بهمنی که خمینی ساخت! کسی که در ده سال حکمرانی او، ده ها هزار تن به «اتهامات» سیاسی - عقیدتی اعدام شدند. او از جمله عوامل تهییج صدام حسین به جنگ با ایران بود. او بارها مردم عراق را به قیام علیه صدام حسین تشویق کرد و به او بهانه برای جنگ داد. او کسی بود که جنگ را «نعمت» می‌دانست و کشته‌شدن هزاران جوان ایرانی در او احساسی برنمی‌انگیخت.

خمینی شاید بیش از هر چیز با بوی خون مست می‌شد؛ وگرنه رضایت نمی‌داد که کودک‌-سربازان به جنگ بروند و گوشت دم توپ باشند. خمینی تجسم مرگ و اعدام بود.

طرح از بهنام محمدی

@SepehrAzadi

21 comments

Show 10 more comments
Hesam Lesnar
شاه اگر اراده میکرد میتونست با قدرت جلوی انقلاب بایسته، انقلاب از تظاهرات ۵ هزار نفری قوم و تبریز شروع شد، اونموقع هم اصلا نامی از خمینی نبود
وقتی اسم خمینی با نقشه از پیش طراحی شده قبلی توسط ابرقدرتها بر سرزبانها افتاد و بخصوص اسم اسلام وحکومت اسلامی در جامعه شیعه زده ایران آورده شدو طبق اون شعارهای پر زرق وبرق و آب وبرق مجانی وحمایت از مستًضعفین و نفت سر سفره ها توسط خمینی داده شد ، چه شاه چه غیرشاه دیگه کسی جلودارمردم ایران برای به سرکارآوردن اینها نمی شد! دوست عزیز خمینی در یک کلمه مردم ایران را گول زدشعارهای پرزر؛ق وبرق داد ودر آخرهم گفت خدعه کردم، اساس این انقلاب برپایه دروغ بود و به قول ضرب المثل قدیمی تا ثریا پایه اش برخشت کج بنا گذاشته شده
ایرانی
اینطور که تبلبغ می کنند خمینی مردم را با وعده های اقتصادی فریب داد و مردم هم فریب خوردند اگر این فرض را درست بگیریم چطور میشود وقتی عده ای معتقدند که دوره شاه وضع مردم از لحاظ اقتصادی خوب بوده با وعده اقتصادی یک اخوند فریب بخورند مثل آنکه ادمی که تا خرخره چلوکباب و پیتزا دادند خورده با وعده چلوکباب فریبش بدهند و پشت قیام مردم از مشروطه تا ۵۷ داشتن آزادی و حق انتخاب و رفاه اقتصادی و توسعه پایدار برای همه اقشار ملت نه فقط قشر خاص وابسته به حاکمیت مثل همین الان نبوده باشد
آن زمان به اندازه کافی برای مردم شغل وجود داشت و مثل عصرکنونی نبود که اکثریت جامعه به خاطر پیدا کردن کاروشغل هم که شده به تحصیل روی بیارند ، در نتیجه قشر روشنفکر وتحصیلکرده کم بود وبیشتر مردم بیسواد ویا حداقل سواد را داشتند و از طرف دیگه جامعه ما به شدت تحت تاثیر سنت ومذهب شیعی بود و طبیعی بود که فردی مثل خمینی درنقش یک روحانی آگاه و دلسوز که مثلا موردظلم شاه هم واقع شده بتونه با دادن شعارهایی با رنگ وبوی انسانی ومادی اکثریت توده مردم رو با خود همراه کنه، متاسفانه ابرقدرتها با برنامه ریزی قبلی و آشنائی کامل از جامعه ایرانی آن زمان سالهای قبل نقشه سرنگونی شاه وآوردن خمینی را کشیده بودند چطور که اورادر فرانسه پرورش دادند وبا ترتیب مصاحبه های رادیوئی وتلویزیونی وملاقات های مردمی به عنوان رهبر به مردم تحمیل کردند
این وضع تا ابد نمیتونه ادامه داشته باشه، جمهوری اسلامی وضعیت اقتصادی ومعشیتی مردم رو نشانه رفته، مردم دیریازود به اعتراضات سراسری خواهند پیوست مطمئن باشید
کیر تو روح خمینی زنا زاده 👃👃👃👃
ایرانی
F M
آن زمان به اندازه کافی برای مردم شغل وجود داشت و مثل عصرکنونی نبود که اکثریت جامعه به خاطر پیدا کردن کاروشغل هم که شده به تحصیل روی بیارند ، در نتیجه قشر روشنفکر وتحصیلکرده کم بود وبیشتر مردم بیسواد ویا حداقل سواد را داشتند و از طرف دیگه جامعه ما به شدت تحت تاثیر سنت ومذهب شیعی بود و طبیعی بود که فردی مثل خمینی درنقش یک روحانی آگاه و دلسوز که مثلا موردظلم شاه هم واقع شده بتونه با دادن شعارهایی با رنگ وبوی انسانی ومادی اکثریت توده مردم رو با خود همراه کنه، متاسفانه ابرقدرتها با برنامه ریزی قبلی و آشنائی کامل از جامعه ایرانی آن زمان سالهای قبل نقشه سرنگونی شاه وآوردن خمینی را کشیده بودند چطور که اورادر فرانسه پرورش دادند وبا ترتیب مصاحبه های رادیوئی وتلویزیونی وملاقات های مردمی به عنوان رهبر به مردم تحمیل کردند
این بیشتر نظر شماست چون شاه الهی ها این نظر را ندارند و آنزمان را از هر نظر پیشرفته میدانند و معتقدند مردم سال ۵۷ دیوانه بودند و فریب خورده و مثل همین رژیم مردم آنموقع را فتنه گر و خیلی القاب دیگر میدهند و در اینده هم همانطور که الان شاه الهی ها نمیخواهند چشمشان را به واقعیت باز کنند پس از سقوط شاهنشاهی آخوندی پاسدارها و بسیجی ها و اخوندها با درست کردن کانال ماهواره ای و گذاشتن عکس برج میلاد و نشان دادن چند جاده و پل از پیشرفت های دوره خود میگویند و خود را صاحب حق و مشروعیت نشان میدهند و از جنایات و مردم کشی ها و خفه کردن حق انتخاب و ازادی و حاشیه نشینی شهرها و بیکاری سخن نمیگویند و حاشا میکنند همانطور که شاه الهی ها برنامه های طنز همان موقع مانند ۲+۲ و مهندس بیلی و پرویز کاردان که سبک جدیدش مهران مدیری و غیره در این رژیم است را هیچوقت نمی بینند که در همان زمان مشکلات را بازگو میکرد و گوش شنوایی نبود تا یک شیخ هندی زاده بعنوان تنها گزینه موجود سوار بر موج نارضایتی عمومی شد و پایه گذار شاهنشاهی اخوند شد چون روحانیون مذهبی بویژه آخوندها در تمام طول تاریخ پا به پای شاهان که با کشتار بقدرت رسیده همکاری و شراکت داشته اند و هر موقع وضعیت عوض میشد سریع چهره عوض میکردند اما اینبار با حرامزادگی مخصوص شیخ فضل اله نوری و کاشانی به ارزوی دیرینه خود البته به لطف همکاری حکومت قبل از خود که طرح دوستی در کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ ریخته بودند رسیدند
ایرانی
دوست عزیز هیچ جامعه ای و هیچ رژیمی بدون برسمیت شناختن حق آزادی انتخاب برای مردم یا بقولی دمکراسی دوام نمی اورد ممکن است دوره ای با سرکوب و خفقان حکومت کند اما سرانجام سرنگون و بدست مردم مجازات میشود و اگر غیر از این بود کشورهای توسعه یافته مهد دیکتاتوری بودند و هر روز هم شاهد یک دگرگونی بنیادی در آن کشورهابودیم اما اعتراض هست اعتصاب هست فریاد و آتش زدن هست اما کسی بفکر انقلاب کردن نیست و سردمداران قبلی هم یا مجبور به پاسخگویی و یا استعفا میشوند اما در رژیم های دیکتاتوری و موروثی مگر میشود از مقام مادام العمر مقدس خواه شاه یا خواه آخوند خواست که پاسخگو و در دادگاه حاضر شود و یا فرد دیگری بجای او انتخاب شود؟ ایا راهی بجز انقلاب تا رسیدن به آزادی برای مردم میماند؟
ایرانی
این بیشتر نظر شماست چون شاه الهی ها این نظر را ندارند و آنزمان را از هر نظر پیشرفته میدانند و معتقدند مردم سال ۵۷ دیوانه بودند و فریب خورده و مثل همین رژیم مردم آنموقع را فتنه گر و خیلی القاب دیگر میدهند و در اینده هم همانطور که الان شاه الهی ها نمیخواهند چشمشان را به واقعیت باز کنند پس از سقوط شاهنشاهی آخوندی پاسدارها و بسیجی ها و اخوندها با درست کردن کانال ماهواره ای و گذاشتن عکس برج میلاد و نشان دادن چند جاده و پل از پیشرفت های دوره خود میگویند و خود را صاحب حق و مشروعیت نشان میدهند و از جنایات و مردم کشی ها و خفه کردن حق انتخاب و ازادی و حاشیه نشینی شهرها و بیکاری سخن نمیگویند و حاشا میکنند همانطور که شاه الهی ها برنامه های طنز همان موقع مانند ۲+۲ و مهندس بیلی و پرویز کاردان که سبک جدیدش مهران مدیری و غیره در این رژیم است را هیچوقت نمی بینند که در همان زمان مشکلات را بازگو میکرد و گوش شنوایی نبود تا یک شیخ هندی زاده بعنوان تنها گزینه موجود سوار بر موج نارضایتی عمومی شد و پایه گذار شاهنشاهی اخوند شد چون روحانیون مذهبی بویژه آخوندها در تمام طول تاریخ پا به پای شاهان که با کشتار بقدرت رسیده همکاری و شراکت داشته اند و هر موقع وضعیت عوض میشد سریع چهره عوض میکردند اما اینبار با حرامزادگی مخصوص شیخ فضل اله نوری و کاشانی به ارزوی دیرینه خود البته به لطف همکاری حکومت قبل از خود که طرح دوستی در کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ ریخته بودند رسیدند
این موارد نظر شخصی بنده نیست، نظری که دادم با توجه به مطالعاتی است که قبلا در مورد تاریخ معاصر ایران کرده ام ونظر بسیاری از کارشناسان ومفسران تاریخ همین است، دوست عزیز گروههای تندرو در هر حاکمیت وحزبی که باشند با توجه به اینکه عقاید ودیدگاههاشون افراطی و از روی یکجانبه نگری است از دید اکثریت مردم احزابی محکوم به شکست ومنسوخ شده هستند وکسی به غیر از اندک طرفدارهاشون معمولا به این دیدگاهها بها نمیده.
ایرانی
این نظر شما قبلا در سالهای ۲۹ تا ۳۲ در دوره دکتر محمد مصدق به بوته ازمایش گذاشته شد چون دکتر مصدق عمیقا به حکومت پادشاهی مشروطه اعتقاد و وفادار بود و عاشق میهن و ازادی و استقلال ایران و دیدیم که نتیجه‌ی این اعتماد به کودتای ۲۸ مرداد با همکاری سلطنت و اخوند و انکلیس و امریکا انجامید و بستن قرار داد خاینانه ۲۵ ساله کنسرسیوم نفت که با اتمامش در سال ۵۷ با سواستفاده نارضایتی گسترده مردم از سلطنت مطلقه جای آن را با شریک سلطنت یعنی آخوند و تفویض پادشاهی به آنان در تامین منافع خود اقدام کردند
ایرانی
F M
این موارد نظر شخصی بنده نیست، نظری که دادم با توجه به مطالعاتی است که قبلا در مورد تاریخ معاصر ایران کرده ام ونظر بسیاری از کارشناسان ومفسران تاریخ همین است، دوست عزیز گروههای تندرو در هر حاکمیت وحزبی که باشند با توجه به اینکه عقاید ودیدگاههاشون افراطی و از روی یکجانبه نگری است از دید اکثریت مردم احزابی محکوم به شکست ومنسوخ شده هستند وکسی به غیر از اندک طرفدارهاشون معمولا به این دیدگاهها بها نمیده.
مردم هم به حکومت های مطلقه و استبدادی با رهبران نادان العمر😁 که خود را صاحب تمام شئونات مردم و تصمیم گیری مطلق برای آنان میدانند و مخالفین را در زمان حکومت مطلقه پادشاه در دادگاه نظامی و حکومت مطلقه آخوند در دادگاههای نظامی سازمان اطلاعات سپاه محاکمه و کشتار می کنند اهمیتی نمیدهند و نتیجه اش هم همین ناچاری مردم به انقلاباتی است که اتفاق می افتد تا به ازادی و حکومت های مردم گردان=دمکراسی و فراگیر=ملی برسند
ایرانی
#مطلب_روز او تنها خواستار حکومتی مشروطه در ایران بود. او هرگز نمی خواست دودمان پهلوی را بر اندازد.
خاطرات مصدق نه تنها به دلیل آنکه خاطرات شخصیت سیاسی تاثیرگذاری را روایت می‌کرد، بلکه بدلیل روشن کردن شیوه اندیشه مشروطه خواهان مهم بود. این خاطرات در واقع روایتی خلاصه از نظریه مشروطه‌خواهی بود.
مصدق تا پیش از نخست وزیری، تقریبا تمامی مناصب سیاسی را تجربه کرد: از وزارت مالیه و وزارت خارجه و والی‌گری در فارس و آذربایجان تا نمایندگی مجلس. بخش زیادی از این نوشته‌ها ذکر خاطرات همین دوران است.
مصدق در این خاطرات، همچون دفاعیاتش در دادگاه نظامی؛ تاکید می‌کند که خواستار حکومتی مشروطه در ایران بوده است. او در تمامی این خاطرات که مخفیانه نوشته شده و امیدی هم به انتشار آن در زمان زندگی‌اش نداشته، سخنی درباره لزوم براندازی حکومت مشروطه سلطنتی بیان نکرده است، اما از طرفی بارها بر ضرورت اجرای قانون اساسی و تشریفاتی بودن سلطنت تاکید می‌کند.
البته تاکید مصدق بر قانون اساسی ازهر دو سو بود: هم مخالف تغییر حکومت مشروطه بود و هم مخالف دخالت شاه در اداره امور کشور برخلاف قانون اساسی. در جایی خطاب به شاه ایران می‌نویسد:" تقصیراتم فقط این بود که در زمان تصدی من شاهنشاه مثل یک پادشاه مشروطه در این مملکت سلطنت می‌کردند و در این مدت بنا به اطلاعات من سوءاستفاده‌ای نفرمودند!"
" برای اینکه به کلی رفع نگرانی از اعلیحضرت بشود و دشمنان مملکت در این موقع که ما گرم مبارزه با اجنبی هستیم هر روز نتوانند ذهن ایشان را مشوب نموده اختلافی میان دربار و دولت بیندازند و از این راه به اساس نهضت ملی ضربتی برسانند این شرح را: «دشمن قرآن باشم اگر بخواهم برخلاف قانون اساسی عملی کنم و همچنین اگر قانون اساسی را نقض کنند و رژیم مملکت را تغییر دهند من ریاست جمهور را قبول نمایم.» در پشت کلام الله مجید نوشته و آن را به حضورشان فرستادم."
مصدق می‌افزاید:"من خدا را به شهادت میطلبم که هیچ وقت نظری برای برانداختن سلسله پهلوی نداشتم و همیشه خواهان این بودم که اعلیحضرت محمدرضا شاه طبق مقررات قانون اساسی سلطنت کند. نسبت من هم از طرف مادر به سلسله قاجار دلیل نمیشود که من با سلسله پهلوی مخالف باشم. من با خود محمدعلی میرزا که ششمین پادشاه سلسله قاجار بود مخالف بودم.
من نه فقط با جمهوری دموکراتیک بلکه با هر رقم دیگر آن هم موافق نبودم. چون تغییر رژیم موجب ترقی ملت نمی شود و تا ملتی دانا و رجالی توانا نباشند، کار مملکت به همین منوال خواهد گذشت. چه بسیار ممالکی که رژیم شان جمهوری است ولی آزادی ندارند و چه بسیار ممالکی که سلطنت مشروطه دارند و از آزادی و استقلال کامل بهره مندند. "
خاطرات و تالمات دکتر مصدق به قلم دکتر محمد مصدق- به کوشش ایرج افشار ص ۲۷۳و ۳۴۰ و ۳۷۹
بی بی سی فارسی
@mohammadmosaddegh