‌
من تا پیش از درگذشت مادرم، فقط یکی‌دوبار به او اشاره کرده بودم‌. متوجه نبودم که حضورش چه مسئله‌ی مهمی است. و حالا همیشه دوست دارم از او بگویم و بنویسم. ۲۵ بهمن، زادروز پدرم است و امشب جشنَکی برای پدر گرفتیم و غافل‌گیرش کردیم. نمی‌دانست کیک برای چیست. وقتی دانست گفت: «بٚدأ وٚس بٚشۊم مي کٚلّئه یٚکتٚه شُؤنٚه بٚزٚنٚم» (پس بگذارید بروم شانه‌ای به سرم بزنم) و لباس دیگری پوشید و آمد نشست. وقتی می‌خواستم این عکس را از او بگیرم، بغض عمیقی را در چشمانش حس کردم. آخرش هم نتوانست دوام بیاورد و وسط آن شادیِ ما از حضورش گفت: «خۊدا شیمي مأرٚیٔ‌کَم بیامۊرزي» (خدا مادرجان‌تان را هم بیامرزد). پدرم محصول تربیتی بسیار سخت‌گیرانه و مذهبی بوده‌است. ما را هم با همان روش بزرگ کرد، تا نیمی از عمرمان! اکنون هم امیدش به همین‌هاست: به شب‌های پنج‌شنبه و تلاوت قرآن برای مادرم. به زمان‌هایی که دست‌وپایش یاری دهد و برای مادرم نمازهای قضایش را بخواند. جهان بی‌معناتر از آن است که بخواهیم دیگران را از معنایی که برای خودشان ساخته‌اند تهی کنیم. مادرم دیگر نیست! رفت! پدرم هست، خسته و پیر، و با این چیزها مادر را زنده می‌انگارد.
‌
#پدر
#مادر
‌

17 comments

Show 3 more comments
با خوندن هر مطلبی که در مورد مادر جانت میذاری اینجا دلم خون میشه ... دلتون آروم .عمر پدرتون به سلامتی طولانی ❤
𝖋𝖆𝖗𝖓𝖆𝖟
خداوند حافظ و نگه دار پدر عزیزتون باشد
آمین
A.V
تولدشون مبارك . من ديروز پدرم رو بردم دكتر ، بارها ازم تشكر كرد ، بغضم گرفته بود اصلا كاري نكرده بودم و انقدر با شرم قدردان بود .... بارها و بارها دستهايش را نگاه كردم و فهميدم ديگر در جبهه مخالف نيستيم . سالها و سالها بخاطر عقايد مذهبي و دينداري عميقش در برايرش عصيان كرده بودم و حالا در ضعيف ترين وضعش ، اين من بودم كه تسليمش شده بودم
همین‌طور است. البته من شخصاً هرگز سودای مخالفت با باورهای مادروپدرم نداشتم؛ اما راه خودم را رفتم که البته راحت نبود. و درباره‌ی قدردانی‌شان، کاش می‌توانستم برخی چیزها را این‌جا بگویم و بنویسم؛ ولی همین‌قدر بگویم که چیزی را که گفتید بارها دیده و حس کرده‌ام. آنان همیشه گمان دارند که برای ما کم گذاشته‌اند. باورهای آنان واقعاً بی‌خطر بود و نه‌تنها بی‌خطر بود، بلکه در بسیاری از مواقع زیبا بود و لذت‌بخش. ما برای عوض کردن‌شان خیلی شتاب ورزیدیم. آنان ساده‌تر از این پیچیدگی‌ها بودند
Abouzar Nadimi
به‌به... زادروزشان مبارک و تن‌شان درست و سالم... و یاد مادر سبز.
این توجه جدید به حضور پدرت رو به دلیل حس مشابه خودم خیلی خوب درک میکنم. من اخیرا تو برخی لحظات بیشتر از تمام ادمهای دنیا فقط به پدری نزدیکم که سالها فک میکردم بیشترین اختلاف رو باهاش دارم و دیوارهایی که عقاید متفاوت بینمون ساخته مانع هر رابطه و درک متقابلیه.
گاهی ناراحت میشم که چقدر دیر. ولی از اینکه اقلا تا زنده س و زنده م اینو فهمیدم راضیم.
Abouzar Nadimi
به‌به... زادروزشان مبارک و تن‌شان درست و سالم... و یاد مادر سبز.
سلام و ارادت. ممنونم از مهربانی و نظر لطف‌تان. سلامت باشید
شیرین کام
سایه‌ی پدر ارجمندتان مستدام و روح مادر عزیزتان قرین رحمت باد.
fershteh dayhim
میلادشون بر شما مبارک و امید که شاد و تندرست باشند.. روح مادر هم شاد... خیلی موافقم که باورهای دین و مذهب هیچ کس را نباید از او گرفت و هیچ باوری را هم نباید یه کسی تحمیل کرد... کاش این را هم به در عنوان فرزند هم والد در نظر داشته باشیم... چقدر این تولدها و شکستن کلیشه های سنی جذابه دستتون درد نکنه