در باب کرونا و ماسک های 100 هزار تومانی
گفته می شود بعد از اعلام وارد شدن کرونا به ایران برخی رندان با (سوء)استفاده از فرصت قیمت ماسک را تا چندین برابر قیمت معمول بالا برده اند و خبرها از ماسک 100 هزار تومانی می رسد، سوال اینجاست آیا چنین کاری غیراخلاقی است؟
بر خلاف آنچه بادی امر به نظر می رسد، می توان ادعا کرد پاسخ منفی است! سه دلیل می توان آورد. نخست؛ وقتی من فلان کالا را به قیمتی می خرم، معنایش اینست که آن کالا برای من ارزشی بیشتر از پولی دارد که برایش پرداخته ام، یعنی حتی در شرایطی که قیمت بالاست، باز هم در کل به سود مشتری است که خرید را انجام دهد. از آنجایی که مبادله داوطلبانه است و تفنگ روی شقیقه مشتری نگذاشته اند که حتما خرید انجام شود و دستکم او بین خریدن و نخریدن امکان انتخاب دارد، است از نظر اخلاقی منعی برای گران فروختن وجود ندارد، بدیهی است که شاید مشتری ترجیح دهد محصول را با نصف قیمت خریداری کند.
دوم، اگر قیمت حتی به زور قانون و داغ و درفش پایین نگاه داشته شود، حتی کسانی که احتیاج جدی به محصول ندارند، خواهان آن می شوند و در نتیجه شاید برای آنها که واقعا نیازمند اند، چیزی باقی نماند، ارزانی نسبی معنایش تقاضای بیشتر است و البته می دانیم که هر صفی فساد هم دارد.
سوم، قیمت بالا و سود کلان برای یک محصول، جز آنکه باعث می شود مشتریان حواسشان را بیشتر جمع کنند، در طرف عرضه هم باعث می شود که رندان سودجو میزان عرضه را افزایش دهند، وقتی محصولی سود خوبی داشته باشد، کسانی پیدا می شوند که از زیرسنگ و حتی به زور قاچاق و مانند آن عرضه به بازار را افزایش دهند و این البته معنایش قیمت پایین تر و در دسترس بودن محصول برای تعداد بیشتری است.
با این وصف می توان گفت حتی کسانی که توان خرید فلان محصول را ندارند، از سیستمی که قیمت ها را آزاد می گذارد تا عرضه و تقاضا کار خود را بکنند بهره مند می شود. حالا فرض کنید دولت بخواهد مداخله کند، یحتمل کار موثری جز اجبار به عرضه بیشتر و کاهش تقاضای "غیرضروری" نمی تواند بکند، این هم خیلی اوقات به لحاظ فنی ناممکن است، زیرا منابع تولیدی در دسترس مشخص و محدود اند و نمی توان یکشبه افزایش ظرفیت جدی برای عرضه داشت و البته تفکیک تقاضای "ضروری" از "غیر ضروری" هم بسیار دشوار. حالت دیگر می تواند این باشد که به جای کالاهای دیگر، همه امکانات تولید به صورت اجباری روی تولید کالای "ضروری" در حال حاضر متمرکز شود که به معنای کمبود کالاهای دیگر برای کسان دیگر است. وانگهی اگر هدف اینست که در صورت آزاد بودن قیمت ها همین کار را خود سازوکار عرضه و تقاضا بدون نیاز به مداخله دولت به خوبی انجام می دهد، هزینه اعمال قانون و فساد هم پایین تر است و ماندگاری بیشتری هم دارد، این را هم یادمان نرود که مبادله در بازار اساسا بلندبرد است و به خاطر منفعت کوتاه مدت، آدم های حتی سودجو خودشان را برای آینده بدنام نمی کنند. والله اعلم.
http://bit.ly/32eZWlDکانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
( ،جوابتو بالاتر مفصل نوشتم، چندتا سوالم ازت پرسیدم که جوابی ندادی و رفتی توی لونت قایم شدی)
پس لابد قیمت تعادلی رو به نام اقتصاد جریان اصلی سند زدن نه؟ 😁
باز که دو تا سوال رو مثل بز پریدی؟ تو قضیه من و راننده اسنپ، اربابات تو دولت طرف کدوممون رو باعاث بگیرن؟
اون یکی سوالم جواب ندادی: حدیقف تامین و توزیع توسط دولت و مداخلاتش کجاست؟ کدوم یکی از اونها که شمردم واجب نیست؟ 😁
نوشتی: «هرعرضهکننده کالاوخدماتی (ازجمله حملونقل) اگر درمواجه با تشدید ضرورت اون محصول در نزد جامعه، قیمت گزافی مطالبه کنه» این قیمت گزاف از کجا میاد؟ از کجا میفهمی گزافه؟ نسبت به اون قیمتی که تو از کجات در میاری گزافه؟ اگه هر چیزی دو سه بنگاه بازارش رو در دست بگیرن بده پس چطور انحصار زوری دولت تو تامین خیلی از کالاها و خدمات خوبه؟ چون استخون میندازن جلوی تو؟ یا چون فرشته های معصومن که به نفع شخصیشون فکر نمیکنن؟ معلومه که بنگاه دنبال موانع برای ورود رقباست و چه موانعی بهتر از مقررات و مداخلات و تنظیم گریهای دولتی؟
نکنه هواپیما و اتوموبیل وبرق و ... رو دولتها اختراع کردن؟ شرکتهای خصوصی برای نفع شخصی تو آمریکا راه آهن نکشیدن؟ برو مقایسه خط آهن اونها با خط آهن پاپا دولتت رو ببین
گفتم آموزش دولتی. یعنی اصلا تو این مملکت نبودی و اون خزئبلات نوشتنت از آموزش خصوصی حاصل شده؟ پس بگو چرا عقده ای شدی! بد کردن تو پاچت 😁
بهره هفتاد درصد گزاف نیست اگه تو ونزوئلای دست پخت افکار چپولانت باشی هست؟ پس عدد و رقم ردیف نکن معیار بده. منتظریم
این یکی رو هم باز در رفتی ازش:
هر کارآفرینی ممکنه موقع فروش با حجم مشخصی که تولید کرده بفهمه انتظاراتش غلط بوده و درآمدش کمتر از برآورد بوده و فکر کنه اگه کمتر تولید میکرد وضعش بهتر بود و زیانش کمتر بود (تقاضا برخلاف پیش بینی از نقطه خاصی به بعد بی کشش از آب در اومده) و بخواد تولیدش رو کاهش بده سوال مشخصم اینه شما بعنوان ناظر بیرونی چطور میتونی این حالت رو از شرایطی که قیمت انحصاری میدونی تمییز بدی؟ با کاهش تولید پیش بینی کارافرین اینه که قیمت بالا میره چرا این افزایش در صورت تحقق رو بعنوان ناظر خارجی قیمت انحصاری میدونی نه حرکت از قیمت زیررقابتی به قیمت رقابتی؟
هایک و میزس از زورگویی سندیکاها به دیگر کارگران و خشونت در مقابل کارفرماها بد میگن نه از صرف متشکل شدن کارگران برای افزایش قدرت چونه زنی.
اینکه اتحادیه اروپا گوگل رو جریمه کرده چیزی رو اثبات نمیکنه البته بجز واسه یه چپول دولت پرست😁
خب پس کودن خان فکر میکنی یه شخص حقیقی یا حقوقی مثل بانک با پول خودش ریسکی تر وام میده تا با پول دیگران؟ 😁 بالاخره هم بانک بده که به اونیکه عملا وثیقه مناسب نداره و ریسک برنگردوندن وامش بالاست (و تو بهش میگی فقیر درمونده) یا وام نمیده یا بهره بالا میخواد و هم نزولخور حقیقی بده نه؟ فقط دولت خوبه که پول چاپ میکنه و با تورم از اقشار مستمری بگیر و کارگر میدزده و به ذینفوذا و رانتخوارها و نزدیکاش میده. با تئوریزه کردن این دزدی توسط لجنهایی مثل تو به اسم اجاره دادن سرمایه به فقرای درمانده! اوج حرومزادگی! ملت رو با مالیات تورمی بدبخت کردین چون به زعم شما وام ندادن بانک به کسی که نمیتونه پس بده شکست بازاره؟ از چپ بیشرف و دشمن واقعی فقرا غیر از این انتظاری نیست
تقارن اطلاعاتم جواب دادم باز خودتو زدی بخواب بابا قایم نشو حرفو تحویل بگیر.
هی داستانم نباف که فلان جا بدون هیچ فکت و برهانی فلان اتفاق تو بازار گوشت و فلان افتاده. مگه کسی ادعا کرد تو بازار دزد نیست؟ منتها دزدی قانونی نیست و دزد زود از بازار حذف و رسوا میشه ولی دولت خود دزده! میخوای شکستهای دولتها رو واست بشمرم؟ یکیش امنیت! مگه غیر از اینه که بزرگترین قاتل قرن بیستم دولتهای محافظ امنیت مردم بودن؟ در مقابل اون گوشت چند تا شکست دولت بشمرم واست؟
بابا جواب بده در نرو کجا؟ حالا کار دارم باهات چیه هنوز بحث نکرده دستها رو بالا میبری؟ نوشتی: اگه قبول نکنی پس نمیخوای قانع شی! منم حوصله ندارم این آخر استدلالته؟ 😁 خب بگو شکر خوردم خلاص دیگه
(در ضمن دفعهی آخرت باشه مثل گوسفند رمکرده میپری وسط کامنت بقیه جوجهفاشیست، من برای ایشون کامنت گذاشتم. چندتا عکسم برات میفرستم بیشتر جوش بیاری 😊)
(این کثافتکاریهارو چجوری میخوای توجهیش کنی؟ عین گربهی در معرض تجاوز فرار نکن و توجیهش کن)
(خب دیگه بستته، قلادهرو ببند و برو توی لونت، گودبای)
موضوعات جدی و بنیادی را نمی فهمم، این جمله از مقاله ای البته رادیکال و نامتعارف
از رثبارد است، بلافاصله بعد از همین جمله هم تاکید می کند حرفم در مورد قانون است
و پرسش از اخلاقی بودن این موضوع بحث دیگری است، از کجای رابطه trustee-ownership میان
والدین و فرزند که آن هم مقید به عدم خشونت و تجاوز است و در این مقاله از ان صحبت
می شود، این نتایج غریب کاریکاتور وار مطرح می شود؟
https://mises.org/library/children-and-rights
شیلی بده؟ ونزوئلا و کوبای محبوب شما خوبه؟ بهداشت و سلامتم مجانیه! سئول بده پیونگ یانگ خوبه؟ آمریکا بده شوروی خوب بود؟ بعله یه چکمه لیس دولت همیشه میخواد نشون بده هرجا دولت بیشتر بهتر! منتها موقع عمل که میشه همتون بدو بدو میدویین سمت کاپیتالیسم میرین نیویورک و واشنگتن و لندن واسه زندگی چرا؟ چرا مردم همش از کشورای با دولت بیشتر در میرن سمت جهنمای کاپیتالیستی؟ از آلمان شرقی به غربی، از کوبا به آمریکا، ونزوئلا به همسایه هاش، کره شمالی به جنوبی؟ نکنه اونها رو هم باید ببریم گولااک تراز نوین بشن؟ چرا مردم تو همون بهشتهای دولت رفاه گریزان از رکود تورمی رای دادن به تاچر و ریگان؟ هایک و فریدمن زورشون کرده بودن؟ مگه هایک و فریدمن، مثل پیشوایان تو چگورا و مائو و لنین بودن که مردم رو به زور ببرن بهشت؟
اما سوالات قبلی:
یک: نوشتی: "تازمانیکه بازارها در تامین امنیت و قضاوت و زیرساختها شکست میخورند و یا کمترازحد کافی و بهینه عرضهشون میکنن، مالیاتستانی برای تامین مالی این موارد یک چیز اجتنابناپذیره" پرسیدم: "بگو ببینم حد بهینه تامین امنیت و قضاوت و زیرساختها! چقدره؟ از کجا درمیاریش و میفهمی بازار توش شکست خورده؟ همینو ثابت کنی حله 😁 کجا غیر از برایند کنشها و مبادلات آزادانه حد بهینه تامین یک کالا و اختصاص منابع بهش رو معلوم میکنه؟" نوشتی: حدّ کفایت و بهینه یعنی این که این کالا به قدری عرضه بشه که فردی از دسترسی به این کالا محروم نمونه. خب این یعنی چقدر؟ کفایت هر فرد چقدره؟ واسه هر فردی چند تا محافظ بذاریم؟ نصف منابع رو اختصاص بدیم به امنیت که هیچ دزدی ای نشه بهینه است؟ حد بهینه تامین زیرساختها چقدره؟ برای هر دهاتی فرودگاه بزنیم؟ آزادراه؟ مترو؟ بدو منتظریم در و دیوار نزن چه درصدی از تولید ملی به زعم شما واسه زیرساختها؟ این رقم از کجا میاد؟ آخی! نمیشه بدون بازار جواب داد نه؟ وگرنه الان سوسیالیسم جنگ سرد رو برده بود نه؟ 😂
دو. گفتی کارگرا با کمال میل قرارداد نمیبندن اون فقیر درمونده هم با کمال میل سرمایه رو با نرخ بالا از نزولخور خبیث اجاره نمیکنه و... پرسیدم: منم زیر بارون بودم اگه اسنپ پنجاه تومنی رو قبول نمیکردم کرونا میگرفتم راضی نبودم اما مجبور بودم چرا این پاپا دولتت نمیاد حق منو بگیره؟ از اونور راننده اسنپم میگه راضی نبودم زیر بارون تو این ترافیک و سرما با این نرخ کار کنم اما مجبور بودم بچه هام نون شب نداشتن خودم هزار تا قسط و بدبختی دارم وگرنه نرخ واقعیش دو برابر اینه به پاپا دولت بگین بیاد حق منو بگیره! خب حالا پاپا دولت شما طرف کدومو میگیری؟ دستگاه بدبختی سنجت رو بیار ببینیم.
سوم. گفتی مبادله داوطلبانه وقتی سودمنده که دو طرف قدرت چانه زنی برابر داشته باشن. نه برای کالاهای واقعا ضروری و البته مثالت هم آب و برق و اجاره سرمایه واسه فقیر درمونده بود. پرسیدم این قدرت چونه زنی برابر رو کی اندازه میگیره و تعیین میکنه و حکم به برقراری یا ابطال معامله میده؟ بعدشم کدوم کالاها ضروریه؟ حدیقفت واسه مداخله دولت کجاست؟ آب واجبه برق واجبه غذا واجب نیست؟ میوه ها و انواع خوراکیها نیست؟ نون نیست؟ گوشت و مرغ نیست؟ شیر و لبنیات؟ بهداشت و سلامت نیست؟ امنیت و قضاوت نیست؟ آموزش نیست؟ مگه همین آموزش عامل اختلاف طبقاتی نمیشه؟ لوازم التحریر و کاغذ و قلم نیست؟ ماسک و دارو؟ نواربهداشتی؟ پوشک؟ شیرخشک؟ مسکن و سقف بالاسر؟ لباس؟ سوخت و انرژی؟ مستمری بازنشستگی؟ حقوق کارگر بدبخت؟ درآمد پایه همگانی؟ حدیقفت کجاست جوجه چپول چکمه لیس دولت؟ هر کدومو بگی نیست من ادله میارم که هست.
چهار: نوشتی: «هرعرضهکننده کالاوخدماتی (ازجمله حملونقل) اگر درمواجه با تشدید ضرورت اون محصول در نزد جامعه، قیمت گزافی مطالبه کنه» این قیمت گزاف از کجا میاد؟ از کجا میفهمی گزافه؟ نسبت به اون قیمتی که تو از کجات در میاری گزافه؟ اگه هر چیزی دو سه بنگاه بازارش رو در دست بگیرن بده پس چطور انحصار زوری دولت
تو تامین خیلی از کالاها و خدمات خوبه؟
ادامه تو کامنت بعدی 😃
پنج. به همین ترتیب نوشتی بهره های گزاف! پرسیدم کی تعیین میکنه گزاف یعنی چقدر؟ گفتی هفتاد درصد گزاف نیست؟ گفتم مثلا تو ونزوئلای رفیق چاوز و رفیق مادورو و چشم و چراغ چامسکی و روشعنفکرای چپول نه! معیار بده؟ کی تعیین میکنه کدوم قیمت گزافه؟ و نسبت به چی گزافه؟
شش. از انحصار نوشتی و لزوم دخالت دولت. پرسیدم: هر کارآفرینی ممکنه موقع فروش با حجم مشخصی که تولید کرده بفهمه انتظاراتش غلط بوده و درآمدش کمتر از برآورد بوده و فکر کنه اگه کمتر تولید میکرد وضعش بهتر بود و زیانش کمتر بود (تقاضا برخلاف پیش بینی از نقطه خاصی به بعد بی کشش از آب در اومده) و بخواد تولیدش رو کاهش بده سوال مشخصم اینه شما بعنوان ناظر بیرونی چطور میتونی این حالت رو از شرایطی که قیمت انحصاری میدونی تمییز بدی؟ با کاهش تولید پیش بینی کارافرین اینه که قیمت بالا میره چرا این افزایش در صورت تحقق رو بعنوان ناظر خارجی قیمت انحصاری میدونی نه حرکت از قیمت زیررقابتی به قیمت رقابتی؟
هفت. نوشتی: «حتی فرق بانک، و نزولخواری که پول خودشو وام میده نفهمیدی ابله. اتفاقاً بخاطر عدم تقارن اطلاعاتِ بانک و قرضگیرنده، بانکها غالباً ریسک رو بیشازحد تخمین میزنند و بدینخاطر بهره قابلتوجهی رو مطالبه میکنن» پرسیدم: یعنی میگی یه شخص حقیقی یا حقوقی مثل بانک با پول خودش ریسکی تر وام میده تا با پول دیگران؟ 😁 بالاخره هم بانک بده که به اونیکه عملا وثیقه مناسب نداره و ریسک برنگردوندن وامش بالاست (و تو بهش میگی فقیر درمونده) یا وام نمیده یا بهره بالا میخواد و هم نزولخور حقیقی بده نه؟ فقط دولت خوبه که پول چاپ میکنه و با تورم از اقشار مستمری بگیر و کارگر میدزده و به ذینفوذا و رانتخوارها و نزدیکاش میده با تئوریزه کردن این دزدی توسط لجنهایی مثل تو به اسم اجاره دادن سرمایه به فقرای درمانده! اوج حرومزادگی! ملت رو با مالیات تورمی بدبخت کردین چون به زعم شما وام ندادن بانک به کسی که نمیتونه پس بده شکست بازاره؟ باید از آسمون سرمایه بباره به همه با بهره صفر بدیم؟ یا زورکی نرخ بهره رو بیاریم پایین که عرضه سرمایه در نتیجه کم میشه و البته فقط به اقربای دولت اون وام رانتی میرسه نه؟
خب ما منتظریم جوجه چپول بیسواد چکمه لیس دولت! با درو دیوار زدن نمیتونی از پاسخ در بری؟ آخی خیلی زور زدی بحث بره سمت دیگه بیسوادیت گم بشه نه؟ روتبارد و پینوشه و 😂 تا ابد اینجا کامنت بذاری میام شرت خونیت رو نشون میدم میگم چی شد جواب اون هفت تا سوال؟ راستی نگفتی تو آموزش دولتی گفتن خزعبلات رو بنویس خزئبلات؟ 😂
اما چون خیلی به قتل عام کودکان علاقه داری بذار بفرستم این یکی رو واست:
فرانک دیکوتر:
من چهار سال قحطی دوران مائو را مطالعه کردم و فقط یک بار پیشامد که به تصویرسازی بصری از هولناکیش بربخورم. در سال ۲۰۰۹، در ساختمان بتونی خاکستری و زشتی در حومهی پکن به ملاقات تاریخدانی رفتم. او هم مثل من مدتها روی تاریخ جهش بزرگ به جلو کار کرده بود و برای بیشتر از یک دهه آرشیوها را کنکاش کرده بود و با وسواس زیاد مرگ و میر ناشی از گرسنگی و صدمات بسیار آن را در منطقهی محل تولدش ضبط کرده بود، روستایی در فاصلهی کمتر ۱۰۰ مایل در شمال شهر مادری مائو در هانون. انبوه مواد آرشیوی فوتوکپیشده از قفسههای بایگانی دفتر ملالآورش بیرون زده بودند. از او پرسیدم که آیا هرگز پیش آمده عکس از قحطی ببیند. اخم در هم کشید و با بیمیلی پروندهای را بیرون آورد که درش بازچاپ تنها عکسی که دیده بود را نگه میداشت. عکسی بود از پروندههای کمیتهی حزب در روستای پدریش، و متعلق به تحقیق پلیس بود در باب یک مورد آدمخواری. عکسِ کوچک در حال محو شدن بود و مرد جوانی را نشان میداد که مقابل دیواری آجری ایستاده بود، خیره به جلو، به چشم دوربین، و به ظاهر عاری از احساسات. جلوی پایش دیگ بزرگی بود پر از تکههای بدن یک پسربچه، با سر و اعضایی که از تنه جدا شده بودند.
https://bourgeois.ir/?p=3280&
درود برشما استاد شجاع!
اما به منتقدین باید عرض کنم، شما که ازین سودهای کلان ناراضی هستید، الان که دولت فخیمه خرید و فروش ماسک رو ممنوع کرده و ماسکی در داروخونه ها پیدا نمیشه، راضی هستید؟
شما که معتقدین دلال حق این سود رو نداره تاحالا شما درموراد اینچنینی درنقش دلال خیّر ظاهر شدید و ماسک رو بدون سود از دست تولیدکننده بخرید و به دست خریدار برسونید؟ دولت شما چطور؟