در باب کرونا و ماسک های 100 هزار تومانی
گفته می شود بعد از اعلام وارد شدن کرونا به ایران برخی رندان با (سوء)استفاده از فرصت قیمت ماسک را تا چندین برابر قیمت معمول بالا برده اند و خبرها از ماسک 100 هزار تومانی می رسد، سوال اینجاست آیا چنین کاری غیراخلاقی است؟
بر خلاف آنچه بادی امر به نظر می رسد، می توان ادعا کرد پاسخ منفی است! سه دلیل می توان آورد. نخست؛ وقتی من فلان کالا را به قیمتی می خرم، معنایش اینست که آن کالا برای من ارزشی بیشتر از پولی دارد که برایش پرداخته ام، یعنی حتی در شرایطی که قیمت بالاست، باز هم در کل به سود مشتری است که خرید را انجام دهد. از آنجایی که مبادله داوطلبانه است و تفنگ روی شقیقه مشتری نگذاشته اند که حتما خرید انجام شود و دستکم او بین خریدن و نخریدن امکان انتخاب دارد، است از نظر اخلاقی منعی برای گران فروختن وجود ندارد، بدیهی است که شاید مشتری ترجیح دهد محصول را با نصف قیمت خریداری کند.
دوم، اگر قیمت حتی به زور قانون و داغ و درفش پایین نگاه داشته شود، حتی کسانی که احتیاج جدی به محصول ندارند، خواهان آن می شوند و در نتیجه شاید برای آنها که واقعا نیازمند اند، چیزی باقی نماند، ارزانی نسبی معنایش تقاضای بیشتر است و البته می دانیم که هر صفی فساد هم دارد.
سوم، قیمت بالا و سود کلان برای یک محصول، جز آنکه باعث می شود مشتریان حواسشان را بیشتر جمع کنند، در طرف عرضه هم باعث می شود که رندان سودجو میزان عرضه را افزایش دهند، وقتی محصولی سود خوبی داشته باشد، کسانی پیدا می شوند که از زیرسنگ و حتی به زور قاچاق و مانند آن عرضه به بازار را افزایش دهند و این البته معنایش قیمت پایین تر و در دسترس بودن محصول برای تعداد بیشتری است.
با این وصف می توان گفت حتی کسانی که توان خرید فلان محصول را ندارند، از سیستمی که قیمت ها را آزاد می گذارد تا عرضه و تقاضا کار خود را بکنند بهره مند می شود. حالا فرض کنید دولت بخواهد مداخله کند، یحتمل کار موثری جز اجبار به عرضه بیشتر و کاهش تقاضای "غیرضروری" نمی تواند بکند، این هم خیلی اوقات به لحاظ فنی ناممکن است، زیرا منابع تولیدی در دسترس مشخص و محدود اند و نمی توان یکشبه افزایش ظرفیت جدی برای عرضه داشت و البته تفکیک تقاضای "ضروری" از "غیر ضروری" هم بسیار دشوار. حالت دیگر می تواند این باشد که به جای کالاهای دیگر، همه امکانات تولید به صورت اجباری روی تولید کالای "ضروری" در حال حاضر متمرکز شود که به معنای کمبود کالاهای دیگر برای کسان دیگر است. وانگهی اگر هدف اینست که در صورت آزاد بودن قیمت ها همین کار را خود سازوکار عرضه و تقاضا بدون نیاز به مداخله دولت به خوبی انجام می دهد، هزینه اعمال قانون و فساد هم پایین تر است و ماندگاری بیشتری هم دارد، این را هم یادمان نرود که مبادله در بازار اساسا بلندبرد است و به خاطر منفعت کوتاه مدت، آدم های حتی سودجو خودشان را برای آینده بدنام نمی کنند. والله اعلم.
http://bit.ly/32eZWlDکانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
ویروس مرز نمی شناسد. مثل هوا. اگر افراد و اقشار ضعیف جامعه به خاطر ناتوانی در خرید ماسک و مراقبت های بهداشتی الوده شوند. این الودگی رو به همه جامعه منتقل می کنند. حتی اونی که پولداره و ماشین سه میلیاردی سوار میشه اونم هم امنیت بهداشت و روانی و اجتماعیش رو از دست میده.
اگر ویروس در سطح شهر گسترش پیدا کنه و اپیدمیک شود موسسات مالی و کاری هم تعطیل می شوند و دارندگان ماشین های سه میلیاری هم بیزنسشون رو از دست می دهند.
مثل هوا!
الان موتورسیکلت های کاربراتوری که بچه های پایین سوار می شوند برابر با 12 تا ماشین الودگی تولید میکند.
و الودگی در سطح شهر برای پولدار و بی پول تقریبا یکسان و رایگان توزیع می گردد.
یه جاهایی هزینه های عمومی سود همگانی دارد.
یعنی نه به دلایل نوع دوستانه. حتی اگر صرفا خودمان را مبنا قرار دهیم برای امنیت و ارامش و تداوم سود نیاز داریم جامعه بالانس باشد.
اگر خیلی به ضعفا بی توجهی کنیم هر از گاهی شورش می کنند و شهر رو به هم می ریزند و موفقان رو فراری می دهند.
به این امید قیمت را بالا می برد که امید دارد اگر یکی از او نخرید، دیگری هست که
بیشتر ماسک را می خواهد و حاضر است حتی پول بیشتر بدهد، پس تعداد افراد درگیر در
موضوع محدود به دو نفر نیست، در نمونه ای که آوردید قضیه محدود به دو نفر است و
علی الاصول اگر راننده جرثقیل را عاقل فرض کنیم، او هم دو انتخاب بیشتر ندارد می
تواند چیزی گیرش نیاید یا حداقل مبلغی کاسب شود و بعید است امیدوار باشد که
بنزسوار دیگری در آینده نزدیک جلوی او سبز شود تا پول میلیاردی به جیب بزند. با
پول بسیار کمتر معامله نجات جوش می خورد. باز برای نزدیک شدن به مثال اصلی فرض
کنید به جای یک بنز سوار، دو سه مورد اورژانسی جلوی روی او قرار می گرفت و فقط
امکان کمک به یکی از آنها را داشت، دقیقا باید چه کار می کرد؟ اگر کسی که بالاترین
قیمت را پیشنهاد می داد می پذیرفت، مناسب بود؟
نکته اساسی هم اینست که ما از اصول حرف می زنیم
نه بررسی خاص هر موضوع، فرض کنید واقعا این مبادله انجام شود و بنز سوار 1.5
میلیارد را بپردازد، از نظر اقتصادی معنایش اینست چیزی را به دست آورده است که
ارزش گذشتن از آن پول را داشته است. توافقی صورت گرفته است، هرچند طرف شاید علاقه
مند بود مبلغ بسیار پایین تری بپردازد یا اصلا نپردازد. اینکه میزان
"منصفانه" چقدر باشد تا چنین معامله ای را مطلوب بدانیم هیچ معیاری جز
همان پرداخت مشهود آن نداریم. باز بر طبق استدلال سوم متن می شود ادعا کرد، اگر
این پرداخت انجام شود و جان یک نفر نجات پیدا کند، احتمالا تعداد رانندگان جرثقیل
سودجو که دنبال طعمه اند، در جاده ها افزایش پیدا می کند که همین می توان جان
بسیاری ادم ها را در آینده نجات دهد و آنها کمتر بپردازند
ثانیاً، شاید در تکستبوکهای اقتصادی افزایش قیمت به طور اجتنابناپذیری به افزایش عرضهٔ کالا منجر بشه اما هیچ تضمینی وجود نداره که در "عالم واقعیت" افزایش قیمت فوراً به افزایش عرضه منجر بشه. این ادعا مرتبط به جهان تخیلیِ "با فرض ثبات سایر شرایط" هست که از قضا این شرایط هیچ وقت ثابت نیست. این قیمت گزاف، بازتابی از قدرت بازاری هنگفت عرضهکننده هست با ترکیبی از سوداگری و احتکارگری. آیا برای افزایش عرضه یک کالا باید قیمت چندینوچند برابر بشه واقعاً؟ یا کافیه تنها افزایش ملایمی داشته باشه؟ حتی اگر عرضه هم افزایش پیدا کنه، از کجا معلوم که سوداگری و احتکار، دوباره عرضهٔ محصول به بازار رو کاهش نده و قیمتها رو همچنان در سطوح بالایی حفظ کنه؟ موافق اِعمال سقف قیمت سفتوسختی (مثلاً به قیمت قبل از بحران) نیستم اما این بدان معنا نیست که باید دست روی دست گذاشت. دولت میتونه این کالا رو به قیمت بازار بخره و به قیمت مقرونبهصرفهای به افراد نیازمند عرضه کنه. در بلندمدّت همه ما به رحمت خدا رفتهایم، در چنین شرایط بغرنجی که اختلاف بزرگی میان بازده خصوصی و بازده اجتماعیِ یک فعالیت اقتصادی وجود داره، کنشگری دولت اجتناب ناپذیره.
با نگاهی به تفکر استاد عزیز اقای خالقی میشه دلیل این همه مخالفت و دشمنی گروهی از حاکمان وسیاست مداران و رهبرانشان در کشور رو نسبت به غرب و تفکر سرمایه داری فهمید،
حالا شاید بهتر فهمید چراوبه چه دلیل امثال رسایی و زاکانی باان خشم و غضب به امثال کرباسچی ویا گروهی از اصلاحطلبان حمله میکنند و از خطرناک بودن تفکر این مدیران وسیاستمداران برای مردم و کشور میگویند
اصلا بحثی راجب درستی این نظر یا نظر مخالفش یا این گروه یا ان گروه ندارم
فقط میخوام بگم ک امثال کرباسچی شهامتش را ندارند ک همچون استاد خالقی شفاف و خیلی واضح نظرشون رو بیان کنن
دوم بر فرض که این افزایش قیمت حاصل حداکثرسازی سود شخصی بنگاه های خرد باشد، در این صورت باز مسئله مطرح اینست که آیا افزایش قیمت لزوما به افزایش عرضه می انجامد و اگر بله در چه مدت زمانی ؟ در مدلی که بر مبنای آن بحث میکنین ابتدا تعدادی پیش فرض مطرح است تا مکانیسم بازار بتواند به درستی و درونزا عمل نماید که از قضا در ایران هیچ کدام از پیش فرض های مدل را نداریم، باز فرض میگیرم که بستر هم مهیا باشد؛ افزایش عرضه کی محقق خواهد شد ؟
در بلند مدت
حال در کوتاه مدت که نیاز به پیشگیری از همه گیری این بیماری وجود دارد ما منابع محدود مان را به دارا های جامعه تخصیص دادیم ،آیا این تخصیص بهینه است؟ مشخصا خیر چون اولویت تخصیص باید با بیماران و همراهان آنها باشد که احتمالا در دوره کمون هستند و قابلیت انتقال بالا به جامعه را دارند. در داخل سیستمی که مطرح مینمایید همچین افرادی اگر وسع مالی پایینی داشته باشند استفاده ای از ماسک نخواهند نمود و شاهد همه گیری بیماری و زیان کلان و غیرقابل جبران برای جامعه خواهیم بود بنابراین به نظر من مثال ماسک یکی از مصداق های شکست بازار و تخصیص نابهینه است .البته در سوی مقابل تنها امیدی که به دولت ها میتوان داشت امید به وخیم تر کردن شرایط عمومی جامعه هست و هیچ وقت دخالت دولت را راهکار نمیبینم بلکه وضعیت موجود را نتیجه انحصارهای کلان میدانم.ولی امیدی به مکانیسم بازار نیز برای اصلاح ساختارهای موجود ندارم.
می کنید. من این طور می فهمم که یک مطلوبیتی برای همه و حتی فروشندگان ماسک (و حتی
در بدترین حالت فروشنده انحصاری) وجود دارد که این بیماری به حد غیرقابل کنترلی
گسترش نیابد، می توان فرض کرد بسیاری افراد که توان خرید دارند تعداد زیادتری از
ماسک ها را خریداری کنند و در اختیار بقیه قرار دهند، چیزی که اگر فرض کنیم خود عرضه
کننده کالا (اینجا ماسک) زیر بارش نرود، در بحران ها از طرف شرکت های دیگر و خیرین
بارها اتفاق می افتد، زیرا مطلوبیت برخورداران هم در اینست که گسترش بیماری کنترل
شود. در واقع اگر دنبال مقصر هم هستیم ربطی به بازار و عرضه و تقاضا ندارد، مشکل
از ارزش های آدم هاست، بازار با توجه به رجحان های افراد منابع را تخصیص می دهد،
اگر این رحجان ها برای به اصطلاح خیرجمعی باشد بازار هم به بهترین نتیجه را بار می
آورد، اگر هم نباشد که دولت هم از پس کار بر نخواهد آمد و البته در "غیراخلاقی"
بودن مداخله آن که ظاهرا اختلافی نداریم. از آن سو می دانیم که حتی در صورت موقعیت
انحصاری تولیدکننده از حدی بیشتر نمی توان بر قیمت افزود، زیرا اگر قیمت زیادی
بابا باشد، راهکارهای جایگزین یافته خواهد شد و فروشنده سودجو نمی تواند به مراد
دل برسد (چنانکه همین الان هم ویدئو ساخت ماسک از دستمال دست به دست می شود و
البته راهکارهای ابتکاری دیگر هم وجود دارد). پیش فرضی که من دارم اینست که اگر
مطلوبیتی وجود داشته باشد که علی الظاهر در این مورد برای همه افراد هست، کسانی
هستند که برای برآوردن این مطلوبیت پول پرداخت کنند، حتی اگر خطر سواری مجانی و
مانند آن وجود داشته باشد (استدلالی مشابه در کانال در مورد کالای عمومی و نمونه
فانوس دریایی هست)، اگر هم پرداختی به کلی انجام نشود که اساسا نمی تواند در مورد
مطلوب بودن فلان کالا یا خدمت حرف زد. از این جهت به نظر من همچنان استدلال هایی
که امد موجه است
ولی پیشرفت کردی! اون دفعه که مثل خر تو گل موندی رفتی تو غار چند هفته. الان خودتو زدی به اون راه و جواب نمیدی 😁 منم زیر بارون بودم اگه اسنپ پنجاه تومنی رو قبول نمیکردم کرونا میگرفتم راضی نبودم اما مجبور بودم چرا این پاپا دولتت نمیاد حق منو بگیره؟ از اونور راننده اسنپم میگه راضی نبودم زیر بارون تو این ترافیک و سرما با این نرخ کار کنم اما مجبور بودم بچه هام نون شب نداشتن خودم هزار تا قسط و بدبختی دارم وگرنه نرخ واقعیش دو برابر اینه به پاپا دولت بگین بیاد حق منو بگیره! خب حالا پاپا دولت شما طرف کدومو میگیری؟ دستگاه بدبختی سنجت رو بیار ببینیم.
الحق که راست میگن مارکسیسم مذهب حسادت و حقارته
آب واجبه برق واجبه غذا واجب نیست؟ میوه ها و انواع خوراکیها نیست؟ نون نیست؟ گوشت و مرغ نیست؟ شیر و لبنیات؟ بهداشت و سلامت نیست؟ امنیت و قضاوت نیست؟ آموزش نیست؟ مگه همین آموزش عامل اختلاف طبقاتی نمیشه؟ لوازم التحریر و کاغذ و قلم نیست؟ ماسک و دارو؟ نواربهداشتی؟ پوشک؟ شیرخشک؟ مسکن و سقف بالاسر؟ لباس؟ سوخت و انرژی؟ مستمری بازنشستگی؟ حقوق کارگر بدبخت؟ درآمد پایه همگانی؟ حدیقفت کجاست جوجه کمونیست چکمه لیس دولت؟ هر کدومو بگی نیست من ادله میارم که هست.
اصلا اینها به کنار خودت نوشتی: "شبیه زمانیه که یک فرد فقیرِ درمانده، ناچار میشه به یک نزولخوار برای اجارهٔ سرمایه به بهایی گزاف رجوع کنه" آخی! بیچاره فقیر درمونده! میخواد سرمایه اجاره کنه! باید با بهره پایینتر از نرخ تعادلی بازار بهش بدن. 😂 اولا اون وام ها از سپرده های مردم فلک زده است که دستشون به جایی بند نیست میذارن بانک، در مقابل اغلب وام گیرنده ها ذینفوذها و رانت دارها و رفقای بانکدارا و دولتمردانی هستن که لیسیدن چکمه هاشون رو دوست داری دوما سرمایه که از آسمون نمیباره کودن. اگه نرخ بهره رو به نسبت نرخ بازار بیاری پایین تقاضای وام بیشتر میشه و عرضه سرمایه کمتر. حالا خیلیا وام با نرخ پایین رو میخوان باید به کی بدیمشون؟ پس رانت بوجود میاد کی تعیین کننده است؟ همون دولتمردای سلیم النفس و فرشته معصومی که دنبال نفع شخصی و پارتی بازی و رشوه ستانی نیستن.
ما تو دنیایی با منابع محدود و نیازهای نامحدودیم نه تو بهشت عدن!
به قول فریدمن، اقتصاددانا شاید چیز زیادی ندونن، ولی بهخوبی میدونن که مازاد و کسری رو چطور ایجاد کنن. سقف قیمت، کسری بهوجود میاره؛ و کف قیمتی، مازاد ایجاد میکنه. فرضا عرضه و تقاضای ماسک، با قیمت فعلی، تو موازنه است. بعد دولت سقف قیمتی پایینتر از قیمتِ جاری تعیین میکنه در این صورت عرضهی ماسک کم میشه، ولی تقاضای اون زیادتر میشه نتیجه تقاضای مازاد و قفسه های خالیه. هرچند برخی مصرفکنندگان (از مابهترون و رفقای توزیع کنندگان و...) بخت خریدِ ماسکهای ارزون رو پیدا میکنن ولی بقیه دست خالی میمونن.
پرسیدم: "بگو ببینم حد بهینه تامین امنیت و قضاوت و زیرساختها! چقدره؟ از کجا درمیاریش و میفهمی بازار توش شکست خورده؟ همینو ثابت کنی حله 😁 کجا غیر از برایند کنشها و مبادلات آزادانه حد بهینه تامین یک کالا و اختصاص منابع بهش رو معلوم میکنه؟"
بدو منتظریم دوزاری چکمه لیس بیسواد! حیف استخونی که دولت از ما بدزده جلوی دوزاریای بیسواد عاجز از جوابی مثل تو بندازه 😁
بعد چرا از مال اتریشیا میری بالا؟ نوشتی: "این ادعا مرتبط به جهان تخیلیِ "با فرض ثبات سایر شرایط" هست که از قضا این شرایط هیچ وقت ثابت نیست" تو که مثل سگ ترسیدی در رفتی از گروه اتریشی بزدل! واسه چی توف ما رو قرقره میکنی؟ 😂 نگفتی پول مالیات ما رو میدزدی که بری تو آموزش دولتی خزعبلات رو خزئبلات بنویسی؟ 😅 بابا انقدر سوادتو و ورشکستگی آموزش اربابت دولت رو به رخ نکش!
خب اون یکی سوال چی شد؟ قضیه من و راننده اسنپ اربابات تو دولت طرف کدوممون رو باعاث بگیرن؟
اون یکی سوالم جواب ندادی: حدیقف تامین و توزیع توسط دولت و مداخلاتش کجاست؟ کدوم یکی از اونها که شمردم واجب نیست؟ 😁
اونها که سهم اعظم بازار رو تصاحب میکنن حتما کیفیت بهتر یا قیمت بهتری داشتن که مردم با میل خودشون با پول خودشون هر روز تو بازار بهشون رای دادن مگه اینکه اربابات تو دولت مداخله کرده باشن و با قانونگذاری و مداخله و مجوزهای انحصاری و رانت اطلاعاتی و وامهای مفتی و. رقبا رو از میدون خارج کرده باشن وگرنه تو بازار کج بری مثل نوکیا اوت میشی. اگه بنگاهی ارزونتر و باکیفیت تر میده سهم بازار نوش جونش و الا بازار پر گرگه که سود رو بو میکشن ببینن تو داری تو این صنعت برد میکنی سریع دست بکار میشن و اگه دولت و قوانینش بذارن میندازنت به چالش رقابت و قیمت شکسته میشه.
بعدشم از همه مهمتر تو بعنوان ناظر بیرونی چطوری تشخیص میدی این وضع انحصار رو؟ داستان تخیلی نباف! تولید زمانبره و هزینه هاش مقدم بر فروش و اعلام تمایل و نظر مشتریاست پس منحنی هزینه و منحنی تقاضا همزمان وجود ندارن. هر کارآفرینی ممکنه موقع فروش با حجم مشخصی که تولید کرده بفهمه انتظاراتش غلط بوده و درآمدش کمتر از برآورد بوده و فکر کنه اگه کمتر تولید میکرد وضعش بهتر بود و زیانش کمتر بود (تقاضا برخلاف پیش بینی از نقطه خاصی به بعد بی کشش از آب در اومده) و بخواد تولیدش رو کاهش بده سوال مشخصم اینه شما بعنوان ناظر بیرونی چطور میتونی این حالت رو از شرایطی که قیمت انحصاری میدونی تمیز بدی؟ با کاهش تولید پیش بینی کارافرین اینه که قیمت بالا میره چرا این افزایش در صورت تحقق رو بعنوان ناظر خارجی قیمت انحصاری میدونی نه حرکت از قیمت زیررقابتی به قیمت رقابتی؟ درواقع ما فقط قیمت بازار آزاد داریم و نه قیمت انحصاری و غیرانحصاری.
اما بحث قیمت برایند عرضه و تقاضا رو کافیه قدرت و بازار روتبارد و یا اسرار بانکداریش رو بخونی تا خاص جریان اصلی ندونیش (چه رسد به بقیه اتریشیها که نزدیکتر به جریان اصلیند مثل گریسون و کرزنر)
سندیکای بدون تعدی به مالکیت دیگر کارگران و کارفرمایان ایرادی نداره. درآمد کارگران وابسته به هزینه فرصت کارشون تو اون بازاره
"بهره های گزاف!" من نمیدونم چرا از دید ناظر بیرونی نمیبینی؟ همش با ذهنیت چپ زده یکطرفه میبینی؟ کی تعیین میکنه کدوم بهره گزافه؟
"رانت اطلاعاتی در بازار"! اگه رانت حاصل از دولته که ایراد به اربابت وارده وگرنه که بازار مکانیسم کشف و انتشار دانشه شما نه موقع خریدن گوشت اندازه قصاب اطلاع داری نه موقع خریدن نون و نه موقع خرید ماشین و نه... مزخرفات جریان اصلی ورشکسته رو تکرار نکن
در مورد بانک و غیر بانک حقیقی و حقوقی بودن شخص چه تفاوتی تو اصل موضوع میکنه؟ تو بازار آزاد با پولطلا و بدون حمایت دزدای بانک مرکزی و ماشین چاپ پول دولت مسلمه که وام دهنده مثل هر بنگاهی هزینه/فایده میکنه و نرخ وام رو بر مبنای نفع خودش و ریسک برگشت پول پیشنهاد میده و وام گیرنده میتونه بپذیره یا رد کنه و بره سراغ بقیه البته اگه #ناچار 😃 نباشه. آخی!
"بهره های استثماری"؟! ایضا مثل "بهره های گزاف" بار ذهنیت چپ زده کلمات!
همه در چارچوب خونواده نهایتا سوسیالیستن بله سعی میکنن زرنگ باشن و به نفع خودشون و خونوادشون کار کنن زیاد حرص نخور و حسودی نکن! این فطرت بشره! نکنه دولت توتالیتر مائو و استالین و خمرهای سرخ باید بیاد انسان تراز نوین بسازه؟ دوباره نری تو غار! جوجه کمونیست بیسواد سگ دست آموز دولت 😄
و انقدر هم گوسفند پرادعایی هستی که نمیدونی ادعای عدم وجود "با فرض ثبات شرایط"، سندش رو به نام اتریشیا نزدن. اقتصاد رفتاری هم این مسئله رو بهش پی برده بوده! چشم کورتو هم بیشتر وا میکردی میدیدی که نوشتم هرعرضهکننده کالاوخدماتی (ازجمله حملونقل) اگر درمواجه با تشدید ضرورت اون محصول در نزد جامعه، قیمت گزافی مطالبه کنه، این عمل فرقی با دزدی نداره. در دیستوپیای لیبرتارین، حتی اگر این مبادله دهن خودتو هم سرویس کنه، بازم این مبادله داوطلبانهس؟
مهم نیس که تصاحب سهم بازار از طریق عرضه محصول بهتر ممکن شده چراکه بعد از تصاحب سهم اعظم بازار (به هرطریق)، اونوقت میتونی عرضه رو کاهش بدی و قیمتو بالا ببری. درخصوص قصه نوکیا که تو و باقی لیبرتارینا باتعریفش به ارگاسم میرسین، باید بگم که مونوپلیستی از بین رفته و اُلیگوپولیستهای دیگری جایگزینش شدند. گوگل بدلیل رفتارای ضدرقابتی دربازار موبایل توسط اتحادیه اروپا جریمه سنگینی شد. حتی اگر دریک بازار اگر چند بنگاه هم وجود داشته باشند، اما سهم اعظم بازار تحت سلطه ۲-۳ بنگاه باشه، بازهم این بازار غیررقابتیه. شاخص اچ اچ آی رو سرچ کن تا بفهمی. این افسانه که گرگها بو میکشن و.. جهت اطلاعت بگم که بازارها به این راحتیاهم رقابتی نمیشن. بنگاههای انحصارگر دائماً تلاش میکنن که موانعی بر راه ورود به بازارها برپا کنند. (وارن بافت به این مسئله اذعان کرده.) موانعی مثل ادغام پیشگیرانه، شکایت علیه بنگاه جدید به بهونه نقض مالکیت فکری، و قیمتگذاری یغماگرانه (که بنگاه جدید رو نابود میکنه). ورود به برخی از بازارها هم پرهزینهس و کارافرینان بالقوه رو دلسرد میکنه، مثل بازار هواپیما بدلیل هزینهی سنگین طرّاحی و آزمایش هواپیما، هزینههای سنگین تبلیغات در بازارهای نوشیدنی و بازار نرمافزار (مصرفکنندها تنها به برخی نوشیدنیها و برخی نرمافرارها مثل وُرد و..وفاداری یافتهاند). پس بازارها میتونن انحصاری باقی بمونن. وارد بحث صرفهبهمقیاس و انحصار طبیعی هم نمیشم که موجب ریشهدوانی انحصار در بازار میشه. (درضمن من دانشگاه دولتی نیستم که اینقدر دربارش پارس میکنی😃)
بهره ۷۰ درصدی در بازار نزول، بهره گزافی نیست؟ خودت از همین شیوه جیب فقرا رو میزنی و فکر میکنی نرخ بدیهیه؟ با سندیکا هم مشکلی نداری پس؟! تف تو روی آدم دروغگو 😀! چرا پس هایک و میزس اینهمه درنوشتههاشون بدگویی میکردن ازش؟ ذهنیتت فرقی با اونا داره؟ انقد عصبی و هیجانی بودی که حتی فرق بانک، و نزولخواری که پول خودشو وام میده نفهمیدی ابله. اتفاقاً بخاطر عدم تقارن اطلاعاتِ بانک و قرضگیرنده، بانکها غالباً ریسک رو بیشازحد تخمین میزنند و بدینخاطر بهره قابلتوجهی رو مطالبه میکنن (یا اینکه از وامدهی به تهیدستان صرفنظر میکنن. این مسئله نمودی از شکست بازار پول آزاده). زمانی صنعت گوشت آمریکا بدلیل انحصار و عدم تقارن اطلاعات، گوشت ناسالم میفروخت تا اینکه با مقرراتگذاری مشکل حل شد. اگر به جای استدلال دوباره لجنپراکنی کنی، مشخصه نمیخوای قانع شی و منم حوصله قانع کردنتو ندارم، بازم میگم اگر مداخله دولت رو نپذیری، باید برای جف بیزوس دُلا بشی و آینهبغلشو لیس بزنی تا امنیتتو تامین کنه. خود دانی 😊