قم باید قرنطینه می شد؟
اجازه دهید چند
استمباد در مورد قرنطینه قم که زیاد در میان مردم مطرح می شود داشته باشیم:
۱. جداسازی (ایزوله) با قرنطینه کردن متفاوت است، اولی جدا کردن بیمارها از سالم هاست و البته ضروری است، دومی به معنای محدود کردن همه کسانی، اعم از بیماران و غیر بیماران، است که در یک منطقه جغرافیایی مشخص در معرض بیماری اند، در مورد اثربخشی این یکی به ویژه در مورد بیماری های تنفسی تردیدهایی هست.
۲. اجرای قرنطینه در مقیاس وسیع (به شکلی که در چین اجرا می شود) در تاریخ معاصر نادر است. با این حال قرنطینه ها همواره نشتی دارند و برقراری و حفظ آنها ساده نیست، هرچه وسعت پوشش بیشتر باشد، کار دشوارتر است و افراد انگیزه ترک قرنطینه قبل از اجرا را خواهند داشت. در همین نمونه اخیر چین همان ابتدا بنا به برآوردها ۵ میلیون از تور قرنطینه گریختند. در مورد هنگ کنگ و تایوان در قضیه سارس در سال ۲۰۰۳ هم قضیه متفاوت نبود و هراس اجتماعی به وجود آورد.
۳. کنار هم بودن افراد سالم و بیمار در قرنطینه خطر ابتلای غیربیمارها را افزایش می دهد. دیگر افراد آسیب پذیر مانند دیابتی ها و سرطانی ها با توجه به محدودیت های ایجاد شده ریسک های جدی محتمل می شوند.
۴. تردید جدی وجود دارد که دولتی مجاز باشد با استفاده از اجبار افراد سالم را در فضایی نگاه دارد که احتمال بیمار شدن آنها را افزایش دهد، انگار که آن را به زور در جایی زندانی کنند تا بمیرند. باید حق داد بسیاری نگران سپردن جانشان به دست دولتی ها باشند، به ویژه اگر به قابلیت و کارآمدی آن مطمئن نباشند.
اهل فن باید نظر بدهند، بدیهی است که قرنطینه مزایایی هم دارد، ولی چه بسا اجرای بد قرنطینه از خود بیماری مهلک تر باشد، والله اعلم.
https://53eig.ht/2VOsZvaکانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
فکر میکنم شما باهمون عینک اقتصاد آزاد و احترام گذاشتن به خواسته فردی موضوع ویروس کرونا رو تحلیل کردید. من فکر میکنم در این موضوع باورهای سوسیالیستی و جامعه محور کاربردیتر و مفیدتر هستند. تنها به یک دلیل ساده: چون به باور متخصصان این ویروس دوران کمون داره و فرد مبتلا و بدون علائم ظاهری احتمال داره در همین دوران ناقل بیماری باشه، پس بهتره جلوی این مشکل به نفع اکثریت جامعه گرفته بشه. به عبارتی بهتره یک محدوده جغرافیایی که درگیر ویروس هستند قرنطینه بشه تا این امر مانع درگیر کردن کل جامعه بشه.
در اقتصاد آزاد سرمایههای فردی احتمال ایجاد رفاه برای سایر اقشار جامعه رو داره منتهی در کرونای آزاد یک فرد مبتلا درشرایط آزاد بودن، سایر جامعه را درگیر مشکل خود میکند. به طور وسیعتر یک محدود جغرافیایی آلوده، در صورت قرنطینه نشدن، سایر محدودههای جغرافیایی دیگر را درگیر مسئله میکند.
شاید اجرای قرنطینه خیلی سخت باشد و یا شاید بعضی دولتها نتوانند درست آن را اجرا کنند، اما در زمان حاضر بهترین روش برای جلوگیری از انتشار گسترده است.
بگذریم! قم قرنطینه نشد و هم اکنون از تمام مردم کشور میخواهند در خانه خود را قرنطینه کنند!
یعنی مسئولیت دولت و حاکمیت برای جلوگیری همه جانبه از انتشار این ویروس، تقلیل پیدا کره به رعایت ملت و در صورت رعایت نکردن ملت، ارائه خدمات درمان در بیمارستان!
درست مثل زمان عادی فرد بیمار میره بیمارستان! با این تفاوت که درمانگران لباس مخصوص پوشیدهاند!!
خلاصه اینکه زمانی احترام به حقوق افراد در هر دو مورد عادلانه است که فرد در شرایط عادی، سرمایهاش را در اختیار جامعه بگذارد! نه اینکه در زمان بیماری، بیماریش را به سایر اقشار جامعه ارزانی بدارد! حتی با وجود چنین شرایطی باز قرنطینه عادلانهتر است.
اقتصاددانان و فیلسوفان میتونندجدا از اینکه یوتیلیتارین یا پرینسیپالیست باشند
نقد داشته باشند ولی حرف ما در تخصص پزشکی مسموع نیست.
سنگاپور هم یک محوطه کوچکی است در قیاس با یک استان چین و قیاس نمیشه کرد.
طبق دستورالعمل های پزشکی,
افراد مبتلا رو هم نباید کنار افراد سالم و پر ریسک قرار داد در حالت قرنطینه, طبق دستورالعمل های قرنطینه, بنابراین ریسک کاهش پیدا میکنه نه افزایش.
در خصوص اینکه اخلاقا سلب آزادی درست نیست با شما هم عقیده ام. همینطور هم اخلاقا سلب حیات یک جامعه از طریق عدم اجرای دستورات پزشکان درست نیست.
برای درک حرف بنده یک مثال میزنم. پزشکان چطور میتونن تشخیص بدن که کدام شهر قرنطینه بشه؟ آیا محدودیت بودجه یک کشور فقیر و در مقایسه با بودجه یک کشور ثروتمند رو در نظر میگیرن؟ آیا تعداد کامیون و نیروی انسانی و زیرساخت برای تامین محل قرنطینه رو در نظر میگیرن؟ آیا نزدیکی یا دوری شهر قرنطینه از مراکز جمعیتی مثل تهران رو در نظر میگیرن؟ فرآیند تصمیمگیری باید مبتنی بر یک منطق شفاف و قابل نقد باشه. البته که در زمان فعلی کلا هیچ منطقی حداقل برای ما رعییتها مشخص نیست و تمام تصمیمات به نظر در لحظه و واکنشی گرفته میشه. به قول استاد مدیریت منابع بنده نود درصد تصمیمات واضحه و عقل سلیم میتونه جواب بده ولی وقتی تو سرایط پیچیده با متغیرهای زیاد قرار داریم نیاز به مدلسازی و علم داده و درک اقتصادی هست
اقتصاد و عقل اقتصادی این تقسیم کار رو به رسمیت میشناسه. اگر پزشک ها چند سناریو بدهند که اگر قرنطینه بشود خوب است و چند نفر زندگی حفظ میشود, اونجا باز هم اقتصاددانها و تصمیم گیران و سیاستمداران معیارهای دیگری رو هم وارد محاسبه خودشان خواهند کرد. بنده با شاخص وی اس ال آشنا هستم و استفاده هم کرده ام و جدای از سوال اخلاقی بودن اش, معتقدم نظر پزشکی که مدلسازی اپیدمیولوژیک میکند, سنگ بنای تصمیم سازی سیاستگذار است. بعد از اون است که سیاستگذار با توجه به ظرفیت های مالی و نفرات و کلا ظرفیت حکمرانی, تصمیم میگره که مثلا قرنطینه در خانه های مبتلایان باشه, یا یک محله و چند بیمارستان , و یا کل شهر. اگر تعداد تلفات بیشتر با پلن قابل اجرا داشته باشیم بهتر از تعداد تلفات فرضی کمتر با پلن غیر قابل اجرا. البته اینجا هم ممکن است با ترید آف تعدادی تلفات بیشتر در برابر کاهش هزینه ها روبرو باشیم.
افراد مبتلا رو هم نباید کنار افراد سالم و پر ریسک قرار داد در حالت قرنطینه, طبق دستورالعمل های قرنطینه, بنابراین ریسک کاهش پیدا میکنه نه افزایش.
در خصوص اینکه اخلاقا سلب آزادی درست نیست با شما هم عقیده ام. همینطور هم اخلاقا سلب حیات یک جامعه از طریق عدم اجرای دستورات پزشکان درست نیست.
طبق کدام دستورالعمل؟!
چنین دستورالعملی مربوط به بیمارستان هست نه یک شهر یا منطقه جغرافیایی.
متاسفانه با قرنطینه نکردن یک منطقه کوچک الان کل کشور درگیر این ویروس هست و افراد مبتلا در کنار تمام احاد جامعه و پرریسک قرار دارند!
سود این آزادی فردی برای جامعه چ چیزی بود!؟ واضحه، پخش شدن ویروس و به خطر انداختن جان میلیونها انسان. نفعش چی بود؟! واضحه، آزادی فردی!
خوب , پزشکان برای قرنطینه کردن شهر هم
دستورالعمل دارند.
در خصوص قرنطینه حرفم این بود که باید بر اساس نظر پزشکان سیاستگذاری بنا بشود و بعدا بخاطر مسایل اجرایی میشود ا نرو تعدیل هم کرد
اما بحث آزادی که گفتم, در جواب به آقای خالقی گفتم که هرچند بهش اعتقاد دارم. بعنوان یک اصل اخلاقی, و در مقابلش یک اصل اخلاقی دیگر, یعنی حق حیات افراد یک جامعه, آوردم که بیان کنم گرچه اصل آزادی رو قبول دارم ولی اصل حفظ حیات و همینطور تقسیم کار جمعی رو هم قبول دارم. بنابراین به استناد یک اصل اخلاقی نمیشه یک اصل اخلاقی دیگر رو نادیده گرفت. حرفم عملا در پاسخ به آقای خالقی بود.
امیدوارم متوجه منظور بنده شده باشید.