سال 40 هجري در هنگام ورود به مسجد با ضربت شمشير زهرآگين ابن ملجم مجروح و سه روز بعد در 20 رمضان همان سال كشته شد.
و اين بود بخشي از داستان دو شخصيت مشهور، يكي "علي بن ابيطالب" و ديگري "علي مرتضي"
هوشيار باشيم كه افسانه ها ما را از حقايق دور نسازند
همگی بت ها لال هستند همگی شان بی خاصیت اند. شما به من بگویید تفاوت بت سنگی با خدایی که باورش داری چیست؟
بت سنگی حداقل وجود دارد و میتوان دیدش. این بت تو هیچ برتری نسبت به یک مجسمه سنگی ندارد.
بت ها نزولات میخواهند ، تا شکم مدافعین و حامیانش را سیر کنند،
خدای تو چطور؟
بت ها همیشه طلبکارند و دوست دارند پرستیده شوند .
خدای تو چطور.؟
ابراهیم میگفت بت ها نمیتوانند کاری کنند آن ها ساخته ذهن و دست دپگرانند.
خدای تو چطور؟
بت ها را اگر بشکنی مدافعینش تو را خواهند کشت.
خدای تو چطور؟
بت ها تنها با خادم معبد صحبت میکردند و او با دیگران.
خدای تو چطور؟
بت ها از بی خاصیتی خود به زمان حال کار ندارند و وعده سر خرمن میدهند.
بت تو چطور؟
♠️
یکی از صفاتی که در تازينامه از آن برای الله نام برده شده است صفت مکار است.آیه 30 سوره انفال می گوید» ای رسول ما به یاد آر وقتی را که کافران با تو مکر کردند تا تو را از مقصد خود که تبلیغ دین الله ست بازدارند یا به قتل رسانند یا از شهر خود بیرون کنند. اگر آنها با تو مکر کردند الله هم با آنها مکر می کند و الله بهتر از هر کس مکر تواند کرد»
مکر و حیله در چه موقعی به کار میرود؟در زمانیکه کسی نسبت به استراتژی و تاکتیک های رقیب خود را ضعیف ببیند بنابر این برای غلبه بر حریف دست به حیله میزند. بنا براین مکر و حیله ای که در تازينامه به الله نسبت داده شده است با توانایی الله سر ناسازگاری دارد.و الله را در سطح یک موجود حقه باز که از طریق فریب و نیرنگ کارهای خود را پیش می برد پایین می آورد
✍🏻به قلم صادق_هدایت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔻بابت برخی کلمات عذرخواهم اما باید خواننده شفاف درک کند،و این اصل صحبت صادق هدایت هست بدون تغییر کلمات و سانسور🙏🏻
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📜ما که عادت نداشتیم دخترانمان را زنده به گور کنیم ، ما برای خودمان تمدن وثروت و آزادی و آبادی داشتیم و فقر را فخر نمیدانستیم همه اینها را از ما گرفتند وبجاش فقرو پشیمانی و مرده پرستی و گریه و گدائی و تأسف واطاعت از خدای غدار و قهار و آداب کونشوئی و خلا رفتن برایمان آوردند ، همه چیزشان آمیخته با کثافت و پستی و سود پرستی و بی ذوقی و مرگ و بدبختی است.
📜چرا ریختشان غمناک و موذی است و شعرشان چوس ناله است چونکه با ندبه و زوزه و پرستش اموات همه اَش سرو کار دارند.سوسمارخؤرهایی که خلیفه های خودشان هم رحم نکردن حال زبان و هر چیزشان رو به خورد ما میدهند.
📜در مسجد مسلمانان اولین برخورد با بوی گند خلاست که گویا وسیله تبلیغ برای عبادتشان و جلب کفار است تا به اصول این مذهب خو بگیرند. بعد این حوض کثیفیکه دست و پای چرکین خودشان را در آن می شویند و به آهنگ نعره موذن روی زیلوی خاک آلود خودشان دولا و راست میشوند و برای خدای خونخوارشان ورد و اَفسون میخوانند....
📜عید قربان مسلمانان با کشتار گوسفندان و وحشت و کثافت و شکنجه جانوران برای خدای مهربان و بخشایشگر است خدای جهودی آنها قهار و جبار و کین توز است و همه اش دستور کشتن و چاپیدن مردمان را میدهد وپیش از روز رستاخیز حضرت صاحب را میفرستد تا حسابی دخل امتش را بیاورد و آنقدر از آنها قتل عام بکند که تا زانوی اسبش در خون موج بزند.
📜تازه مسلمان مومن کسی است که به امید لذتهای موهوم شهوانی و شکم پرستی آن دنیا با فقر و فلاکت و بدبختی عمر را بسر برد و وسایل عیش و نوش نمایندگان مذهبش را فراهم بیاورد. همه اش زیر سلطه اموات زندگی میکنند و مردمان زنده امروز از قوانین شوم هزار سال پیش تبعیت میکنند کاری که پست ترین جانوران نمیکنند.
📜عوض اینکه به مسائل فکری و فلسفی وهنری بپردازند ، کارشان این است که از صبح تا شام راجع به شک میان دو و سه استعامنه قلیله و کثیره بحث کنند.این مذهب برای یک وجب پائین تنه از عقب و جلو ساخته و پرداخته شده.انگار که پیش از ظهور اسلام نه کسی تولید مثل میکرد و نه سر قدم میرفت ، خدا آخرین فرستاده خود را مامور اصلاح این امور کرده!
📜تمام فلسفه اسلام روی نجاسات بنا شده اگر پائین تنه را از آن حدف کنیم اسلام روی هم میغلتد و دیگر مفهومی ندارد. بعد هم علمای این دین مجبورند از صبح تا شام با زبان ساختگی عربی سرو کله بزنند سجع و قافیه های بی معنی و پر طمطرق برای اغفال مردم بسازند و یا تحویل بدهند.
📜سرتا سر ممالکی را که فتح کردند، مردمش را به خاک سیاه نشاندند و به نکبت و جهل و تعصب و فقر و جا سوسی و دوروئی و دزدی و چاپلوسی و کون آخوند لیسی مبتلا کردند و سرزمینش را به شکل صحرای برهوت در آوردند.اما مثل عصای موسی که مبدل به اژدها شد وخود موسی از آن ترسید این اژدهای هفتاد سر هم دارد این دنیا را می بلعد.
📜همین روزی پنج بار دو لا راست شدن جلو قادر متعال که باید بزبان عربی او را هجی کرد، کافی است تا آدم را تو سری خور و ذلیل و پست و بی همه چیز بار بیاورد.مگر برای ما چه آوردند ؟ معجون دل به هم زنی از آرا و عقاید متضادی که از مذاهب و ادیان و خرافات پیشین ، هول هولکی و هضم نکرده استراق و بی تناسب بهم در آمیخته شده است، دشمن ذوقیات حقیقی آدمی، و احکام آن مخالف با هر گونه ترقی و تعالی اقوام ملل است و به ضرب شمشیر به مردم زورچپان کرده اند. یعنی شمشیر بران و کاسه گدائی است، یا خراج و جزیه به بیت المال مسلمین بپردازید یا سرتان را میبریم هر چه پول و جواهر داشتیم چاپیدند. آثار هنری ما را از میان بردند و هنوز هم دست بردار نیستند؛ هر جا رفتند همین کار را کردند.
💠صادق هدایت
هر كسى به شطرنج نگاه كند مانند اين است كه به فرج(آلت تناسلى) مادرش نگاه كرده است!
از آنجائى ميدانيد ملاهاى خمس خور شيعه به اين شخص ميگويند دانشمند بزرگ و الگوى بشريت!
قضاوت را به عهده خود شما ميگذارم واز شما ميپرسم به نظر شما چنين شخصى با چنين افكار سوپر احمقانه اى ميتواند يك دانشمند و يا حتى يك انسان عاقل باشد؟
البته ايشان علاقه شديدى به آلت_تناسلى_زنان داشته و خيلى در اين مورد مثال زده است(به جز مواردى كه جماع با كنيزان را تشريح ميكند)
منابع:
١- حلية المتقين از علامه مجلسي
٢- سفينه البحار شيخ عباس قمى جلد ٤ صفحه ٤٨٠ باب شين
٣- فقه الرضا ص ٢٨٤
٤- جامع الاخبار ص ١٥٣
در زير صفحه مربوطه در مورد اين روايت را مشاهده ميكنيد