This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 ویدئوی کامل گفتگوی اختصاصی صدای آمریکا VOA با #شاهزاده_رضا_پهلوی

در میانه بحران‌های خارجی و داخلی پیش‌رو شاهزاده رضا پهلوی به طیفی از پرسش‌ها ازجمله سوالات بینندگان و کاربران شبکه‌های اجتماعی صدای آمریکا پاسخ میدهد.

۶۰ دقیقه، ۶۴مگابایت

@SepehrAzadi

36 comments

ایرانی
این نامه که با عنوان نامه‌ی سه امضایی نیز شناخته می‌شود در تاریخ ۲۲ خرداد ۱۳۵۶ نوشته شده است.
پیشگاه اعلی‌حضرت همایون شاهنشاهی
فزایندگی تنگناها و نابسامانی‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشور چنان دورنمای خطرناکی را در برابر دیدگان هر ایرانی قرار داده که امضاکنندگان زیر بنا بر وظیفه ملی و دینی در برابر خلق و خدا با توجه به اینکه در مقامات پارلمانی و قضائی و دولتی کشور کسی را که صاحب تشخیص و تصمیم بوده و مسئولیت و مأموریتی غیر از پیروی از «منویات ملوکانه» داشته باشد نمیشناسیم و در حالیکه تمام امور مملکت از طریق صدور فرمانها انجام میشود و انتخاب نمایندگان ملّت و انشاء قوانین و تأسیس حزب و حتی انقلاب در کف اقتدار شخص اعلیحضرت قرار دارد که همه اختیارات و افتخارها و سپاسها و بنابراین مسئولیتها را منحصر و متوجه به خود فرموده‌اند، این مشروحه را علیرغم خطرات سنگین تقدیم حضور مینمائیم.
در زمانی مبادرت به چنین اقدامی میشود که مملکت از هر طرف در لبه‌های پرتگاه قرار گرفته، همه جریانها به بُن‌بست کشیده، نیازمندیهای عمومی بخصوص خواروبار و مسکن با قیمتهای تصاعدی بی‌نظیر دچار نایابی گشته، کشاورزی و دامداری رو به نیستی گذارده، صنایع نوپای ملی و نیروهای انسانی در بحران و تزلزل افتاده، تراز بازرگانی کشور و نابرابری صادرات و واردات وحشت‌آور گردیده، نفت این میراث گرانبهای خدادادی بشدّت تبذیر شده، برنامه‌های عنوان شده اصلاح و انقلاب ناکام مانده و از همه بدتر نادیده گرفتن حقوق انسانی و آزادیهای فردی و اجتماعی و نقض اصول قانون اساسی همراه با خشونتهای پلیسی به حداکثر رسیده و رواج فساد و فحشا و تملق فضیلت بشری و اخلاق ملی را به تباهی کشانده‌است.
حاصل تمام این اوضاع، توأم با وعده‌ها و ادعاهای پایان ناپذیر و گزافه گوئیها و تبلیغات و تحمیل جشنها و تظاهرات، نارضائی و نومیدی عمومی و ترک وطن و خروج سرمایه‌ها و عصیان نسل جوان شده که عاشقانه داوطلب زندان و شکنجه و مرگ میگردند و دست بکارهائی میزنند که دستگاه حاکمه آنرا خرابکاری و خیانت و خود آنها فداکاری و شرافت مینامند.
این همه ناهنجاری در وضع زندگی ملی را ناگزیر باید مربوط به طرز مدیریت مملکت دانست، مدیریتی که بر خلاف نص صریح قانون اساسی و اعلامیهٔ جهانی حقوق بشر جنبه فردی و استبدادی در آرایش نظام شاهنشاهی پیدا کرده‌است.
در حالیکه «نظام شاهنشاهی» خود برداشتی کلی از نهاد اجتماعی حکومت در پهنهٔ تاریخ ایران میباشد که با انقلاب مشروطیت دارای تعریف قانونی گردیده و در قانون اساسی و متمم آن حدود «حقوق سلطنت» بدون کوچکترین ابهامی تعیین و «قوای مملکت ناشی از ملّت» و «شخص پادشاه از مسئولیت مبری» شناخته شده‌است.
در روزگار کنونی و موقعیت جغرافیائی حساس کشور ما اداره امور چنان پیچیده گردیده که توفیق در آن تنها با استمداد از همکاری صمیمانه تمام نیروهای مردم در محیطی آزاد و قانونی و با احترام به شخصیت انسانها امکان‌پذیر میشود.
این مشروحه سرگشاده به مقامی تقدیم میگردد که چند سال پیش در دانشگاه هاروارد فرموده‌اند: «نتیجه تجاوز به آزادیهای فردی و عدم توجه به احتیاجات روحی انسانها ایجاد سرخوردگی است و افراد سرخورده راه منفی پیش میگیرند تا ارتباط خود را با همه مقررات و سنن اجتماعی قطع کنند و تنها وسیله رفع این سرخوردگیها احترام به شخصیت و آزادی افراد و ایمان به این حقیقت است که انسانها برده دولت نیستند و بلکه دولت خدمتگزار افراد مملکت است» و نیز به تازگی در مشهد مقدس اعلام فرموده‌اند: «رفع عیب به وسیله هفت‌تیر نمی‌شود و بلکه بوسیله جهاد اجتماعی میتوان علیه فساد مبارزه کرد».
بنابراین تنها راه باز گشت و رشد ایمان و شخصیت فردی و همکاری ملّی و خلاصی از تنگناها و دشواریهائی که آینده ایران را تهدید میکند ترک حکومت استبدادی، تمکین مطلق به اصول مشروطیت، احیای حقوق ملت، احترام واقعی به قانون اساسی و اعلامیه جهانی حقوق بشر، انصراف از حزب واحد، آزادی مطبوعات و اجتماعات، آزادی زندانیان و تبعید شدگان سیاسی و استقرار حکومتی است که متکی بر اکثریت نمایندگان منتخب از طرف ملّت باشد و خود را بر طبق قانون اساسی مسئول اداره مملکت بداند.
۲۲ خرداد ماه ۱۳۵۶
دکتر کریم سنجابی
دکتر شاپور بختیار
داریوش فروهر
ایرانی
هر رژیمی برای بقا خودش کار عمرانی هم میکند اما بدنبال منافع قشری خودش است نه منافع ملی و مردم و باید ایندو را از هم جدا کرد مثلا در دوره قاجار دارالفنون تاسیس شد و سینما و عکاسی و اولین قطار به اسم ماشین دودی و مولد برق و اولین اتومبیل آمد یا در همین رژیم آخوندی که از آن متنفریم بیشتر جاده ها اتوبان شد به بیشتر نقاط ایران برق و گاز و آب لوله کشی رفت که در آن رژیم نبود همانطور که در قاجار آب لوله کشی نبود و در پهلوی شد یا در این رژیم موبایل و اینترنت و کامپیوتر به ایران آمد و گسترش پیدا کرد مثل رژیم پهلوی که آی بی ام کامپیوتر به ایران وارد کرد و کارها مکانیزه شد یا کارخانه های صنعتی راه افتاد در آن رژیم شهیاد ساختند در این رژیم برج میلاد ولی در هیچ رژیمی مردم امنیت و آزادی نداشتند و حق اعتراض و اعتصاب و تشکیل حزب و صنف و سندیکا برای گرفتن حقوقشان نداشتند و بشدت سرکوب میشدند میدانی چرا؟چون رژیم هایی بودند که مشروعیتشان را از مردم نمی گرفتند و چرخاننده شان بیگانگان بودند و هر وقت هم برای بیگانگان صرف نکند گوششان را میگیرند و میبرندشان و نوبت این آخوندها هرزه و مردم کش وابسته خائن هم میرسد و کارهای عمرانیشان را دلیل بر مشروعیتشان نبین بلکه منافع قشریشان و ثروت اندوزیشان انگیزه شان است و فقر مردم و حلبی آباد و زاغه نشینی و حاشیه نشینی زباله گردی در مقابل اشرافیت و زندگی شاهانه شان برایشان مهم نیست و ککشان هم نمیگزد زمان شاه هر کارخانه و پروژه مهمی که افتتاح میشد حتما ۱۵ الی ۲۵ درصد سهامش باید بصورت هدیه به شاه یا وابستگانش اهدا میشد و معمولا پس از گرفتن هدیه اجازه تاسیس و افتتاح آن بدست خودشان را صادر میکردند و همین بهانه هم بود که علت مصادره اکثر این صنایع و به تیول آخوندها درآمدن بود و الان هم رژیم پادشاهی آخوندی دقیقا همین کار را میکند با امتیازگیری بیشتر و خوردن آش با جاش😁 مشروعیت رژیم ها از مشارکت مردم و آزادی بیان و رسانه و حاکمیت قانون مورد تایید مردم و متخصصین سرچشمه میگیرد که ۱۷۰ سال است که ایرانیان همگام با مردم آزاد جهان و کشورهای توسعه یافته بدنبال آن بوده اند و باید روحانیت و متحدین پادشاهان و سلطانها هم بقول کسروی رسوا میشدند تا شر خرافات و تقدس و امر همایونی و امر ولایت جمع بشود و فرآیند آزادیخواهی و حاکمیت مردم و قانون و تخصص برای مردم به تکامل برسد و شدنی بشود
ایرانی
#پیشنویس_قانون_اساسی_اتحاد_مردم
#تحریم_انتخابات_آخوندی_اتحاد_گروهها
پیشنویس قانون اساسی پیشنهادی من برای تامین آزادی و استقلال و حاکمیت مردم مدار ایرانی : از همه دعوت میکنم در تکمیل این پیشنویس و آینده مورد انتظارشان مشارکت کنند تا رهبران اپوزیسیون سر غیرت و اتحادهمه مردم برای هدف مشترک وارد شوند

1-پادشاهی یا رهبری یا رئیس جمهوری دست بالا2 دوره چهارساله است

2- پادشاهی یا رهبری یا رئیس جمهوری نه موروثی و نه ژنتیک و نه جنسیتی و نه مقدس و نه همیشگی است

3-پادشاه یا رهبریا رئیس جمهور انتخابی بر اساس قانون مسئول نهاد اجرایی است و در نهادهای قانونگذاری و داوری حق دخالت ندارد و برعکس و هر 3 نهاد مستقل و انتخابی هستند

4- همه نهادهای اجرایی و قانونگذاری و داوری در مقابل قانون منتخب مردم مسئول هستند و تقدس ندارند و مسئولینش قابل پیگرد در صورت دور زدن و نادیده گرفتن قانون و انجام خلاف هستند

5-دیوان قانونگذاری کشور شامل دو مجلس
1- نمایندگان با رای مستقیم مردم 4 ساله
2- گروه های مردمی (احزاب) که از نمایندگان این گروهها به نسبت اعضا مردمی شان برای دوره معین یکساله تشکیل میشود و هر قانون باید به تایید هر دو مجلس برسد

6- هر ایرانی میتواند با توجه به علاقه و دیدگاهش داوطلبانه دست بالا در 5 گروه مردمی(حزب) نامنویسی و مشارکت نماید و یا در هر زمان از آن خارج شود و کسی حق بازخواست از وی را ندارد و نمایندگان گروههای مردمی(احزاب) بر اساس آمار علمی و دقیق اعضا نامنویسی کرده ایرانی در احزاب برای مجلس گروههای مردمی(احزاب)تعیین میگردد

7- انتخاب نام رژیم سیاسی با پیشنهاد و همه پرسی مردم ایران که صاحبان اصلی ایران زمین هستند و به رای مردم و نه به نامهای تکراری پادشاهی یا جمهوری بلکه نامی که در برگیرنده محتوی نوع رژیم جدید سیاسی ایران باشد انتخاب خواهدشد

8-حق اعتراض و اعتصاب و تشکیل صنف و سندیکا و احزاب برای مردم حق طبیعی است و هیچ نهادی بصورت قانونی یا غیر قانونی نمیتواند مردم را از این حق محروم نماید

9-اساس برسمیت شناختن دین رسمی در کشور و قانون اساسی برای همیشه برداشته میشود و هیچکس بخاطر هر نوع عقیده ای بر دیگری یا دیگران برتری ندارد

10- اعدام و شکنجه تحت هر عنوان ممنوع است و قوانین دادگستری بر اساس آخرین یافته های علمی مشاورین و متخصصین ودانشگاههای کشور و مشارکت و رای مردمی تهیه و اجرا میشود

11-تنها نهاد بررسی جرم دیوان داوری کشور در دادگاههای قانونی و با حضور نشست شهروندان(هیئت منصفه) و همگانی خواهد بود

12-زن و مرد در برابر قانون دارای امتیاز مساوی هستند و هر امتیازی که یک نوع خواهد داشت نوع دیگر هم خواهد داشت

13-سیاستهای کلان فرامرزی شامل قراردادها و سیاستهای خارجی کشور از طریق همه پرسی با نظارت 3 دیوان کشوری و نمایندگان گروه های متشکل مردم (احزاب) انجام خواهد گرفت

14- در پاسداشت آزادی هیچ فرد یا نهادی حق گذاشتن محدودیت برای بسته نگهداشتن فضای روزنامه ها ، فضای اینترنت و کانون های هنری را ندارد وهنرمندان و روزنامه نگاران و کاربران اینترنت و مردم نگاهبانان فضای آزاد و رشد توانایی ها وقوانین تایید ی آن در دیوان قانون گزاری خواهند بود و محدود کنندگان مورد پیگرد قانونی و مجازات در دیوان داوری با نشست شهروندان(هیئت منصفه) و دادگاهشان همگانی خواهند بود

15- شورای تخصصی دانشگاه های کشوری
این شورا بمنظور پرورش استعدادهای جوان و پیشرفت و بدست آوری تجربه علمی دانشگاهها ، تمامی طرح ها و قوانین دیوان ها و نهادهای کشوری را مورد بررسی از طریق واگذاری آن به دانشکده های متخصص در دانشگاههای کشور قرار میدهد و با ارائه نظر تخصصی متخصصین پس از آن نیز، پس از تصویب طرح یا قانون در دیوان قانون گذاری کشوری با نظارت بر اجرای طرح یا قانون مورد درخواست از طریق دانشکده های متخصص اقدام به ارائه گزارش انجام کار توسط شورای دانشگاه های کشوری در مجلس های قانون گذاری و رسانه ها می نماید.هیچ طرح یا قانونی بدون نظر و نظارت این شورا از اعتبار برخوردار نیست و متخلفین به دادگاه های مربوطه جهت محاکمه قانونی معرفی میشوند
نحوه تشکیل شورای دانشگاههای کشوری بر اساس انتخابات آزاد در دانشگاهها و به شکل زیر خواهدبود
1-تشکیل شورای دانشکده های دانشگاه
2-تشکیل شورای دانشگاه از شورای دانشکده ها
3-تشکیل شورای دانشگاه استان از شورای دانشگاههای یک استان
4-تشکیل شورای دانشگاههای کشوری از شورای دانشگاههای استانها که مرجع رسیدگی به طرحها و قوانین و واگذاری آن به دانشکده های متخصص می باشد
ایرانی
16-بمنظور جلوگیری از پولشویی و فساد مالی جامعه تمام ایرانیان بایستی دارایی های نقدی و غیرنقدی آنان توسط سازمان حسابرسی ملی شفاف باشد و در صورت افزایش هرگونه درآمد ناگهانی و غیرقانونی فرد متهم به دادگاههای قانونی جهت بررسی معرفی و اقدام لازم صورت میگیرد و نتیجه آن در اختیار رسانه ها و مردم گذاشته میشود

زنده باد آزادی و استقلال میهن
پاینده باد مردم بزرگ و فرهنگ بزرگ نیک گرایی ایران
پیش بسوی آینده نوین ایران
میخای نظرتو بگی خب بگو ولی از قول ترکا مزخرف نگو این بسیجی بازیا رو در نیار
ااین داداش رضا پسر خوبیه" اما خایه حکومت داری نداره
یه جیگر دار مثل رضا خان باید بیاد
Məhəmməd
.
میخای نظرتو بگی خب بگو ولی از قول ترکا مزخرف نگو این بسیجی بازیا رو در نیار
منظور موافقت با نظام نیست فقط مخالفت با پهلوی و سلطنت طلبی است
معصومه
Məhəmməd
منظور موافقت با نظام نیست فقط مخالفت با پهلوی و سلطنت طلبی است
یکی از مهمترین سروده‌های شهریار که اشارتی مستقیم به جدایی سرزمین‌های ایرانی قفقاز و تجزیة خاک ایران دارد، قطعه شعری است که خطاب به محمد راحیم شاعر قفقازی سروده است:
ایگیت لر یوردو قفقازیم، سنه مندن سلام اولسون
سنین عشقیندن ایراندا، هنوز صبری تالان واردیر
آنام تبریز منه گهوار ده سویلردی: یاوروم بیل!
سنین قالمیش اوتایدا خال لی تئل لی بیر خالان واردیر
آراز دشمن الینده بیر قلیچ تک اورتانی کسدی
اونون اولادی وارسا بیل، سنی یاده سالان واردیر (۲)
(دیوان ترکی شهریار ـ ص ۸۲)
شهریار در بیت پایانی این غزلواره از اینکه قفقاز اسیر حاکمیت کفر شده، ناراحتی خود را بیان و به شاعران آن سوی ارس توصیه می‌کند که مراقب مقاصد شوم روس‌ها باشند:
بیزی کفر اهلی ایسترسه، یوکون چاتماق اوچون ایستر
بیزه بونلاردان آرتیق قالسا بیر یرتیق پالان واردیر (۳)
****************
شاعر صریح ایران زمین در شعر دیگری که برای سلیمان رستم از شاعران معروف قفقاز سروده، از جدایی برادران ایرانی و اسارت ایرانیان قفقازی در چنگال بیگانگان ناله سر می‌دهد:
آغ گؤیرچین نه روا دیر، کی ایشیقلیق قوشو، سن تک
یاتا بایقوش یوواسیندا، قالا خفاش آراسیندا (۴)
(دیوان ترکی شهریار ـ ص ۸۴)

…

شهریار در قطعه دیگری که خطاب به یکی از اقوام خود به نام میرابوالفضل حسینی متخلص به «حسرت» که در زمان فروپاشی فرقه دمکرات آذربایجان (۱۳۲۵ شمسی) به همراه عده‌‌ای دیگر، از ایران متواری شد، سروده، از خوردن فریب شیطان و افتادن در دام تجزیه ‌طلبها و بیگانه‌گراها بر حذر می‌دارد و می گوید:



جاهللیقدا تورا دوشن چوخ اولار
قیش یاخینلار تور آتانلار یوخ اولار
مظلوم لارین آهی بیر گون اوخ اولار
ظلمون دگر، اورگی نین باشینا
آوچی قویار باش یهرین قاشینا
یازیق جوان شیطانی گورجک چاشار
یولدان چیخیب بولودلو داغلار آشار
حقی تاپان خضر اولی مینلر یاشار
نه یاخشی دیر الله سوزون اینانماق
بلا لرده صبر ائله یب، دایانماق (۵)
(دیوان ترکی شهریار ـ ص۵۷)


شهریار ضمن دعوت به بازگشت شاعران و هموطنان فراری برای آمدن به خاک وطن این چنین در بیت دیگری می‌گوید:
وطندن آیری دوشن اولادیم قاییت وطنه
قاییت کی گوز یولا تیکمیش آنا قایتدی سنه(۶)
(همان ـ ص ۹۰)


شهریار همچنین در یک موضعگیری بسیار آگاهانه، در پاسخ به عده‌ای بچه کمونیست که شاعر بزرگ ایران را از سرودن شعر فارسی بر حذر می‌داشتند، می‌گوید:
دئدین آذر ائلی‌نین بیر یارالی نیسگیلی یم من
نیسگیل اولسام دا گولوم بیر ابدی سؤیگیلی‌یم من
ائل منی آتسادا اؤز گولشنیمین بولبولی‌یم من
ائلیمین فارسیجادا دردینی سؤیلر دیلی یم من
ابدیت گولویم من (۷)
(دیوان ترکی شهریار ـ ص ۷۲)


سخن در این وادی را با بیان مؤخره‌ای پیرامون اشعار ترکی شهریار به پایان می‌بریم:

شهریار شناسان معتقدند این شاعر بزرگ زمانی به سرودن شعر ترکی آذری اقدام کرد که به مقام والایی در شاعری دست یافته بود. او را در کشور می‌شناختند و سخنانش زبان به زبان می‌گشت
تو گه خوردی که فک میکنی همه تورک ها مثل تو مادرجنده اند، ننه و سیکیم، وار و یوخوع سیکم،
خشایار هخامنش
خامنه ای خواهرتون گاییده اوت بیچاره رو دار می زنید ماشالله به منطقت
پخ نخور
از طرف کسانی که نماینده شون نیستید حرف نزن
آذربایجان مهد ایران خواهی مشروطه است
۰۰۰۰
فعلا که خامنه ای خاهر و مادر تو رو از کون میکنه هر روز اول اونارو از زیرش نجات بده بعد فکر دار زدن کون یکی باش
Məhəmməd
معصومه
یکی از مهمترین سروده‌های شهریار که اشارتی مستقیم به جدایی سرزمین‌های ایرانی قفقاز و تجزیة خاک ایران دارد، قطعه شعری است که خطاب به محمد راحیم شاعر قفقازی سروده است: ایگیت لر یوردو قفقازیم، سنه مندن سلام اولسون سنین عشقیندن ایراندا، هنوز صبری تالان واردیر آنام تبریز منه گهوار ده سویلردی: یاوروم بیل! سنین قالمیش اوتایدا خال لی تئل لی بیر خالان واردیر آراز دشمن الینده بیر قلیچ تک اورتانی کسدی اونون اولادی وارسا بیل، سنی یاده سالان واردیر (۲) (دیوان ترکی شهریار ـ ص ۸۲) شهریار در بیت پایانی این غزلواره از اینکه قفقاز اسیر حاکمیت کفر شده، ناراحتی خود را بیان و به شاعران آن سوی ارس توصیه می‌کند که مراقب مقاصد شوم روس‌ها باشند: بیزی کفر اهلی ایسترسه، یوکون چاتماق اوچون ایستر بیزه بونلاردان آرتیق قالسا بیر یرتیق پالان واردیر (۳) **************** شاعر صریح ایران زمین در شعر دیگری که برای سلیمان رستم از شاعران معروف قفقاز سروده، از جدایی برادران ایرانی و اسارت ایرانیان قفقازی در چنگال بیگانگان ناله سر می‌دهد: آغ گؤیرچین نه روا دیر، کی ایشیقلیق قوشو، سن تک یاتا بایقوش یوواسیندا، قالا خفاش آراسیندا (۴) (دیوان ترکی شهریار ـ ص ۸۴) … شهریار در قطعه دیگری که خطاب به یکی از اقوام خود به نام میرابوالفضل حسینی متخلص به «حسرت» که در زمان فروپاشی فرقه دمکرات آذربایجان (۱۳۲۵ شمسی) به همراه عده‌‌ای دیگر، از ایران متواری شد، سروده، از خوردن فریب شیطان و افتادن در دام تجزیه ‌طلبها و بیگانه‌گراها بر حذر می‌دارد و می گوید: جاهللیقدا تورا دوشن چوخ اولار قیش یاخینلار تور آتانلار یوخ اولار مظلوم لارین آهی بیر گون اوخ اولار ظلمون دگر، اورگی نین باشینا آوچی قویار باش یهرین قاشینا یازیق جوان شیطانی گورجک چاشار یولدان چیخیب بولودلو داغلار آشار حقی تاپان خضر اولی مینلر یاشار نه یاخشی دیر الله سوزون اینانماق بلا لرده صبر ائله یب، دایانماق (۵) (دیوان ترکی شهریار ـ ص۵۷) شهریار ضمن دعوت به بازگشت شاعران و هموطنان فراری برای آمدن به خاک وطن این چنین در بیت دیگری می‌گوید: وطندن آیری دوشن اولادیم قاییت وطنه قاییت کی گوز یولا تیکمیش آنا قایتدی سنه(۶) (همان ـ ص ۹۰) شهریار همچنین در یک موضعگیری بسیار آگاهانه، در پاسخ به عده‌ای بچه کمونیست که شاعر بزرگ ایران را از سرودن شعر فارسی بر حذر می‌داشتند، می‌گوید: دئدین آذر ائلی‌نین بیر یارالی نیسگیلی یم من نیسگیل اولسام دا گولوم بیر ابدی سؤیگیلی‌یم من ائل منی آتسادا اؤز گولشنیمین بولبولی‌یم من ائلیمین فارسیجادا دردینی سؤیلر دیلی یم من ابدیت گولویم من (۷) (دیوان ترکی شهریار ـ ص ۷۲) سخن در این وادی را با بیان مؤخره‌ای پیرامون اشعار ترکی شهریار به پایان می‌بریم: شهریار شناسان معتقدند این شاعر بزرگ زمانی به سرودن شعر ترکی آذری اقدام کرد که به مقام والایی در شاعری دست یافته بود. او را در کشور می‌شناختند و سخنانش زبان به زبان می‌گشت
افکار شهریار را دو قسمته
شهریار وقتی شعر رو آغاز می کنه به تهران میره و توسط شاه حمایت میشه و تماما اشعار این دوره فارسی و اثری از اشعار
ترکی و آزربایجان وجود ندارد
ولی وقتی با بولود چاراوغلو معروف به سهند (که شهریار شاهکار سهندیه رو برای ایشون سروده )دیدار می کنه و شهریار متحول میشه خودش این تحول رو توی یک ویدیو توضیح میده
شهریار شروع میکنه به شعر ترکی گفتن که باعث اعصبانیت شاه میشه و مردم شریف فارس به اون ترک خر می گن و شهریار هم سروده معروف تهرانیا خر تویی یا من میگه
بعد هم یک شعر به زبان ترکی که میگه زبان ترکی شرین ترین زبان دنیاست مثل ترکی در جهان همتا ندارد و شاعر فارس نمک نشناس
.است که همه چیز را از ما برداشه
.......
و به اجبار تهران رو ترک میکنه
و به تبریز میاد و شعر تهران غیرت نگه داشتن شهریار را ندارد رو میگه
و تبدیل به آزرباجان گرا میشه و شعری میگه از سفر به ترکیه و قفقاز و برادری آنها با ما و و رفتار اونها رو با مردم فارس مقایسه میکنه

و میگه رژیم پهلوی پنجاه سال تلاش کرد زبان ترکی را از بین ببرد ولی ناتوان ماند و ملت آزربایجان در مقابل اونها ایستاد

فیلم همه اینا هست اگر ترکی بلدی پیدا میکنم می فرستم

الان ما کدام شهریار رو قبول کنیم ؟؟؟؟؟؟
محبوبیت شهریار مربوط میشه به بعد تحولش و شروع کردن به شعر ترکی گفتن
Məhəmməd
معصومه
باسلطنت قاجارها هم مخالف هستی??
با هر سلطنتی و دیکتاتوری مخالفم
Məhəmməd
افکار شهریار را دو قسمته شهریار وقتی شعر رو آغاز می کنه به تهران میره و توسط شاه حمایت میشه و تماما اشعار این دوره فارسی و اثری از اشعار ترکی و آزربایجان وجود ندارد ولی وقتی با بولود چاراوغلو معروف به سهند (که شهریار شاهکار سهندیه رو برای ایشون سروده )دیدار می کنه و شهریار متحول میشه خودش این تحول رو توی یک ویدیو توضیح میده شهریار شروع میکنه به شعر ترکی گفتن که باعث اعصبانیت شاه میشه و مردم شریف فارس به اون ترک خر می گن و شهریار هم سروده معروف تهرانیا خر تویی یا من میگه بعد هم یک شعر به زبان ترکی که میگه زبان ترکی شرین ترین زبان دنیاست مثل ترکی در جهان همتا ندارد و شاعر فارس نمک نشناس .است که همه چیز را از ما برداشه ....... و به اجبار تهران رو ترک میکنه و به تبریز میاد و شعر تهران غیرت نگه داشتن شهریار را ندارد رو میگه و تبدیل به آزرباجان گرا میشه و شعری میگه از سفر به ترکیه و قفقاز و برادری آنها با ما و و رفتار اونها رو با مردم فارس مقایسه میکنه و میگه رژیم پهلوی پنجاه سال تلاش کرد زبان ترکی را از بین ببرد ولی ناتوان ماند و ملت آزربایجان در مقابل اونها ایستاد فیلم همه اینا هست اگر ترکی بلدی پیدا میکنم می فرستم الان ما کدام شهریار رو قبول کنیم ؟؟؟؟؟؟ محبوبیت شهریار مربوط میشه به بعد تحولش و شروع کردن به شعر ترکی گفتن
در هر صورت شهریار یک شاعر وطنی و بزرگ هستش هم با شعر فارسی هم با شعر ترکی
Məhəmməd
n m
در هر صورت شهریار یک شاعر وطنی و بزرگ هستش هم با شعر فارسی هم با شعر ترکی
خط فکری مهمه
وقتی شهریار از افرادی مثل سهند جوادهیيت حمایت میکنه و با اونها یک جبهه رو میگیره
وقتی جلوی پهلوی با نابودی زبان تورکی جبهه می گیره
نمیشه گفت ی شهریار یک شاعر ایران پرست بوده
معصومه
تصویری هست که روزنامه ای فرانسوی دو روز پس از ترور ناصرالدین شاه در سال 1896 بر روی جلد خود از آن واقعه بصورت نقاشی درج کرد از ناصرالدین شاه به عنوان پادشاه پرشین یاد شده
Show next 15 comments