یکی از مهمترین سرودههای شهریار که اشارتی مستقیم به جدایی سرزمینهای ایرانی قفقاز و تجزیة خاک ایران دارد، قطعه شعری است که خطاب به محمد راحیم شاعر قفقازی سروده است: ایگیت لر یوردو قفقازیم، سنه مندن سلام اولسون سنین عشقیندن ایراندا، هنوز صبری تالان واردیر آنام تبریز منه گهوار ده سویلردی: یاوروم بیل! سنین قالمیش اوتایدا خال لی تئل لی بیر خالان واردیر آراز دشمن الینده بیر قلیچ تک اورتانی کسدی اونون اولادی وارسا بیل، سنی یاده سالان واردیر (۲) (دیوان ترکی شهریار ـ ص ۸۲) شهریار در بیت پایانی این غزلواره از اینکه قفقاز اسیر حاکمیت کفر شده، ناراحتی خود را بیان و به شاعران آن سوی ارس توصیه میکند که مراقب مقاصد شوم روسها باشند: بیزی کفر اهلی ایسترسه، یوکون چاتماق اوچون ایستر بیزه بونلاردان آرتیق قالسا بیر یرتیق پالان واردیر (۳) **************** شاعر صریح ایران زمین در شعر دیگری که برای سلیمان رستم از شاعران معروف قفقاز سروده، از جدایی برادران ایرانی و اسارت ایرانیان قفقازی در چنگال بیگانگان ناله سر میدهد: آغ گؤیرچین نه روا دیر، کی ایشیقلیق قوشو، سن تک یاتا بایقوش یوواسیندا، قالا خفاش آراسیندا (۴) (دیوان ترکی شهریار ـ ص ۸۴)
…
شهریار در قطعه دیگری که خطاب به یکی از اقوام خود به نام میرابوالفضل حسینی متخلص به «حسرت» که در زمان فروپاشی فرقه دمکرات آذربایجان (۱۳۲۵ شمسی) به همراه عدهای دیگر، از ایران متواری شد، سروده، از خوردن فریب شیطان و افتادن در دام تجزیه طلبها و بیگانهگراها بر حذر میدارد و می گوید:
جاهللیقدا تورا دوشن چوخ اولار قیش یاخینلار تور آتانلار یوخ اولار مظلوم لارین آهی بیر گون اوخ اولار ظلمون دگر، اورگی نین باشینا آوچی قویار باش یهرین قاشینا یازیق جوان شیطانی گورجک چاشار یولدان چیخیب بولودلو داغلار آشار حقی تاپان خضر اولی مینلر یاشار نه یاخشی دیر الله سوزون اینانماق بلا لرده صبر ائله یب، دایانماق (۵) (دیوان ترکی شهریار ـ ص۵۷)
شهریار ضمن دعوت به بازگشت شاعران و هموطنان فراری برای آمدن به خاک وطن این چنین در بیت دیگری میگوید: وطندن آیری دوشن اولادیم قاییت وطنه قاییت کی گوز یولا تیکمیش آنا قایتدی سنه(۶) (همان ـ ص ۹۰)
شهریار همچنین در یک موضعگیری بسیار آگاهانه، در پاسخ به عدهای بچه کمونیست که شاعر بزرگ ایران را از سرودن شعر فارسی بر حذر میداشتند، میگوید: دئدین آذر ائلینین بیر یارالی نیسگیلی یم من نیسگیل اولسام دا گولوم بیر ابدی سؤیگیلییم من ائل منی آتسادا اؤز گولشنیمین بولبولییم من ائلیمین فارسیجادا دردینی سؤیلر دیلی یم من ابدیت گولویم من (۷) (دیوان ترکی شهریار ـ ص ۷۲)
سخن در این وادی را با بیان مؤخرهای پیرامون اشعار ترکی شهریار به پایان میبریم:
شهریار شناسان معتقدند این شاعر بزرگ زمانی به سرودن شعر ترکی آذری اقدام کرد که به مقام والایی در شاعری دست یافته بود. او را در کشور میشناختند و سخنانش زبان به زبان میگشت
افکار شهریار را دو قسمته شهریار وقتی شعر رو آغاز می کنه به تهران میره و توسط شاه حمایت میشه و تماما اشعار این دوره فارسی و اثری از اشعار ترکی و آزربایجان وجود ندارد ولی وقتی با بولود چاراوغلو معروف به سهند (که شهریار شاهکار سهندیه رو برای ایشون سروده )دیدار می کنه و شهریار متحول میشه خودش این تحول رو توی یک ویدیو توضیح میده شهریار شروع میکنه به شعر ترکی گفتن که باعث اعصبانیت شاه میشه و مردم شریف فارس به اون ترک خر می گن و شهریار هم سروده معروف تهرانیا خر تویی یا من میگه بعد هم یک شعر به زبان ترکی که میگه زبان ترکی شرین ترین زبان دنیاست مثل ترکی در جهان همتا ندارد و شاعر فارس نمک نشناس .است که همه چیز را از ما برداشه ....... و به اجبار تهران رو ترک میکنه و به تبریز میاد و شعر تهران غیرت نگه داشتن شهریار را ندارد رو میگه و تبدیل به آزرباجان گرا میشه و شعری میگه از سفر به ترکیه و قفقاز و برادری آنها با ما و و رفتار اونها رو با مردم فارس مقایسه میکنه
و میگه رژیم پهلوی پنجاه سال تلاش کرد زبان ترکی را از بین ببرد ولی ناتوان ماند و ملت آزربایجان در مقابل اونها ایستاد
فیلم همه اینا هست اگر ترکی بلدی پیدا میکنم می فرستم
الان ما کدام شهریار رو قبول کنیم ؟؟؟؟؟؟ محبوبیت شهریار مربوط میشه به بعد تحولش و شروع کردن به شعر ترکی گفتن
خط فکری مهمه وقتی شهریار از افرادی مثل سهند جوادهیيت حمایت میکنه و با اونها یک جبهه رو میگیره وقتی جلوی پهلوی با نابودی زبان تورکی جبهه می گیره نمیشه گفت ی شهریار یک شاعر ایران پرست بوده
تصویری هست که روزنامه ای فرانسوی دو روز پس از ترور ناصرالدین شاه در سال 1896 بر روی جلد خود از آن واقعه بصورت نقاشی درج کرد از ناصرالدین شاه به عنوان پادشاه پرشین یاد شده
معصومه
در روز ۶ دی ۱۳۱۳ شمسی دولت ایران طی اعلامیهای رسمی از کشورهای خارجی خواست در مکاتبات رسمی خود از واژههای پرشیا، پرس و پرسه به جای ایران استفاده نکنند «تا اوایل قرن بیستم، مردم جهان کشور ما را با عنوان رسمی پارس یا پرشین میشناختند اما در دوران سلطنت رضاشاه که بحث رجعت به ایران باستان و تاکید بر ایران پیش از اسلام قوت گرفته بود، حلقهای از روشنفکران باستانگرا مانند سعید نفیسی، محمدعلی فروغی و سیدحسن تقیزاده در حکومت پهلوی اول با حمایت مستقیم رضاشاه گردهم آمدند که به این منظور اقداماتی را انجام دادند. سعید نفیسی از مشاوران نزدیک رضاشاه به وی پیشنهاد کرد نام کشور رسما به «ایران» تغییر یابد چون نمی خواستند کشوری که از اقوام مختلف تشکیل شده اسمش نام یکی از اقوام ایران باشه
معصومه
ببخشید دقیقا تو کدوم بخش شاهزاده گفته میخواد بیاد ایران تاج پادشاهی بزاره سرش؟من این ویدیو رو دیشب از یوتیوب دیدم هیچ حرفی از پادشاهی نزد به هیچ وجه
Fk
نادان
Fk
خفه شو
Fk
خفه شو
Fk
پانترک بی ارزش و مزدور
Fk
خفه شو مردک پانترک مزدور دویست دلاری فحاش کثافت
تو اگه مادر و خواهر داشتی به خواهر مادر کسی که نمیشناختی فحاشی نمیکردی
پس معلومه از یک هرزه خانه بوگندو و یه آشغال دونی روی خشت افتادی نه بابات معلومه نه ننه ت زیر دست یه مشت قواد بزرگ شدی واسه پااندازی
واسه همین همش دنبال اینجور حرفایی هر کسی به اصل خودش برمیگرده تو هم به قوادی خاندان نداشته ات برگشتی پااندازی کن شاید درآمدش از اون دویست دلاری که الهام علیاف بهت میده بیشتر باشه
دیگه هم پخ اضافه نخور که کم برات نمیذارم از پس آدم های بی ارزشی چون تو خوب برمیام
Fk
دیگه گم شو کثافت حالم از دهن به دهن کردن با آدم رذل فاحشه ای چون تو بهم میخوره
خیلی بی ارزشی حرف برای گفتن نداری فاحشه دوزاری خاک بر سر الهام علیاف که به تو دویست دلار پول میده دویست گرم پشگل هم ارزش نداری
ایگیت لر یوردو قفقازیم، سنه مندن سلام اولسون
سنین عشقیندن ایراندا، هنوز صبری تالان واردیر
آنام تبریز منه گهوار ده سویلردی: یاوروم بیل!
سنین قالمیش اوتایدا خال لی تئل لی بیر خالان واردیر
آراز دشمن الینده بیر قلیچ تک اورتانی کسدی
اونون اولادی وارسا بیل، سنی یاده سالان واردیر (۲)
(دیوان ترکی شهریار ـ ص ۸۲)
شهریار در بیت پایانی این غزلواره از اینکه قفقاز اسیر حاکمیت کفر شده، ناراحتی خود را بیان و به شاعران آن سوی ارس توصیه میکند که مراقب مقاصد شوم روسها باشند:
بیزی کفر اهلی ایسترسه، یوکون چاتماق اوچون ایستر
بیزه بونلاردان آرتیق قالسا بیر یرتیق پالان واردیر (۳)
****************
شاعر صریح ایران زمین در شعر دیگری که برای سلیمان رستم از شاعران معروف قفقاز سروده، از جدایی برادران ایرانی و اسارت ایرانیان قفقازی در چنگال بیگانگان ناله سر میدهد:
آغ گؤیرچین نه روا دیر، کی ایشیقلیق قوشو، سن تک
یاتا بایقوش یوواسیندا، قالا خفاش آراسیندا (۴)
(دیوان ترکی شهریار ـ ص ۸۴)
…
شهریار در قطعه دیگری که خطاب به یکی از اقوام خود به نام میرابوالفضل حسینی متخلص به «حسرت» که در زمان فروپاشی فرقه دمکرات آذربایجان (۱۳۲۵ شمسی) به همراه عدهای دیگر، از ایران متواری شد، سروده، از خوردن فریب شیطان و افتادن در دام تجزیه طلبها و بیگانهگراها بر حذر میدارد و می گوید:
جاهللیقدا تورا دوشن چوخ اولار
قیش یاخینلار تور آتانلار یوخ اولار
مظلوم لارین آهی بیر گون اوخ اولار
ظلمون دگر، اورگی نین باشینا
آوچی قویار باش یهرین قاشینا
یازیق جوان شیطانی گورجک چاشار
یولدان چیخیب بولودلو داغلار آشار
حقی تاپان خضر اولی مینلر یاشار
نه یاخشی دیر الله سوزون اینانماق
بلا لرده صبر ائله یب، دایانماق (۵)
(دیوان ترکی شهریار ـ ص۵۷)
شهریار ضمن دعوت به بازگشت شاعران و هموطنان فراری برای آمدن به خاک وطن این چنین در بیت دیگری میگوید:
وطندن آیری دوشن اولادیم قاییت وطنه
قاییت کی گوز یولا تیکمیش آنا قایتدی سنه(۶)
(همان ـ ص ۹۰)
شهریار همچنین در یک موضعگیری بسیار آگاهانه، در پاسخ به عدهای بچه کمونیست که شاعر بزرگ ایران را از سرودن شعر فارسی بر حذر میداشتند، میگوید:
دئدین آذر ائلینین بیر یارالی نیسگیلی یم من
نیسگیل اولسام دا گولوم بیر ابدی سؤیگیلییم من
ائل منی آتسادا اؤز گولشنیمین بولبولییم من
ائلیمین فارسیجادا دردینی سؤیلر دیلی یم من
ابدیت گولویم من (۷)
(دیوان ترکی شهریار ـ ص ۷۲)
سخن در این وادی را با بیان مؤخرهای پیرامون اشعار ترکی شهریار به پایان میبریم:
شهریار شناسان معتقدند این شاعر بزرگ زمانی به سرودن شعر ترکی آذری اقدام کرد که به مقام والایی در شاعری دست یافته بود. او را در کشور میشناختند و سخنانش زبان به زبان میگشت
از طرف کسانی که نماینده شون نیستید حرف نزن
آذربایجان مهد ایران خواهی مشروطه است
شهریار وقتی شعر رو آغاز می کنه به تهران میره و توسط شاه حمایت میشه و تماما اشعار این دوره فارسی و اثری از اشعار
ترکی و آزربایجان وجود ندارد
ولی وقتی با بولود چاراوغلو معروف به سهند (که شهریار شاهکار سهندیه رو برای ایشون سروده )دیدار می کنه و شهریار متحول میشه خودش این تحول رو توی یک ویدیو توضیح میده
شهریار شروع میکنه به شعر ترکی گفتن که باعث اعصبانیت شاه میشه و مردم شریف فارس به اون ترک خر می گن و شهریار هم سروده معروف تهرانیا خر تویی یا من میگه
بعد هم یک شعر به زبان ترکی که میگه زبان ترکی شرین ترین زبان دنیاست مثل ترکی در جهان همتا ندارد و شاعر فارس نمک نشناس
.است که همه چیز را از ما برداشه
.......
و به اجبار تهران رو ترک میکنه
و به تبریز میاد و شعر تهران غیرت نگه داشتن شهریار را ندارد رو میگه
و تبدیل به آزرباجان گرا میشه و شعری میگه از سفر به ترکیه و قفقاز و برادری آنها با ما و و رفتار اونها رو با مردم فارس مقایسه میکنه
و میگه رژیم پهلوی پنجاه سال تلاش کرد زبان ترکی را از بین ببرد ولی ناتوان ماند و ملت آزربایجان در مقابل اونها ایستاد
فیلم همه اینا هست اگر ترکی بلدی پیدا میکنم می فرستم
الان ما کدام شهریار رو قبول کنیم ؟؟؟؟؟؟
محبوبیت شهریار مربوط میشه به بعد تحولش و شروع کردن به شعر ترکی گفتن
وقتی شهریار از افرادی مثل سهند جوادهیيت حمایت میکنه و با اونها یک جبهه رو میگیره
وقتی جلوی پهلوی با نابودی زبان تورکی جبهه می گیره
نمیشه گفت ی شهریار یک شاعر ایران پرست بوده
فحاش کثافت
تو اگه مادر و خواهر داشتی به خواهر مادر کسی که نمیشناختی فحاشی نمیکردی
پس معلومه از یک هرزه خانه بوگندو و یه آشغال دونی روی خشت افتادی
نه بابات معلومه نه ننه ت
زیر دست یه مشت قواد بزرگ شدی واسه پااندازی
واسه همین همش دنبال اینجور حرفایی
هر کسی به اصل خودش برمیگرده
تو هم به قوادی خاندان نداشته ات برگشتی
پااندازی کن شاید درآمدش از اون دویست دلاری که الهام علیاف بهت میده بیشتر باشه
دیگه هم پخ اضافه نخور که کم برات نمیذارم
از پس آدم های بی ارزشی چون تو خوب برمیام
حالم از دهن به دهن کردن با آدم رذل فاحشه ای چون تو بهم میخوره
خیلی بی ارزشی
حرف برای گفتن نداری
فاحشه دوزاری
خاک بر سر الهام علیاف که به تو دویست دلار پول میده
دویست گرم پشگل هم ارزش نداری
بو سیکتیر