بهمنی که خمینی ساخت! کسی که در ده سال حکمرانی او، ده ها هزار تن به «اتهامات» سیاسی - عقیدتی اعدام شدند. او از جمله عوامل تهییج صدام حسین به جنگ با ایران بود. او بارها مردم عراق را به قیام علیه صدام حسین تشویق کرد و به او بهانه برای جنگ داد. او کسی بود که جنگ را «نعمت» میدانست و کشتهشدن هزاران جوان ایرانی در او احساسی برنمیانگیخت.
خمینی شاید بیش از هر چیز با بوی خون مست میشد؛ وگرنه رضایت نمیداد که کودک-سربازان به جنگ بروند و گوشت دم توپ باشند. خمینی تجسم مرگ و اعدام بود.
طرح از بهنام محمدی
@SepehrAzadi
خاطرات مصدق نه تنها به دلیل آنکه خاطرات شخصیت سیاسی تاثیرگذاری را روایت میکرد، بلکه بدلیل روشن کردن شیوه اندیشه مشروطه خواهان مهم بود. این خاطرات در واقع روایتی خلاصه از نظریه مشروطهخواهی بود.
مصدق تا پیش از نخست وزیری، تقریبا تمامی مناصب سیاسی را تجربه کرد: از وزارت مالیه و وزارت خارجه و والیگری در فارس و آذربایجان تا نمایندگی مجلس. بخش زیادی از این نوشتهها ذکر خاطرات همین دوران است.
مصدق در این خاطرات، همچون دفاعیاتش در دادگاه نظامی؛ تاکید میکند که خواستار حکومتی مشروطه در ایران بوده است. او در تمامی این خاطرات که مخفیانه نوشته شده و امیدی هم به انتشار آن در زمان زندگیاش نداشته، سخنی درباره لزوم براندازی حکومت مشروطه سلطنتی بیان نکرده است، اما از طرفی بارها بر ضرورت اجرای قانون اساسی و تشریفاتی بودن سلطنت تاکید میکند.
البته تاکید مصدق بر قانون اساسی ازهر دو سو بود: هم مخالف تغییر حکومت مشروطه بود و هم مخالف دخالت شاه در اداره امور کشور برخلاف قانون اساسی. در جایی خطاب به شاه ایران مینویسد:" تقصیراتم فقط این بود که در زمان تصدی من شاهنشاه مثل یک پادشاه مشروطه در این مملکت سلطنت میکردند و در این مدت بنا به اطلاعات من سوءاستفادهای نفرمودند!"
" برای اینکه به کلی رفع نگرانی از اعلیحضرت بشود و دشمنان مملکت در این موقع که ما گرم مبارزه با اجنبی هستیم هر روز نتوانند ذهن ایشان را مشوب نموده اختلافی میان دربار و دولت بیندازند و از این راه به اساس نهضت ملی ضربتی برسانند این شرح را: «دشمن قرآن باشم اگر بخواهم برخلاف قانون اساسی عملی کنم و همچنین اگر قانون اساسی را نقض کنند و رژیم مملکت را تغییر دهند من ریاست جمهور را قبول نمایم.» در پشت کلام الله مجید نوشته و آن را به حضورشان فرستادم."
مصدق میافزاید:"من خدا را به شهادت میطلبم که هیچ وقت نظری برای برانداختن سلسله پهلوی نداشتم و همیشه خواهان این بودم که اعلیحضرت محمدرضا شاه طبق مقررات قانون اساسی سلطنت کند. نسبت من هم از طرف مادر به سلسله قاجار دلیل نمیشود که من با سلسله پهلوی مخالف باشم. من با خود محمدعلی میرزا که ششمین پادشاه سلسله قاجار بود مخالف بودم.
من نه فقط با جمهوری دموکراتیک بلکه با هر رقم دیگر آن هم موافق نبودم. چون تغییر رژیم موجب ترقی ملت نمی شود و تا ملتی دانا و رجالی توانا نباشند، کار مملکت به همین منوال خواهد گذشت. چه بسیار ممالکی که رژیم شان جمهوری است ولی آزادی ندارند و چه بسیار ممالکی که سلطنت مشروطه دارند و از آزادی و استقلال کامل بهره مندند. "
خاطرات و تالمات دکتر مصدق به قلم دکتر محمد مصدق- به کوشش ایرج افشار ص ۲۷۳و ۳۴۰ و ۳۷۹
بی بی سی فارسی
@mohammadmosaddegh