در باب کرونا و ماسک های 100 هزار تومانی

گفته می شود بعد از اعلام وارد شدن کرونا به ایران برخی رندان با (سوء)استفاده از فرصت قیمت ماسک را تا چندین برابر قیمت معمول بالا برده اند و خبرها از ماسک 100 هزار تومانی می رسد، سوال اینجاست آیا چنین کاری غیراخلاقی است؟

بر خلاف آنچه بادی امر به نظر می رسد، می توان ادعا کرد پاسخ منفی است! سه دلیل می توان آورد. نخست؛ وقتی من فلان کالا را به قیمتی می خرم، معنایش اینست که آن کالا برای من ارزشی بیشتر از پولی دارد که برایش پرداخته ام، یعنی حتی در شرایطی که قیمت بالاست، باز هم در کل به سود مشتری است که خرید را انجام دهد. از آنجایی که مبادله داوطلبانه است و تفنگ روی شقیقه مشتری نگذاشته اند که حتما خرید انجام شود و دستکم او بین خریدن و نخریدن امکان انتخاب دارد، است از نظر اخلاقی منعی برای گران فروختن وجود ندارد، بدیهی است که شاید مشتری ترجیح دهد محصول را با نصف قیمت خریداری کند.

دوم، اگر قیمت حتی به زور قانون و داغ و درفش پایین نگاه داشته شود، حتی کسانی که احتیاج جدی به محصول ندارند، خواهان آن می شوند و در نتیجه شاید برای آنها که واقعا نیازمند اند، چیزی باقی نماند، ارزانی نسبی معنایش تقاضای بیشتر است و البته می دانیم که هر صفی فساد هم دارد.

سوم، قیمت بالا و سود کلان برای یک محصول، جز آنکه باعث می شود مشتریان حواسشان را بیشتر جمع کنند، در طرف عرضه هم باعث می شود که رندان سودجو میزان عرضه را افزایش دهند، وقتی محصولی سود خوبی داشته باشد، کسانی پیدا می شوند که از زیرسنگ و حتی به زور قاچاق و مانند آن عرضه به بازار را افزایش دهند و این البته معنایش قیمت پایین تر و در دسترس بودن محصول برای تعداد بیشتری است.

با این وصف می توان گفت حتی کسانی که توان خرید فلان محصول را ندارند، از سیستمی که قیمت ها را آزاد می گذارد تا عرضه و تقاضا کار خود را بکنند بهره مند می شود. حالا فرض کنید دولت بخواهد مداخله کند، یحتمل کار موثری جز اجبار به عرضه بیشتر و کاهش تقاضای "غیرضروری" نمی تواند بکند، این هم خیلی اوقات به لحاظ فنی ناممکن است، زیرا منابع تولیدی در دسترس مشخص و محدود اند و نمی توان یکشبه افزایش ظرفیت جدی برای عرضه داشت و البته تفکیک تقاضای "ضروری" از "غیر ضروری" هم بسیار دشوار. حالت دیگر می تواند این باشد که به جای کالاهای دیگر، همه امکانات تولید به صورت اجباری روی تولید کالای "ضروری" در حال حاضر متمرکز شود که به معنای کمبود کالاهای دیگر برای کسان دیگر است. وانگهی اگر هدف اینست که در صورت آزاد بودن قیمت ها همین کار را خود سازوکار عرضه و تقاضا بدون نیاز به مداخله دولت به خوبی انجام می دهد، هزینه اعمال قانون و فساد هم پایین تر است و ماندگاری بیشتری هم دارد، این را هم یادمان نرود که مبادله در بازار اساسا بلندبرد است و به خاطر منفعت کوتاه مدت، آدم های حتی سودجو خودشان را برای آینده بدنام نمی کنند. والله اعلم.

http://bit.ly/32eZWlD

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

51 comments

Show 23 more comments
Razzagh
خزعبلات! نه خزئبلات! بیسواد چپول چکمه لیس دولت 😂 این همه با پول مفتی و دزدی مالیات مردم تو مدرسه و دانشگاه دولتی چریدی دو کلمه هنوز بلد نیستی بدون غلط تفت بدی؟ حیف نون! ولی پیشرفت کردی! اون دفعه که مثل خر تو گل موندی رفتی تو غار چند هفته. الان خودتو زدی به اون راه و جواب نمیدی 😁 منم زیر بارون بودم اگه اسنپ پنجاه تومنی رو قبول نمیکردم کرونا میگرفتم راضی نبودم اما مجبور بودم چرا این پاپا دولتت نمیاد حق منو بگیره؟ از اونور راننده اسنپم میگه راضی نبودم زیر بارون تو این ترافیک و سرما با این نرخ کار کنم اما مجبور بودم بچه هام نون شب نداشتن خودم هزار تا قسط و بدبختی دارم وگرنه نرخ واقعیش دو برابر اینه به پاپا دولت بگین بیاد حق منو بگیره! خب حالا پاپا دولت شما طرف کدومو میگیری؟ دستگاه بدبختی سنجت رو بیار ببینیم. الحق که راست میگن مارکسیسم مذهب حسادت و حقارته آب واجبه برق واجبه غذا واجب نیست؟ میوه ها و انواع خوراکیها نیست؟ نون نیست؟ گوشت و مرغ نیست؟ شیر و لبنیات؟ بهداشت و سلامت نیست؟ امنیت و قضاوت نیست؟ آموزش نیست؟ مگه همین آموزش عامل اختلاف طبقاتی نمیشه؟ لوازم التحریر و کاغذ و قلم نیست؟ ماسک و دارو؟ نواربهداشتی؟ پوشک؟ شیرخشک؟ مسکن و سقف بالاسر؟ لباس؟ سوخت و انرژی؟ مستمری بازنشستگی؟ حقوق کارگر بدبخت؟ درآمد پایه همگانی؟ حدیقفت کجاست جوجه کمونیست چکمه لیس دولت؟ هر کدومو بگی نیست من ادله میارم که هست. اصلا اینها به کنار خودت نوشتی: "شبیه زمانیه که یک فرد فقیرِ درمانده، ناچار میشه به یک نزول‌خوار برای اجارهٔ سرمایه به بهایی گزاف رجوع کنه" آخی! بیچاره فقیر درمونده! میخواد سرمایه اجاره کنه! باید با بهره پایینتر از نرخ تعادلی بازار بهش بدن. 😂 اولا اون وام ها از سپرده های مردم فلک زده است که دستشون به جایی بند نیست میذارن بانک، در مقابل اغلب وام گیرنده ها ذینفوذها و رانت دارها و رفقای بانکدارا و دولتمردانی هستن که لیسیدن چکمه هاشون رو دوست داری دوما سرمایه که از آسمون نمیباره کودن. اگه نرخ بهره رو به نسبت نرخ بازار بیاری پایین تقاضای وام بیشتر میشه و عرضه سرمایه کمتر. حالا خیلیا وام با نرخ پایین رو میخوان باید به کی بدیمشون؟ پس رانت بوجود میاد کی تعیین کننده است؟ همون دولتمردای سلیم النفس و فرشته معصومی که دنبال نفع شخصی و پارتی بازی و رشوه ستانی نیستن. ما تو دنیایی با منابع محدود و نیازهای نامحدودیم نه تو بهشت عدن! به قول فریدمن، اقتصاددانا شاید چیز زیادی ندونن، ولی به‌خوبی می‌دونن که مازاد و کسری رو چطور ایجاد کنن. سقف قیمت‌، کسری به‌وجود میاره؛ و کف قیمتی، مازاد ایجاد می‌کنه. فرضا عرضه و تقاضای ماسک، با قیمت فعلی، تو موازنه است. بعد دولت سقف قیمتی پایین‌تر از قیمتِ جاری تعیین می‌کنه در این صورت عرضه‌ی ماسک کم میشه، ولی تقاضای اون زیادتر میشه نتیجه تقاضای مازاد و قفسه ‌های خالیه. هرچند برخی مصرف‌کنندگان (از مابهترون و رفقای توزیع کنندگان و...) بخت خریدِ ماسکهای ارزون رو پیدا میکنن ولی بقیه دست خالی می‌مونن.
خب تا اینجای کار که خوب آتیش گرفتی و افتادی به ورطه‌ی ایرادهای ملّانقَتی :))) اون دفعه جواب چیتو میدادم آخه؟ لُلبرتارین شُل‌مغز، الان داری از واژه‌ی "قیمت تعادلی" که مال اقتصاد متعارفه استفاده میکنی بعد به بهینه‌ی من گیر بنی‌اسرائیلی میدی؟! (حقیقتاً اون سؤالت ملانقطی بود و ارزش پاسخگویی نداشت، سعی کن سوال منطقی بپرسی). در خصوص هر کالایی، اگر عرضه‌کنندگانش ائتلاف کنند یا اینکه دو-سه تاشون سهم اعظم بازار رو تصاحب کنه طبعاً این بنگاه‌ها از قدرت بازاری و قیمت‌گذاریِ قابل توجهی برخوردار میشند و متقابلاً قدرت چانه‌زنی مصرف‌کنندگان (و کارگران این بنگاه‌ها) درهم شکسته میشه. انحصار، بدون مداخلهٔ دولت و با ادغام‌های رایج یا پیشگیرانه، ائتلاف و صرفه‌جویی‌های ناشی از مقیاس هم میتونه شکل بگیره و شکل هم گرفته. اما در مثال ماسک‌های ایمنی دیدی که تشدید ضرورت این کالا در نزد جامعه، منجر به افزایش قدرت قیمت‌گذاری و سوءاستفاده عرضه‌کننده از مصرف‌کننده شد. اگر کالاوخدمتی به‌ناگاه ضرورتی پیدا کنه و عرضه‌کننده‌ش (به هر بهانه‌ای) از این طریق به درآمد هنگفتی برسه، این درآمد ماحصل یک مبادلهٔ زورمندانه (و نه داوطلبانه) بوده و چیزی جز یک چپاول بی‌سروصدا نیست. هر کسی که در اقتصاد بازار به ثروت هنگفتی میرسه، شاید محصول ارزشمندی خلق کرده باشه، اما ممکنم هست که این ثروت از طریق انحصارگری، قدرت چانه‌زنی نامتوازن، بهره‌برداری از رانت اطلاعاتی در بازار سرمایه، مطالبهٔ بهره‌های گزاف، اجاره‌دهی زمین و منابع کمیاب طبیعت (این اجاره باعث افزایش عرضه منبع کمیاب نمیشه و شبیه مَکِش ثروت جامعه‌س) و امثالهم بدست آورده باشه. این روش‌هارو بهش میگن «کسب ثروت بدون خلق ثروت»، که تنها توزیع کیک درآمد ملّی رو تغییر میده و ماحصل مبادلاتیه که در بطنشون قدرت چانه‌زنی نامتوازن یا اطلاعات نامتوازن نهفته شده. من اسمی از "بانک" نیاوردم. حتی قوای ذهنی‌ت توانایی تفکیکِ نزول‌خوار از بانک رو هم نداره اما اینجا میای واسه ما اقتصاد ۱۰۱ درس میدی. بانک‌ها غالباً به فرد فقیر وام نمیدند و این فرد ناچار میشه بره سراغ نزول‌خوارهایی که بهره‌های استثماری مطالبه میکنند، اگر کسی درآمد این بچّه زرنگ‌ها رو بدیهی و مشروع تلقی کنه اما بازتوزیع این عواید ربوی، انحصاری و.. به سوی افراد کم‌درآمد رو دزدی بنامه، به نظرم یک آدم شارلاتانه. از سقف قیمت هم حمایت نکردم و حرف دهن دیگران نزار. در دیستوپیای لیبرتارین، نهایتاً باید آینه‌بغل هوندای جف بیزوس‌(ها) رو لیس بزنی تا جلوت یه تکه نون بندازه. 😀
Razzagh
خزعبلات! نه خزئبلات! بیسواد چپول چکمه لیس دولت 😂 این همه با پول مفتی و دزدی مالیات مردم تو مدرسه و دانشگاه دولتی چریدی دو کلمه هنوز بلد نیستی بدون غلط تفت بدی؟ حیف نون! ولی پیشرفت کردی! اون دفعه که مثل خر تو گل موندی رفتی تو غار چند هفته. الان خودتو زدی به اون راه و جواب نمیدی 😁 منم زیر بارون بودم اگه اسنپ پنجاه تومنی رو قبول نمیکردم کرونا میگرفتم راضی نبودم اما مجبور بودم چرا این پاپا دولتت نمیاد حق منو بگیره؟ از اونور راننده اسنپم میگه راضی نبودم زیر بارون تو این ترافیک و سرما با این نرخ کار کنم اما مجبور بودم بچه هام نون شب نداشتن خودم هزار تا قسط و بدبختی دارم وگرنه نرخ واقعیش دو برابر اینه به پاپا دولت بگین بیاد حق منو بگیره! خب حالا پاپا دولت شما طرف کدومو میگیری؟ دستگاه بدبختی سنجت رو بیار ببینیم. الحق که راست میگن مارکسیسم مذهب حسادت و حقارته آب واجبه برق واجبه غذا واجب نیست؟ میوه ها و انواع خوراکیها نیست؟ نون نیست؟ گوشت و مرغ نیست؟ شیر و لبنیات؟ بهداشت و سلامت نیست؟ امنیت و قضاوت نیست؟ آموزش نیست؟ مگه همین آموزش عامل اختلاف طبقاتی نمیشه؟ لوازم التحریر و کاغذ و قلم نیست؟ ماسک و دارو؟ نواربهداشتی؟ پوشک؟ شیرخشک؟ مسکن و سقف بالاسر؟ لباس؟ سوخت و انرژی؟ مستمری بازنشستگی؟ حقوق کارگر بدبخت؟ درآمد پایه همگانی؟ حدیقفت کجاست جوجه کمونیست چکمه لیس دولت؟ هر کدومو بگی نیست من ادله میارم که هست. اصلا اینها به کنار خودت نوشتی: "شبیه زمانیه که یک فرد فقیرِ درمانده، ناچار میشه به یک نزول‌خوار برای اجارهٔ سرمایه به بهایی گزاف رجوع کنه" آخی! بیچاره فقیر درمونده! میخواد سرمایه اجاره کنه! باید با بهره پایینتر از نرخ تعادلی بازار بهش بدن. 😂 اولا اون وام ها از سپرده های مردم فلک زده است که دستشون به جایی بند نیست میذارن بانک، در مقابل اغلب وام گیرنده ها ذینفوذها و رانت دارها و رفقای بانکدارا و دولتمردانی هستن که لیسیدن چکمه هاشون رو دوست داری دوما سرمایه که از آسمون نمیباره کودن. اگه نرخ بهره رو به نسبت نرخ بازار بیاری پایین تقاضای وام بیشتر میشه و عرضه سرمایه کمتر. حالا خیلیا وام با نرخ پایین رو میخوان باید به کی بدیمشون؟ پس رانت بوجود میاد کی تعیین کننده است؟ همون دولتمردای سلیم النفس و فرشته معصومی که دنبال نفع شخصی و پارتی بازی و رشوه ستانی نیستن. ما تو دنیایی با منابع محدود و نیازهای نامحدودیم نه تو بهشت عدن! به قول فریدمن، اقتصاددانا شاید چیز زیادی ندونن، ولی به‌خوبی می‌دونن که مازاد و کسری رو چطور ایجاد کنن. سقف قیمت‌، کسری به‌وجود میاره؛ و کف قیمتی، مازاد ایجاد می‌کنه. فرضا عرضه و تقاضای ماسک، با قیمت فعلی، تو موازنه است. بعد دولت سقف قیمتی پایین‌تر از قیمتِ جاری تعیین می‌کنه در این صورت عرضه‌ی ماسک کم میشه، ولی تقاضای اون زیادتر میشه نتیجه تقاضای مازاد و قفسه ‌های خالیه. هرچند برخی مصرف‌کنندگان (از مابهترون و رفقای توزیع کنندگان و...) بخت خریدِ ماسکهای ارزون رو پیدا میکنن ولی بقیه دست خالی می‌مونن.
این "فتیش مالکیت" رو هم بریز توی زباله‌دون که زمانی مالکیت بر انسان‌های موسوم به بَرده، مالکیت انحصاری بر کودک و مالکیت بر همسر هم حقّی بدیهی و محترم شمرده میشد و حتی وکیل مدافع هم داشت (گویا رتبارد هم از مالکیت انحصاری بر کودک دفاع کرده)، اما بعداً مشخص شد که این حق‌های بدیهی چه ماهیت کثیفی داشته. بنگاهی که آلایندگی ایجاد میکنه و به سود میرسه باید مالیاتِ آلایندگی بپردازه‌. مالکیت بر چنین سودی پدیده‌ی مقدسی نیست چراکه ماحصل تحمیل هزینه‌های جانی و بیماری‌های ریوی به سایر آحاد جامعه بوده. کسب‌وکاری که به واسطه‌ی قدرت چانه‌زنی نامتوازن، مزد ناچیزی به کارگران می‌پردازه، یا باید قانون حداقل مزد یا چانه‌زنی سندیکاها رو به جون بخره یا اینکه مالیات بیشتری بپردازه، چراکه این سود ناشی از مبادله‌ی زورمندانه‌ی یک‌جانبه بر سر نیروی کار بوده، و مبادله زورمندانه هم چیزی جز یک چپاول بی‌سروصدا نیست. اون سفته‌بازی که از طریق احتکار فلان کالا، سهام، ارز و.. قیمت‌ها رو افزایش میده عملاً هیچ ثروتی خلق نکرده و به جاش ثروت جامعه رو مَکِش کرده. اون دلّال سهام و مبادله‌گر سهامی که از طریق برتری اطلاعاتی نسبت به سایر کنشگرها، سهام‌هایی رو می‌خره یا میفروشه و به ثروت بادآورده‌ای میرسه، عملاُ ثروتی برای جامعه خلق نکرده، اما به ثروت بادآورده‌ای رسیده. بنگاه انحصارگری که از طریق کاهش تولید و عرضه‌ی فلان کالا، قیمت رو افزایش میده، در حقیقت تولید ثروت رو کاهش داده تا ثروت بیشتری رو مَکِش کنه. بانک‌ها و نزول‌خوارهایی که بهره‌های نحومی و تنگاتنگ با بازدهی بخش خصوصی مطالبه میکنن هم ثروت جامعه رو می‌مکند. تمامی این بچه زرنگ‌هایی که ثروت آحاد جامعه رو مکش میکنند، به وفور در عالم واقعیت وجود داره و این ویروس باید چه از طریق مقرّرات‌گذاری، بازتوزیع درآمد و غیره برطرف بشه. اگر کسی با اون شیوه‌های کسب ثروت مشکلی نداشته باشه اما به کوپن مواد غذایی تهدیستان بگه دزدی، اگر ابله نباشه، یک شیّاد به تمام معناییه که مبتلاً به ویروس داروینیسم اجتماعی‌ست
Sakai San 境井仁 🎌
خب تا اینجای کار که خوب آتیش گرفتی و افتادی به ورطه‌ی ایرادهای ملّانقَتی :))) اون دفعه جواب چیتو میدادم آخه؟ لُلبرتارین شُل‌مغز، الان داری از واژه‌ی "قیمت تعادلی" که مال اقتصاد متعارفه استفاده میکنی بعد به بهینه‌ی من گیر بنی‌اسرائیلی میدی؟! (حقیقتاً اون سؤالت ملانقطی بود و ارزش پاسخگویی نداشت، سعی کن سوال منطقی بپرسی). در خصوص هر کالایی، اگر عرضه‌کنندگانش ائتلاف کنند یا اینکه دو-سه تاشون سهم اعظم بازار رو تصاحب کنه طبعاً این بنگاه‌ها از قدرت بازاری و قیمت‌گذاریِ قابل توجهی برخوردار میشند و متقابلاً قدرت چانه‌زنی مصرف‌کنندگان (و کارگران این بنگاه‌ها) درهم شکسته میشه. انحصار، بدون مداخلهٔ دولت و با ادغام‌های رایج یا پیشگیرانه، ائتلاف و صرفه‌جویی‌های ناشی از مقیاس هم میتونه شکل بگیره و شکل هم گرفته. اما در مثال ماسک‌های ایمنی دیدی که تشدید ضرورت این کالا در نزد جامعه، منجر به افزایش قدرت قیمت‌گذاری و سوءاستفاده عرضه‌کننده از مصرف‌کننده شد. اگر کالاوخدمتی به‌ناگاه ضرورتی پیدا کنه و عرضه‌کننده‌ش (به هر بهانه‌ای) از این طریق به درآمد هنگفتی برسه، این درآمد ماحصل یک مبادلهٔ زورمندانه (و نه داوطلبانه) بوده و چیزی جز یک چپاول بی‌سروصدا نیست. هر کسی که در اقتصاد بازار به ثروت هنگفتی میرسه، شاید محصول ارزشمندی خلق کرده باشه، اما ممکنم هست که این ثروت از طریق انحصارگری، قدرت چانه‌زنی نامتوازن، بهره‌برداری از رانت اطلاعاتی در بازار سرمایه، مطالبهٔ بهره‌های گزاف، اجاره‌دهی زمین و منابع کمیاب طبیعت (این اجاره باعث افزایش عرضه منبع کمیاب نمیشه و شبیه مَکِش ثروت جامعه‌س) و امثالهم بدست آورده باشه. این روش‌هارو بهش میگن «کسب ثروت بدون خلق ثروت»، که تنها توزیع کیک درآمد ملّی رو تغییر میده و ماحصل مبادلاتیه که در بطنشون قدرت چانه‌زنی نامتوازن یا اطلاعات نامتوازن نهفته شده. من اسمی از "بانک" نیاوردم. حتی قوای ذهنی‌ت توانایی تفکیکِ نزول‌خوار از بانک رو هم نداره اما اینجا میای واسه ما اقتصاد ۱۰۱ درس میدی. بانک‌ها غالباً به فرد فقیر وام نمیدند و این فرد ناچار میشه بره سراغ نزول‌خوارهایی که بهره‌های استثماری مطالبه میکنند، اگر کسی درآمد این بچّه زرنگ‌ها رو بدیهی و مشروع تلقی کنه اما بازتوزیع این عواید ربوی، انحصاری و.. به سوی افراد کم‌درآمد رو دزدی بنامه، به نظرم یک آدم شارلاتانه. از سقف قیمت هم حمایت نکردم و حرف دهن دیگران نزار. در دیستوپیای لیبرتارین، نهایتاً باید آینه‌بغل هوندای جف بیزوس‌(ها) رو لیس بزنی تا جلوت یه تکه نون بندازه. 😀
به کاهدون زدی دوزاری😁 فکر کردی میری تو غار قایم میشی از جواب دادن در میری و یه ماه بعد یواشکی میای بیسوادیت مشمول مرور زمان میشه؟ زهی خیال باطل! نوشتی: "تازمانیکه بازارها در تامین امنیت و قضاوت و زیرساخت‌ها شکست میخورند و یا کم‌ترازحد کافی و بهینه عرضه‌شون میکنن، مالیات‌ستانی برای تامین مالی این موارد یک چیز اجتناب‌ناپذیره"

پرسیدم: "بگو ببینم حد بهینه تامین امنیت و قضاوت و زیرساختها! چقدره؟ از کجا درمیاریش و میفهمی بازار توش شکست خورده؟ همینو ثابت کنی حله 😁 کجا غیر از برایند کنشها و مبادلات آزادانه حد بهینه تامین یک کالا و اختصاص منابع بهش رو معلوم میکنه؟"

بدو منتظریم دوزاری چکمه لیس بیسواد! حیف استخونی که دولت از ما بدزده جلوی دوزاریای بیسواد عاجز از جوابی مثل تو بندازه 😁

بعد چرا از مال اتریشیا میری بالا؟ نوشتی: "این ادعا مرتبط به جهان تخیلیِ "با فرض ثبات سایر شرایط" هست که از قضا این شرایط هیچ وقت ثابت نیست" تو که مثل سگ ترسیدی در رفتی از گروه اتریشی بزدل! واسه چی توف ما رو قرقره میکنی؟ 😂 نگفتی پول مالیات ما رو میدزدی که بری تو آموزش دولتی خزعبلات رو خزئبلات بنویسی؟ 😅 بابا انقدر سوادتو و ورشکستگی آموزش اربابت دولت رو به رخ نکش!

خب اون یکی سوال چی شد؟ قضیه من و راننده اسنپ اربابات تو دولت طرف کدوممون رو باعاث بگیرن؟

اون یکی سوالم جواب ندادی: حدیقف تامین و توزیع توسط دولت و مداخلاتش کجاست؟ کدوم یکی از اونها که شمردم واجب نیست؟ 😁

اونها که سهم اعظم بازار رو تصاحب میکنن حتما کیفیت بهتر یا قیمت بهتری داشتن که مردم با میل خودشون با پول خودشون هر روز تو بازار بهشون رای دادن مگه اینکه اربابات تو دولت مداخله کرده باشن و با قانونگذاری و مداخله و مجوزهای انحصاری و رانت اطلاعاتی و وامهای مفتی و. رقبا رو از میدون خارج کرده باشن وگرنه تو بازار کج بری مثل نوکیا اوت میشی. اگه بنگاهی ارزونتر و باکیفیت تر میده سهم بازار نوش جونش و الا بازار پر گرگه که سود رو بو میکشن ببینن تو داری تو این صنعت برد میکنی سریع دست بکار میشن و اگه دولت و قوانینش بذارن میندازنت به چالش رقابت و قیمت شکسته میشه.

بعدشم از همه مهمتر تو بعنوان ناظر بیرونی چطوری تشخیص میدی این وضع انحصار رو؟ داستان تخیلی نباف! تولید زمانبره و هزینه هاش مقدم بر فروش و اعلام تمایل و نظر مشتریاست پس منحنی هزینه و منحنی تقاضا همزمان وجود ندارن. هر کارآفرینی ممکنه موقع فروش با حجم مشخصی که تولید کرده بفهمه انتظاراتش غلط بوده و درآمدش کمتر از برآورد بوده و فکر کنه اگه کمتر تولید میکرد وضعش بهتر بود و زیانش کمتر بود (تقاضا برخلاف پیش بینی از نقطه خاصی به بعد بی کشش از آب در اومده) و بخواد تولیدش رو کاهش بده سوال مشخصم اینه شما بعنوان ناظر بیرونی چطور میتونی این حالت رو از شرایطی که قیمت انحصاری میدونی تمیز بدی؟ با کاهش تولید پیش بینی کارافرین اینه که قیمت بالا میره چرا این افزایش در صورت تحقق رو بعنوان ناظر خارجی قیمت انحصاری میدونی نه حرکت از قیمت زیررقابتی به قیمت رقابتی؟ درواقع ما فقط قیمت بازار آزاد داریم و نه قیمت انحصاری و غیرانحصاری.

اما بحث قیمت برایند عرضه و تقاضا رو کافیه قدرت و بازار روتبارد و یا اسرار بانکداریش رو بخونی تا خاص جریان اصلی ندونیش (چه رسد به بقیه اتریشیها که نزدیکتر به جریان اصلیند مثل گریسون و کرزنر)

سندیکای بدون تعدی به مالکیت دیگر کارگران و کارفرمایان ایرادی نداره. درآمد کارگران وابسته به هزینه فرصت کارشون تو اون بازاره

"بهره های گزاف!" من نمیدونم چرا از دید ناظر بیرونی نمیبینی؟ همش با ذهنیت چپ زده یکطرفه میبینی؟ کی تعیین میکنه کدوم بهره گزافه؟

"رانت اطلاعاتی در بازار"! اگه رانت حاصل از دولته که ایراد به اربابت وارده وگرنه که بازار مکانیسم کشف و انتشار دانشه شما نه موقع خریدن گوشت اندازه قصاب اطلاع داری نه موقع خریدن نون و نه موقع خرید ماشین و نه... مزخرفات جریان اصلی ورشکسته رو تکرار نکن

در مورد بانک و غیر بانک حقیقی و حقوقی بودن شخص چه تفاوتی تو اصل موضوع میکنه؟ تو بازار آزاد با پولطلا و بدون حمایت دزدای بانک مرکزی و ماشین چاپ پول دولت مسلمه که وام دهنده مثل هر بنگاهی هزینه/فایده میکنه و نرخ وام رو بر مبنای نفع خودش و ریسک برگشت پول پیشنهاد میده و وام گیرنده میتونه بپذیره یا رد کنه و بره سراغ بقیه البته اگه #ناچار 😃 نباشه. آخی!

"بهره های استثماری"؟! ایضا مثل "بهره های گزاف" بار ذهنیت چپ زده کلمات!

همه در چارچوب خونواده نهایتا سوسیالیستن بله سعی میکنن زرنگ باشن و به نفع خودشون و خونوادشون کار کنن زیاد حرص نخور و حسودی نکن! این فطرت بشره! نکنه دولت توتالیتر مائو و استالین و خمرهای سرخ باید بیاد انسان تراز نوین بسازه؟ دوباره نری تو غار! جوجه کمونیست بیسواد سگ دست آموز دولت 😄
Sakai San 境井仁 🎌
این "فتیش مالکیت" رو هم بریز توی زباله‌دون که زمانی مالکیت بر انسان‌های موسوم به بَرده، مالکیت انحصاری بر کودک و مالکیت بر همسر هم حقّی بدیهی و محترم شمرده میشد و حتی وکیل مدافع هم داشت (گویا رتبارد هم از مالکیت انحصاری بر کودک دفاع کرده)، اما بعداً مشخص شد که این حق‌های بدیهی چه ماهیت کثیفی داشته. بنگاهی که آلایندگی ایجاد میکنه و به سود میرسه باید مالیاتِ آلایندگی بپردازه‌. مالکیت بر چنین سودی پدیده‌ی مقدسی نیست چراکه ماحصل تحمیل هزینه‌های جانی و بیماری‌های ریوی به سایر آحاد جامعه بوده. کسب‌وکاری که به واسطه‌ی قدرت چانه‌زنی نامتوازن، مزد ناچیزی به کارگران می‌پردازه، یا باید قانون حداقل مزد یا چانه‌زنی سندیکاها رو به جون بخره یا اینکه مالیات بیشتری بپردازه، چراکه این سود ناشی از مبادله‌ی زورمندانه‌ی یک‌جانبه بر سر نیروی کار بوده، و مبادله زورمندانه هم چیزی جز یک چپاول بی‌سروصدا نیست. اون سفته‌بازی که از طریق احتکار فلان کالا، سهام، ارز و.. قیمت‌ها رو افزایش میده عملاً هیچ ثروتی خلق نکرده و به جاش ثروت جامعه رو مَکِش کرده. اون دلّال سهام و مبادله‌گر سهامی که از طریق برتری اطلاعاتی نسبت به سایر کنشگرها، سهام‌هایی رو می‌خره یا میفروشه و به ثروت بادآورده‌ای میرسه، عملاُ ثروتی برای جامعه خلق نکرده، اما به ثروت بادآورده‌ای رسیده. بنگاه انحصارگری که از طریق کاهش تولید و عرضه‌ی فلان کالا، قیمت رو افزایش میده، در حقیقت تولید ثروت رو کاهش داده تا ثروت بیشتری رو مَکِش کنه. بانک‌ها و نزول‌خوارهایی که بهره‌های نحومی و تنگاتنگ با بازدهی بخش خصوصی مطالبه میکنن هم ثروت جامعه رو می‌مکند. تمامی این بچه زرنگ‌هایی که ثروت آحاد جامعه رو مکش میکنند، به وفور در عالم واقعیت وجود داره و این ویروس باید چه از طریق مقرّرات‌گذاری، بازتوزیع درآمد و غیره برطرف بشه. اگر کسی با اون شیوه‌های کسب ثروت مشکلی نداشته باشه اما به کوپن مواد غذایی تهدیستان بگه دزدی، اگر ابله نباشه، یک شیّاد به تمام معناییه که مبتلاً به ویروس داروینیسم اجتماعی‌ست
😂داستان نباف ، آرزوها و رویاهای چپگراتم جای جواب تفت نده که خریداری نداره! باید اینکار رو کند! باید مالیات دهد ! باید حداقل دستمزد بالاسرش باشد! منتظر جوابیم بیسواد چپول حسود عقده ای 😁
Razzagh
به کاهدون زدی دوزاری😁 فکر کردی میری تو غار قایم میشی از جواب دادن در میری و یه ماه بعد یواشکی میای بیسوادیت مشمول مرور زمان میشه؟ زهی خیال باطل! نوشتی: "تازمانیکه بازارها در تامین امنیت و قضاوت و زیرساخت‌ها شکست میخورند و یا کم‌ترازحد کافی و بهینه عرضه‌شون میکنن، مالیات‌ستانی برای تامین مالی این موارد یک چیز اجتناب‌ناپذیره" پرسیدم: "بگو ببینم حد بهینه تامین امنیت و قضاوت و زیرساختها! چقدره؟ از کجا درمیاریش و میفهمی بازار توش شکست خورده؟ همینو ثابت کنی حله 😁 کجا غیر از برایند کنشها و مبادلات آزادانه حد بهینه تامین یک کالا و اختصاص منابع بهش رو معلوم میکنه؟" بدو منتظریم دوزاری چکمه لیس بیسواد! حیف استخونی که دولت از ما بدزده جلوی دوزاریای بیسواد عاجز از جوابی مثل تو بندازه 😁 بعد چرا از مال اتریشیا میری بالا؟ نوشتی: "این ادعا مرتبط به جهان تخیلیِ "با فرض ثبات سایر شرایط" هست که از قضا این شرایط هیچ وقت ثابت نیست" تو که مثل سگ ترسیدی در رفتی از گروه اتریشی بزدل! واسه چی توف ما رو قرقره میکنی؟ 😂 نگفتی پول مالیات ما رو میدزدی که بری تو آموزش دولتی خزعبلات رو خزئبلات بنویسی؟ 😅 بابا انقدر سوادتو و ورشکستگی آموزش اربابت دولت رو به رخ نکش! خب اون یکی سوال چی شد؟ قضیه من و راننده اسنپ اربابات تو دولت طرف کدوممون رو باعاث بگیرن؟ اون یکی سوالم جواب ندادی: حدیقف تامین و توزیع توسط دولت و مداخلاتش کجاست؟ کدوم یکی از اونها که شمردم واجب نیست؟ 😁 اونها که سهم اعظم بازار رو تصاحب میکنن حتما کیفیت بهتر یا قیمت بهتری داشتن که مردم با میل خودشون با پول خودشون هر روز تو بازار بهشون رای دادن مگه اینکه اربابات تو دولت مداخله کرده باشن و با قانونگذاری و مداخله و مجوزهای انحصاری و رانت اطلاعاتی و وامهای مفتی و. رقبا رو از میدون خارج کرده باشن وگرنه تو بازار کج بری مثل نوکیا اوت میشی. اگه بنگاهی ارزونتر و باکیفیت تر میده سهم بازار نوش جونش و الا بازار پر گرگه که سود رو بو میکشن ببینن تو داری تو این صنعت برد میکنی سریع دست بکار میشن و اگه دولت و قوانینش بذارن میندازنت به چالش رقابت و قیمت شکسته میشه. بعدشم از همه مهمتر تو بعنوان ناظر بیرونی چطوری تشخیص میدی این وضع انحصار رو؟ داستان تخیلی نباف! تولید زمانبره و هزینه هاش مقدم بر فروش و اعلام تمایل و نظر مشتریاست پس منحنی هزینه و منحنی تقاضا همزمان وجود ندارن. هر کارآفرینی ممکنه موقع فروش با حجم مشخصی که تولید کرده بفهمه انتظاراتش غلط بوده و درآمدش کمتر از برآورد بوده و فکر کنه اگه کمتر تولید میکرد وضعش بهتر بود و زیانش کمتر بود (تقاضا برخلاف پیش بینی از نقطه خاصی به بعد بی کشش از آب در اومده) و بخواد تولیدش رو کاهش بده سوال مشخصم اینه شما بعنوان ناظر بیرونی چطور میتونی این حالت رو از شرایطی که قیمت انحصاری میدونی تمیز بدی؟ با کاهش تولید پیش بینی کارافرین اینه که قیمت بالا میره چرا این افزایش در صورت تحقق رو بعنوان ناظر خارجی قیمت انحصاری میدونی نه حرکت از قیمت زیررقابتی به قیمت رقابتی؟ درواقع ما فقط قیمت بازار آزاد داریم و نه قیمت انحصاری و غیرانحصاری. اما بحث قیمت برایند عرضه و تقاضا رو کافیه قدرت و بازار روتبارد و یا اسرار بانکداریش رو بخونی تا خاص جریان اصلی ندونیش (چه رسد به بقیه اتریشیها که نزدیکتر به جریان اصلیند مثل گریسون و کرزنر) سندیکای بدون تعدی به مالکیت دیگر کارگران و کارفرمایان ایرادی نداره. درآمد کارگران وابسته به هزینه فرصت کارشون تو اون بازاره "بهره های گزاف!" من نمیدونم چرا از دید ناظر بیرونی نمیبینی؟ همش با ذهنیت چپ زده یکطرفه میبینی؟ کی تعیین میکنه کدوم بهره گزافه؟ "رانت اطلاعاتی در بازار"! اگه رانت حاصل از دولته که ایراد به اربابت وارده وگرنه که بازار مکانیسم کشف و انتشار دانشه شما نه موقع خریدن گوشت اندازه قصاب اطلاع داری نه موقع خریدن نون و نه موقع خرید ماشین و نه... مزخرفات جریان اصلی ورشکسته رو تکرار نکن در مورد بانک و غیر بانک حقیقی و حقوقی بودن شخص چه تفاوتی تو اصل موضوع میکنه؟ تو بازار آزاد با پولطلا و بدون حمایت دزدای بانک مرکزی و ماشین چاپ پول دولت مسلمه که وام دهنده مثل هر بنگاهی هزینه/فایده میکنه و نرخ وام رو بر مبنای نفع خودش و ریسک برگشت پول پیشنهاد میده و وام گیرنده میتونه بپذیره یا رد کنه و بره سراغ بقیه البته اگه #ناچار 😃 نباشه. آخی! "بهره های استثماری"؟! ایضا مثل "بهره های گزاف" بار ذهنیت چپ زده کلمات! همه در چارچوب خونواده نهایتا سوسیالیستن بله سعی میکنن زرنگ باشن و به نفع خودشون و خونوادشون کار کنن زیاد حرص نخور و حسودی نکن! این فطرت بشره! نکنه دولت توتالیتر مائو و استالین و خمرهای سرخ باید بیاد انسان تراز نوین بسازه؟ دوباره نری تو غار! جوجه کمونیست بیسواد سگ دست آموز دولت 😄
از فحشات مشخصه که حرفام بدجور عصبیت کرده و از چند ناحیه جررر خوردی اما همچنان مثل یک نئوفاشیست تخس عصبانی درحال دست‌وپا زدنی. مشکل اینجاس که هرچی هم توضیح بدم متاسفانه انقد لجباز و عقب‌مونده‌ای که دوس نداری قانع بشی. اما سعی میکنم چندتا نکته رو در حد مغز فندقیت، چکیده بگم : حدّ کفایت و بهینه یعنی این که این کالا به قدری عرضه بشه که فردی از دسترسی به این کالا محروم نمونه. اگر این کالای عمومی به بخش خصوصی واگذار بشه، شاهد عرضه‌ی ناکافی این کالا خواهی بود و اونوقت دهن خودتو و باقی للبرتارین‌ها سرویس میشه! علتش هم ساده‌س: این کالاها منافع فراگیرنده‌ی اجتماعی به همراه دارن و محروم‌سازی دیگران از منافع این کالاها از طریق مطالبه قیمت، غیرممکن یا پرهزینه‌س. بخش خصوصی تمایل چندانی به عرضه کالایی که به سختی بتوان قیمتش رو مطالبه کرد، نداره. نمونه بارزش دفاع ملّیه که عرضه‌ش تنها از طریق مالیات‌ستانی امکان‌پذیزه. یا مثلاً درخصوص سرمایه‌گذاری‌های زیرساختی از اونجاییکه این‌ها پروژه‌هایی هستند که در بلندمدّت به بازدهی میرسند، بازارهای کوته‌نگر مالی تمایلی به تامین مالی‌شون ندارن. (آیا مغز فلجت میتونه از پارادایم للبرتارینیسم به پارادایم واقعیت شیفت کنه تا حرفامو درک کنه؟) اگر دولت میجیِ ژاپن یا دولت کره جنوبی میخواست به انتظار دست نامرئی بازار بشینه، هیچگاه از برق‌رسانی و فولادسازی برخوردار نمیشدن. شخصِ دولت درپاسخ به ناتوانی بازارها دست‌بکار شد و این پروژه‌های بلندمدّت رو راه انداخت. بگو ببینم در دیستوپیای لیبرتارینت چجوری این کالاها به قدر کفایت عرضه میشن؟ با مبادله داوطلبانه و از این توهمات؟

و انقدر هم گوسفند پرادعایی هستی که نمیدونی ادعای عدم وجود "با فرض ثبات شرایط"، سندش رو به نام اتریشیا نزدن. اقتصاد رفتاری هم این مسئله رو بهش پی برده بوده! چشم کورتو هم بیشتر وا میکردی میدیدی که نوشتم هرعرضه‌کننده کالاوخدماتی (ازجمله حمل‌ونقل) اگر درمواجه با تشدید ضرورت اون محصول در نزد جامعه، قیمت گزافی مطالبه کنه، این عمل فرقی با دزدی نداره. در دیستوپیای لیبرتارین، حتی اگر این مبادله دهن خودتو هم سرویس کنه، بازم این مبادله داوطلبانه‌س؟

مهم نیس که تصاحب سهم بازار از طریق عرضه محصول بهتر ممکن شده چراکه بعد از تصاحب سهم اعظم بازار (به هرطریق)، اونوقت میتونی عرضه رو کاهش بدی و قیمتو بالا ببری. درخصوص قصه نوکیا که تو و باقی لیبرتارینا باتعریفش به ارگاسم میرسین، باید بگم که مونوپلیستی از بین رفته و اُلیگوپولیست‌های دیگری جایگزینش شدند. گوگل بدلیل رفتارای ضدرقابتی دربازار موبایل توسط اتحادیه اروپا جریمه سنگینی شد. حتی اگر دریک بازار اگر چند بنگاه هم وجود داشته باشند، اما سهم اعظم بازار تحت سلطه ۲-۳ بنگاه باشه، بازهم این بازار غیررقابتیه. شاخص اچ اچ آی رو سرچ کن تا بفهمی. این افسانه که گرگ‌ها بو میکشن و.. جهت اطلاعت بگم که بازارها به این راحتیاهم رقابتی نمیشن. بنگاه‌های انحصارگر دائماً تلاش میکنن که موانعی بر راه ورود به بازارها برپا کنند. (وارن بافت به این مسئله اذعان کرده‌.) موانعی مثل ادغام پیشگیرانه، شکایت علیه بنگاه جدید به بهونه نقض مالکیت فکری، و قیمتگذاری یغماگرانه (که بنگاه جدید رو نابود میکنه). ورود به برخی از بازارها هم پرهزینه‌س و کارافرینان بالقوه رو دلسرد میکنه، مثل بازار هواپیما بدلیل هزینه‌ی سنگین طرّاحی و آزمایش هواپیما، هزینه‌های سنگین تبلیغات در بازارهای نوشیدنی و بازار نرم‌افزار (مصرف‌کنندها تنها به برخی نوشیدنی‌ها و برخی نرم‌افرارها مثل وُرد و..وفاداری یافته‌اند). پس بازارها میتونن انحصاری باقی بمونن. وارد بحث صرفه‌به‌مقیاس و انحصار طبیعی هم نمیشم که موجب ریشه‌دوانی انحصار در بازار میشه. (درضمن من دانشگاه دولتی نیستم که اینقدر دربارش پارس میکنی😃)

بهره ۷۰ درصدی در بازار نزول، بهره گزافی نیست؟ خودت از همین شیوه جیب فقرا رو میزنی و فکر میکنی نرخ بدیهیه؟ با سندیکا هم مشکلی نداری پس؟! تف تو روی آدم دروغگو 😀! چرا پس هایک و میزس اینهمه درنوشته‌هاشون بدگویی میکردن ازش؟ ذهنیتت فرقی با اونا داره؟ انقد عصبی و هیجانی بودی که حتی فرق بانک، و نزول‌خواری که پول خودشو وام میده نفهمیدی ابله. اتفاقاً بخاطر عدم تقارن اطلاعاتِ بانک و قرض‌گیرنده، بانکها غالباً ریسک رو بیش‌ازحد تخمین میزنند و بدین‌خاطر بهره قابل‌توجهی رو مطالبه میکنن (یا اینکه از وام‌دهی به تهی‌دستان صرف‌نظر میکنن. این مسئله نمودی از شکست بازار پول آزاده). زمانی صنعت گوشت آمریکا بدلیل انحصار و عدم تقارن اطلاعات، گوشت ناسالم میفروخت تا اینکه با مقررات‌گذاری مشکل حل شد. اگر به جای استدلال دوباره لجن‌پراکنی کنی، مشخصه نمیخوای قانع شی و منم حوصله قانع کردنتو ندارم، بازم میگم اگر مداخله دولت رو نپذیری، باید برای جف بیزوس دُلا بشی و آینه‌بغلشو لیس بزنی تا امنیتتو تامین کنه. خود دانی 😊
Razzagh
به کاهدون زدی دوزاری😁 فکر کردی میری تو غار قایم میشی از جواب دادن در میری و یه ماه بعد یواشکی میای بیسوادیت مشمول مرور زمان میشه؟ زهی خیال باطل! نوشتی: "تازمانیکه بازارها در تامین امنیت و قضاوت و زیرساخت‌ها شکست میخورند و یا کم‌ترازحد کافی و بهینه عرضه‌شون میکنن، مالیات‌ستانی برای تامین مالی این موارد یک چیز اجتناب‌ناپذیره" پرسیدم: "بگو ببینم حد بهینه تامین امنیت و قضاوت و زیرساختها! چقدره؟ از کجا درمیاریش و میفهمی بازار توش شکست خورده؟ همینو ثابت کنی حله 😁 کجا غیر از برایند کنشها و مبادلات آزادانه حد بهینه تامین یک کالا و اختصاص منابع بهش رو معلوم میکنه؟" بدو منتظریم دوزاری چکمه لیس بیسواد! حیف استخونی که دولت از ما بدزده جلوی دوزاریای بیسواد عاجز از جوابی مثل تو بندازه 😁 بعد چرا از مال اتریشیا میری بالا؟ نوشتی: "این ادعا مرتبط به جهان تخیلیِ "با فرض ثبات سایر شرایط" هست که از قضا این شرایط هیچ وقت ثابت نیست" تو که مثل سگ ترسیدی در رفتی از گروه اتریشی بزدل! واسه چی توف ما رو قرقره میکنی؟ 😂 نگفتی پول مالیات ما رو میدزدی که بری تو آموزش دولتی خزعبلات رو خزئبلات بنویسی؟ 😅 بابا انقدر سوادتو و ورشکستگی آموزش اربابت دولت رو به رخ نکش! خب اون یکی سوال چی شد؟ قضیه من و راننده اسنپ اربابات تو دولت طرف کدوممون رو باعاث بگیرن؟ اون یکی سوالم جواب ندادی: حدیقف تامین و توزیع توسط دولت و مداخلاتش کجاست؟ کدوم یکی از اونها که شمردم واجب نیست؟ 😁 اونها که سهم اعظم بازار رو تصاحب میکنن حتما کیفیت بهتر یا قیمت بهتری داشتن که مردم با میل خودشون با پول خودشون هر روز تو بازار بهشون رای دادن مگه اینکه اربابات تو دولت مداخله کرده باشن و با قانونگذاری و مداخله و مجوزهای انحصاری و رانت اطلاعاتی و وامهای مفتی و. رقبا رو از میدون خارج کرده باشن وگرنه تو بازار کج بری مثل نوکیا اوت میشی. اگه بنگاهی ارزونتر و باکیفیت تر میده سهم بازار نوش جونش و الا بازار پر گرگه که سود رو بو میکشن ببینن تو داری تو این صنعت برد میکنی سریع دست بکار میشن و اگه دولت و قوانینش بذارن میندازنت به چالش رقابت و قیمت شکسته میشه. بعدشم از همه مهمتر تو بعنوان ناظر بیرونی چطوری تشخیص میدی این وضع انحصار رو؟ داستان تخیلی نباف! تولید زمانبره و هزینه هاش مقدم بر فروش و اعلام تمایل و نظر مشتریاست پس منحنی هزینه و منحنی تقاضا همزمان وجود ندارن. هر کارآفرینی ممکنه موقع فروش با حجم مشخصی که تولید کرده بفهمه انتظاراتش غلط بوده و درآمدش کمتر از برآورد بوده و فکر کنه اگه کمتر تولید میکرد وضعش بهتر بود و زیانش کمتر بود (تقاضا برخلاف پیش بینی از نقطه خاصی به بعد بی کشش از آب در اومده) و بخواد تولیدش رو کاهش بده سوال مشخصم اینه شما بعنوان ناظر بیرونی چطور میتونی این حالت رو از شرایطی که قیمت انحصاری میدونی تمیز بدی؟ با کاهش تولید پیش بینی کارافرین اینه که قیمت بالا میره چرا این افزایش در صورت تحقق رو بعنوان ناظر خارجی قیمت انحصاری میدونی نه حرکت از قیمت زیررقابتی به قیمت رقابتی؟ درواقع ما فقط قیمت بازار آزاد داریم و نه قیمت انحصاری و غیرانحصاری. اما بحث قیمت برایند عرضه و تقاضا رو کافیه قدرت و بازار روتبارد و یا اسرار بانکداریش رو بخونی تا خاص جریان اصلی ندونیش (چه رسد به بقیه اتریشیها که نزدیکتر به جریان اصلیند مثل گریسون و کرزنر) سندیکای بدون تعدی به مالکیت دیگر کارگران و کارفرمایان ایرادی نداره. درآمد کارگران وابسته به هزینه فرصت کارشون تو اون بازاره "بهره های گزاف!" من نمیدونم چرا از دید ناظر بیرونی نمیبینی؟ همش با ذهنیت چپ زده یکطرفه میبینی؟ کی تعیین میکنه کدوم بهره گزافه؟ "رانت اطلاعاتی در بازار"! اگه رانت حاصل از دولته که ایراد به اربابت وارده وگرنه که بازار مکانیسم کشف و انتشار دانشه شما نه موقع خریدن گوشت اندازه قصاب اطلاع داری نه موقع خریدن نون و نه موقع خرید ماشین و نه... مزخرفات جریان اصلی ورشکسته رو تکرار نکن در مورد بانک و غیر بانک حقیقی و حقوقی بودن شخص چه تفاوتی تو اصل موضوع میکنه؟ تو بازار آزاد با پولطلا و بدون حمایت دزدای بانک مرکزی و ماشین چاپ پول دولت مسلمه که وام دهنده مثل هر بنگاهی هزینه/فایده میکنه و نرخ وام رو بر مبنای نفع خودش و ریسک برگشت پول پیشنهاد میده و وام گیرنده میتونه بپذیره یا رد کنه و بره سراغ بقیه البته اگه #ناچار 😃 نباشه. آخی! "بهره های استثماری"؟! ایضا مثل "بهره های گزاف" بار ذهنیت چپ زده کلمات! همه در چارچوب خونواده نهایتا سوسیالیستن بله سعی میکنن زرنگ باشن و به نفع خودشون و خونوادشون کار کنن زیاد حرص نخور و حسودی نکن! این فطرت بشره! نکنه دولت توتالیتر مائو و استالین و خمرهای سرخ باید بیاد انسان تراز نوین بسازه؟ دوباره نری تو غار! جوجه کمونیست بیسواد سگ دست آموز دولت 😄
با چهارتا برچسب چپول و استالین و.. مثل الاغ درحال‌زایمان گردوخاک به پا نکن و هوچی‌گری نکن 😊. من به دولت رفاه و سندیکا‌های فراگیر کارگری معتقدم. این ایده‌های فاشیستی و ضدانسانی روتبارد که در عکس اومده، تنها در دیستوپیایی ممکنه که "ژنرال پینوشه" رهبرش باشه! ضد دموکراسی هم هستین دیگه؟ پس حلّه.
Sakai San 境井仁 🎌
با چهارتا برچسب چپول و استالین و.. مثل الاغ درحال‌زایمان گردوخاک به پا نکن و هوچی‌گری نکن 😊. من به دولت رفاه و سندیکا‌های فراگیر کارگری معتقدم. این ایده‌های فاشیستی و ضدانسانی روتبارد که در عکس اومده، تنها در دیستوپیایی ممکنه که "ژنرال پینوشه" رهبرش باشه! ضد دموکراسی هم هستین دیگه؟ پس حلّه.
😂😂😂بیچاره فلک زده فکر کردی میتونی با یه عکس از جواب دادن در بری؟ مامنتظریم چی شد جواب سوالات؟ هر چی بافتی مستدل جواب دادم چپول دوزاری بیسواد چکمه لیس دولت! من به سوسیال دموکراسی معتقدم جواب نشد! روتباردم فلان کس ازش فلان نقل قول رو کرده جواب استدلال نیست. جواب سوالم نیست. معلومه که من اصلا وارد این بازی نمیشم که بخونم متن چی نوشته چون بحث اصلا سر روتبارد و مارکس و لنین نبود من خودم ختم این حرفام کجا در میری؟😃. اگه شمردن بلد نیستی واست دونه دونه سوالات رو بشمرم دوزاری؟ اگرم تو مدرسه کودنای چکمه لیس دولت بهت در کنار خزئبلات 😂 شمردن یاد دادن اما عرضه جواب نداری بزن به چاک دیگه اینورا پیدات نشه که آبروت رفته 😂 سوال اول: ... نترس نمیشمرم 😁
Sakai San 境井仁 🎌
👮 مرگ بر دموکراسی، درود بر پینوشه ( ،جوابتو بالاتر مفصل نوشتم، چندتا سوالم ازت پرسیدم که جوابی ندادی و رفتی توی لونت قایم شدی)
جوابت رو ندیده بودم الان میخونمش منتها خواستم بگم عکس مکس نفرست واسه من جونگیرتت دو تا پیج تو اینستاگرام پیدا کردی 😂 جوجه چپول من خودم کانالم فقط بالای پونصد تا از این عکسای رسوا کننده چپولای دزد و حقیر و حسود و چکمه لیس دولت توشه میخوای بمبارانت کنم؟ شایدم دوست داری بیسوادیت رو زیر عکسا مخفی کنی؟ 😁
Sakai San 境井仁 🎌
از فحشات مشخصه که حرفام بدجور عصبیت کرده و از چند ناحیه جررر خوردی اما همچنان مثل یک نئوفاشیست تخس عصبانی درحال دست‌وپا زدنی. مشکل اینجاس که هرچی هم توضیح بدم متاسفانه انقد لجباز و عقب‌مونده‌ای که دوس نداری قانع بشی. اما سعی میکنم چندتا نکته رو در حد مغز فندقیت، چکیده بگم : حدّ کفایت و بهینه یعنی این که این کالا به قدری عرضه بشه که فردی از دسترسی به این کالا محروم نمونه. اگر این کالای عمومی به بخش خصوصی واگذار بشه، شاهد عرضه‌ی ناکافی این کالا خواهی بود و اونوقت دهن خودتو و باقی للبرتارین‌ها سرویس میشه! علتش هم ساده‌س: این کالاها منافع فراگیرنده‌ی اجتماعی به همراه دارن و محروم‌سازی دیگران از منافع این کالاها از طریق مطالبه قیمت، غیرممکن یا پرهزینه‌س. بخش خصوصی تمایل چندانی به عرضه کالایی که به سختی بتوان قیمتش رو مطالبه کرد، نداره. نمونه بارزش دفاع ملّیه که عرضه‌ش تنها از طریق مالیات‌ستانی امکان‌پذیزه. یا مثلاً درخصوص سرمایه‌گذاری‌های زیرساختی از اونجاییکه این‌ها پروژه‌هایی هستند که در بلندمدّت به بازدهی میرسند، بازارهای کوته‌نگر مالی تمایلی به تامین مالی‌شون ندارن. (آیا مغز فلجت میتونه از پارادایم للبرتارینیسم به پارادایم واقعیت شیفت کنه تا حرفامو درک کنه؟) اگر دولت میجیِ ژاپن یا دولت کره جنوبی میخواست به انتظار دست نامرئی بازار بشینه، هیچگاه از برق‌رسانی و فولادسازی برخوردار نمیشدن. شخصِ دولت درپاسخ به ناتوانی بازارها دست‌بکار شد و این پروژه‌های بلندمدّت رو راه انداخت. بگو ببینم در دیستوپیای لیبرتارینت چجوری این کالاها به قدر کفایت عرضه میشن؟ با مبادله داوطلبانه و از این توهمات؟ و انقدر هم گوسفند پرادعایی هستی که نمیدونی ادعای عدم وجود "با فرض ثبات شرایط"، سندش رو به نام اتریشیا نزدن. اقتصاد رفتاری هم این مسئله رو بهش پی برده بوده! چشم کورتو هم بیشتر وا میکردی میدیدی که نوشتم هرعرضه‌کننده کالاوخدماتی (ازجمله حمل‌ونقل) اگر درمواجه با تشدید ضرورت اون محصول در نزد جامعه، قیمت گزافی مطالبه کنه، این عمل فرقی با دزدی نداره. در دیستوپیای لیبرتارین، حتی اگر این مبادله دهن خودتو هم سرویس کنه، بازم این مبادله داوطلبانه‌س؟ مهم نیس که تصاحب سهم بازار از طریق عرضه محصول بهتر ممکن شده چراکه بعد از تصاحب سهم اعظم بازار (به هرطریق)، اونوقت میتونی عرضه رو کاهش بدی و قیمتو بالا ببری. درخصوص قصه نوکیا که تو و باقی لیبرتارینا باتعریفش به ارگاسم میرسین، باید بگم که مونوپلیستی از بین رفته و اُلیگوپولیست‌های دیگری جایگزینش شدند. گوگل بدلیل رفتارای ضدرقابتی دربازار موبایل توسط اتحادیه اروپا جریمه سنگینی شد. حتی اگر دریک بازار اگر چند بنگاه هم وجود داشته باشند، اما سهم اعظم بازار تحت سلطه ۲-۳ بنگاه باشه، بازهم این بازار غیررقابتیه. شاخص اچ اچ آی رو سرچ کن تا بفهمی. این افسانه که گرگ‌ها بو میکشن و.. جهت اطلاعت بگم که بازارها به این راحتیاهم رقابتی نمیشن. بنگاه‌های انحصارگر دائماً تلاش میکنن که موانعی بر راه ورود به بازارها برپا کنند. (وارن بافت به این مسئله اذعان کرده‌.) موانعی مثل ادغام پیشگیرانه، شکایت علیه بنگاه جدید به بهونه نقض مالکیت فکری، و قیمتگذاری یغماگرانه (که بنگاه جدید رو نابود میکنه). ورود به برخی از بازارها هم پرهزینه‌س و کارافرینان بالقوه رو دلسرد میکنه، مثل بازار هواپیما بدلیل هزینه‌ی سنگین طرّاحی و آزمایش هواپیما، هزینه‌های سنگین تبلیغات در بازارهای نوشیدنی و بازار نرم‌افزار (مصرف‌کنندها تنها به برخی نوشیدنی‌ها و برخی نرم‌افرارها مثل وُرد و..وفاداری یافته‌اند). پس بازارها میتونن انحصاری باقی بمونن. وارد بحث صرفه‌به‌مقیاس و انحصار طبیعی هم نمیشم که موجب ریشه‌دوانی انحصار در بازار میشه. (درضمن من دانشگاه دولتی نیستم که اینقدر دربارش پارس میکنی😃) بهره ۷۰ درصدی در بازار نزول، بهره گزافی نیست؟ خودت از همین شیوه جیب فقرا رو میزنی و فکر میکنی نرخ بدیهیه؟ با سندیکا هم مشکلی نداری پس؟! تف تو روی آدم دروغگو 😀! چرا پس هایک و میزس اینهمه درنوشته‌هاشون بدگویی میکردن ازش؟ ذهنیتت فرقی با اونا داره؟ انقد عصبی و هیجانی بودی که حتی فرق بانک، و نزول‌خواری که پول خودشو وام میده نفهمیدی ابله. اتفاقاً بخاطر عدم تقارن اطلاعاتِ بانک و قرض‌گیرنده، بانکها غالباً ریسک رو بیش‌ازحد تخمین میزنند و بدین‌خاطر بهره قابل‌توجهی رو مطالبه میکنن (یا اینکه از وام‌دهی به تهی‌دستان صرف‌نظر میکنن. این مسئله نمودی از شکست بازار پول آزاده). زمانی صنعت گوشت آمریکا بدلیل انحصار و عدم تقارن اطلاعات، گوشت ناسالم میفروخت تا اینکه با مقررات‌گذاری مشکل حل شد. اگر به جای استدلال دوباره لجن‌پراکنی کنی، مشخصه نمیخوای قانع شی و منم حوصله قانع کردنتو ندارم، بازم میگم اگر مداخله دولت رو نپذیری، باید برای جف بیزوس دُلا بشی و آینه‌بغلشو لیس بزنی تا امنیتتو تامین کنه. خود دانی 😊
هر فردی دسترسی داشته باشه و محروم نشه یعنی چی؟ کفایت هر فرد چقدره؟ واسه هر فردی چند تا محافظ بذاریم؟ نصف منابع رو اختصاص بدیم به امنیت که هیچ دزدی ای نشه بهینه است؟ حد بهینه تامین زیرساختها چقدره؟ برای هر دهاتی فرودگاه بزنیم؟ آزادراه؟ مترو؟ بدو منتظریم در و دیوار نزن چه درصدی از تولید ملی به زعم شما واسه زیرساختها؟ این رقم از کجا میاد؟ آخی! نمیشه بدون بازار جواب داد نه؟ وگرنه الان سوسیالیسم جنگ سرد رو برده بود نه؟ 😂

پس لابد قیمت تعادلی رو به نام اقتصاد جریان اصلی سند زدن نه؟ 😁

باز که دو تا سوال رو مثل بز پریدی؟ تو قضیه من و راننده اسنپ، اربابات تو دولت طرف کدوممون رو باعاث بگیرن؟

اون یکی سوالم جواب ندادی: حدیقف تامین و توزیع توسط دولت و مداخلاتش کجاست؟ کدوم یکی از اونها که شمردم واجب نیست؟ 😁

نوشتی: «هرعرضه‌کننده کالاوخدماتی (ازجمله حمل‌ونقل) اگر درمواجه با تشدید ضرورت اون محصول در نزد جامعه، قیمت گزافی مطالبه کنه» این قیمت گزاف از کجا میاد؟ از کجا میفهمی گزافه؟ نسبت به اون قیمتی که تو از کجات در میاری گزافه؟ اگه هر چیزی دو سه بنگاه بازارش رو در دست بگیرن بده پس چطور انحصار زوری دولت تو تامین خیلی از کالاها و خدمات خوبه؟ چون استخون میندازن جلوی تو؟ یا چون فرشته های معصومن که به نفع شخصیشون فکر نمیکنن؟ معلومه که بنگاه دنبال موانع برای ورود رقباست و چه موانعی بهتر از مقررات و مداخلات و تنظیم گریهای دولتی؟


نکنه هواپیما و اتوموبیل وبرق و ... رو دولتها اختراع کردن؟ شرکتهای خصوصی برای نفع شخصی تو آمریکا راه آهن نکشیدن؟ برو مقایسه خط آهن اونها با خط آهن پاپا دولتت رو ببین

گفتم آموزش دولتی. یعنی اصلا تو این مملکت نبودی و اون خزئبلات نوشتنت از آموزش خصوصی حاصل شده؟ پس بگو چرا عقده ای شدی! بد کردن تو پاچت 😁

بهره هفتاد درصد گزاف نیست اگه تو ونزوئلای دست پخت افکار چپولانت باشی هست؟ پس عدد و رقم ردیف نکن معیار بده. منتظریم

این یکی رو هم باز در رفتی ازش:

هر کارآفرینی ممکنه موقع فروش با حجم مشخصی که تولید کرده بفهمه انتظاراتش غلط بوده و درآمدش کمتر از برآورد بوده و فکر کنه اگه کمتر تولید میکرد وضعش بهتر بود و زیانش کمتر بود (تقاضا برخلاف پیش بینی از نقطه خاصی به بعد بی کشش از آب در اومده) و بخواد تولیدش رو کاهش بده سوال مشخصم اینه شما بعنوان ناظر بیرونی چطور میتونی این حالت رو از شرایطی که قیمت انحصاری میدونی تمییز بدی؟ با کاهش تولید پیش بینی کارافرین اینه که قیمت بالا میره چرا این افزایش در صورت تحقق رو بعنوان ناظر خارجی قیمت انحصاری میدونی نه حرکت از قیمت زیررقابتی به قیمت رقابتی؟

هایک و میزس از زورگویی سندیکاها به دیگر کارگران و خشونت در مقابل کارفرماها بد میگن نه از صرف متشکل شدن کارگران برای افزایش قدرت چونه زنی.

اینکه اتحادیه اروپا گوگل رو جریمه کرده چیزی رو اثبات نمیکنه البته بجز واسه یه چپول دولت پرست😁

خب پس کودن خان فکر میکنی یه شخص حقیقی یا حقوقی مثل بانک با پول خودش ریسکی تر وام میده تا با پول دیگران؟ 😁 بالاخره هم بانک بده که به اونیکه عملا وثیقه مناسب نداره و ریسک برنگردوندن وامش بالاست (و تو بهش میگی فقیر درمونده) یا وام نمیده یا بهره بالا میخواد و هم نزولخور حقیقی بده نه؟ فقط دولت خوبه که پول چاپ میکنه و با تورم از اقشار مستمری بگیر و کارگر میدزده و به ذینفوذا و رانتخوارها و نزدیکاش میده. با تئوریزه کردن این دزدی توسط لجنهایی مثل تو به اسم اجاره دادن سرمایه به فقرای درمانده! اوج حرومزادگی! ملت رو با مالیات تورمی بدبخت کردین چون به زعم شما وام ندادن بانک به کسی که نمیتونه پس بده شکست بازاره؟ از چپ بیشرف و دشمن واقعی فقرا غیر از این انتظاری نیست

تقارن اطلاعاتم جواب دادم باز خودتو زدی بخواب بابا قایم نشو حرفو تحویل بگیر.

هی داستانم نباف که فلان جا بدون هیچ فکت و برهانی فلان اتفاق تو بازار گوشت و فلان افتاده. مگه کسی ادعا کرد تو بازار دزد نیست؟ منتها دزدی قانونی نیست و دزد زود از بازار حذف و رسوا میشه ولی دولت خود دزده! میخوای شکستهای دولتها رو واست بشمرم؟ یکیش امنیت! مگه غیر از اینه که بزرگترین قاتل قرن بیستم دولتهای محافظ امنیت مردم بودن؟ در مقابل اون گوشت چند تا شکست دولت بشمرم واست؟

بابا جواب بده در نرو کجا؟ حالا کار دارم باهات چیه هنوز بحث نکرده دستها رو بالا میبری؟ نوشتی: اگه قبول نکنی پس نمیخوای قانع شی! منم حوصله ندارم این آخر استدلالته؟ 😁 خب بگو شکر خوردم خلاص دیگه
Sakai San 境井仁 🎌
👮 مرگ بر دموکراسی، درود بر پینوشه ( ،جوابتو بالاتر مفصل نوشتم، چندتا سوالم ازت پرسیدم که جوابی ندادی و رفتی توی لونت قایم شدی)
راستی اون چپولای انگلی که تو خیابونهای شیلی میرقصیدن و برابری میخواستن چرا در نمیرن بهشت سوسیالیستی رفیق مادورو؟ همه از ونزوئلا در میرن چرا؟ 🤔
Razzagh
راستی اون چپولای انگلی که تو خیابونهای شیلی میرقصیدن و برابری میخواستن چرا در نمیرن بهشت سوسیالیستی رفیق مادورو؟ همه از ونزوئلا در میرن چرا؟ 🤔
جواب تمام ایرادای تکراری و بنی‌اسرائیلی‌تو توی همون متن دادم. حسابی عصبانی هستی و متنو با دقت نمیخونی. متن کاملاً واضحه اما بازم ایرادهای بنی‌اسرائیلی میاری. سرتو مثل کبک کردی توی برف؟ خب به درک. هی کم خودتو بزن کوچه‌ی علی چپ و بگو قایم شدی و... ببین این مغلطه‌های بچگونه قدیمی شده. ما خودمون ذغال فروشیم😀. جواب سوالاتتو هم دیگه نمیدم چون به چپش دایورت کردم، پس کمتر بال بال بزن. 😉 من آخه چیکار ونزوئلا دارم رزّاق پارس‌کُن 😀. ایدئال من ونزوئلاس؟! مرده‌شور خودتو و مادورو و ونزوئلا رو ببرن اصلاً، خوبه؟ 😊 اما ایدئال تو گویا شیلی و ژنرال پینوشه‌س (قصّاب سانتیاگو)! کشوری که چندوقت پیش تِقّش دراومد : دستمزدهای فوق‌العاده ناچیز، مستمری بازنشستگی پرنوسان و خصوصی‌شده، نیمی از کارگران تقریباً محروم از بیمه‌های اجتماعی، بیکاری گسترده جوانان (۱۶درصد)، آب و برق خصوصی‌شده و گرون‌قیمت. این دیستوپیا ایدئال توئه واقعا؟!! ای خااااک تو اون سرت! میدونستی اون جَوون‌هایی که توی خیابون اومده بودن بخاطر حمایت از والدین بازنشتستشون اومدن و نه صرفاً برای خودشون؟ بازنشسته‌ها به قدری مستمری ناچیز، پرنوسان و به‌تعویق افتاده‌ای دریافت میکنن که کفاف مخارجشون در این کشور گرون‌قیمت رو نمیده. رشد اقتصادش که با نرخش به ارگاسم میرسی هم بیش از اونکه به آزادی اقتصادی ربطی داشته باشه، بیشتر به لطف منابع عظیم مس این کشور بوده. یک سیستم آموزشی خصوصی‌شده‌ای هم داره که نتیجه‌ش شده هزاران دانشجوی زندانی که ناتوان از بازپرداخت وام تحصیلی‌شون هستند. میدونستی مردم شیلی شعار "مرگ بر نظام آموزشی پینوشه" (=پیغمبرت) میدادند؟ این ایدئال توئه؟ کشورهای جنوب شرق آسیا ‌بسیار عملکرد بهتری داشتند با دولت‌های توسعه‌گراشون. هم درآمد سرانه‌ی بیشتری دارند و هم فقر کمتر. من طرفدار دولت رفاه دهه‌ی شصت و هفتاد میلادی در کشورهای غربی هستم، نه ونزوئلا و شوروی و امثالهم. دوره‌ای که بهش عصر طلایی کاپیتالیسم میگفتند. قبل از اینکه سروکله‌ی اندیشه‌های هایک و فریدمن پیدا بشه کشورهای غربی رشدی بالا و تسهیم‌شده داشتن که توده مردم از اون منتفع میشدند. اما این وضعیت از دهه‌ی هشتاد کاملاً تغییر کرده. رشد کاهش یافته و درآمد تهی‌دستان و کارگران در ۴ دهه‌ی اخیر در آمریکا منجمد مونده. این برزخیه که تحت تاثیر بنیادگرایی بازار و اندیشه پیغمبرات ایجاد شده.

(در ضمن دفعه‌ی آخرت باشه مثل گوسفند رم‌کرده میپری وسط کامنت بقیه جوجه‌فاشیست، من برای ایشون کامنت گذاشتم. چندتا عکسم برات میفرستم بیشتر جوش بیاری 😊)
Show next 7 comments