This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ناله های یک روح ناآرام!

در این مدت زیاد حرف علی شریعتی شد،‌ یاران راهبرد می توانند مصاحبه کامل من (حدود ۲۰ دقیقه) را ببینند. بی تعارف و صریح و یحتمل خیلی تند! تا یار چه پسندد، والله اعلم.

https://bit.ly/3gpNdT7

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel

20 comments

Show 6 more comments
میشه بفرمایید این ابرمرد شما که قرار است جوانان را برای همیشه علیه سرمایه داری و سوسیالیسم به حالت آماده باش نگه دارد، چگونه قرار است نهادهایی اقتصادی برای رشد و غلبه بر تورم برپا کند؟ مشکل تمامی تفکرات یوتوپیایی اینه که هیچ وقت راهکاری برای تولید و بازتولید اقتصادی ندارند و فقط شعار های عامه پسند برای توزیع خدمات و عدالت اجتماعی سر می دهند. در ضمن یکی دیگر از درس های قرن بیستم این بود که ما را از تجربه ادعا های نه سرمایه داری نه سوسیالیسم بر حذر میکند.
Mahmoud
این مرد هر کسی میتواند باشد خود شما ، من، ، هر انسانی که به اصول انسانی، اخلاقی، پایبند است هر انسان شریفی که عدالت را هرگز قربانی منافع شخصی یا کروهی خودش نمیکند جوامع مختلف که توسعه یافتند با مدلهای منطقه ای خودشان ابر مردها ، امیر کبیرها، گاندیها، مهاتیر محمدهای خودشان را داشتند که هر کدام ابر مرد زمان و مکان خودشان بودند حال الگوی اقتصادی بر اساس تفکرات راهبری اینجا بهتر جواب میدهد یا الگویی که از نظامهای حاکم و محکومی و دیکتاتوری بیرون میاید؟ این ابر مردها فضا و شرایط را برای رشد فکر و رشد و توسعه اجتماعی - اقتصادی را مهیا میکنند نه اینکه خودشان طرح اقتصادی بدهند نیروها را متمرکز هدفی والا میکنند و از هدررفت نیرو و سرمایه جامعه پیشگیری میکنن.
دوست گرامی از زمانی که آدام اسمیت کتاب ثروت ملل خود را نوشت تا به امروز اقتصاد دانان در جستجوی تبیین قوانینی رفتار شناختی بودند تا بتوانند چگونگی رشد و رفاه و تولید ثروت در کشور ها را توضیح داده و قواعد عام حاکم بر آنها را استخراج نموده و در کشور های دیگر به کار بگیرند. از همان قرن نوزدهم که سرعت بهره وری با نرخی فوق‌العاده بالا افزایش یافت، بوده و هستند گروه ها و احزاب و روشنفکرانی که از این سرعت بالا سرگیجه گرفته و به نقد این سبک زندگی جدید که من نام آن را مدرنیته میگذارم پرداختند. این نقد گاها با ارائه یک بدیل و آلترناتیو شفاف و روشن توام بود که امکان آزمون آن و ابطال پذیری آن میسر بود مثل آلترناتیو های فاشیسم و کمونیسم که هر دو در محکی تاریخی شکست خوردند. گاه این نقد مدرنیته نه با ارائه بدیلی روشن و قابل آزمون، بلکه در قالب گفتار های زبان شناختی رمز آلود و گنگ مطرح میشده و میشوند. گفتمان ضد مدرنیته شریعتی که به شدت رنگ و بوی ضد سرمایه داری و ضد غربی به خود میگیرد جزو دسته دوم است. تیپ شخصیتی ابوذر که شریعتی آن را برجسته میکند شاید در قبایل بدوی و بیابانی کاربرد داشته باشد اما برای قرن بیست و یکم ایران هیچ کاربردی نخواهد داشت. آنچه جامعه امروز ایران به آن نیاز دارد انسان های کارآفرین جاه طلب و ریسک پذیر است نه عارف و زاهدی که فقر را ستایش میکند و ثروت و کنز را نکوهش. شریعتی نه به کارآفرینی و سرمایه داری اعتقاد داشت و نه به فردگرایی که ذات مدرنیته است و نه به نهاد های دموکراتیک. او افراد و انسان ها را به مثابه گوسفند هایی تلقی میکرد که نیاز به امام و رهبر دارند. از الگوی شریعتی جز پوپولیسم کور عقب مانده چیزی بیرون نمی آید.
Mahmoud
اکر این اعتقاد و شناخت شما از دکتر شریعتی است من به باور شما احترام میگذارم اما یکی از مؤلفه هایی که شریعتی سخت بر آن اصرار داشت که در یک جامعه تحقق یابد عدالت اجتماعی و اقتصادی است ابوذر در واقع نماد مخالفت با ثکتر و تجمع سرمایه و اموال ملت در دست حاکم یا خلیفه زمانش بود اگرامروز ما یک ابوذر داشتیم آیا از حاکم گرفته تا وزیر و آقازاده و نمایندگان رانت خوارکه منجر به تحمع انبوه ثروت شده اند و باعث تقسیم نود و نه درصد برده یک سیستم غارتگر تبعیض گونه فدای یک درصد ثروتمند قدرت پرست شوند؟ آیا گمان نمیکنید علم اقتصاد از زمان تولدش تا این لحظه که دوران بن بست و عقیمی خود را میگذراند بهترین ابزار توجیه ثروت و تجمع آن برای عده ای خاص بوده؟ اکر شما در یکی از کشورهایی که براساس تئوریهای اقتصاد نوین زندگی و البته کار کرده باشید در زمان کوتاهی شاهد قید وبندها و زنجیرهای نامریی که دست و پایتان را بسته خواهید شد و سیستم حاکم مردم را در واقع نوعی حیوان خانگی تربیت شده که نان و آبی میخورند و حرفهای بی ضرری هم میزنند و زندگی میکنند تا بمیرند حقوقشان را میگیرند همانطور که یک گربه ملوس خانگی شان حق و حقوق دارد . اما امان از روزی که شما بعنوان یک روشنفکربخواهید خط قرمز را رد کنید امروزه اقتصاد در خلاء نعریف نمیشود یک شبکه و سیستم حاکم هست که شما بعنوان جزیی از این سیستم باید نظریه ردازی کنید که شرط اصلی آن حفظ منافع قدرت حاکم است.و ابوذر این قدرت حاکم ثروت اندوز را هدف انتقاد قرار داد برای ایجاد یک جامعه با عدالت اجتماعی آیا نیاز امروز جامعه ما این نیست؟؟!
دوست عزیر در بینش شما یک پوپولیسم غلیظ فرهنگی مشاهده میشود. شما دو قرن دستاورد علم اقتصاد را با یک حکم ساده بازیچه دست طبقه حاکم و توجیه گر وضعیت آنها دانسته و نمیدانم از کجا به این نتیجه رسیدید که امروزه نیز به بن بست رسیده است.طبیعی است که از مقدمات شما نتیجه بگیریم که اساساٌ علوم انسانی را باید به کنار گذاشت چرا که در خدمت قدرت ها بوده و هستند. آیا تجربه انقلاب فرهنگی در سالهای اولیه انقلاب ما را از این توهم بیرون نیاورده که چیزی به اسم اقتصاد و جامعه شناسی اسلامی نداریم!!! آیا تجربه هشت ساله دوره احمدی نژاد کافی نبوده که از پوپولیسم درس بگیریم. او نیز نهاد های سیاسی موجود را فاسد و در خدمت اغنیا می دانست. سازمان برنامه و بودجه را ابزاری ساخته و پرداخته نظام های کاپیتالیستی می دانست و معلوم شد که با حذف آن چه بر سر بودجه مملکتت آمد. شما نیز چند قرن دانش بشری را به یک اشارت ابزار اغنیا معرفی کرده و جامعه را بی نیاز از آن.
دوست عزیز برای یکبار هم که شده به صورت اثباتی راهکار برای معضلات جامعه ایران ارائه کنید و نه کلی گویی و شعار.
فرض کنیم نه یک ابوذر, بلکه چند صد تا ابوذر دارید, ریل گذاری اقتصادی شما برای اینکه رشد اقتصادی 8 درصد داشته و تورم را به زیر 5 درصد برسانید چیست؟
آیا یکبار و برای همیشه تکلیف خودتان را با مقوله ربا حل کرده اید؟ سیاست های مالی و پولی مطلوب شما چیست؟ دیپلماسی اقتصادی شما برای اینکه امنیت سرمایه در ایران تامین شود چیست؟
اگر با سرمایه داری مخالف هستید که ظاهراٌ هستید مدل اقتصادی شما چیست؟
لطفاٌ نگویید که این امود پست دنیوی مهم نیستند و ما قرار است فقط به امر پرورش انسان های صالح در کارخانه انسان سازی شریعتی دست بزنیم.
راهکار شفاق و روشن ارائه بفرمایید.
لینک خارج از ایران کار نمی کنه، وی پی آن هم ایران رو جز کشورهای که میشه از اونجا متصل شد راه نداره
Mahmoud
دوست من
ما در این مملکت نه کمبود تئوی اقتصادی داریم نه راهکارهای قانونی کم داریم ونه اساتید برجسته صاحبنظر اقتصادی ما دانشجویان نخبه ای داریم که قابل رقابت با نخبگان جهانی هستند الگوی اقتصادی هم کم نداریم اما چه چیزی باعث این عقب ماندگی و این بلبشوی اقتصادی در ایران شده است؟
من میگویم تأثیر مسائل سیاسی - اجتماعی و از همه خطرناکتر موضع گیریهای فقهی علما روی اقتصاد ما اجتناب ناپذیر است .بطوری که گاهی مشاهده میکنید فرد فراتراز قانون میشود . حال اگر شما بدنبال راهکاری عینی شفاف و قابل اجرای اقتصادی هستید ابتدا باید اقتصاد را از نو تعریف کنید بطوری که در تعریف جدید همه راهها و روزنه هایی که اقتصاد را تحت تأثیر قرار میدهد کنترل کنید تا بتوانید متغیرها و پارامترهای مختلف را اندازه گیری کنید محرکهای ثابت و متغیری که شدیدا‌ روی اقتصاد ما اثر میگذارد را برایتان مینویسم تا چنانچه بخواهید طرح تحول اقتصادی را برنامه ریزی کنید غافل از این پارامترها نباشید
اول : وجود دستهای پنهانی که از آستین قدرت حاکمه بیرون زده و وارد بازار پول ‌ سرمایه شده است را باید بشناسید
دوم: طرز تفکر منحط و پوسیده فقهی سنتی که موریانه وار در معیشت و‌ اقتصاد جامعه اثر میگذارد را شناسایی ‌ حذف کنید
سوم: گرایش از اقتصاد دولتی بسوی اقتصاد مبتی بر خرد جمعی ‌ بصورت شورا و اتحادیه ‌ سندیکا و در یک کلام دخیل کردن مردم بخصوص قشر روشنفکر در اقتصاد بطوری که بیشترین تلاش نخبگان و تمرکز آنها بر توزیع عادلانه ثروت باشد نه صرفا تولید آن
چهارم؛ اینکه اقتصاد را درحیطه اقلیمی خود تعریف کنیم و بجای ترجمه کتب به خلق آثاری بپردازیم که نشأت گرفته از همین مرز و بوم ذباشد
ناگفته نماند ما هرگز به بریدن از تفکرات و نظریات اقتصادی اقتصاددانان بزرگ شرق و غرب اعتقادی نداریم و هرگز معیشت و اقتصاد را امور پست دنیوی نمیدانیم بلکه زندگی و امور مربوط به بخصوص معاش مردم امور مقدسی هستند که به پاکی و شفاف بودن آن شدیدا اعتقاد داریم.
Omid Khalili
اگر مایل به انتشار در کانالتان باشید برایتان ارسال کنم
زنده باشید، حتما مطالعه می کنم، برای انتشار در کانال هم مضمون مناسب باشد، در آینده و فرصت مناسب چرا که نه
Mahmoud
دوست من ما در این مملکت نه کمبود تئوی اقتصادی داریم نه راهکارهای قانونی کم داریم ونه اساتید برجسته صاحبنظر اقتصادی ما دانشجویان نخبه ای داریم که قابل رقابت با نخبگان جهانی هستند الگوی اقتصادی هم کم نداریم اما چه چیزی باعث این عقب ماندگی و این بلبشوی اقتصادی در ایران شده است؟ من میگویم تأثیر مسائل سیاسی - اجتماعی و از همه خطرناکتر موضع گیریهای فقهی علما روی اقتصاد ما اجتناب ناپذیر است .بطوری که گاهی مشاهده میکنید فرد فراتراز قانون میشود . حال اگر شما بدنبال راهکاری عینی شفاف و قابل اجرای اقتصادی هستید ابتدا باید اقتصاد را از نو تعریف کنید بطوری که در تعریف جدید همه راهها و روزنه هایی که اقتصاد را تحت تأثیر قرار میدهد کنترل کنید تا بتوانید متغیرها و پارامترهای مختلف را اندازه گیری کنید محرکهای ثابت و متغیری که شدیدا‌ روی اقتصاد ما اثر میگذارد را برایتان مینویسم تا چنانچه بخواهید طرح تحول اقتصادی را برنامه ریزی کنید غافل از این پارامترها نباشید اول : وجود دستهای پنهانی که از آستین قدرت حاکمه بیرون زده و وارد بازار پول ‌ سرمایه شده است را باید بشناسید دوم: طرز تفکر منحط و پوسیده فقهی سنتی که موریانه وار در معیشت و‌ اقتصاد جامعه اثر میگذارد را شناسایی ‌ حذف کنید سوم: گرایش از اقتصاد دولتی بسوی اقتصاد مبتی بر خرد جمعی ‌ بصورت شورا و اتحادیه ‌ سندیکا و در یک کلام دخیل کردن مردم بخصوص قشر روشنفکر در اقتصاد بطوری که بیشترین تلاش نخبگان و تمرکز آنها بر توزیع عادلانه ثروت باشد نه صرفا تولید آن چهارم؛ اینکه اقتصاد را درحیطه اقلیمی خود تعریف کنیم و بجای ترجمه کتب به خلق آثاری بپردازیم که نشأت گرفته از همین مرز و بوم ذباشد ناگفته نماند ما هرگز به بریدن از تفکرات و نظریات اقتصادی اقتصاددانان بزرگ شرق و غرب اعتقادی نداریم و هرگز معیشت و اقتصاد را امور پست دنیوی نمیدانیم بلکه زندگی و امور مربوط به بخصوص معاش مردم امور مقدسی هستند که به پاکی و شفاف بودن آن شدیدا اعتقاد داریم.
دوست گرامی من با بخش زیادی از صحبت های شما موافق هستم. تنها دو نکته را اضافه میکنم. نخست آنکه برخلاف شما من معتقد هستم آنچه اهمیت دارد تولید است نه توزیع. بدون تولید ثروت، جز فقر و فلاکت چیزی را نمیتوان توزیع کرد و لازمه این کار، مناسب سازی بستر فعالیت های اقتصادی برای بخش خصوصی می باشد. شما به درستی اشاره فرموده آید به گذر از اقتصاد دولتی، اما به جای بخش خصوصی باز معجون عجیب و غریب خرد جمعی و شورا و روشنفکر و... نکته دوم نیز که به نقد فقها نشسته اید، معتقد هستم مشکل در انحصار دولتی است چرا که مثلاً مشابه همین اقدامات دولتی را در دوران رضاشاه هم شاهد بودیم. قانون انحصار تجارت خارجی نه توسط فقها بلکه از انحصار دولتی نشأت می گرفت. باید دولت اجازه دهد که هشتاد میلیون ایرانی بر اساس آزادی های فردی و حق مالکیت خصوصی که قوه قضاییه مستقل از آن حمایت می‌کند به خلق ثروت بپردازند. این هم اسمش سرمایه داری است چه خوشمان بیاید چه نیاید.
Mahmoud
بسیار از مصاحبت با شما خرسند هستم ممنون از اینکه وقتتان را کذاشتید مطالب بسیار خوبی رد وبدل شد من نیز با جهت گیری اقتصاد بسمت بخش خصوصی کاملا با شما هم عقیده هستم و ازآنهم مهمتر استقلال فوه قضاییه است برای تولید و توزیع عادلانه ثروت
ممنون دوست عزیز امیدوارم در مباحث بعدی هم باهم گفتگوهایی داشته باشیم
ارادتمند شما محمود پاکروان
سپاس از بحت و وقتی که گذاشتین
بسیار عالی
خیلی ممنون
چند ساله من دارم همینها رو به همه میگم ولی چون مهندس هستم و با جماعت فنی سر و کار دارم و مردم عامی کسی به حرفم گوش نمیده.
خدا خیرت بده دکتر جان که حرف دل من رو زدی
جناب شریعتی امیدوارم ارزش صحبت شدن در موردش وجود داشته باشه.
ایشون نمونه سخنوری پر مخاطب با پشتوانه علمی و مطالعاتی خیلی ضعیف هستند.
به نظرم تاریخ مصرف ایشون سالهاست گذشته