کاظم صدیقی، امام جمعه تهران و از افراد نزدیک به خامنهای میگوید «این دنیا عشرتکده نیست. اینجا تنبلخانه نیست. اینجا رفاهکده نیست. اینجا محل رنج است ؛ گنج بهشت را با رنج دنیا به دست میآوریم»
درباره ملت ایران که کاظم صدیقی نباید نگران باشد؛ چون جمهوری اسلامی دقیقا ایران را برای ملت ایران تبدیل به «محل رنج» کرده است. میماند خود ایشان و دوستانشان و آقازادههایشان.
به عنوان مثال پیشنهاد میشود ایشان به ۵ هزار «آقازاده» اصلاحطلب و اصولگرا که در آمریکا و کانادا مشغول هستند و خوش میگذرانند پیشنهاد بدهند به همین «محل رنج» بیایند تا بتوانند گنج بهشت را بدست بیاورند!
شما چه پیشنهادهای دیگری به ذهنتان میرسد؟
#کاظم_صدیقی #خامنه_ای #جمهوری_اسلامی #فقر #فلاکت
@Tavaana_TavaanaTech
یکی از صفاتی که در تازينامه از آن برای الله نام برده شده است صفت مکار است.آیه 30 سوره انفال می گوید» ای رسول ما به یاد آر وقتی را که کافران با تو مکر کردند تا تو را از مقصد خود که تبلیغ دین الله ست بازدارند یا به قتل رسانند یا از شهر خود بیرون کنند. اگر آنها با تو مکر کردند الله هم با آنها مکر می کند و الله بهتر از هر کس مکر تواند کرد»
مکر و حیله در چه موقعی به کار میرود؟در زمانیکه کسی نسبت به استراتژی و تاکتیک های رقیب خود را ضعیف ببیند بنابر این برای غلبه بر حریف دست به حیله میزند. بنا براین مکر و حیله ای که در تازينامه به الله نسبت داده شده است با توانایی الله سر ناسازگاری دارد.و الله را در سطح یک موجود حقه باز که از طریق فریب و نیرنگ کارهای خود را پیش می برد پایین می آورد
✍🏻به قلم صادق_هدایت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔻بابت برخی کلمات عذرخواهم اما باید خواننده شفاف درک کند،و این اصل صحبت صادق هدایت هست بدون تغییر کلمات و سانسور🙏🏻
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📜ما که عادت نداشتیم دخترانمان را زنده به گور کنیم ، ما برای خودمان تمدن وثروت و آزادی و آبادی داشتیم و فقر را فخر نمیدانستیم همه اینها را از ما گرفتند وبجاش فقرو پشیمانی و مرده پرستی و گریه و گدائی و تأسف واطاعت از خدای غدار و قهار و آداب کونشوئی و خلا رفتن برایمان آوردند ، همه چیزشان آمیخته با کثافت و پستی و سود پرستی و بی ذوقی و مرگ و بدبختی است.
📜چرا ریختشان غمناک و موذی است و شعرشان چوس ناله است چونکه با ندبه و زوزه و پرستش اموات همه اَش سرو کار دارند.سوسمارخؤرهایی که خلیفه های خودشان هم رحم نکردن حال زبان و هر چیزشان رو به خورد ما میدهند.
📜در مسجد مسلمانان اولین برخورد با بوی گند خلاست که گویا وسیله تبلیغ برای عبادتشان و جلب کفار است تا به اصول این مذهب خو بگیرند. بعد این حوض کثیفیکه دست و پای چرکین خودشان را در آن می شویند و به آهنگ نعره موذن روی زیلوی خاک آلود خودشان دولا و راست میشوند و برای خدای خونخوارشان ورد و اَفسون میخوانند....
📜عید قربان مسلمانان با کشتار گوسفندان و وحشت و کثافت و شکنجه جانوران برای خدای مهربان و بخشایشگر است خدای جهودی آنها قهار و جبار و کین توز است و همه اش دستور کشتن و چاپیدن مردمان را میدهد وپیش از روز رستاخیز حضرت صاحب را میفرستد تا حسابی دخل امتش را بیاورد و آنقدر از آنها قتل عام بکند که تا زانوی اسبش در خون موج بزند.
📜تازه مسلمان مومن کسی است که به امید لذتهای موهوم شهوانی و شکم پرستی آن دنیا با فقر و فلاکت و بدبختی عمر را بسر برد و وسایل عیش و نوش نمایندگان مذهبش را فراهم بیاورد. همه اش زیر سلطه اموات زندگی میکنند و مردمان زنده امروز از قوانین شوم هزار سال پیش تبعیت میکنند کاری که پست ترین جانوران نمیکنند.
📜عوض اینکه به مسائل فکری و فلسفی وهنری بپردازند ، کارشان این است که از صبح تا شام راجع به شک میان دو و سه استعامنه قلیله و کثیره بحث کنند.این مذهب برای یک وجب پائین تنه از عقب و جلو ساخته و پرداخته شده.انگار که پیش از ظهور اسلام نه کسی تولید مثل میکرد و نه سر قدم میرفت ، خدا آخرین فرستاده خود را مامور اصلاح این امور کرده!
📜تمام فلسفه اسلام روی نجاسات بنا شده اگر پائین تنه را از آن حدف کنیم اسلام روی هم میغلتد و دیگر مفهومی ندارد. بعد هم علمای این دین مجبورند از صبح تا شام با زبان ساختگی عربی سرو کله بزنند سجع و قافیه های بی معنی و پر طمطرق برای اغفال مردم بسازند و یا تحویل بدهند.
📜سرتا سر ممالکی را که فتح کردند، مردمش را به خاک سیاه نشاندند و به نکبت و جهل و تعصب و فقر و جا سوسی و دوروئی و دزدی و چاپلوسی و کون آخوند لیسی مبتلا کردند و سرزمینش را به شکل صحرای برهوت در آوردند.اما مثل عصای موسی که مبدل به اژدها شد وخود موسی از آن ترسید این اژدهای هفتاد سر هم دارد این دنیا را می بلعد.
📜همین روزی پنج بار دو لا راست شدن جلو قادر متعال که باید بزبان عربی او را هجی کرد، کافی است تا آدم را تو سری خور و ذلیل و پست و بی همه چیز بار بیاورد.مگر برای ما چه آوردند ؟ معجون دل به هم زنی از آرا و عقاید متضادی که از مذاهب و ادیان و خرافات پیشین ، هول هولکی و هضم نکرده استراق و بی تناسب بهم در آمیخته شده است، دشمن ذوقیات حقیقی آدمی، و احکام آن مخالف با هر گونه ترقی و تعالی اقوام ملل است و به ضرب شمشیر به مردم زورچپان کرده اند. یعنی شمشیر بران و کاسه گدائی است، یا خراج و جزیه به بیت المال مسلمین بپردازید یا سرتان را میبریم هر چه پول و جواهر داشتیم چاپیدند. آثار هنری ما را از میان بردند و هنوز هم دست بردار نیستند؛ هر جا رفتند همین کار را کردند.
💠صادق هدایت
هر كسى به شطرنج نگاه كند مانند اين است كه به فرج(آلت تناسلى) مادرش نگاه كرده است!
از آنجائى ميدانيد ملاهاى خمس خور شيعه به اين شخص ميگويند دانشمند بزرگ و الگوى بشريت!
قضاوت را به عهده خود شما ميگذارم واز شما ميپرسم به نظر شما چنين شخصى با چنين افكار سوپر احمقانه اى ميتواند يك دانشمند و يا حتى يك انسان عاقل باشد؟
البته ايشان علاقه شديدى به آلت_تناسلى_زنان داشته و خيلى در اين مورد مثال زده است(به جز مواردى كه جماع با كنيزان را تشريح ميكند)
منابع:
١- حلية المتقين از علامه مجلسي
٢- سفينه البحار شيخ عباس قمى جلد ٤ صفحه ٤٨٠ باب شين
٣- فقه الرضا ص ٢٨٤
٤- جامع الاخبار ص ١٥٣
در زير صفحه مربوطه در مورد اين روايت را مشاهده ميكنيد
اگر در قرآن آیات بیشماری برای کشتار و تجاوز و بردگی و خشونت وجود نداشت محال بود امروز حکومتهای اسلامی داشته باشیم. در اصل قرآن کتاب نیست که بشود از آن چیزی آموخت؛ مجموعه قوانین بدوی برای سرکوب انسانها است.
به بند کشیدن آزادی انسانها مقدس نیست بیشرمانه است.
حالا تصور کن که هرگاه ۲۴ جلد از این کتاب در میان ملتی منتشر شود!
محض ازدیاد بصیرت، یکی از حدیث های مهم این بحارالانوار را نقل میکنم که مُشت نمونه خروار باشد.
علی علیه السلام در غزوه صفین، قصد عبور از نهر فرات را داشت ولی معبرش معلوم نبود.
به نصیر بن هلال فرمود برود کنار فرات، و از طرف من ماهی ای به نام کرکره را صدا کن، و از او محل عبور را بپرس.
نصیر اطاعت نمود و بر کنار فرات آمد و فریاد برآورد که یا کرکره، بالفور هفتاد هزار ماهی سر از آب بیرون آوردند، لبیک لبیک، چه میگویی؟
نصیر جواب داد، مولایم معبر فرات را میخواهد،
هفتاد هزار ماهی آواز برآوردند که ما همه کرکره نام داریم، بگو این شرف در حق کدامیک مرحمت شده است تا اطاعت کنیم.
نصیر برگشت و ماجرا را به عرض مولایش علی رسانید.
فرمود، برو کرکرة بن صرصره را بخوان.
برگشت و ندا داد.
این بار شصت هزار ماهی سر برآوردند که ما کرکرة بن صرصره هستیم،
این عنایت در حق کدام شده است؟
نصیر برگشت و پرسید.
فرمودند، برو کرکرة بن صرصرة بن غرغره را بخوان.
نصیر بازگشت و چنین کرد.
این بار پنجاه هزار ماهی و ماجرای پیشین تکرار شد.
برگشت و مولا گفت:
برو کرکرة بن صرصرة بن غرغرة بن دردرة را بخوان.
تا اینکه در دفعه هشتم که فریاد برآورد،
ای کرکرة بن صرصرة بن غرغرة بن دردرة بن جرجرة بن عرعرة بن مرمرة بن فرفرة!
آن وقت ماهی بسیار بزرگی سر از آب برآورد و قاه قاه خندید که ای نصیر، به درستی که علی ابن ابیطالب با تو مزاح فرموده است،
زیرا او خودش همه راه های دریا و معبر ها و دجله ها را از ماهیان بهتر میداند، ولی اینک به او بگو که معبر فرات آنجا است.
نصیر برگشت و صورت حال را عرض کرد.
حضرت فرمودند، آری من به همه راه های آسمانها و زمین آگاهم.
پس نصیر صیحه زده غش کرد.
و چون به هوش آمد فریاد برآورد،
شهادت میدهم که تو همان خدای واحد قهاری.
و آنگاه حضرت فرمود:
چون نصیر کافر به خدا شده، قتلش واجب است.
آنگاه شمشیر از غلاف کشید و گردنش را بزد.
(حدیثی در بحارالانوار علامه مجلسی معتبرترین و بزرگترین منبع مذهبی شیعیان)
خردمند کاین داستان بشنود
به دانش گراید ز دین بگسلد