در باب کرونا و ماسک های 100 هزار تومانی

گفته می شود بعد از اعلام وارد شدن کرونا به ایران برخی رندان با (سوء)استفاده از فرصت قیمت ماسک را تا چندین برابر قیمت معمول بالا برده اند و خبرها از ماسک 100 هزار تومانی می رسد، سوال اینجاست آیا چنین کاری غیراخلاقی است؟

بر خلاف آنچه بادی امر به نظر می رسد، می توان ادعا کرد پاسخ منفی است! سه دلیل می توان آورد. نخست؛ وقتی من فلان کالا را به قیمتی می خرم، معنایش اینست که آن کالا برای من ارزشی بیشتر از پولی دارد که برایش پرداخته ام، یعنی حتی در شرایطی که قیمت بالاست، باز هم در کل به سود مشتری است که خرید را انجام دهد. از آنجایی که مبادله داوطلبانه است و تفنگ روی شقیقه مشتری نگذاشته اند که حتما خرید انجام شود و دستکم او بین خریدن و نخریدن امکان انتخاب دارد، است از نظر اخلاقی منعی برای گران فروختن وجود ندارد، بدیهی است که شاید مشتری ترجیح دهد محصول را با نصف قیمت خریداری کند.

دوم، اگر قیمت حتی به زور قانون و داغ و درفش پایین نگاه داشته شود، حتی کسانی که احتیاج جدی به محصول ندارند، خواهان آن می شوند و در نتیجه شاید برای آنها که واقعا نیازمند اند، چیزی باقی نماند، ارزانی نسبی معنایش تقاضای بیشتر است و البته می دانیم که هر صفی فساد هم دارد.

سوم، قیمت بالا و سود کلان برای یک محصول، جز آنکه باعث می شود مشتریان حواسشان را بیشتر جمع کنند، در طرف عرضه هم باعث می شود که رندان سودجو میزان عرضه را افزایش دهند، وقتی محصولی سود خوبی داشته باشد، کسانی پیدا می شوند که از زیرسنگ و حتی به زور قاچاق و مانند آن عرضه به بازار را افزایش دهند و این البته معنایش قیمت پایین تر و در دسترس بودن محصول برای تعداد بیشتری است.

با این وصف می توان گفت حتی کسانی که توان خرید فلان محصول را ندارند، از سیستمی که قیمت ها را آزاد می گذارد تا عرضه و تقاضا کار خود را بکنند بهره مند می شود. حالا فرض کنید دولت بخواهد مداخله کند، یحتمل کار موثری جز اجبار به عرضه بیشتر و کاهش تقاضای "غیرضروری" نمی تواند بکند، این هم خیلی اوقات به لحاظ فنی ناممکن است، زیرا منابع تولیدی در دسترس مشخص و محدود اند و نمی توان یکشبه افزایش ظرفیت جدی برای عرضه داشت و البته تفکیک تقاضای "ضروری" از "غیر ضروری" هم بسیار دشوار. حالت دیگر می تواند این باشد که به جای کالاهای دیگر، همه امکانات تولید به صورت اجباری روی تولید کالای "ضروری" در حال حاضر متمرکز شود که به معنای کمبود کالاهای دیگر برای کسان دیگر است. وانگهی اگر هدف اینست که در صورت آزاد بودن قیمت ها همین کار را خود سازوکار عرضه و تقاضا بدون نیاز به مداخله دولت به خوبی انجام می دهد، هزینه اعمال قانون و فساد هم پایین تر است و ماندگاری بیشتری هم دارد، این را هم یادمان نرود که مبادله در بازار اساسا بلندبرد است و به خاطر منفعت کوتاه مدت، آدم های حتی سودجو خودشان را برای آینده بدنام نمی کنند. والله اعلم.

http://bit.ly/32eZWlD

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

51 comments

Show 4 more comments
Mehdi
بقدرتی این استدلال عجیب و ضد انسانیست که من گمان میکنم جنابتان با خوانندگان در حال مزاح هستید. یا میخواهید سنجشی از افکار و عقاید حداقلی انسانی انجام دهید.امید دارم که اینگونه باشد
Mehdi
بقدرتی این استدلال عجیب و ضد انسانیست که من گمان میکنم جنابتان با خوانندگان در حال مزاح هستید. یا میخواهید سنجشی از افکار و عقاید حداقلی انسانی انجام دهید.امید دارم که اینگونه باشد
زنده باشید، ویدئو را ببینید شرحی از نگاه لیبرتارین به قضیه، متن از همان گرفته شده است و البته در موارد بسیاری مثل گرانفروشی در کارترینا تکرار شده است
درود بر شما
یک منطق اقتصادی در سطح کلان خودش موجه به نظر می رسد.
اما در ابعاد کوچکتر و موردی باید دید چجوری کار می کند.
می توان هر طوری مثال زد.
باید دید چه پاسخی برای موارد مختلف و مثالهای مخلتف می توان پیدا کرد.
فرض کنیم یک فرد موفق یک ماشین بنز 3 میلیارد تومانی سوار شده و به مسافرت می رود.
بین راه برف شدیدی راه رو بند می اورد و در جاده می ماند.
این شخص برای نجات جان خودش می ارزد که هر کاری بکند.
حالا یه جرثقیل پیدا میشه و می گوید من 1.5 میلیارد تومان می گیرم و ماشین شما رو از روی گردنه به پایین می اورم.
در ان لحظه ان شخص انتخاب دیگری ندارد. یا مرگ یا پرداخت یک و نیم میلیارد تومان.
اینو چجوری میشه تبیین کرد؟
یه نکته ریز دیگه هم هست!
ویروس مرز نمی شناسد. مثل هوا. اگر افراد و اقشار ضعیف جامعه به خاطر ناتوانی در خرید ماسک و مراقبت های بهداشتی الوده شوند. این الودگی رو به همه جامعه منتقل می کنند. حتی اونی که پولداره و ماشین سه میلیاردی سوار میشه اونم هم امنیت بهداشت و روانی و اجتماعیش رو از دست میده.
اگر ویروس در سطح شهر گسترش پیدا کنه و اپیدمیک شود موسسات مالی و کاری هم تعطیل می شوند و دارندگان ماشین های سه میلیاری هم بیزنسشون رو از دست می دهند.
مثل هوا!
الان موتورسیکلت های کاربراتوری که بچه های پایین سوار می شوند برابر با 12 تا ماشین الودگی تولید میکند.
و الودگی در سطح شهر برای پولدار و بی پول تقریبا یکسان و رایگان توزیع می گردد.
یه جاهایی هزینه های عمومی سود همگانی دارد.
یعنی نه به دلایل نوع دوستانه. حتی اگر صرفا خودمان را مبنا قرار دهیم برای امنیت و ارامش و تداوم سود نیاز داریم جامعه بالانس باشد.
اگر خیلی به ضعفا بی توجهی کنیم هر از گاهی شورش می کنند و شهر رو به هم می ریزند و موفقان رو فراری می دهند.
Vahid
درود بر شما یک منطق اقتصادی در سطح کلان خودش موجه به نظر می رسد. اما در ابعاد کوچکتر و موردی باید دید چجوری کار می کند. می توان هر طوری مثال زد. باید دید چه پاسخی برای موارد مختلف و مثالهای مخلتف می توان پیدا کرد. فرض کنیم یک فرد موفق یک ماشین بنز 3 میلیارد تومانی سوار شده و به مسافرت می رود. بین راه برف شدیدی راه رو بند می اورد و در جاده می ماند. این شخص برای نجات جان خودش می ارزد که هر کاری بکند. حالا یه جرثقیل پیدا میشه و می گوید من 1.5 میلیارد تومان می گیرم و ماشین شما رو از روی گردنه به پایین می اورم. در ان لحظه ان شخص انتخاب دیگری ندارد. یا مرگ یا پرداخت یک و نیم میلیارد تومان. اینو چجوری میشه تبیین کرد؟
این دو با هم به کلی متفاوت اند، فروشنده ماسک
به این امید قیمت را بالا می برد که امید دارد اگر یکی از او نخرید، دیگری هست که
بیشتر ماسک را می خواهد و حاضر است حتی پول بیشتر بدهد، پس تعداد افراد درگیر در
موضوع محدود به دو نفر نیست، در نمونه ای که آوردید قضیه محدود به دو نفر است و
علی الاصول اگر راننده جرثقیل را عاقل فرض کنیم، او هم دو انتخاب بیشتر ندارد می
تواند چیزی گیرش نیاید یا حداقل مبلغی کاسب شود و بعید است امیدوار باشد که
بنزسوار دیگری در آینده نزدیک جلوی او سبز شود تا پول میلیاردی به جیب بزند. با
پول بسیار کمتر معامله نجات جوش می خورد. باز برای نزدیک شدن به مثال اصلی فرض
کنید به جای یک بنز سوار، دو سه مورد اورژانسی جلوی روی او قرار می گرفت و فقط
امکان کمک به یکی از آنها را داشت، دقیقا باید چه کار می کرد؟ اگر کسی که بالاترین
قیمت را پیشنهاد می داد می پذیرفت، مناسب بود؟

نکته اساسی هم اینست که ما از اصول حرف می زنیم
نه بررسی خاص هر موضوع، فرض کنید واقعا این مبادله انجام شود و بنز سوار 1.5
میلیارد را بپردازد، از نظر اقتصادی معنایش اینست چیزی را به دست آورده است که
ارزش گذشتن از آن پول را داشته است. توافقی صورت گرفته است، هرچند طرف شاید علاقه
مند بود مبلغ بسیار پایین تری بپردازد یا اصلا نپردازد. اینکه میزان
"منصفانه" چقدر باشد تا چنین معامله ای را مطلوب بدانیم هیچ معیاری جز
همان پرداخت مشهود آن نداریم. باز بر طبق استدلال سوم متن می شود ادعا کرد، اگر
این پرداخت انجام شود و جان یک نفر نجات پیدا کند، احتمالا تعداد رانندگان جرثقیل
سودجو که دنبال طعمه اند، در جاده ها افزایش پیدا می کند که همین می توان جان
بسیاری ادم ها را در آینده نجات دهد و آنها کمتر بپردازند
Ali~ S.
واقعا متاسفم به اين نگاه ليبراليستي شما ......
Ali~ S.
واقعا متاسفم به اين نگاه ليبراليستي شما ......
پیشنهاد جایگزینی هم دارید؟ مثلا با محدودیت گذاری دولت کار حل می شود؟ فیلم را هم ببینید
Ali~ S.
اين يعني سوءاستفاده از نياز مردم و عين بد اخلاقي است
zahra Sharifzadeh
سلام اگر کسی واسه کشور ما مشکل درست نکنه خودمون از داخل مشکل خواهیم ساخت دلیلی نداره کرونا را سیاسی کنیم چرا که این نوع برخورد با مسئله ساده همانی خواهد شد که دشمنان ما می خواهند.این وسط یک عده هم هستند که از آب گل آلود ماهی می گیرن
در غیراخلاقی بودن این کار نه تنها تردیدی نیست بلکه هیچ ابزاری هم برای توجیه کراهت این عمل پیدا نمیشه جناب متخصّص سیاستگذاری عمومی، اما اثبات غیراخلاقی بودن یا اخلاقی بودن این عمل الزاماً راه‌حل مؤثری را پیش روی ما نخواهد گذاشت. به چند اشتباه متن اشاره میکنم: اولاً زمانی که یک کالای بسیار ضروری (نظیر ماسک یا دارو و الخ) به چندین و چند برابر قیمت قبل قیمت‌گذاری میشه الزاماً به این معنا نیست که مصرف‌کنندگان به‌ناگاه به این کالا "علاقه‌مند" شدند و با کمال میل حاضرند قیمت گزافی را بابتش بپردازند، خیر! عرضه‌کنندهٔ این کالای ضروری، به دلیل افزایش ضرورت این کالا در نزد آحاد جامعه و «ناچاری» بیماران به استفاده از این کالای ضروری، به «قدرت بازاری» دست پیدا میکنه و میتونه تا چندین برابر قیمت، کالاش رو به مصرف‌کننده تحمیل کنه. مصرف‌کننده مایل به پرداخت این قیمت نیست بلکه ناچار به پرداخت این قیمته، از همین رو این مبادله، نه یک مبادلهٔ داوطلبانه، بلکه یک «مبادلهٔ زورمندانهٔ یک‌جانبه» هست. (دقیقاً شبیه زمانیه که یک فرد فقیرِ درمانده، ناچار میشه به یک نزول‌خوار برای اجارهٔ سرمایه به بهایی گزاف رجوع کنه). و البته وارد بحث احتکار کالاهای ضروری در چنین برهه‌های بغرنجی هم نمیشم که قدرت قیمت‌گذاری عرضه‌کنندگان رو به چندین برابر افزایش میده.

ثانیاً، شاید در تکست‌بوک‌های اقتصادی افزایش قیمت به طور اجتناب‌ناپذیری به افزایش عرضهٔ کالا منجر بشه اما هیچ تضمینی وجود نداره که در "عالم واقعیت" افزایش قیمت فوراً به افزایش عرضه منجر بشه. این ادعا مرتبط به جهان تخیلیِ "با فرض ثبات سایر شرایط" هست که از قضا این شرایط هیچ وقت ثابت نیست. این قیمت گزاف، بازتابی از قدرت بازاری هنگفت عرضه‌کننده هست با ترکیبی از سوداگری و احتکارگری. آیا برای افزایش عرضه یک کالا باید قیمت چندین‌وچند برابر بشه واقعاً؟ یا کافیه تنها افزایش ملایمی داشته باشه؟ حتی اگر عرضه هم افزایش پیدا کنه، از کجا معلوم که سوداگری و احتکار، دوباره عرضهٔ محصول به بازار رو کاهش نده و قیمت‌ها رو همچنان در سطوح بالایی حفظ کنه؟ موافق اِعمال سقف قیمت سفت‌وسختی (مثلاً به قیمت قبل از بحران) نیستم اما این بدان معنا نیست که باید دست روی دست گذاشت. دولت میتونه این کالا رو به قیمت بازار بخره و به قیمت مقرون‌به‌صرفه‌ای به افراد نیازمند عرضه کنه. در بلندمدّت همه ما به رحمت خدا رفته‌ایم، در چنین شرایط بغرنجی که اختلاف بزرگی میان بازده خصوصی و بازده اجتماعیِ یک فعالیت اقتصادی وجود داره، کنش‌گری دولت اجتناب ناپذیره.
جناب خالقی من هم تاحدودی زیادی طرفدار نظام بازار آزاد هستم البته نه نظام سرمایه داری ولی باید توجه کرد که تمام رویداد های جهان را نمیشه فقط با چوب بازارآزاد بررسی کرد همانطور که اشتباه بزرگ مارکس این بود که تمام ویژیگی های انسان و تاربخ انسان را حول فاصله طبقاتی بررسی کرد متاسفانه شما و همفکرانه شما هم در نظام سرمایه داری همه چیز رو با مدل اقتصاد بازار آزاد می سنجین که مشکلاته زیادی ایجاد میکند .راهکار بنده این هست که ما نمی تونیم نسبت به تمامی مسائل فقط به فکر سود و سرمایه خود باشین در این مورد خاص اگر متاسفانه این افکار سود جویانه بی حد و حصر نظام سرمایه داری در کشور پمپاژ نشود نه افرادی به فکر احتکار خواهند بود نه افرادی به دنبال گران فروشی نه افرادی به دنبال مصرف بیش از اندازه و تنها با افزایش تولید مقطعی می شود از بحران عبور کرد مثل بسیاری از کشورهای با فرهنگ بالا مردم مانند سویس نروژ دانمارک و غیره ولی متسفانه در کشور ما بنا به دلایله بسیار زیادی مردم ما منافع جمعی را در نظر نمیگرین و متاسفانه افرادی هم با افکاری افراط گرایانه نسبت به سرمایه داری سعی در توجیح این از رفتار دارن در آخر از شما تشکر می کنم به علتش نوشتن مطالبی که به شخصه باعث تفکر در من شد
دقیقا همین نگاه وهمین مدل مدیریتی عاشقان سرمایه داری وغرب ولیبرالیسم
با نگاهی به تفکر استاد عزیز اقای خالقی میشه دلیل این همه مخالفت و دشمنی گروهی از حاکمان وسیاست مداران و رهبرانشان در کشور رو نسبت به غرب و تفکر سرمایه داری فهمید،
حالا شاید بهتر فهمید چراوبه چه دلیل امثال رسایی و زاکانی باان خشم و غضب به امثال کرباسچی ویا گروهی از اصلاحطلبان حمله میکنند و از خطرناک بودن تفکر این مدیران وسیاستمداران برای مردم و کشور میگویند
اصلا بحثی راجب درستی این نظر یا نظر مخالفش یا این گروه یا ان گروه ندارم
فقط میخوام بگم ک امثال کرباسچی شهامتش را ندارند ک همچون استاد خالقی شفاف و خیلی واضح نظرشون رو بیان کنن
جناب خالقی بسیار ممنونم بابت کانال مباحثه محورتون. در باب متنی که نوشتین چند سوال رو مطرح کنم: ابتدا فرضی نهفته در متن تون وجود داره که گویا عرضه کنندگان پرتعداد خرد ماسک بصورت درونزا اقدام به افزایش قیمت نموده اند در صورتی که بنظر بنده این افزایش قیمت حاصل شکل گیری انحصار در عرضه کلان این محصول میباشد که انتظار برای شکسته شدن این انحصار بدست نیروهای بازار باطل است و لیکن بدست دولت نیز باطل است که خود شکل دهنده انحصارهاست.
دوم بر فرض که این افزایش قیمت حاصل حداکثرسازی سود شخصی بنگاه های خرد باشد، در این صورت باز مسئله مطرح اینست که آیا افزایش قیمت لزوما به افزایش عرضه می انجامد و اگر بله در چه مدت زمانی ؟ در مدلی که بر مبنای آن بحث میکنین ابتدا تعدادی پیش فرض مطرح است تا مکانیسم بازار بتواند به درستی و درونزا عمل نماید که از قضا در ایران هیچ کدام از پیش فرض های مدل را نداریم، باز فرض میگیرم که بستر هم مهیا باشد؛ افزایش عرضه کی محقق خواهد شد ؟
در بلند مدت
حال در کوتاه مدت که نیاز به پیشگیری از همه گیری این بیماری وجود دارد ما منابع محدود مان را به دارا های جامعه تخصیص دادیم ،آیا این تخصیص بهینه است؟ مشخصا خیر چون اولویت تخصیص باید با بیماران و همراهان آنها باشد که احتمالا در دوره کمون هستند و قابلیت انتقال بالا به جامعه را دارند. در داخل سیستمی که مطرح مینمایید همچین افرادی اگر وسع مالی پایینی داشته باشند استفاده ای از ماسک نخواهند نمود و شاهد همه گیری بیماری و زیان کلان و غیرقابل جبران برای جامعه خواهیم بود بنابراین به نظر من مثال ماسک یکی از مصداق های شکست بازار و تخصیص نابهینه است .البته در سوی مقابل تنها امیدی که به دولت ها میتوان داشت امید به وخیم تر کردن شرایط عمومی جامعه هست و هیچ وقت دخالت دولت را راهکار نمیبینم بلکه وضعیت موجود را نتیجه انحصارهای کلان میدانم.ولی امیدی به مکانیسم بازار نیز برای اصلاح ساختارهای موجود ندارم.
Amir Ranjuri
جناب خالقی بسیار ممنونم بابت کانال مباحثه محورتون. در باب متنی که نوشتین چند سوال رو مطرح کنم: ابتدا فرضی نهفته در متن تون وجود داره که گویا عرضه کنندگان پرتعداد خرد ماسک بصورت درونزا اقدام به افزایش قیمت نموده اند در صورتی که بنظر بنده این افزایش قیمت حاصل شکل گیری انحصار در عرضه کلان این محصول میباشد که انتظار برای شکسته شدن این انحصار بدست نیروهای بازار باطل است و لیکن بدست دولت نیز باطل است که خود شکل دهنده انحصارهاست. دوم بر فرض که این افزایش قیمت حاصل حداکثرسازی سود شخصی بنگاه های خرد باشد، در این صورت باز مسئله مطرح اینست که آیا افزایش قیمت لزوما به افزایش عرضه می انجامد و اگر بله در چه مدت زمانی ؟ در مدلی که بر مبنای آن بحث میکنین ابتدا تعدادی پیش فرض مطرح است تا مکانیسم بازار بتواند به درستی و درونزا عمل نماید که از قضا در ایران هیچ کدام از پیش فرض های مدل را نداریم، باز فرض میگیرم که بستر هم مهیا باشد؛ افزایش عرضه کی محقق خواهد شد ؟ در بلند مدت حال در کوتاه مدت که نیاز به پیشگیری از همه گیری این بیماری وجود دارد ما منابع محدود مان را به دارا های جامعه تخصیص دادیم ،آیا این تخصیص بهینه است؟ مشخصا خیر چون اولویت تخصیص باید با بیماران و همراهان آنها باشد که احتمالا در دوره کمون هستند و قابلیت انتقال بالا به جامعه را دارند. در داخل سیستمی که مطرح مینمایید همچین افرادی اگر وسع مالی پایینی داشته باشند استفاده ای از ماسک نخواهند نمود و شاهد همه گیری بیماری و زیان کلان و غیرقابل جبران برای جامعه خواهیم بود بنابراین به نظر من مثال ماسک یکی از مصداق های شکست بازار و تخصیص نابهینه است .البته در سوی مقابل تنها امیدی که به دولت ها میتوان داشت امید به وخیم تر کردن شرایط عمومی جامعه هست و هیچ وقت دخالت دولت را راهکار نمیبینم بلکه وضعیت موجود را نتیجه انحصارهای کلان میدانم.ولی امیدی به مکانیسم بازار نیز برای اصلاح ساختارهای موجود ندارم.
زنده باشید، به نظرم کمی غیرپویا قضیه را تصویر
می کنید. من این طور می فهمم که یک مطلوبیتی برای همه و حتی فروشندگان ماسک (و حتی
در بدترین حالت فروشنده انحصاری) وجود دارد که این بیماری به حد غیرقابل کنترلی
گسترش نیابد، می توان فرض کرد بسیاری افراد که توان خرید دارند تعداد زیادتری از
ماسک ها را خریداری کنند و در اختیار بقیه قرار دهند، چیزی که اگر فرض کنیم خود عرضه
کننده کالا (اینجا ماسک) زیر بارش نرود، در بحران ها از طرف شرکت های دیگر و خیرین
بارها اتفاق می افتد، زیرا مطلوبیت برخورداران هم در اینست که گسترش بیماری کنترل
شود. در واقع اگر دنبال مقصر هم هستیم ربطی به بازار و عرضه و تقاضا ندارد، مشکل
از ارزش های آدم هاست، بازار با توجه به رجحان های افراد منابع را تخصیص می دهد،
اگر این رحجان ها برای به اصطلاح خیرجمعی باشد بازار هم به بهترین نتیجه را بار می
آورد، اگر هم نباشد که دولت هم از پس کار بر نخواهد آمد و البته در "غیراخلاقی"
بودن مداخله آن که ظاهرا اختلافی نداریم. از آن سو می دانیم که حتی در صورت موقعیت
انحصاری تولیدکننده از حدی بیشتر نمی توان بر قیمت افزود، زیرا اگر قیمت زیادی
بابا باشد، راهکارهای جایگزین یافته خواهد شد و فروشنده سودجو نمی تواند به مراد
دل برسد (چنانکه همین الان هم ویدئو ساخت ماسک از دستمال دست به دست می شود و
البته راهکارهای ابتکاری دیگر هم وجود دارد). پیش فرضی که من دارم اینست که اگر
مطلوبیتی وجود داشته باشد که علی الظاهر در این مورد برای همه افراد هست، کسانی
هستند که برای برآوردن این مطلوبیت پول پرداخت کنند، حتی اگر خطر سواری مجانی و
مانند آن وجود داشته باشد (استدلالی مشابه در کانال در مورد کالای عمومی و نمونه
فانوس دریایی هست)، اگر هم پرداختی به کلی انجام نشود که اساسا نمی تواند در مورد
مطلوب بودن فلان کالا یا خدمت حرف زد. از این جهت به نظر من همچنان استدلال هایی
که امد موجه است
Sakai San 境井仁 🎌
در غیراخلاقی بودن این کار نه تنها تردیدی نیست بلکه هیچ ابزاری هم برای توجیه کراهت این عمل پیدا نمیشه جناب متخصّص سیاستگذاری عمومی، اما اثبات غیراخلاقی بودن یا اخلاقی بودن این عمل الزاماً راه‌حل مؤثری را پیش روی ما نخواهد گذاشت. به چند اشتباه متن اشاره میکنم: اولاً زمانی که یک کالای بسیار ضروری (نظیر ماسک یا دارو و الخ) به چندین و چند برابر قیمت قبل قیمت‌گذاری میشه الزاماً به این معنا نیست که مصرف‌کنندگان به‌ناگاه به این کالا "علاقه‌مند" شدند و با کمال میل حاضرند قیمت گزافی را بابتش بپردازند، خیر! عرضه‌کنندهٔ این کالای ضروری، به دلیل افزایش ضرورت این کالا در نزد آحاد جامعه و «ناچاری» بیماران به استفاده از این کالای ضروری، به «قدرت بازاری» دست پیدا میکنه و میتونه تا چندین برابر قیمت، کالاش رو به مصرف‌کننده تحمیل کنه. مصرف‌کننده مایل به پرداخت این قیمت نیست بلکه ناچار به پرداخت این قیمته، از همین رو این مبادله، نه یک مبادلهٔ داوطلبانه، بلکه یک «مبادلهٔ زورمندانهٔ یک‌جانبه» هست. (دقیقاً شبیه زمانیه که یک فرد فقیرِ درمانده، ناچار میشه به یک نزول‌خوار برای اجارهٔ سرمایه به بهایی گزاف رجوع کنه). و البته وارد بحث احتکار کالاهای ضروری در چنین برهه‌های بغرنجی هم نمیشم که قدرت قیمت‌گذاری عرضه‌کنندگان رو به چندین برابر افزایش میده. ثانیاً، شاید در تکست‌بوک‌های اقتصادی افزایش قیمت به طور اجتناب‌ناپذیری به افزایش عرضهٔ کالا منجر بشه اما هیچ تضمینی وجود نداره که در "عالم واقعیت" افزایش قیمت فوراً به افزایش عرضه منجر بشه. این ادعا مرتبط به جهان تخیلیِ "با فرض ثبات سایر شرایط" هست که از قضا این شرایط هیچ وقت ثابت نیست. این قیمت گزاف، بازتابی از قدرت بازاری هنگفت عرضه‌کننده هست با ترکیبی از سوداگری و احتکارگری. آیا برای افزایش عرضه یک کالا باید قیمت چندین‌وچند برابر بشه واقعاً؟ یا کافیه تنها افزایش ملایمی داشته باشه؟ حتی اگر عرضه هم افزایش پیدا کنه، از کجا معلوم که سوداگری و احتکار، دوباره عرضهٔ محصول به بازار رو کاهش نده و قیمت‌ها رو همچنان در سطوح بالایی حفظ کنه؟ موافق اِعمال سقف قیمت سفت‌وسختی (مثلاً به قیمت قبل از بحران) نیستم اما این بدان معنا نیست که باید دست روی دست گذاشت. دولت میتونه این کالا رو به قیمت بازار بخره و به قیمت مقرون‌به‌صرفه‌ای به افراد نیازمند عرضه کنه. در بلندمدّت همه ما به رحمت خدا رفته‌ایم، در چنین شرایط بغرنجی که اختلاف بزرگی میان بازده خصوصی و بازده اجتماعیِ یک فعالیت اقتصادی وجود داره، کنش‌گری دولت اجتناب ناپذیره.
باز که تو پیدات شد جوجه چپول...چند تا پست قبلتر قهوه ای شدی جواب نداشتی یه مدت دمت رو روی کولت گذاشته بودی رفته بودی سولاخ موش 😂 عزیزم اینطوری که دیوار حاشا واسه همه بلنده منم نمیخواستم خونه متری بیست میلیون بخرم راضی نبودم ناچار بودم نمیخواستم بنزین لیتری سه تومن بزنم تو مملکتی که رو نفت خوابیده باید مفت باشه منتها ناچار بودم نمیخواستم به تعمیرکار لوله کشی ساختمون واسه دو روز کار دو تومن پول بدم راضی نبودم منتها ناچار بودم نمیخواستم ماهی چهار تومن اجاره قوطی کبریت بدم راضی نبودم ناچار بودم تن ماهی رو من با همون سه هزار تومن سابق راضیم بخرم به این قیمت پونزده تومتی راضی نبودم ولی ناچار بودم راضی نبودم چهل تومن پول سلمونی بدم باید ده تومن باشه منتها ناچار بودم به اون پاپا دولتت بگو بیاد حق منو بقیه پول منو از این جنایتکارا پس بگیره ... آخه دوزاری یکم فکر کن از اونطرفم من راننده اسنپم راضی نبودم مسیر تا فرودگاه رو با بیست تومن برم ولی ناچار بودم سلمونیه هم میگفت چهل تومن مفته با این وضع قیمتها باید پنجاه تومن بگیره راضی نبود منتها ناچار بود ...تو تمام نظامهای حقوقی حتی فقه قراردادهایی که موقع انعقاد اجبار اثبات بشه باطله اما قرارداهایی که بعدها یکی از طرفین ادعای ناچاری بکنه کماکان به قوت خودش باقیه
Razzagh
باز که تو پیدات شد جوجه چپول...چند تا پست قبلتر قهوه ای شدی جواب نداشتی یه مدت دمت رو روی کولت گذاشته بودی رفته بودی سولاخ موش 😂 عزیزم اینطوری که دیوار حاشا واسه همه بلنده منم نمیخواستم خونه متری بیست میلیون بخرم راضی نبودم ناچار بودم نمیخواستم بنزین لیتری سه تومن بزنم تو مملکتی که رو نفت خوابیده باید مفت باشه منتها ناچار بودم نمیخواستم به تعمیرکار لوله کشی ساختمون واسه دو روز کار دو تومن پول بدم راضی نبودم منتها ناچار بودم نمیخواستم ماهی چهار تومن اجاره قوطی کبریت بدم راضی نبودم ناچار بودم تن ماهی رو من با همون سه هزار تومن سابق راضیم بخرم به این قیمت پونزده تومتی راضی نبودم ولی ناچار بودم راضی نبودم چهل تومن پول سلمونی بدم باید ده تومن باشه منتها ناچار بودم به اون پاپا دولتت بگو بیاد حق منو بقیه پول منو از این جنایتکارا پس بگیره ... آخه دوزاری یکم فکر کن از اونطرفم من راننده اسنپم راضی نبودم مسیر تا فرودگاه رو با بیست تومن برم ولی ناچار بودم سلمونیه هم میگفت چهل تومن مفته با این وضع قیمتها باید پنجاه تومن بگیره راضی نبود منتها ناچار بود ...تو تمام نظامهای حقوقی حتی فقه قراردادهایی که موقع انعقاد اجبار اثبات بشه باطله اما قرارداهایی که بعدها یکی از طرفین ادعای ناچاری بکنه کماکان به قوت خودش باقیه
گویا خزئبلات قشنگی تفت دادی لُـلـبرتارین اعظم، اما به قدری بی‌ارتباط با حرفام بود که متوجه نشدم چی نوشخوار کردی. کسی از کالای رایگان حرف نزد. سفسطه نکن. بحث سر «قدرت چانه‌زنی نامتوازن» هست. این مسئله قطعاً در مورد مبادله‌ی همه‌ی کالاها صدق نمیکنه اما به‌هرحال یک بیمار در برابر عرضه‌کنندهٔ محصولات دارویی همون‌قدر فاقد قدرت چانه‌زنیه که یک فرد تهی‌دست در برابر یک بهره‌خوار. به همین شکل، یک کارگر فاقد سندیکا در برابر کارآفرین همونقدر بی‌قدرته که یک مصرف‌کننده در برابر مونوپُلیستِ برق و آب و غیره. اینجا چیزی به نام "مبادله‌ی داوطلبانه" که مطلوبیت طرفین رو بیشینه کنه وجود نداره، بلکه یک مبادله‌ی زورمندانهٔ یک‌جانبه برقراره. (آیا در دیستوپیای لیبرتارین همه از قدرت چانه‌زنی متوازن برخوردارن؟) اگر یکی از طرفین وارد این مبادلهٔ نابرابر نشه احتمالاً گرسنگی، مرگ و هر رخداد ناگوار دیگری در انتظارش خواهد بود. مبادله‌ای واقعاً "داوطلبانه" و "متقابلاً سودمند" هست که طرفین مبادله از قدرت چانه‌زنی متوازن برخوردار باشند. توزیع درآمدی که از این مبادلات زورمندانه حاصل میشه، ناعادلانه‌س و تفاوتی با چپاول بی‌سروصدا نداره. "اجبار" که حتماً نباید تفنگ روی سرت باشه که! اغلب اوقات جبر شرایط فرد رو وادار به مبادله‌ای ناعادلانه میکنه. این نکته‌ایه که ظاهراً مغز فلج هیچ لیبرتارینی توانائی درکش رو نداره متأسفانه 😊.
Sakai San 境井仁 🎌
گویا خزئبلات قشنگی تفت دادی لُـلـبرتارین اعظم، اما به قدری بی‌ارتباط با حرفام بود که متوجه نشدم چی نوشخوار کردی. کسی از کالای رایگان حرف نزد. سفسطه نکن. بحث سر «قدرت چانه‌زنی نامتوازن» هست. این مسئله قطعاً در مورد مبادله‌ی همه‌ی کالاها صدق نمیکنه اما به‌هرحال یک بیمار در برابر عرضه‌کنندهٔ محصولات دارویی همون‌قدر فاقد قدرت چانه‌زنیه که یک فرد تهی‌دست در برابر یک بهره‌خوار. به همین شکل، یک کارگر فاقد سندیکا در برابر کارآفرین همونقدر بی‌قدرته که یک مصرف‌کننده در برابر مونوپُلیستِ برق و آب و غیره. اینجا چیزی به نام "مبادله‌ی داوطلبانه" که مطلوبیت طرفین رو بیشینه کنه وجود نداره، بلکه یک مبادله‌ی زورمندانهٔ یک‌جانبه برقراره. (آیا در دیستوپیای لیبرتارین همه از قدرت چانه‌زنی متوازن برخوردارن؟) اگر یکی از طرفین وارد این مبادلهٔ نابرابر نشه احتمالاً گرسنگی، مرگ و هر رخداد ناگوار دیگری در انتظارش خواهد بود. مبادله‌ای واقعاً "داوطلبانه" و "متقابلاً سودمند" هست که طرفین مبادله از قدرت چانه‌زنی متوازن برخوردار باشند. توزیع درآمدی که از این مبادلات زورمندانه حاصل میشه، ناعادلانه‌س و تفاوتی با چپاول بی‌سروصدا نداره. "اجبار" که حتماً نباید تفنگ روی سرت باشه که! اغلب اوقات جبر شرایط فرد رو وادار به مبادله‌ای ناعادلانه میکنه. این نکته‌ایه که ظاهراً مغز فلج هیچ لیبرتارینی توانائی درکش رو نداره متأسفانه 😊.
خزعبلات! نه خزئبلات! بیسواد چپول چکمه لیس دولت 😂 این همه با پول مفتی و دزدی مالیات مردم تو مدرسه و دانشگاه دولتی چریدی دو کلمه هنوز بلد نیستی بدون غلط تفت بدی؟ حیف نون!

ولی پیشرفت کردی! اون دفعه که مثل خر تو گل موندی رفتی تو غار چند هفته. الان خودتو زدی به اون راه و جواب نمیدی 😁 منم زیر بارون بودم اگه اسنپ پنجاه تومنی رو قبول نمیکردم کرونا میگرفتم راضی نبودم اما مجبور بودم چرا این پاپا دولتت نمیاد حق منو بگیره؟ از اونور راننده اسنپم میگه راضی نبودم زیر بارون تو این ترافیک و سرما با این نرخ کار کنم اما مجبور بودم بچه هام نون شب نداشتن خودم هزار تا قسط و بدبختی دارم وگرنه نرخ واقعیش دو برابر اینه به پاپا دولت بگین بیاد حق منو بگیره! خب حالا پاپا دولت شما طرف کدومو میگیری؟ دستگاه بدبختی سنجت رو بیار ببینیم.
الحق که راست میگن مارکسیسم مذهب حسادت و حقارته

آب واجبه برق واجبه غذا واجب نیست؟ میوه ها و انواع خوراکیها نیست؟ نون نیست؟ گوشت و مرغ نیست؟ شیر و لبنیات؟ بهداشت و سلامت نیست؟ امنیت و قضاوت نیست؟ آموزش نیست؟ مگه همین آموزش عامل اختلاف طبقاتی نمیشه؟ لوازم التحریر و کاغذ و قلم نیست؟ ماسک و دارو؟ نواربهداشتی؟ پوشک؟ شیرخشک؟ مسکن و سقف بالاسر؟ لباس؟ سوخت و انرژی؟ مستمری بازنشستگی؟ حقوق کارگر بدبخت؟ درآمد پایه همگانی؟ حدیقفت کجاست جوجه کمونیست چکمه لیس دولت؟ هر کدومو بگی نیست من ادله میارم که هست.

اصلا اینها به کنار خودت نوشتی: "شبیه زمانیه که یک فرد فقیرِ درمانده، ناچار میشه به یک نزول‌خوار برای اجارهٔ سرمایه به بهایی گزاف رجوع کنه" آخی! بیچاره فقیر درمونده! میخواد سرمایه اجاره کنه! باید با بهره پایینتر از نرخ تعادلی بازار بهش بدن. 😂 اولا اون وام ها از سپرده های مردم فلک زده است که دستشون به جایی بند نیست میذارن بانک، در مقابل اغلب وام گیرنده ها ذینفوذها و رانت دارها و رفقای بانکدارا و دولتمردانی هستن که لیسیدن چکمه هاشون رو دوست داری دوما سرمایه که از آسمون نمیباره کودن. اگه نرخ بهره رو به نسبت نرخ بازار بیاری پایین تقاضای وام بیشتر میشه و عرضه سرمایه کمتر. حالا خیلیا وام با نرخ پایین رو میخوان باید به کی بدیمشون؟ پس رانت بوجود میاد کی تعیین کننده است؟ همون دولتمردای سلیم النفس و فرشته معصومی که دنبال نفع شخصی و پارتی بازی و رشوه ستانی نیستن.
ما تو دنیایی با منابع محدود و نیازهای نامحدودیم نه تو بهشت عدن!
به قول فریدمن، اقتصاددانا شاید چیز زیادی ندونن، ولی به‌خوبی می‌دونن که مازاد و کسری رو چطور ایجاد کنن. سقف قیمت‌، کسری به‌وجود میاره؛ و کف قیمتی، مازاد ایجاد می‌کنه. فرضا عرضه و تقاضای ماسک، با قیمت فعلی، تو موازنه است. بعد دولت سقف قیمتی پایین‌تر از قیمتِ جاری تعیین می‌کنه در این صورت عرضه‌ی ماسک کم میشه، ولی تقاضای اون زیادتر میشه نتیجه تقاضای مازاد و قفسه ‌های خالیه. هرچند برخی مصرف‌کنندگان (از مابهترون و رفقای توزیع کنندگان و...) بخت خریدِ ماسکهای ارزون رو پیدا میکنن ولی بقیه دست خالی می‌مونن.
Razzagh
خزعبلات! نه خزئبلات! بیسواد چپول چکمه لیس دولت 😂 این همه با پول مفتی و دزدی مالیات مردم تو مدرسه و دانشگاه دولتی چریدی دو کلمه هنوز بلد نیستی بدون غلط تفت بدی؟ حیف نون! ولی پیشرفت کردی! اون دفعه که مثل خر تو گل موندی رفتی تو غار چند هفته. الان خودتو زدی به اون راه و جواب نمیدی 😁 منم زیر بارون بودم اگه اسنپ پنجاه تومنی رو قبول نمیکردم کرونا میگرفتم راضی نبودم اما مجبور بودم چرا این پاپا دولتت نمیاد حق منو بگیره؟ از اونور راننده اسنپم میگه راضی نبودم زیر بارون تو این ترافیک و سرما با این نرخ کار کنم اما مجبور بودم بچه هام نون شب نداشتن خودم هزار تا قسط و بدبختی دارم وگرنه نرخ واقعیش دو برابر اینه به پاپا دولت بگین بیاد حق منو بگیره! خب حالا پاپا دولت شما طرف کدومو میگیری؟ دستگاه بدبختی سنجت رو بیار ببینیم. الحق که راست میگن مارکسیسم مذهب حسادت و حقارته آب واجبه برق واجبه غذا واجب نیست؟ میوه ها و انواع خوراکیها نیست؟ نون نیست؟ گوشت و مرغ نیست؟ شیر و لبنیات؟ بهداشت و سلامت نیست؟ امنیت و قضاوت نیست؟ آموزش نیست؟ مگه همین آموزش عامل اختلاف طبقاتی نمیشه؟ لوازم التحریر و کاغذ و قلم نیست؟ ماسک و دارو؟ نواربهداشتی؟ پوشک؟ شیرخشک؟ مسکن و سقف بالاسر؟ لباس؟ سوخت و انرژی؟ مستمری بازنشستگی؟ حقوق کارگر بدبخت؟ درآمد پایه همگانی؟ حدیقفت کجاست جوجه کمونیست چکمه لیس دولت؟ هر کدومو بگی نیست من ادله میارم که هست. اصلا اینها به کنار خودت نوشتی: "شبیه زمانیه که یک فرد فقیرِ درمانده، ناچار میشه به یک نزول‌خوار برای اجارهٔ سرمایه به بهایی گزاف رجوع کنه" آخی! بیچاره فقیر درمونده! میخواد سرمایه اجاره کنه! باید با بهره پایینتر از نرخ تعادلی بازار بهش بدن. 😂 اولا اون وام ها از سپرده های مردم فلک زده است که دستشون به جایی بند نیست میذارن بانک، در مقابل اغلب وام گیرنده ها ذینفوذها و رانت دارها و رفقای بانکدارا و دولتمردانی هستن که لیسیدن چکمه هاشون رو دوست داری دوما سرمایه که از آسمون نمیباره کودن. اگه نرخ بهره رو به نسبت نرخ بازار بیاری پایین تقاضای وام بیشتر میشه و عرضه سرمایه کمتر. حالا خیلیا وام با نرخ پایین رو میخوان باید به کی بدیمشون؟ پس رانت بوجود میاد کی تعیین کننده است؟ همون دولتمردای سلیم النفس و فرشته معصومی که دنبال نفع شخصی و پارتی بازی و رشوه ستانی نیستن. ما تو دنیایی با منابع محدود و نیازهای نامحدودیم نه تو بهشت عدن! به قول فریدمن، اقتصاددانا شاید چیز زیادی ندونن، ولی به‌خوبی می‌دونن که مازاد و کسری رو چطور ایجاد کنن. سقف قیمت‌، کسری به‌وجود میاره؛ و کف قیمتی، مازاد ایجاد می‌کنه. فرضا عرضه و تقاضای ماسک، با قیمت فعلی، تو موازنه است. بعد دولت سقف قیمتی پایین‌تر از قیمتِ جاری تعیین می‌کنه در این صورت عرضه‌ی ماسک کم میشه، ولی تقاضای اون زیادتر میشه نتیجه تقاضای مازاد و قفسه ‌های خالیه. هرچند برخی مصرف‌کنندگان (از مابهترون و رفقای توزیع کنندگان و...) بخت خریدِ ماسکهای ارزون رو پیدا میکنن ولی بقیه دست خالی می‌مونن.
خب تا اینجای کار که خوب آتیش گرفتی و افتادی به ورطه‌ی ایرادهای ملّانقَتی :))) اون دفعه جواب چیتو میدادم آخه؟ لُلبرتارین شُل‌مغز، الان داری از واژه‌ی "قیمت تعادلی" که مال اقتصاد متعارفه استفاده میکنی بعد به بهینه‌ی من گیر بنی‌اسرائیلی میدی؟! (حقیقتاً اون سؤالت ملانقطی بود و ارزش پاسخگویی نداشت، سعی کن سوال منطقی بپرسی). در خصوص هر کالایی، اگر عرضه‌کنندگانش ائتلاف کنند یا اینکه دو-سه تاشون سهم اعظم بازار رو تصاحب کنه طبعاً این بنگاه‌ها از قدرت بازاری و قیمت‌گذاریِ قابل توجهی برخوردار میشند و متقابلاً قدرت چانه‌زنی مصرف‌کنندگان (و کارگران این بنگاه‌ها) درهم شکسته میشه. انحصار، بدون مداخلهٔ دولت و با ادغام‌های رایج یا پیشگیرانه، ائتلاف و صرفه‌جویی‌های ناشی از مقیاس هم میتونه شکل بگیره و شکل هم گرفته. اما در مثال ماسک‌های ایمنی دیدی که تشدید ضرورت این کالا در نزد جامعه، منجر به افزایش قدرت قیمت‌گذاری و سوءاستفاده عرضه‌کننده از مصرف‌کننده شد. اگر کالاوخدمتی به‌ناگاه ضرورتی پیدا کنه و عرضه‌کننده‌ش (به هر بهانه‌ای) از این طریق به درآمد هنگفتی برسه، این درآمد ماحصل یک مبادلهٔ زورمندانه (و نه داوطلبانه) بوده و چیزی جز یک چپاول بی‌سروصدا نیست. هر کسی که در اقتصاد بازار به ثروت هنگفتی میرسه، شاید محصول ارزشمندی خلق کرده باشه، اما ممکنم هست که این ثروت از طریق انحصارگری، قدرت چانه‌زنی نامتوازن، بهره‌برداری از رانت اطلاعاتی در بازار سرمایه، مطالبهٔ بهره‌های گزاف، اجاره‌دهی زمین و منابع کمیاب طبیعت (این اجاره باعث افزایش عرضه منبع کمیاب نمیشه و شبیه مَکِش ثروت جامعه‌س) و امثالهم بدست آورده باشه. این روش‌هارو بهش میگن «کسب ثروت بدون خلق ثروت»، که تنها توزیع کیک درآمد ملّی رو تغییر میده و ماحصل مبادلاتیه که در بطنشون قدرت چانه‌زنی نامتوازن یا اطلاعات نامتوازن نهفته شده. من اسمی از "بانک" نیاوردم. حتی قوای ذهنی‌ت توانایی تفکیکِ نزول‌خوار از بانک رو هم نداره اما اینجا میای واسه ما اقتصاد ۱۰۱ درس میدی. بانک‌ها غالباً به فرد فقیر وام نمیدند و این فرد ناچار میشه بره سراغ نزول‌خوارهایی که بهره‌های استثماری مطالبه میکنند، اگر کسی درآمد این بچّه زرنگ‌ها رو بدیهی و مشروع تلقی کنه اما بازتوزیع این عواید ربوی، انحصاری و.. به سوی افراد کم‌درآمد رو دزدی بنامه، به نظرم یک آدم شارلاتانه. از سقف قیمت هم حمایت نکردم و حرف دهن دیگران نزار. در دیستوپیای لیبرتارین، نهایتاً باید آینه‌بغل هوندای جف بیزوس‌(ها) رو لیس بزنی تا جلوت یه تکه نون بندازه. 😀
Razzagh
خزعبلات! نه خزئبلات! بیسواد چپول چکمه لیس دولت 😂 این همه با پول مفتی و دزدی مالیات مردم تو مدرسه و دانشگاه دولتی چریدی دو کلمه هنوز بلد نیستی بدون غلط تفت بدی؟ حیف نون! ولی پیشرفت کردی! اون دفعه که مثل خر تو گل موندی رفتی تو غار چند هفته. الان خودتو زدی به اون راه و جواب نمیدی 😁 منم زیر بارون بودم اگه اسنپ پنجاه تومنی رو قبول نمیکردم کرونا میگرفتم راضی نبودم اما مجبور بودم چرا این پاپا دولتت نمیاد حق منو بگیره؟ از اونور راننده اسنپم میگه راضی نبودم زیر بارون تو این ترافیک و سرما با این نرخ کار کنم اما مجبور بودم بچه هام نون شب نداشتن خودم هزار تا قسط و بدبختی دارم وگرنه نرخ واقعیش دو برابر اینه به پاپا دولت بگین بیاد حق منو بگیره! خب حالا پاپا دولت شما طرف کدومو میگیری؟ دستگاه بدبختی سنجت رو بیار ببینیم. الحق که راست میگن مارکسیسم مذهب حسادت و حقارته آب واجبه برق واجبه غذا واجب نیست؟ میوه ها و انواع خوراکیها نیست؟ نون نیست؟ گوشت و مرغ نیست؟ شیر و لبنیات؟ بهداشت و سلامت نیست؟ امنیت و قضاوت نیست؟ آموزش نیست؟ مگه همین آموزش عامل اختلاف طبقاتی نمیشه؟ لوازم التحریر و کاغذ و قلم نیست؟ ماسک و دارو؟ نواربهداشتی؟ پوشک؟ شیرخشک؟ مسکن و سقف بالاسر؟ لباس؟ سوخت و انرژی؟ مستمری بازنشستگی؟ حقوق کارگر بدبخت؟ درآمد پایه همگانی؟ حدیقفت کجاست جوجه کمونیست چکمه لیس دولت؟ هر کدومو بگی نیست من ادله میارم که هست. اصلا اینها به کنار خودت نوشتی: "شبیه زمانیه که یک فرد فقیرِ درمانده، ناچار میشه به یک نزول‌خوار برای اجارهٔ سرمایه به بهایی گزاف رجوع کنه" آخی! بیچاره فقیر درمونده! میخواد سرمایه اجاره کنه! باید با بهره پایینتر از نرخ تعادلی بازار بهش بدن. 😂 اولا اون وام ها از سپرده های مردم فلک زده است که دستشون به جایی بند نیست میذارن بانک، در مقابل اغلب وام گیرنده ها ذینفوذها و رانت دارها و رفقای بانکدارا و دولتمردانی هستن که لیسیدن چکمه هاشون رو دوست داری دوما سرمایه که از آسمون نمیباره کودن. اگه نرخ بهره رو به نسبت نرخ بازار بیاری پایین تقاضای وام بیشتر میشه و عرضه سرمایه کمتر. حالا خیلیا وام با نرخ پایین رو میخوان باید به کی بدیمشون؟ پس رانت بوجود میاد کی تعیین کننده است؟ همون دولتمردای سلیم النفس و فرشته معصومی که دنبال نفع شخصی و پارتی بازی و رشوه ستانی نیستن. ما تو دنیایی با منابع محدود و نیازهای نامحدودیم نه تو بهشت عدن! به قول فریدمن، اقتصاددانا شاید چیز زیادی ندونن، ولی به‌خوبی می‌دونن که مازاد و کسری رو چطور ایجاد کنن. سقف قیمت‌، کسری به‌وجود میاره؛ و کف قیمتی، مازاد ایجاد می‌کنه. فرضا عرضه و تقاضای ماسک، با قیمت فعلی، تو موازنه است. بعد دولت سقف قیمتی پایین‌تر از قیمتِ جاری تعیین می‌کنه در این صورت عرضه‌ی ماسک کم میشه، ولی تقاضای اون زیادتر میشه نتیجه تقاضای مازاد و قفسه ‌های خالیه. هرچند برخی مصرف‌کنندگان (از مابهترون و رفقای توزیع کنندگان و...) بخت خریدِ ماسکهای ارزون رو پیدا میکنن ولی بقیه دست خالی می‌مونن.
این "فتیش مالکیت" رو هم بریز توی زباله‌دون که زمانی مالکیت بر انسان‌های موسوم به بَرده، مالکیت انحصاری بر کودک و مالکیت بر همسر هم حقّی بدیهی و محترم شمرده میشد و حتی وکیل مدافع هم داشت (گویا رتبارد هم از مالکیت انحصاری بر کودک دفاع کرده)، اما بعداً مشخص شد که این حق‌های بدیهی چه ماهیت کثیفی داشته. بنگاهی که آلایندگی ایجاد میکنه و به سود میرسه باید مالیاتِ آلایندگی بپردازه‌. مالکیت بر چنین سودی پدیده‌ی مقدسی نیست چراکه ماحصل تحمیل هزینه‌های جانی و بیماری‌های ریوی به سایر آحاد جامعه بوده. کسب‌وکاری که به واسطه‌ی قدرت چانه‌زنی نامتوازن، مزد ناچیزی به کارگران می‌پردازه، یا باید قانون حداقل مزد یا چانه‌زنی سندیکاها رو به جون بخره یا اینکه مالیات بیشتری بپردازه، چراکه این سود ناشی از مبادله‌ی زورمندانه‌ی یک‌جانبه بر سر نیروی کار بوده، و مبادله زورمندانه هم چیزی جز یک چپاول بی‌سروصدا نیست. اون سفته‌بازی که از طریق احتکار فلان کالا، سهام، ارز و.. قیمت‌ها رو افزایش میده عملاً هیچ ثروتی خلق نکرده و به جاش ثروت جامعه رو مَکِش کرده. اون دلّال سهام و مبادله‌گر سهامی که از طریق برتری اطلاعاتی نسبت به سایر کنشگرها، سهام‌هایی رو می‌خره یا میفروشه و به ثروت بادآورده‌ای میرسه، عملاُ ثروتی برای جامعه خلق نکرده، اما به ثروت بادآورده‌ای رسیده. بنگاه انحصارگری که از طریق کاهش تولید و عرضه‌ی فلان کالا، قیمت رو افزایش میده، در حقیقت تولید ثروت رو کاهش داده تا ثروت بیشتری رو مَکِش کنه. بانک‌ها و نزول‌خوارهایی که بهره‌های نحومی و تنگاتنگ با بازدهی بخش خصوصی مطالبه میکنن هم ثروت جامعه رو می‌مکند. تمامی این بچه زرنگ‌هایی که ثروت آحاد جامعه رو مکش میکنند، به وفور در عالم واقعیت وجود داره و این ویروس باید چه از طریق مقرّرات‌گذاری، بازتوزیع درآمد و غیره برطرف بشه. اگر کسی با اون شیوه‌های کسب ثروت مشکلی نداشته باشه اما به کوپن مواد غذایی تهدیستان بگه دزدی، اگر ابله نباشه، یک شیّاد به تمام معناییه که مبتلاً به ویروس داروینیسم اجتماعی‌ست
Show next 26 comments