«حاج میرزا حسن تبریزی» مشهور به «میرزا حسن رشدیه»؛ بنیانگذار مدارس نوین در ایران

او آموزش و پرورش مدرن را به چشم دیده بود و سخت در شوق آن بود که مدارس نوین را در ایران نیز برپا سازد. اما ابتدا به ایروان در ارمنستان رفت و در ۱۸۸۴ میلادی و بر اساس الگوی مدارس ابتدایی عثمانی، برای ایرانیان آن شهر مدرسه‌ای برپا ساخت.

اگرچه قبل از این نیز مدارسی چون دارالفنون یا مشیریه در ایران بنا شده بود، اما آن مدارس مربوط به خواص بود و مدارسی که میرزا حسن رشدیه تاسیس می‌کرد مدارسی مربوط به عامه مردم بود.

طبیعی بود که روحانیون در صف مقدم مخالفان باشند. آن‌ها که سخت در پی حفظ منافع مکاتب قدیمی بودند، نمی‌توانستند تاب بیاورند که مدرسه‌ای بنا شده است که الفبا را آسان می‌آموزاند.

میرزا حسن برای آرام ساختن فضا چندین بار مکان مدرسه را تغییر داد اما حتی ساختمان مدرسه او را نیز تخریب می کردند. رشديه پس از آن به مشهد رفت و در آنجا نيز مدرسه‌ايتاسيس کرد اما آنجا نيز با هجوم متعصبان مواجه شد. مخالفت قشری مسلکان و تندروهای مذهبی موجب شد میرزا حسن چندین بار از تبریز به مشهد فرار کند.

در ایام انقلاب مشروطه، «شیخ فضل الله نوری» که از مخالفان آشتی ناپذیر مشروطه بود خطاب به «ناظم الاسلام کرمانی» به صورت تلویحی به مدارس رشدیه اشاره می کند و می گوید: «ناظم الاسلام، تو را به حقیقت اسلام قسم می‌دهم. آیا این مدارس جدیده خلاف شرع نیست؟ و آیا ورود به این مدارس مصادف با اضمحلال دین اسلام نیست؟ آیا درس زبان خارجه و تحصیل شیمی و فیزیک عقائد شاگردان را سخیف و ضعیف نمی‌کند؟»
.
اما نکته جالب توجه این است که علی رغم مخالفت دیرپای تندروهای مذهبی با میرزا حسن رشدیه و مدارس نوین او، شخص او تمام تلاش خود را می کرد که مدارس مورد نظارت او تبدیل به مکانی برای تقابل با دین بدل نشوند. او حتی برای زنگ تفریح دانش آموزان کلاس خود، استفاده از صدای زنگ را متوقف کرد صرفا به این علت که تندروهای مذهبی این صدا را شبیه ناقوس کلیسا خواندند.

شرح تلاش‌های میرزا حسن رشدیه را در لینک زیر بخوانید:
https://bit.ly/2RqhOnj
۱۳ تیر ماه به روایتی زادروز میرزا حسن رشدیه بود.

@Tavaana_TavaanaTech

10 comments

Ali ali
درود برغیرت وشرف چنین مردان دلسوز وطن ومرگ برخائینین وافراط گرایان بیشرف
رشدیه میتواند بعنوان یک روش نگریسته شود که هدف آن آموزش مردم و آشناسازی آنان با حقوق خود وکاربرد آن در یک جامعه با احترام به آزادی دیگران و کوشش در جهت آبادانی ایران می‌باشد.
.
اگر فاز اول پروژه رشدیه را آموزش خواندن و نوشتن به کودکان و شکستن مونوپلی مکتب‌داران و رقابت با مکتب‌خانه ها بدانیم ، فاز دوم که می‌توانست از دهه بیست آغاز شود ، آموزش نگرش گواهبنیاد به کودکان و نوجوانان می‌باشد تا به راحتی فریب شیادان را نخورند. بیایید با یافتن رشدیه هایی که هم اکنون سرگرم اموزش کودکان و نوجوانان و گسترش فرهنگ گواه بنیاد هستند ، به فاز دوم پروژه رشدیه کمک .کنیم
Earth
نکته ای مهم که بنیادگرایان ملی تعمدا به آن اشاره ای نمیکنند،تدریس همزمان زبانهای فارسی و ترکی در مدارس از زمان رشدیه بود. وی دو کتاب برای آموزش زبان تألیف کرد که یکی را بنام « وطن دیلی » به آموزش زبان فارسی اختصاص داد و دیگری را بنام « آنا دیلی » به آموزش زبان مادری ترکی در منطقه آذربایجان مختص نمود. اما صد حیف که رضاخان در اواسط حکومت خود با عقبگردی بزرگ، تدریس زبان ترکی را ممنوع اعلام کرد و کتابهای ترکی بتدریج از مدارس محو شد. شخصا سیزده سال قبل در اورمیه با خانم مسنی گفتگو کرده ام که میگفت تا دو سال اول ابتدایی در مدرسه ترکی میخواندند اما از سال سوم ناگهان همه چیز فارسی شد و دیگر اثری از کتاب ترکی در مدرسه ندیدیم. دوره ای که این خانم درباره اش حرف میزند، تقریبا بین سالهای ۱۳۱۰ تا ۱۳۱۵ بود. بنیادگرایی ملی اگر زیانش برای جامعه بیشتر از بنیادگرایی دینی نباشد، کمتر از آن هم نبوده و نیست. این داستان تمام نشده و همچنان ادامه دارد.
بیسوادی یک امر نسبی است نه مطلق، اکنون اگر قاطبه ایرانیان قادر به برقراری ارتباط با هفت میلیارد انسان دیگر کره زمین را نیستند و چه در دنیای مجازی و چه در دنیای حقیقی صرفا از دریچه تنگ و کوچک زبان فارسی قادر به برقراری دیالوگ میباشند، محصول نود سال آموزش انحصاری و وسواس گونه زبان فارسی و صرف زمان « صفر » به آموزش زبان بین المللی در تایم طلایی زبان آموزی یک انسان ( پنج تا یازده سالگی ) است.
ای کاش فرزندان این دیار فارسی را در حد فارسی مدرن و کلاسیک یاد میگرفتند و قادربه خواندن متون قدیم گلستان و اشعار ثقیل فارسی دری نمیبودند، اما بجای آن نیمی از زمانی که صرف ادیب پروری کودکانمان میشود،صرف آموزش زبان انگلیسی میگردید. این آرزوییست که اگر عملی نشود،( به همراه کاستیهای عظیم آموزشی دیگر که در حوصله این یادداشت نیست) موجب آن خواهد شد که فرزندان ما بردگان فرزندان ملتهایی شوند که همچون ما رفتارنکرده اند.
آموزش زبان فارسی ،زبان انگلیسی و زبان مادری ، بهمراه پرورش خلاقیتهای کودکان و احیای روحیه پرسشگری در ایشان، راه اعتلای جامعه در درازمدت است.
Earth
نکته ای مهم که بنیادگرایان ملی تعمدا به آن اشاره ای نمیکنند،تدریس همزمان زبانهای فارسی و ترکی در مدارس از زمان رشدیه بود. وی دو کتاب برای آموزش زبان تألیف کرد که یکی را بنام « وطن دیلی » به آموزش زبان فارسی اختصاص داد و دیگری را بنام « آنا دیلی » به آموزش زبان مادری ترکی در منطقه آذربایجان مختص نمود. اما صد حیف که رضاخان در اواسط حکومت خود با عقبگردی بزرگ، تدریس زبان ترکی را ممنوع اعلام کرد و کتابهای ترکی بتدریج از مدارس محو شد. شخصا سیزده سال قبل در اورمیه با خانم مسنی گفتگو کرده ام که میگفت تا دو سال اول ابتدایی در مدرسه ترکی میخواندند اما از سال سوم ناگهان همه چیز فارسی شد و دیگر اثری از کتاب ترکی در مدرسه ندیدیم. دوره ای که این خانم درباره اش حرف میزند، تقریبا بین سالهای ۱۳۱۰ تا ۱۳۱۵ بود. بنیادگرایی ملی اگر زیانش برای جامعه بیشتر از بنیادگرایی دینی نباشد، کمتر از آن هم نبوده و نیست. این داستان تمام نشده و همچنان ادامه دارد. بیسوادی یک امر نسبی است نه مطلق، اکنون اگر قاطبه ایرانیان قادر به برقراری ارتباط با هفت میلیارد انسان دیگر کره زمین را نیستند و چه در دنیای مجازی و چه در دنیای حقیقی صرفا از دریچه تنگ و کوچک زبان فارسی قادر به برقراری دیالوگ میباشند، محصول نود سال آموزش انحصاری و وسواس گونه زبان فارسی و صرف زمان « صفر » به آموزش زبان بین المللی در تایم طلایی زبان آموزی یک انسان ( پنج تا یازده سالگی ) است. ای کاش فرزندان این دیار فارسی را در حد فارسی مدرن و کلاسیک یاد میگرفتند و قادربه خواندن متون قدیم گلستان و اشعار ثقیل فارسی دری نمیبودند، اما بجای آن نیمی از زمانی که صرف ادیب پروری کودکانمان میشود،صرف آموزش زبان انگلیسی میگردید. این آرزوییست که اگر عملی نشود،( به همراه کاستیهای عظیم آموزشی دیگر که در حوصله این یادداشت نیست) موجب آن خواهد شد که فرزندان ما بردگان فرزندان ملتهایی شوند که همچون ما رفتارنکرده اند. آموزش زبان فارسی ،زبان انگلیسی و زبان مادری ، بهمراه پرورش خلاقیتهای کودکان و احیای روحیه پرسشگری در ایشان، راه اعتلای جامعه در درازمدت است.
دوری از تعصب از میوه های یک فرهنگ گواهبنیاد است.
Earth
دقیقا. مهم شناسایی مصادیق تعصب و شناخت مرز بین تعهد انسانی اجتماعی و تعصب کور و بی منطق است. دفاع از تدریس زبان مادری تعهد به نتیجه مطالعات علمی از یک سو و تعهد به اعلامیه های جهانی مصوب یونسکو و مجامع جهانی از سوی دیگر بعنوان شهروند دهکده جهانی و کشوری عضو جامعه بین الملل است. بنیادگرایان ملی سختتر و وحشتناکتر از بنیادگرایان دینی، با مصوبات یونسکو از جمله اعلامیه جهانی حقوق زبانی که آموزش زبانهای مادری جمعیتهای زبانی را به دولتها تاکید و توصیه میکند و مهمتر از آن سند آموزشی ۲۰۳۰ مخالفت میکنند و در برابر مخالفت بنیادگرایان دینی با اسنادی همچون ۲۰۳۰ سکوتی توأم با لبخند رضایت بر لب پیشه میکنند. مادامیکه جامعه مدنی ایران شناخت و درک درستی از بنیادگرایی ملی که از آن با عناوین دیگری نظیر باستانگرایی،هم یاد میشود بدست نیاورد، مبارزه برای دموکراسی و نیل به جامعه ای آزاد ابتر خواهد ماند و به بیراهه خواهد رفت.
KY YK
من سال‌ها با آموزش به زبان مادری در مدارس مخالف بودم، به دلایلی ..... بعدها نظرم تغییر کرد و به این نتیجه رسیدم که همانطور که هندوستان بیست و اندی زبان رسمی دارد، ما هم میتوانیم در ایران چند زبان رسمی داشته باشیم. در یکی دو سال اخیر نسبت به این مسئله کمی محتاط شده‌ام. وقتی می‌بینم محمد خاتمی از مراسم افطاری سفارت انگلیس بیرون می‌آید و می‌گوید حکومت فدرال بهترین نوع حکومت است و برخی از تجزیه‌طلبان به گونه‌ای خزنده خود را پشت اعلامیه های یونسکو پنهان می‌کنند، نگران می‌شوم.

اینکه می‌گویید بنیادگرایان ملی سخت‌تر و وحشتناک‌تر از .... من با نظر شما مخالف هستم
Earth
KY YK
من سال‌ها با آموزش به زبان مادری در مدارس مخالف بودم، به دلایلی ..... بعدها نظرم تغییر کرد و به این نتیجه رسیدم که همانطور که هندوستان بیست و اندی زبان رسمی دارد، ما هم میتوانیم در ایران چند زبان رسمی داشته باشیم. در یکی دو سال اخیر نسبت به این مسئله کمی محتاط شده‌ام. وقتی می‌بینم محمد خاتمی از مراسم افطاری سفارت انگلیس بیرون می‌آید و می‌گوید حکومت فدرال بهترین نوع حکومت است و برخی از تجزیه‌طلبان به گونه‌ای خزنده خود را پشت اعلامیه های یونسکو پنهان می‌کنند، نگران می‌شوم. اینکه می‌گویید بنیادگرایان ملی سخت‌تر و وحشتناک‌تر از .... من با نظر شما مخالف هستم
احتمالا بعدها باز هم نظرتان تغییر خواهد کرد. زیرا دلیلی برای مخالفتتان با سخنم درباره بنیادگرایی ملی ارائه ندادید! و این یعنی سخن از روی احساس و نه منطق. در عالم منطق خط قرمزی جز میانی علمی و منطقی وجود ندارد و از اینرو حتی تقسیم ایران به چند کشور هم باید با مبانی علمی، انسان شناسانه و دموکراتیک مورد بررسی قرار گیرد نه با مبانی احساسی و حماسی! اگر میپندارید برخی در پشت یونسکو مخفی میشوند تا علیه «انسان» توطئه کنند، شما مواضع اصولی در قبال یونسکو، اعلامیه جهانی حقوق زبانی و سند آموزشی ۲۰۳۰ را بیان کنید. اما متاسفانه موضوع بحث و دغدغه بنیادگرایان ملی «انسان» نیست و دغدغه شان رفاه، آزادی و شادی انسانها نیست، بلکه دغدغه نخستشان حفظ عظمت خاک و جغرافیاست ، ولو به بهای خون میلیونها انسان ، چه هموطن و چه غیرهموطن!
خبرنگاری در جنگ جهانی دوم از موسولینی پرسیده بود، شما می‌گویید برای سربلندی ایتالیا تلاش می‌کنید و می‌جنگید لیکن من هر چه در ایتالیا گشته‌ام جز فقر و مصیبت و مردمی فلاکت‌زده نیافته‌ام! مردمی مایوس و فقیر و خسته و رنجور! موسولینی در پاسخ وی گفته بود: من نگفتم برای اعتلای «مردم ایتالیا» چنین می‌کنم، گفتم برای «ایتالیا »...
گویی از نظر موسولینی هویتی به نام ایتالیا وجود دارد که به هزینه لاغر شدن مردم ایتالیا، فربه می‌شود. گرچه در این میان مردم بی‌نشاط‌تر می‌شوند ولی آن هویت نشیط‌تر می‌شود ..اصلاحگری وقتی از درد و رنج سخن می‌گوید، مرادش درد و رنج چیزی به نام «نظام» یا «جامعه» نیست. اصلاحگری درد و رنج همین انسان‌های خاکی و دارای گوشت و پوست و خون را در نظر دارد.
و ختم کلام با صادق هدایت:
جانوران بت نمی پرستند،
قلدر نمی تراشند
و به کثافتکاریهای خودشان نمی بالند،
برای همین تاریخ ندارند...!
با عرض سلام توصیه میکنم زیاد گوناز تی وی تماشا نکنید،شاید هم از زحمت کشان ارتش سایبری هستی که اتفاقا با اتکا به استدلالهای حوزوی و خلط در مبحث و مثلا علمی نشان دادن قضیه هیچ هدفی جز فرافکنی و ترساندن توده از تجزیه طلبی نداری،اما نکته ی اول؛کسیکه به خانه ی خود احترام نگذارد برای کشوری و جهانی و هیچ موجودی ارزش قائل نخواهد بود،دوم اینکه دوره ی جویده کردن مطالب دیگران و آسمان و ریسمان بافتن برای مصادره به مطلوب آنهم به نفع عقاید پوچ و باطل مدتهاست به سر آمده،همین صادق خان هدایت یکی از بزرگترین محققان زبان فارسی و ثبت ضرب و المثلهای کهن و از علاقمندان تاریخ باستان ایران بود(حداقل چندتایی از کتابهایش را کامل میخواندی) که بسیاری از فیشهایی که تهیه کرده بود به خواست خود در دایره‌المعارف های معتبر فارسی استفاده گردیده است،سوم اینکه شما را چه به مباحث پیچیده ی فلسفه ی تاریخ که البته جواب علمی مفصل بدان از حوصله ی این کامنت بدور است،ولی کافیست فقط گوشزد کنم. اگر تاریخ اهمیتی نداشت همین مراد کعبه ی آرزوهای شما و هم کیشان شما( جناب علیف) روزتاشب به فکر مصادره کردن هویت یک کشور تاریخی برای شناسنامه دار کردن جمهوری جعلی خویش نبود و برای افتتاحیه ی بازیهای اروپایی دست به دامن حضرت زردشت و هفت سین ایرانی نمیشد،یا همین برادران اروپایی آمریکایی دست اندرکار یونسکو که داد آن را در گوش فلک هوار میکنید از بام تا شام مشغول ساختن مستندهای جعلی تاریخی نمیبودند که لاجرم خود را به نیاکان یونانیشان بچسبانند و هالیوود را با خرجهای میلیاردی راه نمیانداختند که سیصد تا و چهاصدتا بسازند و حتی آرشیو ژتونهای غذا و فتخبند فلان مفاخرشان را موزه نمیکردند ،اگر تاریخ یک کشور مهم نبود همین کشور یانکیها به دنبال دیوار کشی نمیبودند و با وقاحت اسپایدرمن و بت من و هری پاتر را همردیف شاهنامه و ایلیاد نمیدانستند،در مورد کوچک بودن زبان مثلا دری فارسی( البته  بقول شما) و بی فایده بودن سعدی در مدارس بهتر است کار را به قضاوت تاریخ و زبانشناسان بسپاریم نه نظرات اتفاقا احساسی با ژست علمی طلبکارانه ی شما،هرچند دایره ی فضای آموزش زبان ایران انچنان که شما سعی دارید تصویر کنید و از اب گل آلود ماهی بگیرید بسته نیست،البته منهم به هیجوجه موافق حذف زبان مادری از مدارس نیستم و تدریس زبان مادری را حق هر شهروند میدانم ولی از آنطرف هم اینهمه آموزشگاه زبان که از درودیوار شهر بالا رفته است را میبینم و اینکه ایران بالاترین رتبه ی یادگیری و تکلم زبانهای خارجی در خاورمیانه را دارد،حتی کسی چاقو زیر گلوی شما نگذاشته است اگر کلاس اموزش خصوصی زبانهای رایج ایران از جمله ترکی را در این کشور دایر میکردید،(البته اگر واقعا چنین دغدغه ای داشته باشید که خود مثل بنرهای تبلیغات زبان انگلیسی و آلمانی و فرانسه از درودیوار این شهر بالا میرفت که ایران کم ترک زبان ندارد؟؟؟!!!!!!)
ادامه⬇⬇⬇
ولی این حرفهای شما و ادعای حذف فارسی بقول شما مکلف و سعدی گونه و مساوات قرار دادن نگاه ملی آنهم با فاشیست بوی بدی را به مشام میرساند،که اگر هزاران سال تاریخ یک کشور و گذر از پیچ و خمهای تاریخی ملتی را با هزاران دستاورد و اِلِمان درکنار هم و باهم و مشترکاتی بسیار که درحد یک معجزه به جمعیتی هویت بخشیده را دلیلی بر محق بودن آن سرزمین ندانیم پس من به همین جمله ی گوته، بزرگترین و معروفترین ادیب آلمانی بسنده میکنم ؛(من در عجبم که چگونه کشوری با وسعت و عظمت ایران بارها آتش گرفت و سوخت و از دل این خاکستر ققنوسوار دوباره ایرانی با شکوهتر از قبل پر کشید،بدون شک ایران بزرگترین معجزه و دستاورد بشری است،)...حال که من آنقدر حقیرم که عرضه ی درک چنین عظمتی را ندارم پس اجازه بدهید گوشه ای از آنرا بطور مثال تبریز را بزنم زیر بغل خود و بروم پی کارم،حتما اهواز و سنندج و الی ماشالله هم همینطور،چرا؟؟چون مهم انسان است و جهان وطن ماست!!!،ولی در همین قرن 21 هیچ 2 وجب خاکی را بدون ادعای کشور و تاریخ نمیابیم و بدون روادید ملی ؛ جنبنده ای از مرزها عبور نخواهد کرد،هیچ رویدادی بدون پرچم و سرود ملی و دفتر و دستک برگزار نخواهد شد،ولی فقط مهم اینست که قوانین یونسکو در ایران اجرا شود!!! حال اینکه نصف بیشتر آنها هم جعلی و دست نشانده ی حامیان همین سازمانهای مثلا حقوق بشری و یونسکو باشد،(آنهم با آن کارنامه ی درخشان از استعمار و استحمار و جنگ و حتی مصرف بمب اتم برای حفظ خود ). منهم نیمی از خانواده ام ترک است و این را از روی تجربه میگویم،که شما بروید باکو یا میدان تقسیم در مرکز استانبول و با زبان تورکی از تزهای جهان وطنی خود سخنها بگویید و اصلا 2تا فحش هم به ملی گراها و خود ایران بدهید،آنوقت ببینم آیا همان هم وطنهای پس ذهنی با ویترین جهان وطنی شما 2زار کف دست شما خواهند گذاشت تا به کاشانه ی خود برگردید،!!حالا یکبار هم بروید اهواز حتی در مرکز محله ی اعراب و به ترکی بگویید من هموطن شما هستم، یک ایرانی که برای برگشت به شهر خود نیازمند کمک میباشد،چون این حرف را تعمدا خودم در جای جای این سرزمین امتحان کرده ام قاطعانه به شما میگویم محال است کار شما انجام نشود،حتما کسی پیدا خواهد شد و دست شما را خواهد گرفت چون با تمام بدعهدیها و فریبهای اربابان یونسکو و ترویج جهل مذهبی و گل آلوده کردن فضای امروز وطن توسط امثال شما عظمت این سرزمین و رنگ خون نیاکان ما آنقدری هست که جوانمردی از پس اذهان کاملا محو نشده باشد و قدر معنای هموطن را هنوز از پس هزاره ها بداند؛آری برادر؛ جدا از اینکه هیتلر و موسیلینی که بوده اند یا چه گفته اند،وطن چیزی نیست که به خواسته ی من و شما بوجود آمده باشد که چنین اراجیفی یک شبه و بفرموده موجب نابودی آن شود
ادامه⬇⬇⬇
،و همینطور تاریخ و همینطور زبان و بخصوص زبان فارسی که چه در مدارس به زور تدریس شود چه زیر سم اسب اعراب یا مغولان و یونانیان مورد تاخت و تاز قرار گیرد آنقدر بزرگ و عظیم هست که به حیات خود ادامه دهد و بر غنای خود بیافزاید که همانا برای همه ی ایرانیان جای افتخار است که زبانشان به چنان بلوغی رسید و البته شانس اینکه وقتی در اوج بود نوابغی را به خود دید که جزو 3زبان بزرگ دنیا قرار گرفت که حماسه آفرید ،هرچند از نظر ساختار زبانشناسی نیز زبان فارسی به ذات جزو پیچیده ترین زبانهاست که به مرحله ی سوم ساختار زبانشناسی که همان ترکیب و اشتقاق است رسیده و جزو زبانهای پیچیده ی ساختار زبانشناسی قرار میگیرد ،برعکس زبانهای اویقوری ترکی کره ای و ژاپنی که در مرحله ی دوم تکامل زبانشناسی هستند و حتی زبان چینی که تنها یادگار نوع تکلم انسان باستانی است و در همان مرحله ی اول تکامل زبانی قرار دارد.پس همانطور که میبینی زبانها درست در نقطه ی متضاد با تفکرات دگم و متعصبانه ی انسانها نه تنها به فکر حذف و انکار هم نیستند بلکه خود دائم درحال دادوستد فرهنگی و اتفاقا یکی از ابزار مهم شناخت تاریخی و اصلا خود بیان تاریخ هستند،به شما هم توصیه میکنم بجای اینکه بفکر حذف زبان مثلا کوچک فارسی و بوستان سعدی باشی تمرکز کنی بر ترویج تدریس زبان مادری در مدارس،اینگونه حداقل درظاهر معقولتر مینمایی،هرچند باز جای شکر دارد.چون اخلاف هم کاسه با شما که زمانی کلا منکر کوروش و داریوش و تاریخ ایران بودند،باز در وجهی جای پیشرفت است که شما میگویید متاسفانه تاریخ وجود دارد و ایکاش مثل جانوران به دور میانداختیمش تا بتوانم تبریز را در جیبم جای دهم،(آآآی ی ی این تاریخ لعنتی).درست همینجاست اهمیت تاریخ که اعصابتان را حسابی فرسوده کرده است و به هر طرفی سخن را خلط میکنید مضحک مینمایاند،دقیقا همین کارکرد تاریخ است که کشورهای جعلی را مجبور به تحریف تاریخ و ساخت هویت جعلی میکند تا بلکه از نمد دیگران برای خود کلاهی بدوزند و دیوانه وار دنبال بنام کردن درودیوار درخت و دریا و اسم نقشه های جهان باشند،حتی به تار و سه تارو پرندگان آسمان رحم نکنند و برای ما قاصد بفرستند که چیست این تاریخ و چه کوچک است این فارسی دری وری؟!! ،ولی توصیه میکنم قبل از اینکه تاریخ بخوانید فلسفه و چیستی تاریخ را بخوانید و قبل از اینکه تزهای بدون آمار و احساسی در باب اهمیت زبانها سردهید کمی درباره ی خود زبانشناسی مطالعه فرمایید و در پایان به گواه همان تاریخ کسانیکه خیلی انسان انسان و ایده آل ایده آل میکنند معمولا خود از بانیان اصلی سلب آسایش بشریت از کار در امده اند و خواهند آمد

.