سيد هادى خسروشاهى متولد ۱۳۱۷ شمسی در شهر تبريز است. سید هادی خسروشاهی تحصيلات مقدماتى خود را در شهر تبريز به پايان رسانيد و پس از مرگ پدرش در ۱۳۳۲ شمسی، در حالی که شانزده ساله بود راهی قم شد تا در حوزه علميه به فراگیری دروس سطح بپردازد.
.
از یاد نباید برد که او در نشر افکار و آثار خودش (اعم از تالیفی و ترجمه) همچون سایر روحانیان وابسته به حکومت از رانت فرهنگی وسیع در جمهوری اسلامی بهره برده است. گفتنی است که برخی از آثارش بیش از سی بار تجدید چاپ شدهاند که در جامعه ایرانی با سرانه مطالعه بسیار پایین، گرانی کتاب و کمبود کاغذ با نرخ مناسب برای عرضه به ناشران و نهایتا با توجه به دینگریزی بسیاری از نسل جوان، به برکت انقلاب دینی بهمن پنجاهوهفت، چنین آماری از بازنشر آثار یک روحانی ایدئولوگ اسلامگرا، نشاندهنده چیزی جز فساد و رانت نیست.
.
تکاندهندهترین وجه شخصیت خسروشاهی دفاع تمامقد و بیمحابای او از سلف صالح جمهوری اسلامی و روحالله خمینی، یعنی فدائیان اسلام و نواب صفوی، است. خسروشاهی حتی از بهرهگیری از وصف «تروریستی» درباره اقدامات جنایتکارانه فدائیان اسلام انتقاد کرده است. او در دیماه ۱۳۹۴ با عنوان نویسنده و محقق طی یک سخنرانی مدعی شد که اقدامات نواب صفوی بههیچوجه تروریستی نبوده بلکه اقدامات مسلحانهای بوده در چارچوب دفاع از جان و مال مسلمانان و حفظ جامعه اسلامی.
.
خسروشاهی همچنین در مصاحبه با تارنمای تاریخ ایرانی (متعلق به سید صادق خرازی از چهرههای امنیتی-فرهنگی رژیم) با وقاحت کمنظیری مدعی میشود که ترور احمد کسروی نه به دلیل چالش نظری و باورهای او بلکه به دلیل مزدوری او برای ایجاد یک دین ساختگی بوده است و از سلسله مزدوران دینساز به موسس آیین بابی و بهایی نیز اشاره میکند و کسروی را ادامه پروژه استعمار پیر نامیده است.
.
بیشتر بخوانید:
https://tavaana.org/fa/HadiKhosroshahi.
#توانا
#پروفایل
#آخوند
@Tavaana_TavaanaTech
در طول سالیان دراز در گوش ایرانیان خواندهاند که علی دوستدار ایرانیان بوده، علی به ایرانیان کمک کرده و ایرانیان هم در مقابل علی را دوست میداشتهاند. ولی تا به حال کسی به ما نگفته چرا؟ چرا علی تازی، وقتی برای هممیهنان خودش دلسوزی نمیکرد و آنها را به راحتی از دم تیغ میگذراند، به ایرانیان دلبستگی داشت!؟
طبری نقل میکند پس از سرکوب شورش استخر، علی به مردم کوفه گفت: ای مردم کوفه! شما شوکت عجمان (ایرانیان) را ببردید
:اکرمه روایت میکند
گروهی از مشرکین را نزد علی آوردند و او دستور داد آنها را بسوزانند. خبر این عمل به ابن عباس رسید و او با شنیدن این خبر اظهار داشت، هرگاه من بجای علی میبودم دست به چنین کاری نمیزدم، زیرا پیامبر الله سوزانیدن افراد را منع کرده و در این راستا گفته است: «سوزانیدن کار الله است، شما هیچکس را با مجازات الله که آتش زدن آنهاست کیفر ندهید.» بنابر این هرگاه من بجای علی میبودم، دستور میدادم آنها را بوسیلهای بغیر از سوزانیدن به قتل برسانند. از این پس هر مسلمانی که از اسلام بازگشت کرد، او را بکشید
نگاهی نو به اسلام، دکتر مسعود انصاری، صفحه ۲۴۶. نقل از صحیح بخاری ۹:۵۷ صفحه ۴۵
کتاب الطبقات ابن سعد که از منابع دست اول تاریخ اسلام است داستان ترور عثمانی بنت مروان را اینگونه نقل میکند
پس از پنج شب پیش از به پایان رسیدن ماه رمضان، در ابتدای 19 امین ماه پس از هجرت رسول الله سریه عمير بن عدي بن خرشة الخطمي برای کشتن عصماء بنت مروان از بني أمية بن زيد اتفاق افتاد
عصماء دختر یزید بن زید بن حصنالخطمی بود، او به اسلام ناسزا میگفت، به پیامبر توهین میکرد و مردم را علیه او بر می انگیخت. او چکامه هایی را می سرود. عمیر بن عدی در شب به طرف او رفت و به خانه او وارد شد. فرزندانش کنار او خفته بودند، او در حال شیر دادن به یکی از فرزندانش بود. عمیر بن عدی با دستهایش او را لمس و جستجو کرد و فرزندش را از او جدا کرد زیرا عمیر نابینا بود. او شمشیرش را در سینه عصماء فرو کرد تا جایی که شمشیر از پشت او بیرون زد. سپس نماز فجر را با پیامبر در مسجد خواند. پیامبر خدا از او پرسید، آیا تو دختر مروان را کشتی؟ او گفت آری «آیا چیزی در انتظار من است؟» پیامبر گفت «نه، دو بز نیز بخاطر او به یکدیگر شاخ نخواهند زد». این کلامی بود که از پیامبر شنیده شد، پیامبر عمیر را «بصیر» (بینا) نامید.
جالب است که وبسایت دانشنامه اسلامی این داستانها را آورده و از این کشتارها دفاع کرده
یک نمونه دیگر: ترجمه تاريخ طبری، جلد 3، برگ1131
سفر جنگى زيد بن حارثه سوى امقرفه در رمضان همين سال بود كه امقرفه، فاطمه دختر ربيعة بن بدر، را بكشت و قتل وى صورتى بسيار سخت داشت كه دو پايش را به دو شتر بستند و براندند تا به دو نيمه شد، و او پيرى فرتوت بود.
و سبب آن بود كه پيمبر زيد بن حارثه را سوى وادى القرى فرستاده بود كه با بنىفزاره رو به رو شد و جمعى از ياران وى كشته شدند و زيد از ميان كشتگان بگريخت و وردة بن عمر و يكى از مردم بنىسعد جزو كشتهشدگان بود كه يكى از مردم بنىبدر او را بكشت و چون زيد بازگشت، نذر كرد كه جنب نشود تا به جنگ فزاره رود، و چون زخم وى بهبود يافت پيمبر او را با سپاهى سوى بنىفزاره فرستاد و در وادى القرى با آنها رو به رو شد و كسان بكشت كه قيس بن مسحر يعمرى از آن جمله بود و ام قرفه و دختر او را اسير گرفت و بگفت تا او را بكشند و او را به دو شتر بست و دو نيمه كرد
بر گنبد و سیم و زر، نپرداخته است
اما عجبا که نام و آوازهی او،
یک لرزه به شیخ و زاهد انداخته است
پارسال این موقع، روحالله زم پُست بالا را در کانال آمدنیوز گذاشت.
برای هشدار به اشغالگران حکومت اسلامی برای حمایت از «روحالله زم» ، ۷ آبان روز #همبستگی_ملی سراسر ایران را پاسارگاد خواهیم کرد.
🆔 @Sedaiezam
بیا کانال حمایت از روح الله زم
✍ احمد کسروی
🔍 جستار : سه پایهی سیاست ، سرچشمهی نیروی توده ، گمراهیهای سیاسی ، آلودگیهای توده و لزوم چاره به آن ، تأثیر فرهنگ بر سیاست ، رفتار با همسایگان ، احزاب و شایندگان راهبری کشور ، استقلال ، شرط بهرهمندی از پیشرفتهای اندیشهای و دانشی جهان ، جایگاه اقتصاد کشور در کشاکش سرمایهداری و کمونیزم ، تکانی که باید خردها خورند ، همراهی با جنبشهای نیکخواهانهی جهانی ، روزهای نیکی که جهانیان را تواند بود.
📊 شمار ساتها : ۹۵
🖨 بازپسین پراکنش : فروردین 1398
🔶 این کتاب از سوی «باهماد پاکدینان» و بدست «کوشاد تلگرام» پراکنده میگردد.
https://t.me/kasravi_ahmad/714